مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

استفان پیرسون کیست؟ رازهای موفقیت و مدیریت در خاندان پیرسون

استفان پیرسون کیست؟ رازهای موفقیت و مدیریت در خاندان پیرسون
نوشته شده توسط محمدرضا نوری
|
۱۹ آذر، ۱۴۰۴

مقدمه

تصور کنید در خیابان‌های سنگ‌فرش شده لندن، پاریس، نیویورک یا حتی دبی قدم می‌زنید؛ محال است چشمتان به تابلوی قرمز و درخشان H&M نیفتد که با ویترین‌های جذابش، مشتریان را به دنیایی از مد و لباس با قیمت‌های باورنکردنی دعوت می‌کند. اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید چه ذهنیتی پشت این امپراتوری عظیم خرده‌فروشی نهفته است؟ بسیاری از ما تنها با محصول نهایی و لباس‌هایی که می‌پوشیم سر و کار داریم، غافل از آنکه پشت پرده این تحول عظیم در صنعت پوشاک، مردی ایستاده که قوانین بازی را در دنیای مد تغییر داد. استفان پیرسون، میلیاردر سوئدی و معمار اصلی جهانی‌سازی برند H&M، شخصیتی است که فراتر از یک وارث ساده عمل کرد و توانست یک فروشگاه محلی سوئدی را به غولی بی رقیب در عرصه "فست فشن" تبدیل کند. او کسی است که مفهوم لوکس بودن را با مقرون‌به‌صرفه بودن در هم آمیخت و ثابت کرد که برای شیک پوشیدن، نیازی به تخلیه حساب بانکی نیست.
داستان استفان پیرسون، روایت مردی است که ثروت عظیمش نه تنها از فروش تیشرت و شلوار جین، بلکه از هوش سرشار اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های ملکی هوشمندانه در گران‌ترین نقاط جهان سرچشمه می‌گیرد. در حالی که بسیاری از ثروتمندان جهان با تکنولوژی یا نفت به قله‌های ثروت رسیده‌اند، پیرسون با درک نیاز روزمره مردم و تلفیق آن با استراتژی‌های تهاجمی بازاریابی، نام خود را به عنوان ثروتمندترین مرد سوئد و یکی از قدرتمندترین چهره‌های اقتصادی اروپا ثبت کرد. در این نوشتار ما قصد نداریم تنها به اعداد و ارقام خشک بپردازیم؛ بلکه می‌خواهیم به لایه‌های پنهان شخصیت، استراتژی‌های مدیریتی، چالش‌های اخلاقی و زندگی پرفراز و نشیب او نفوذ کنیم تا دریابیم چگونه یک پسر سوئدی، توانست نبض مد جهان را در دست بگیرد.



زندگی‌نامه استفان پیرسون

 
 

استفان پیرسون، در چهارم اکتبر سال ۱۹۴۷ در شهر زیبای استکهلم، پایتخت سوئد، چشم به جهان گشود. او فرزند ارلینگ پیرسون، بنیان‌گذار افسانه‌ای فروشگاه‌های "Hennes & Mauritz" بود؛ مردی که سنگ بنای یکی از بزرگترین انقلاب‌های صنعت خرده‌فروشی را گذاشت. رشد کردن در خانواده‌ای که تجارت و کارآفرینی بحث اصلی میز شام آن‌ها بود، ناخودآگاه مسیر زندگی استفان را شکل داد. با این حال، او برخلاف بسیاری از فرزندان افراد متمول که غرق در رفاه و بی‌خیالی می‌شوند، از همان دوران جوانی با انضباط سخت‌گیرانه سوئدی و ارزش‌های کاری پدرش بزرگ شد. استفان دوران کودکی و نوجوانی خود را در محیطی سپری کرد که شاهد تلاش‌های پدرش برای گسترش کسب‌وکای بود که ابتدا تنها پوشاک زنانه می‌فروخت و نامش "Hennes" به معنای "برای او" بود.
تحصیلات برای خانواده پیرسون اهمیت ویژه‌ای داشت و استفان نیز این مسیر را با جدیت دنبال کرد. او وارد دانشگاه استکهلم شد و تحصیلات خود را در رشته‌های تاریخ هنر و زبان انگلیسی به پایان رساند؛ رشته‌هایی که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با مدیریت یک امپراتوری مد نداشته باشند، اما بعدها به او دیدگاهی وسیع‌تر و فرهنگی‌تر نسبت به بازارهای جهانی بخشیدند. این پس‌زمینه تحصیلی به او کمک کرد تا درک عمیق‌تری از زیبایی‌شناسی و ارتباطات بین‌المللی داشته باشد، مهارت‌هایی که در زمان گسترش برند به بازارهای غیر سوئدی، بسیار حیاتی و کارآمد ظاهر شدند. او یاد گرفت که مد، تنها پارچه و دوخت نیست، بلکه زبانی برای بیان هویت و فرهنگ است. 


دوران کودکی و تأثیرپذیری از پدر

ارلینگ پیرسون، پدر استفان، تنها یک پدر نبود، بلکه اولین و بزرگترین معلم او در دنیای تجارت محسوب می‌شد. ارلینگ که ایده فروشگاه H&M را پس از سفری به آمریکا و دیدن فروشگاه‌های با تیراژ بالا و قیمت پایین به سوئد آورده بود، به استفان آموخت که کلید موفقیت در "حجم بالا و حاشیه سود کم" نهفته است. استفان از همان سنین پایین در فروشگاه‌ها حضور می‌یافت و نه به عنوان یک مدیر، بلکه به عنوان ناظری کنجکاو، رفتار مشتریان، نحوه چیدمان لباس‌ها و جریان کار را رصد می‌کرد. این دوران کارآموزی غیررسمی، خمیرمایه شخصیت مدیریتی او را شکل داد و به او فهماند که احترام به مشتری و شنیدن نیازهای او، مهم‌ترین اصل بقاست. رابطه پدر و پسری آن‌ها ترکیبی از محبت و سخت‌گیری حرفه‌ای بود که استفان را برای پذیرش مسئولیت‌های سنگین آینده آماده می‌کرد.


ازدواج و تشکیل خانواده

زندگی شخصی استفان پیرسون نیز همواره با ثبات و دوری از جنجال‌های مرسوم سلبریتی‌ها همراه بوده است. او با کارولین پیرسون ازدواج کرد (که البته بعدها از یکدیگر جدا شدند) و حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های کارل-یوهان، شارلوت و تام است. نکته جالب توجه در تربیت فرزندان این است که استفان دقیقا همان الگویی را که پدرش برای او پیاده کرده بود، برای فرزندانش نیز اجرا کرد. او سعی کرد آن‌ها را از کانون توجه رسانه‌ها دور نگه دارد و ارزش پول و سخت‌کوشی را به آن‌ها بیاموزد. کارل-یوهان پیرسون، پسر ارشد او، بعدها پا جای پای پدر گذاشت و نقش کلیدی در مدیریت شرکت ایفا کرد، که نشان‌دهنده موفقیت استفان در انتقال میراث خانوادگی و تربیت نسل بعدی مدیران لایق برای حفظ و گسترش این امپراتوری است.


علاقه به ورزش و فعالیت‌های جانبی

جدا از دنیای پرهیاهوی تجارت و اتاق‌های هیئت‌مدیره، استفان پیرسون علایق شخصی خاصی دارد که چهره‌ای متفاوت از او را به نمایش می‌گذارد. او یکی از طرفداران پرشور ورزش، به‌ویژه فوتبال و تنیس است. علاقه او به باشگاه فوتبال "دیورگاردن" (Djurgårdens IF) در سوئد مشهور است و همواره به عنوان یکی از حامیان مالی و معنوی این باشگاه شناخته می‌شود. علاوه بر ورزش، او علاقه وافری به طبیعت و زندگی روستایی دارد. خرید املاک وسیع در انگلستان و سوئد و گذراندن وقت در این محیط‌های آرام، پناهگاهی برای اوست تا از فشارهای روانی ناشی از مدیریت دارایی‌های میلیاردی فاصله بگیرد. این تعادل میان کار سخت و تفریحات سالم، یکی از رازهای دوام و سلامت روان او در طول دهه‌ها فعالیت در سطح اول اقتصاد جهانی است.



پیشینه و مسیر حرفه‌ای استفان پیرسون

ورود استفان پیرسون به ساختار مدیریتی H&M یک شبه اتفاق نیفتاد. او پس از پایان تحصیلات و کسب تجربیات اولیه، در سال ۱۹۷۲ رسماً به شرکت پیوست. در آن زمان، H&M یک شرکت موفق در اسکاندیناوی بود، اما هنوز تا تبدیل شدن به غول جهانی که امروز می‌شناسیم، فاصله زیادی داشت. استفان کار خود را با مدیریت بخش‌های مختلف آغاز کرد و پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی نمود. او مسئولیت توسعه بین‌المللی را بر عهده گرفت و یکی از اولین مأموریت‌های بزرگ او، راه‌اندازی فروشگاه لندن در خیابان آکسفورد بود؛ حرکتی جسورانه که بسیاری در آن زمان نسبت به موفقیتش تردید داشتند. اما استفان با درایت خود ثابت کرد که مدل کسب‌وکاره سوئدی می‌تواند در قلب مد اروپا نیز پیروز شود.
نقطه عطف اصلی در مسیر حرفه‌ای او، سال ۱۹۸۲ بود، زمانی که پدرش ارلینگ از سمت مدیرعاملی کناره‌گیری کرد و سکان هدایت کشتی H&M را به دست استفان ۳۵ ساله سپرد. این انتقال قدرت، آغازگر عصر طلایی H&M بود. استفان با دیدگاهی مدرن و جاه‌طلبانه، استراتژی شرکت را بازتعریف کرد. او معتقد بود که H&M نباید فقط لباس‌های ارزان بفروشد، بلکه باید "مد روز" را با قیمت ارزان عرضه کند. این تغییر ظریف اما بنیادین در نگرش، باعث شد تا طراحی‌ها جسورانه‌تر، سرعت تولید بالاتر و چرخش کالا در فروشگاه‌ها سریع‌تر شود. تحت رهبری او، H&M مرزهای اروپا را درنوردید و به بازارهای آمریکا و آسیا حمله کرد.


دوران مدیرعاملی و انقلاب فست فشن

زمانی که استفان بر صندلی مدیرعاملی تکیه زد، مفهوم "فست فشن" یا مد سریع هنوز به شکل امروزی وجود نداشت. او با مهندسی مجدد زنجیره تأمین، فاصله زمانی بین طراحی یک لباس تا رسیدن آن به ویترین فروشگاه‌ها را به حداقل رساند. او مراکز تولید را به کشورهایی با هزینه تولید پایین‌تر منتقل کرد، اما همزمان سیستم کنترل کیفیت دقیقی را پیاده‌سازی نمود تا برند H&M مترادف با جنس بی‌کیفیت نباشد. در دوران مدیرعاملی او (از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۸)، ارزش سهام شرکت رشد نجومی را تجربه کرد و تعداد فروشگاه‌ها به صورت تصاعدی افزایش یافت. استفان پیرسون توانست فرهنگ سازمانی H&M را بر پایه سرعت، انعطاف‌پذیری و مشتری‌مداری بازسازی کند و رقبای سنتی را که همچنان بر اساس فصول مد (بهار/تابستان و پاییز/زمستان) کار می‌کردند، به چالش بکشد.


گذار به ریاست هیئت‌مدیره و نقش استراتژیک

در سال ۱۹۹۸، استفان پیرسون تصمیم گرفت از سمت مدیرعاملی اجرایی کناره‌گیری کند و نقش رئیس هیئت‌مدیره را بر عهده بگیرد. این تصمیم هوشمندانه به او اجازه داد تا از درگیری‌های روزمره اجرایی فاصله گرفته و بر روی استراتژی‌های کلان و بلندمدت تمرکز کند. در این جایگاه، او مغز متفکر پشت توسعه برندهای جدیدی مانند COS، Monki و & Other Stories بود. او متوجه شده بود که بازار در حال تغییر است و برای پوشش دادن سلیقه‌های مختلف، یک برند واحد کافی نیست. در نقش رئیس هیئت‌مدیره، او همچنین ناظر بر انتقال قدرت به نسل سوم خانواده، یعنی پسرش کارل-یوهان بود که در سال ۲۰۰۹ مدیرعامل شد. استفان در این دوران همچنان قدرت اصلی و نهایی در تصمیم‌گیری‌های حیاتی شرکت باقی ماند و با هدایت‌هایش کشتی H&M را از طوفان‌های اقتصادی سال ۲۰۰۸ به سلامت عبور داد.


رقابت با غول‌های جهانی مانند زارا

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های مسیر حرفه‌ای استفان پیرسون، رقابت نفس‌گیر او با آمانسیو اورتگا، مالک برند زارا (Inditex) است. در حالی که زارا بر روی سرعت تولید فوق‌العاده بالا و تولید در نزدیکی اروپا تمرکز داشت، استفان مدل متفاوتی را برگزید که ترکیبی از برون‌سپاری به آسیا و همکاری با طراحان بزرگ بود. او با رصد دقیق حرکات رقیب اسپانیایی خود، نقاط ضعف H&M را شناسایی و برطرف کرد. برای مثال، زمانی که متوجه شد زارا در به‌روزرسانی مدل‌ها سریع‌تر عمل می‌کند، سیستم لجستیک H&M را ارتقا داد. این رقابت سالم اما شدید، باعث شد تا هر دو شرکت دائماً در حال نوآوری باشند و در نهایت، مصرف‌کننده نهایی از لباس‌های بهتر و ارزان‌تر بهره‌مند شود. استفان همواره با احترام از رقبا یاد کرده اما هیچ‌گاه اجازه نداده که سهم بازار H&M به راحتی توسط آن‌ها بلعیده شود.



دستاوردها و پروژه‌های برجسته استفان پیرسون

 
 

نام استفان پیرسون با نوآوری‌های جسورانه در صنعت مد گره خورده است. او کسی بود که حصار میان "مد خیابانی" و "مد فاخر" (High Fashion) را شکست. تا پیش از دوران او، طراحان بزرگ و لوکس کسر شأن خود می‌دانستند که با یک برند تولید انبوه همکاری کنند. اما پیرسون با قدرت مذاکره و بینش عمیق خود، این تابو را شکست. او پروژه‌هایی را کلید زد که نه تنها سودآوری شرکت را تضمین کردند، بلکه جایگاه برند H&M را از یک فروشگاه ارزان‌قیمت به یک بازیگر تأثیرگذار در ترندهای جهانی ارتقا دادند. دستاوردهای او محدود به فروش لباس نیست؛ بلکه شامل ایجاد یک اکوسیستم پایدار مالی و خیریه نیز می‌شود که اثرات آن تا سال‌ها باقی خواهد ماند.
یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ او، گسترش جغرافیایی هوشمندانه بود. در حالی که بسیاری از برندها در ورود به بازارهای پیچیده‌ای مانند آمریکا یا چین شکست خوردند، تیم تحت رهبری پیرسون با مطالعات دقیق فرهنگی و بومی‌سازی استراتژی‌ها، توانستند در این بازارها نفوذ کنند. امروز H&M در بیش از ۷۰ کشور حضور فیزیکی دارد و فروش آنلاین آن تقریباً تمام کره زمین را پوشش می‌دهد. این سطح از گستردگی، مدیون زیرساخت‌هایی است که استفان پیرسون در طول سه دهه فعالیت خستگی‌ناپذیر خود بنا نهاد.


همکاری با طراحان افسانه‌ای مد

شاید بتوان درخشان‌ترین ایده استفان پیرسون را آغاز سری همکاری‌های "ترازشکن" با طراحان بزرگ دانست. در سال ۲۰۰۴، جهان مد شوکه شد وقتی شنید کارل لاگرفلد، طراح افسانه‌ای شنل، قرار است مجموعه‌ای اختصاصی برای H&M طراحی کند. صف‌های کیلومتری پشت درب فروشگاه‌ها و تمام شدن محصولات در عرض چند دقیقه، نشان داد که پیرسون نبض بازار را درست تشخیص داده است. پس از لاگرفلد، نام‌هایی همچون استلا مک‌کارتنی، ورساچه، روبرتو کاوالی، الکساندر ونگ و بالمان به این فهرست اضافه شدند. این پروژه که مستقیماً زیر نظر استفان و تیمش هدایت می‌شد، به مردم عادی اجازه داد تا لذت پوشیدن لباس‌های طراحان بزرگ را با قیمتی بسیار پایین‌تر تجربه کنند. این استراتژی نه تنها فروش را منفجر کرد، بلکه اعتبار برند H&M را نیز دگرگون ساخت.


تأسیس بنیاد H&M و فعالیت‌های بشردوستانه

استفان پیرسون همواره بر این باور بوده که ثروت مسئولیت می‌آورد. به همین دلیل، "بنیاد اچ اند ام" (H&M Foundation) را به عنوان یک نهاد غیرانتفاعی و جدا از ساختار تجاری شرکت تأسیس کرد. این بنیاد با سرمایه‌گذاری شخصی خانواده پیرسون اداره می‌شود و هدف آن ایجاد تغییرات مثبت در مقیاس جهانی است. تمرکز اصلی این بنیاد بر روی چهار حوزه کلیدی : آموزش، آب، برابری و سیاره زمین است. استفان میلیون‌ها دلار از ثروت شخصی خود را به این بنیاد اهدا کرده است تا پروژه‌هایی مانند بازیافت منسوجات، حمایت از کارآفرینان زن در کشورهای در حال توسعه و فراهم کردن دسترسی به آب سالم را پیش ببرد. جایزه "Global Change Award" که توسط این بنیاد برای نوآوری‌های زیست‌محیطی در صنعت مد اهدا می‌شود، یکی از معتبرترین جوایز در نوع خود است.


توسعه پایداری و مد سبز

در سال‌های اخیر و با افزایش انتقادات نسبت به آسیب‌های زیست‌محیطی فست فشن، استفان پیرسون یکی از پیشگامان تغییر رویکرد به سمت "مد پایدار" بوده است. اگرچه هنوز چالش‌های زیادی باقی است، اما تحت هدایت کلان او، H&M متعهد شده است که تا سال ۲۰۳۰ تنها از مواد بازیافتی یا پایدار استفاده کند. او سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در استارتاپ‌های تکنولوژی نساجی انجام داده که به دنبال تولید پارچه از ضایعات میوه یا چوب هستند. استفان درک کرده است که آینده کسب‌وکار خانوادگی‌اش در گرو حفظ محیط زیست است و اگر H&M سبز نشود، مشتریان نسل جدید را از دست خواهد داد. راه‌اندازی خط تولید "Conscious Collection" یکی از نمودهای عینی این تفکر است که مستقیماً با حمایت او شکل گرفت.



رویدادهای شخصی و حواشی زندگی استفان پیرسون

زندگی هیچ میلیاردر مشهوری بدون حاشیه و جنجال نیست و استفان پیرسون نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. با وجود اینکه او شخصیتی محتاط و گریزان از رسانه دارد، اما حجم عظیم ثروت و گستردگی کسب‌وکارش، خواه ناخواه او را در مرکز توجه و گاهی انتقادات قرار داده است. یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که او با آن روبرو بوده، مسئله مالیات در کشور سوئد است. سوئد به داشتن نرخ‌های مالیاتی بسیار بالا مشهور است و در مقطعی، شایعاتی مبنی بر احتمال خروج استفان پیرسون و انتقال دفتر مرکزی H&M به خارج از سوئد برای فرار از مالیات‌های سنگین مطرح شد. این موضوع بحث‌های ملی فراوانی را در سوئد برانگیخت، هرچند استفان همواره خود را یک وطن‌پرست سوئدی دانسته و تأکید کرده که سهم خود را به جامعه می‌پردازد.
علاوه بر مسائل مالی، مدل کسب‌وکار "فست فشن" که ثروت پیرسون بر پایه آن بنا شده، همواره زیر تیغ انتقادات فعالان حقوق بشر و محیط زیست بوده است. گزارش‌هایی درباره شرایط کاری نامناسب کارگران در کارخانه‌های تأمین‌کننده در بنگلادش و کامبوج، بارها نام خانواده پیرسون را به چالش کشیده است. اگرچه استفان مستقیماً مدیر این کارخانه‌ها نیست، اما به عنوان مالک اصلی برند، مسئولیت اخلاقی متوجه اوست. او بارها مجبور شده است در برابر این انتقادات واکنش نشان دهد و وعده بهبود شرایط را بدهد؛ وعده‌هایی که گاهی عملی شده و گاهی از نظر منتقدان کافی نبوده است.


تهدید به خروج از سوئد و ماجرای مالیات

در دهه ۹۰ میلادی، تنش میان استفان پیرسون و دولت سوسیال‌دموکرات سوئد بر سر قوانین مالیاتی به اوج خود رسید. پیرسون معتقد بود که قوانین سخت‌گیرانه مالیاتی، مانع رشد شرکت‌های بزرگ و سرمایه‌گذاری می‌شود. او به طور ضمنی تهدید کرد که اگر شرایط بهبود نیابد، ممکن است بخش‌هایی از عملیات خود را منتقل کند. این ماجرا باعث شد تا دولت سوئد وارد مذاکره شود و اصلاحاتی را در نظر بگیرد. این رویداد نشان داد که استفان پیرسون تنها یک تاجر نیست، بلکه یک بازیگر سیاسی قدرتمند است که می‌تواند بر سیاست‌های اقتصادی کشورش نیز تأثیر بگذارد. البته او در نهایت در سوئد ماند و امروز به عنوان یکی از بزرگترین مالیات‌دهندگان این کشور شناخته می‌شود که بودجه رفاهی عمومی را تقویت می‌کند.


انتقادات پیرامون فست فشن و حقوق کارگران

حادثه ریزش ساختمان "رانا پلازا" در بنگلادش در سال ۲۰۱۳، شوک بزرگی به صنعت مد وارد کرد. اگرچه H&M در آن ساختمان خاص تولیدی نداشت، اما فشار افکار عمومی بر روی استفان پیرسون و برندش به عنوان نماد فست فشن بسیار سنگین بود. منتقدان او را متهم می‌کردند که ثروت افسانه‌ای‌اش حاصل استثمار کارگران فقیر در کشورهای جهان سوم است. در پاسخ به این بحران، خانواده پیرسون متعهد شدند که دستمزدها را افزایش دهند و استانداردهای ایمنی را در زنجیره تأمین خود بالا ببرند. استفان در مصاحبه‌های نادر خود تأکید کرده که حضور H&M در این کشورها باعث ایجاد شغل و کاهش فقر شده است، اما منتقدان همچنان معتقدند که فاصله میان ثروت او و درآمد کارگرانش، شکافی غیرعادلانه و عمیق است.



دیدگاه‌ها و برنامه‌های آینده استفان پیرسون

 
 

اگرچه استفان پیرسون در سال ۲۰۲۰ رسماً از ریاست هیئت‌مدیره کناره‌گیری کرد و جای خود را به پسرش کارل-یوهان داد، اما سایه و نفوذ او همچنان بر سر این امپراتوری سنگینی می‌کند. دیدگاه‌های او برای آینده صنعت مد، ترکیبی از بدبینی واقع‌گرایانه و امیدواری تکنولوژیک است. او معتقد است که دوران خرده‌فروشی سنتی و فیزیکی رو به افول است و آینده در دستان هوش مصنوعی و داده‌کاوی خواهد بود. پیرسون در سال‌های اخیر تأکید زیادی بر "دیجیتالی شدن" کامل فرایندها داشته است؛ او سازوکاری برای پیشبینی سلیقه مشتری یا حتی پرو لباس مجازی طراحی کرده بود. پیرسون می‌داند که رقبای جدید چینی مانند Shein با سرعت نور در حال حرکت‌اند و H&M برای بقا باید چابک‌تر شود.
از سوی دیگر، استفان پیرسون نگران میراث خانوادگی است. او برنامه‌ریزی دقیقی انجام داده تا مالکیت شرکت در دست خانواده باقی بماند و از گزند تصاحب توسط شرکت‌های سرمایه‌گذاری خارجی در امان باشد. او با خرید مداوم سهام شرکت در سال‌های اخیر، سهم خانواده را افزایش داده است تا کنترل مطلق بر تصمیم‌گیری‌ها را حفظ کند. دیدگاه او این است که یک شرکت خانوادگی می‌تواند با دید بلندمدت‌تری نسبت به مدیران وال‌استریت که تنها به سود سه ماهه فکر می‌کنند، عمل کند. آینده از نظر پیرسون، متعلق به برندهایی است که بتوانند داستان بگویند، شفاف باشند و با مشتریان نسل زد (Gen Z) ارتباط عاطفی برقرار کنند.


تمرکز بر تحول دیجیتال و فروش آنلاین

پیرسون با درایت دریافت که فروشگاه‌های فیزیکی عظیم که روزی نماد قدرت H&M بودند، می‌توانند به پاشنه آشیل آن تبدیل شوند. به همین دلیل، در سال‌های پایانی ریاستش، فشار زیادی برای یکپارچه‌سازی فروش آنلاین و آفلاین وارد کرد. دیدگاه او ایجاد یک تجربه "امن‌چنل" (Omnichannel) است، جایی که مشتری می‌تواند آنلاین بخرد و در فروشگاه پس بدهد، یا در فروشگاه پرو کند و درب منزل تحویل بگیرد. او معتقد است که تکنولوژی باید فرآیند خرید را نامرئی و روان کند. سرمایه‌گذاری‌های سنگین او در بخش IT و لجستیک، نشان‌دهنده این باور است که در آینده، H&M صرفا یک فروشگاه لباس عادی نخواهد بود و بیشتر یک شرکت تکنولوژی محور خواهد بود که لباس می‌فروشد.


حفظ کنترل خانوادگی و جانشین‌پروری

یکی از دغدغه‌های اصلی استفان، جلوگیری از تکه تکه شدن کسب و کارش پس از خودش است. او ساختار سهامداری را به گونه‌ای طراحی کرده که حق رأی اصلی در اختیار خانواده پیرسون باقی بماند. او به فرزندانش آموخته که آن‌ها "نگهبانان" این برند برای نسل‌های آینده هستند. برنامه آینده او شامل آموزش نوه‌هایش برای ورود به دنیای تجارت است. استفان باور دارد که فرهنگ سازمانی خاص H&M که بر پایه سادگی و کارایی است، تنها توسط اعضای خانواده که با این ارزش‌ها رشد کرده‌اند، قابل حفظ و انتقال است. این نگاه سنتی در کنار پذیرش تکنولوژی مدرن، پارادوکسی است که مدیریت آینده پیرسون‌ها را تعریف می‌کند.



سرمایه‌گذاری‌ها و دارایی‌های مالی استفان پیرسون

وقتی صحبت از ثروت استفان پیرسون می‌شود، نباید تصور کنیم که تمام دارایی او در لباس‌های روی رگال خلاصه شده است. او یکی از باهوش‌ترین سرمایه‌گذاران املاک در جهان است و سبد دارایی‌های او از طریق شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی‌اش به نام "Ramsbury Invest" مدیریت می‌شود. این شرکت ابزار اصلی او برای تنوع بخشیدن به ثروتش و کاهش ریسک ناشی از نوسانات بازار مد است. استفان پیرسون با استراتژی "خرید بهترین‌ها در بهترین مکان‌ها"، مالک برخی از گران‌ترین و نمادین‌ترین ساختمان‌های تجاری در پایتخت‌های اروپا و آمریکاست. این املاک نه تنها ارزش افزوده فوق‌العاده‌ای دارند، بلکه درآمد اجاره‌ای پایداری را نیز تضمین می‌کنند.
دارایی خالص استفان پیرسون طبق برآوردهای فوربس و بلومبرگ، همواره او را در لیست ۱۰۰ ثروتمند برتر جهان و رتبه اول سوئد قرار داده است. اگرچه این رقم با نوسانات قیمت سهام H&M بالا و پایین می‌شود، اما پایه ملکی و سرمایه‌گذاری‌های بورسی او، ثبات مالی‌اش را تضمین کرده است. او مالکیت روستای بزرگی در انگلستان به نام "Ramsbury" را در اختیار دارد که شامل هزاران هکتار زمین کشاورزی، جنگل و املاک مسکونی است. این علاقه به زمین و ملک، روی دیگر سکه شخصیت تاجری است که می‌داند فشن ممکن است تغییر کند، اما زمین همیشه ارزشمند باقی می‌ماند.


امپراتوری املاک و مستغلات

شرکت رامزبری (Ramsbury)، بازوی ملکی استفان پیرسون، مالک ساختمان‌های استراتژیکی در خیابان‌های مشهوری مانند شانزلیزه پاریس، خیابان پنجم نیویورک، خیابان آکسفورد لندن و ویا دل کورسو در رم است. نکته جالب اینجاست که در بسیاری از موارد، فروشگاه‌های H&M یا برندهای رقیب، مستأجر خود استفان پیرسون هستند! برای مثال، او ساختمان‌هایی را خریداری کرده و سپس طبقات تجاری آن را به برندهای لوکس یا حتی رقبای خود اجاره داده است. این هوشمندی باعث می‌شود که او هم از فروش لباس و هم از اجاره ملک سود ببرد. او همچنین مالک هتل‌های لوکس و آپارتمان‌های مسکونی گران‌قیمت در استکهلم است که جایگاه او را به عنوان سلطان املاک سوئد تثبیت می‌کند.


سبد سهام و سرمایه‌گذاری‌های متنوع

علاوه بر املاک، استفان پیرسون در شرکت‌های تکنولوژی، انرژی‌های تجدیدپذیر و استارتاپ‌های بیوتکنولوژی نیز سرمایه‌گذاری کرده است. او دیدگاهی جهانی دارد و پول خود را در بازارهای مختلف به گردش در می‌آورد. یکی از علایق سرمایه‌گذاری او، شرکت‌هایی هستند که بر روی راه‌حل‌های پایدار برای محیط زیست کار می‌کنند؛ مانند: شرکت‌های تولیدکننده الیاف جدید یا سیستم‌های تصفیه آب. این سرمایه‌گذاری‌ها همسو با اهداف بنیاد خیریه اوست و نشان می‌دهد که او به دنبال کسب سود از راه‌هایی است که با آینده سیاره زمین در تضاد نباشد. مدیریت دقیق نقدینگی و پرهیز از بدهی‌های سنگین، ویژگی بارز مدیریت مالی شخصی اوست.



نتیجه‌گیری

استفان پیرسون بدون شک یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ خرده‌فروشی مدرن است. او با دیدگاهی پیشرو و جسورانه، میراث پدرش را از یک کسب‌وکاره ملی به یک پدیده جهانی تبدیل کرد و مفهومی به نام "دموکراتیزه کردن مد" را تحقق بخشید. داستان او، درس‌هایی ارزشمند از استقامت، نوآوری و تطبیق‌پذیری را به ما می‌آموزد. او نشان داد که چگونه می‌توان با تلفیق هنر و تجارت، بازارهای جهانی را فتح کرد و در عین حال، با چالش‌های اخلاقی و زیست‌محیطی عصر مدرن روبرو شد. پیرسون ثابت کرد که ثروتمند شدن تنها یک هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای تأثیرگذاری بر فرهنگ و سبک زندگی میلیون ها انسان است.
امروز، اگرچه او از خط مقدم مدیریت کنار رفته است، اما اثر انگشت او بر تک‌تک لباس‌هایی که در هزاران فروشگاه H&M در سراسر جهان فروخته می‌شوند، دیده می‌شود. او مردی است که به ما یاد داد مد نباید کالایی لوکس و دور از دسترس باشد. میراث استفان پیرسون تنها میلیاردها دلار ثروت یا ساختمان‌های مجلل نیست؛ بلکه تغییر نگرش جهانیان به لباس پوشیدن است. او با هوشمندی خود، چرخه مد را سرعت بخشید و استانداردهای جدیدی را برای صنعت پوشاک تعریف کرد. چه طرفدار فست فشن باشیم و چه منتقد آن، نمی‌توانیم انکار کنیم که دنیای مد بدون استفان پیرسون، شکلی کاملاً متفاوت داشت.

اشتراک گذاری:
کپی شد