استیوارت باترفیلد کیست؟ فیلسوف و بنیانگذار فیلکر و اسلک
مقدمه
ارزش این خرید بیش از ۲۷.۷ میلیارد دلار بود؛ این رقم بهای نهایی خرید شرکتی بود که بنیانگذار آن دو بار ناخواسته مسیرش را از ساخت بازیهای آنلاین به خلق پلتفرمهای ارتباطی تغییر داد و در هر دو مرحله، انقلابی در دنیای دیجیتال رقم زد. استیوارت باترفیلد (Stewart Butterfield)، که زندگیاش از یک کلبه چوبی بدون آب لولهکشی در یک جامعه کوچک دورافتاده در بریتیش کلمبیا آغاز شد، نه مهندس بود و نه متخصص کسبوکار؛ او یک فیلسوف تحصیلکرده از کمبریج است که بهطور تصادفی، اما پیوسته، به یکی از مؤثرترین کارآفرینان عصر اینترنت تبدیل شد. اگر کنجکاو هستید بدانید چگونه مردی با مدرک فلسفه، شبکههای ارتباطی جهانی مانند فیلکر (Flickr) و اسلک (Slack) را پایهگذاری کرد و مسیر تعاملات کاری دهها میلیون نفر را تغییر داد، با ما همراه باشید تا داستان کامل این بنیانگذار خلاق و کارآفرین کانادایی را از ابتدا بررسی کنیم.
زندگینامه استیوارت باترفیلد

استیوارت باترفیلد، با نام اصلی دارما جرمی باترفیلد، در ۲۱ مارس ۱۹۷۳ در شهر لاند (Lund)، بریتیش کلمبیای کانادا متولد شد. تولد و پنج سال اول زندگی او در یک شرایط بسیار غیرمتعارف و دور از تکنولوژیهای مدرن گذشت؛ والدینش که از جامعه سنتی فاصله گرفته بودند، در یک منطقه روستایی دورافتاده زندگی میکردند. این دوران اولیه، که فاقد تلویزیون، آب لولهکشی و برق بود، شاید بهطور ناخودآگاه، قدرت تمرکز و نگاهی متفاوت به جهان را در او شکل داد. او در سال ۱۹۷۸ به همراه خانواده به ویکتوریا نقل مکان کرد و برای اولین بار با محیطی شهری و امکانات مدرن آشنا شد.
تحصیلات آکادمیک و تغییر نام
باترفیلد در سن ۱۲ سالگی نام خود را بهطور قانونی به دنیل استیوارت باترفیلد تغییر داد و بعدها عمدتاً از نام میانی خود استفاده کرد. برخلاف اکثر بزرگان فناوری که تحصیلات خود را در رشتههای مهندسی یا علوم کامپیوتر آغاز کردند، استیوارت راهی جهان فلسفه شد.
لیسانس فلسفه از دانشگاه ویکتوریا
او در سال ۱۹۹۶ مدرک کارشناسی فلسفه خود را از دانشگاه ویکتوریا در کانادا دریافت کرد. این انتخاب رشته، که در ظاهر هیچ ارتباطی با کارآفرینی در دنیای فناوری ندارد، بعدها به یکی از نقاط قوت باترفیلد تبدیل شد. رشته فلسفه، با تمرکز بر منطق، استدلال و نقد، به او آموخت که چگونه عمیقاً فکر کند، مشکلات را ریشهیابی کرده و به جای راهحلهای سطحی، به دنبال تغییرات بنیادی باشد. بسیاری از کارآفرینان بزرگ اعتراف کردهاند که توانایی زیر سؤال بردن مفروضات و دیدن تصویر بزرگ، که از دل فلسفه میآید، در راهاندازی استارتاپها ضروری است.
فوق لیسانس فلسفه از دانشگاه کمبریج
باترفیلد تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۹۹۸ مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را از کالج کلر (Clare College) دانشگاه معتبر کمبریج انگلستان دریافت کرد. تمرکز او در این دوره بر موضوعاتی مانند فلسفه ذهن، علوم شناختی و فلسفه زیستشناسی بود. این پیشینه فکری، نه تنها در درک بهتر تعاملات انسانی و ساخت ابزارهایی برای آن مؤثر بود، بلکه تفکر انتقادی را برای "چرخش" (Pivot) استراتژیک در کسبوکار، همانند آنچه در فیلکر و اسلک رخ داد، تقویت کرد.
آشنایی با کدنویسی در دوران نوجوانی
با وجود تحصیل در رشته فلسفه، علاقه به تکنولوژی و کدنویسی از دوران کودکی در استیوارت وجود داشت. او در نوجوانی بهطور خودآموز برنامهنویسی را فراگرفت و همین مهارت، در کنار دیدگاه فلسفیاش، زمینه را برای ورود به دنیای آشفته و نوآورانهٔ اینترنت در اواخر دهه ۹۰ فراهم ساخت. این ترکیب غیرمنتظره از دانش فنی و تفکر عمیق، او را از سایر بنیانگذاران متمایز کرد.
پیشینه و مسیر حرفهای استیوارت باترفیلد
مسیر حرفهای استیوارت باترفیلد، داستانی از شکستهای آموزنده است که در نهایت به موفقیتهای بزرگ و میلیارد دلاری منجر شدند. او را میتوان یک کارآفرین سریالی نامید که دو بار، مسیر فعالیت اصلی خود را از ساخت بازی به خلق ابزار ارتباطی تغییر داد و هر دو بار نیز نتیجهبخش بود.
آغاز کارآفرینی و شکستهای اولیه
اولین تلاشهای جدی باترفیلد در فضای داتکام (Dot-com) شکل گرفت. او در اوایل دهه ۲۰۰۰ درگیر پروژههایی مانند Gradfinder.com بود که وبسایتی برای فارغالتحصیلان دانشگاهی بود. این تجربه، هرچند به موفقیت بزرگی منجر نشد، اما زمینه را برای آشنایی با شرکای تجاری آیندهاش، از جمله کاترینا فیک (Caterina Fake) که بعدها همسرش شد، فراهم کرد و او را با سازوکارهای راهاندازی یک شرکت اینترنتی آشنا ساخت.
تولد ناخواسته فیلکر (Flickr)
شاهکار اولیه باترفیلد و تیمش با تأسیس شرکتی به نام لودیکورپ (Ludicorp) در سال ۲۰۰۲ آغاز شد. اما هدف لودیکورپ در ابتدا، فیلکر نبود.
شکست بازی Game Neverending
هدف اصلی لودیکورپ ساخت یک بازی آنلاین چندنفره عظیم (Massively Multiplayer Online Role-Playing Game) MMORPG به نام Game Neverending بود. این بازی جاهطلبانه نتوانست در بازار موفقیت لازم را کسب کند و شکست خورد. با این حال، باترفیلد و تیمش متوجه شدند که یک ویژگی جانبی که برای تبادل تصاویر و ارتباط بین بازیکنان درون بازی طراحی کرده بودند، بسیار جذابتر و پرکاربردتر از خود بازی است. این ویژگی، امکان بارگذاری، برچسبگذاری (Tagging) و اشتراکگذاری عکسها را فراهم میکرد.
چرخش استراتژیک و ظهور وب ۲.۰
اینجا بود که بنیانگذار فلیکر، با تکیه بر تفکر انتقادی که از فلسفه آموخته بود، یک چرخش (Pivot) جسورانه انجام داد. آنها در سال ۲۰۰۴ تصمیم گرفتند بازی را کنار بگذارند و تمام تمرکز خود را بر روی ویژگی اشتراکگذاری عکس بگذارند، که نام آن را فیلکر (Flickr) گذاشتند. فیلکر با نوآوریهایی مانند سیستم تگگذاری، فیدهای عکس (Photostreams) و توانایی ساخت گروههای اجتماعی بر اساس علایق عکاسی، بهسرعت محبوب شد و به یکی از پیشگامان جنبش وب ۲.۰ تبدیل گشت. این پلتفرم تعریف جدیدی از نحوه اشتراکگذاری زندگی افراد بهصورت بصری در اینترنت ارائه داد.
فروش فیلکر به یاهو و خروج
موفقیت فیلکر به اندازهای سریع و چشمگیر بود که در سال ۲۰۰۵، غول اینترنتی آن زمان یعنی یاهو (Yahoo!) آن را به مبلغی در حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار خریداری کرد. باترفیلد پس از این خرید، به مدت سه سال بهعنوان مدیر کل فیلکر و مدیر ارشد پروژه در یاهو باقی ماند. با این حال، او در سال ۲۰۰۸ از یاهو استعفا داد، زیرا از فرهنگ سازمانی بزرگ و کند یاهو ناامید شده بود و به دنبال چالشهای جدید و فضای کارآفرینی مجدد بود.
دستاوردها و پروژههای برجسته استیوارت باترفیلد

مهمترین دستاوردهای استیوارت باترفیلد، نه فقط در ارزش مالی شرکتهایش، بلکه در تأثیر عمیق بر نحوه کار و ارتباطات در عصر دیجیتال نهفته است. او ابزارهایی را خلق کرده که به زیرساخت حیاتی هزاران کسبوکار در سراسر جهان تبدیل شدهاند.
داستان موفقیت میلیارد دلاری اسلک (Slack)
پس از خروج از یاهو، باترفیلد مجدداً با همکاران قدیمی خود، از جمله کال هندرسون (Cal Henderson) و اریک کاستلو (Eric Costello)، گرد هم آمد و شرکت جدیدی به نام Tiny Speck را در سال ۲۰۰۹ تأسیس کرد. این شرکت هم، بار دیگر، با هدف ساخت یک بازی آنلاین چندنفره با نام Glitch شکل گرفت.
شکست دوم: بازی Glitch
بازی Glitch نیز مانند Game Neverending در نهایت در سال ۲۰۱۲ شکست خورد و تعطیل شد. این دومین شکست بزرگ باترفیلد در حوزه ساخت بازی بود. اما تاریخ بار دیگر تکرار شد؛ درست مانند داستان فیلکر، تیم Tiny Speck ابزار ارتباطی داخلی را برای هماهنگی بین توسعهدهندگان در حین ساخت بازی، ایجاد کرده بودند که از خود بازی بسیار کارآمدتر و محبوبتر بود.
ظهور اسلک: از ابزار داخلی تا پلتفرم جهانی
این ابزار داخلی، که سیستمی برای چت، به اشتراکگذاری فایل و آرشیو سریع مکالمات بود، تبدیل به ایده اصلی شد. باترفیلد با مشاهده کارایی فوقالعاده این پلتفرم در محیط کاری خود، مجدداً یک چرخش استراتژیک انجام داد. او بازی را تعطیل کرد و تمرکز خود را بر توسعه و عرضه عمومی این ابزار ارتباطی گذاشت که نام آن را اسلک (Slack) (مخفف Searchable Log of All Conversation and Knowledge) گذاشت.
رشد و IPO اسلک
اسلک در سال ۲۰۱۳ عرضه شد و بهسرعت بازار ارتباطات سازمانی را متحول کرد. این پلتفرم با ارائه رابط کاربری جذاب، امکان یکپارچهسازی با ابزارهای دیگر و کانالهای موضوعی، جایگزین ایمیلهای داخلی شلوغ و ناکارآمد شد. رشد اسلک بهقدری سریع بود که در سال ۲۰۱۹، از طریق عرضه مستقیم سهام (Direct Listing) در بورس اوراق بهادار نیویورک، با ارزش بازاری بالغ بر ۲۱.۴ میلیارد دلار وارد بازار شد. این موفقیت، استیوارت باترفیلد را به جایگاه میلیاردرهای فناوری رساند و او را به یکی از مشهورترین کارآفرینان کانادایی بدل ساخت.
واگذاری اسلک به Salesforce (۲۰۲۰)
بزرگترین دستاورد مالی باترفیلد، فروش شرکت اسلک بود. در دسامبر ۲۰۲۰، شرکت بزرگ نرمافزاری Salesforce اعلام کرد که اسلک را در یک معامله تاریخی به ارزش ۲۷.۷ میلیارد دلار (به صورت نقدی و سهام) خریداری کرده است. این خرید، یکی از بزرگترین معاملات تاریخ نرمافزارهای سازمانی بود و جایگاه اسلک را بهعنوان رقیب جدی برای مایکروسافت تیمز (Microsoft Teams) تثبیت کرد. باترفیلد پس از این ادغام، همچنان بهعنوان مدیرعامل اسلک در زیرمجموعه Salesforce فعالیت کرد.
رویدادهای شخصی و حواشی زندگی استیوارت باترفیلد
زندگی شخصی استیوارت باترفیلد نیز مانند مسیر حرفهای او، خالی از رویدادهای قابل توجه نبوده است. او همیشه فردی با دیدگاههای صریح و گاهی اوقات غیرمتعارف بوده که این ویژگی در مواجهه با اتفاقات زندگی شخصی او نیز مشهود است.
ازدواجها و زندگی خانوادگی
استیوارت باترفیلد دو بار ازدواج کرده است. ابتدا با کاترینا فیک (Caterina Fake)، شریک تجاری سابقش در تأسیس لودیکورپ و بنیانگذار فلیکر، که حاصل این ازدواج یک دختر به نام مینت باترفیلد (Mint Butterfield) است. آنها در سال ۲۰۰۷ از یکدیگر جدا شدند، اما روابط حرفهای و محترمانه آنها همچنان حفظ شد. سپس باترفیلد با سارا ترو (Sarah Troughton)، نویسنده و روزنامهنگار، ازدواج کرد و زندگی خانوادگی جدیدی را آغاز نمود، هرچند که شهرت و ثروت او همواره توجه رسانهها را به سمت جزئیات زندگی شخصیاش جلب کرده است.
حواشی رسانهای و زندگی پس از اسلک
یکی از حواشی مهم که اخیراً توجه رسانهها را جلب کرد، ناپدید شدن موقت دخترش مینت باترفیلد در سال ۲۰۲۴ بود. این حادثه، در کنار پوشش رسانهای گسترده پیرامون ثروت و خانوادههای ثروتمند دنیای فناوری، نام استیوارت باترفیلد را دوباره در صدر اخبار قرار داد.
کنارهگیری از اسلک و سال sabbatical
در دسامبر ۲۰۲۲، استیوارت باترفیلد اعلام کرد که از سمت مدیرعاملی اسلک و شرکت Salesforce کنارهگیری خواهد کرد. او این تصمیم را با هدف شروع یک سال sabbatical (تعطیلات کاری طولانی) برای استراحت، فکر کردن به ایدههای جدید و تمرکز بر زندگی شخصیاش اعلام کرد. این خروج، در بحبوحه تغییرات مدیریتی گسترده در Salesforce صورت گرفت، اما باترفیلد تأکید کرد که این تصمیم کاملاً شخصی بوده است. این اقدام، نشان میدهد که او پس از دو دهه کارآفرینی پرفشار و موفقیتهای بزرگ، به دنبال بازسازی و تجدید قوا برای پروژههای احتمالی آتی است.
دیدگاهها و برنامههای آینده استیوارت باترفیلد

استیوارت باترفیلد همیشه فردی با دیدگاههای عمیق درباره آینده کار، ارتباطات و نقش تکنولوژی در جامعه بوده است. دیدگاههای او ریشه در پسزمینه فلسفیاش دارند و معمولاً از تحلیلهای سطحی رایج در سیلیکون ولی فراتر میروند.
فلسفه در کسبوکار و اهمیت شکست
باترفیلد بارها در مصاحبههایش تأکید کرده که تحصیل در رشته فلسفه، مهمترین عامل موفقیت او بوده است. به عقیده او، فلسفه به افراد میآموزد که چگونه فکر کنند و چگونه سؤالات درست بپرسند، نه اینکه فقط پاسخهای آماده را حفظ کنند. او شکستهایش در بازیهای Game Neverending و Glitch را نه بهعنوان عقبگرد، بلکه بهعنوان دادههای ارزشمند برای رسیدن به موفقیتهای بزرگتر (فیلکر و اسلک) میداند. او بر این باور است که نوآوری واقعی زمانی رخ میدهد که فرد آمادگی داشته باشد برای مدت طولانی درگیر یک ایده شکستخورده باشد و از ابزارهای بهدستآمده از آن شکست، برای ساخت چیزی کاملاً جدید بهرهبرداری کند.
آینده کار و ابزارهای ارتباطی
باترفیلد، بهعنوان بنیانگذار اسلک، یکی از مهمترین معماران انقلاب دورکاری و کار ترکیبی (Hybrid Work) در جهان است. دیدگاه او این است که عصر ایمیل به پایان رسیده و پلتفرمهایی مانند اسلک، بهسادگی، سازوکار طبیعی و انسانیتر برای ارتباطات کاری هستند. او آینده کار را ترکیبی از انعطافپذیری، تمرکززدایی و استفاده از ابزارهایی میداند که نه تنها بهرهوری را بالا میبرند، بلکه تجربهای شبیه به ارتباطات غیررسمی و آسان زندگی روزمره را در محیط کار شبیهسازی میکنند.
نقش هوش مصنوعی و اتوماسیون
در دوران اخیر، باترفیلد علاقه خود را به نقش هوش مصنوعی (AI) در محیط کار ابراز کرده است. او میبیند که AI میتواند بسیاری از وظایف تکراری و اداری را در پلتفرمهایی مانند اسلک خودکار کند، به تیمها اجازه دهد تا بر کارهای خلاقانه و با ارزش افزوده بالاتر تمرکز کنند. دیدگاه او این است که ابزارهای ارتباطی آینده، باید حول محور اتوماسیون هوشمند و کاهش "کارِ کار" (Work about work) طراحی شوند.
برنامههای پس از sabbatical و پروژههای جدید
هرچند استیوارت باترفیلد در حال حاضر در یک دوره استراحت است، اما با توجه به سابقه او بهعنوان یک کارآفرین سریالی، تقریباً قطعی است که او به دنیای استارتاپها بازخواهد گشت. در حال حاضر، او به صورت رسمی پروژه جدیدی را اعلام نکرده، اما شایعات و گمانهزنیها حاکی از این است که او احتمالاً بر پروژههایی در زمینه هوش مصنوعی برای همکاری و اتوماسیون، یا شاید دوباره در حوزه غیرمتعارفی که با پیشینه فلسفی او همخوانی دارد، متمرکز خواهد شد. با توجه به ثروت و اعتبار او، هر پروژه جدیدی که توسط استیوارت باترفیلد آغاز شود، فوراً در کانون توجه جهان فناوری قرار خواهد گرفت.
سرمایهگذاریها و داراییهای مالی استیوارت باترفیلد
استیوارت باترفیلد پس از دو موفقیت بزرگ و میلیارد دلاری فیلکر و بهویژه اسلک، جایگاه خود را بهعنوان یکی از ثروتمندترین کارآفرینان کانادایی در سیلیکون ولی تثبیت کرد. ارزش خالص داراییهای او به صورت مستقیم از موفقیتهای تجاری او نشأت میگیرد.
ارزش خالص داراییها (Net Worth)
بر اساس تخمینهای منابع معتبر مالی (مانند فوربس و بلومبرگ) در سالهای اخیر، ارزش خالص داراییهای استیوارت باترفیلد در حدود ۱.۶ تا ۱.۷ میلیارد دلار آمریکا برآورد شده است. بخش عمده این ثروت، پس از عرضه عمومی سهام اسلک در سال ۲۰۱۹ و بهویژه پس از خرید اسلک توسط Salesforce در سال ۲۰۲۰، بهصورت نقدی و سهام به دست آمد. فروش اسلک با قیمت ۲۷.۷ میلیارد دلار، نقطه اوج مالی کارنامه باترفیلد محسوب میشود.
سرمایهگذاریهای فرشته و مشاوره
باترفیلد، علاوه بر ساخت شرکتهای خودش، در نقش یک سرمایهگذار فرشته (Angel Investor) و مشاور نیز فعال بوده است. او از ثروت و تجربه خود برای حمایت از نسل جدید استارتاپها استفاده میکند. با این حال، او به اندازه برخی از همتایان خود به عنوان یک سرمایهگذار پرکار شناخته نمیشود و تمرکز اصلی او همواره بر روی ساختن و رهبری شرکتهای خودش بوده است.
تمرکز بر شرکتهای B2B و SaaS
انتظار میرود سرمایهگذاریهای آینده او عمدتاً در حوزههایی باشد که در آنها تجربه عمیق دارد، مانند نرمافزار بهعنوان سرویس (SaaS) و ابزارهای کسبوکار به کسبوکار (B2B). او به خوبی میداند که چگونه میتوان ابزارهایی را ساخت که شرکتها حاضر به پرداخت هزینه اشتراک ماهانه برای آنها باشند و همین دانش، راهنمای سرمایهگذاریهای او خواهد بود.
نتیجهگیری
استیوارت باترفیلد یک پدیده نادر در دنیای فناوری است. زندگی او، از تولد در یک جامعه کوچک دورافتاده تا تحصیلات عالی در حوزه فلسفه، و در نهایت تبدیل شدن به یک بنیانگذار میلیارد دلاری، داستانی الهامبخش از سازگاری، هوش و پذیرش شکست است. او مردی است که دو بار هدفش را دنبال کرد (ساخت بازی) و دو بار به طور تصادفی به یک موفقیت بزرگتر رسید (فیلکر و اسلک). او میراثی به جا گذاشته که نه تنها شامل دو شرکت میلیارد دلاری است، بلکه در نحوه تعامل میلیونها نفر با عکسها، و مهمتر از آن، با یکدیگر در محیط کار، ریشه دوانده است.
باترفیلد به ما آموخت که شکستها مواد اولیه نوآوری هستند و یک چرخش استراتژیک، بهجای پایان راه، میتواند آغاز یک مسیر میلیارد دلاری باشد. با کنارهگیری اخیر از اسلک، جهان فناوری منتظر است تا ببیند این فیلسوفِ کارآفرین، پس از این استراحت، چه تحول ارتباطی دیگری را ناخواسته و یا این بار، با هدف، در جهان دیجیتال رقم خواهد زد. نام استیوارت باترفیلد برای همیشه بهعنوان معمار اصلی ارتباطات تیمی نوین در تاریخ فناوری ثبت خواهد شد.