ملانی پرکینز کیست؟ بانوی دموکراتیزهسازی طراحی جهانی
مقدمه
آیا میدانستید در سال ۲۰۱۳ تنها ۱۸ درصد از بنیانگذاران استارتاپهایی که موفق به جذب سرمایه اولیه شدند، زن بودند؟ این آمار بهخوبی نشان میدهد زنان در دنیای مردسالارانهی فناوری و سرمایهگذاری با چه چالشهای بزرگی روبهرو بودهاند. در همین فضای پرچالش بود که ملانی پرکینز، کارآفرین جوان استرالیایی، با ایدهای انقلابی پا به میدان گذاشت، ایدهای که قرار بود طراحی گرافیک را دموکراتیزه کند و ابزارهای حرفهای را از انحصار طراحان گرانقیمت خارج کرده، به دست میلیونها کاربر عادی در سراسر جهان برساند.
پرکینز، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Canva (کانوا)، امروز رهبری یکی از ارزشمندترین استارتاپهای خصوصی جهان را در اختیار دارد؛ شرکتی با ارزشی بیش از ۲۰ میلیارد دلار. اما داستان او فقط روایت یک موفقیت مالی نیست؛ بلکه داستان غلبه بر موانع، نگاهی متفاوت به حل مسئله، و باوری عمیق به قدرت سادگی و دسترسی برای همه است. باوری که به یکی از بزرگترین موتورهای محرک نوآوری در عصر دیجیتال تبدیل شد.
در این مقاله، به این میپردازیم که ملانی پرکینز کیست و چگونه توانست با جسارت، پشتکار و بینشی منحصربهفرد، مسیر جهان طراحی را برای همیشه تغییر دهد.
زندگینامه ملانی پرکینز

ملانی پرکینز، متولد ۳۱ می ۱۹۸۷ در شهر پرت (Perth) در استرالیای غربی است. او از همان سنین پایین، در محیطی رشد کرد که کنجکاوی و تمایل به خلق چیزهای جدید در او پرورش یافت. با این حال، چیزی که او را از دیگران متمایز میکرد، نه صرفاً علاقهاش به فناوری، بلکه توانایی ذاتی او در شناسایی نقاط درد (Pain Points) در فرآیندهای روزمره و تلاش برای حل آنها بود. بخش قابل توجهی از دیدگاه و تفکر کارآفرینانه او، ریشه در سالهای تحصیل و تدریس غیررسمی او دارد.
سالهای اولیه و تحصیلات
ملانی پرکینز در دوران نوجوانی و جوانی، دانشآموز سختکوشی بود. با این حال، برخلاف بسیاری از کارآفرینان موفق حوزه تکنولوژی که دانشگاه را رها کردند، او اهمیت آموزش رسمی را درک میکرد. او در دانشگاه استرالیای غربی (The University of Western Australia - UWA) در رشتههای تجارت و ارتباطات تحصیل کرد. اگرچه هرگز مدرک تحصیلی خود را کامل نکرد و در سن ۱۹ سالگی تحصیل را برای تمرکز روی اولین کسب و کارش رها کرد، اما همین دورههای آموزشی، چارچوب فکری لازم برای مدیریت یک سازمان بزرگ را به او داد. نکته کلیدی در این دوران، این بود که ملانی علاوه بر تحصیل، به صورت پارهوقت به دانشآموزان برای استفاده از نرمافزارهای پیچیده طراحی گرافیک مانند فتوشاپ یا ایندیزاین آموزش میداد. همین تجربه تدریس، جرقه اصلی ایده کانوا را در ذهن او روشن کرد. او از میزان سردرگمی و نارضایتی دانشآموزان برای انجام یک کار ساده طراحی با استفاده از ابزارهای پیچیده، به ستوه آمده بود.
جرقههای کارآفرینی و اولین استارتاپ
نقطه عطف در زندگی پرکینز، زمانی رخ داد که او در سال ۲۰۰۷، در سن ۱۹ سالگی، متوجه شد طراحی یک پوستر ساده میتواند برای افراد غیرحرفهای چقدر زمانبر و خستهکننده باشد. اولین راهحل او، یک سیستم طراحی کتاب سال آنلاین برای دانشآموزان بود. او با شریک زندگی و همبنیانگذار آیندهاش، کلیف ابرچت (Cliff Obrecht)، ایده Fusion Books را مطرح کرد. این پلتفرم به دانشآموزان کمک میکرد تا با استفاده از رابط کاربری سادهتر، آلبومهای فارغالتحصیلی خود را طراحی کنند و آنها را به چاپ برسانند. این کسبوکار که یک نیاز واقعی را در بازار برطرف میکرد، بدون نیاز به سرمایهگذاری خارجی بزرگ و تنها با تکیه بر تلاش و پشتکار ملانی و کلیف، به سرعت رشد کرد و به بزرگترین شرکت کتاب سال در استرالیا تبدیل شد و حتی به فرانسه نیز گسترش یافت. Fusion Books در واقع نسخه آزمایشی و اولیه بسیار کوچکتر از ایده اصلی ملانی بود.
پیشینه و مسیر حرفهای ملانی پرکینز
مسیر حرفهای ملانی پرکینز نشاندهنده یک الگوی موفقیت پایدار یعنی شناسایی مشکل، ساخت یک راهحل حداقلی (MVP) برای اثبات مفهوم، و سپس گام برداشتن به سوی رؤیای بزرگتر میباشد. اگرچه Fusion Books یک موفقیت بزرگ بود، اما ملانی پرکینز از همان ابتدا، رؤیای بسیار بزرگتری در سر داشت؛ او میخواست تمام دنیای طراحی را تغییر دهد.
گذر از Fusion Books به Canva
زمانی که Fusion Books به یک کسبوکار سودآور تبدیل شده بود، ملانی با خود فکر میکرد: "چرا این فرآیند سادهسازی طراحی فقط باید برای کتابهای سال باشد؟ چرا نمیتوانیم همین کار را برای کل جهان طراحی انجام دهیم؟" او و کلیف مصمم شدند تا پلتفرمی با قابلیت درگ اند دراپ (Drag and Drop) ایجاد کنند که به هر کسی اجازه دهد انواع محتوای بصری را به سادگی طراحی کند. این ایده، هسته اصلی آنچه امروز به نام Canva میشناسیم، بود. با این حال، فاصله بین یک ایده در استرالیا تا تبدیل شدن به نامی اثرگذار در صنعت تکنولوژی جهان، نیازمند دسترسی به سرمایهگذاران و مهندسین خبره در سیلیکون ولی بود.
نبرد با سیلیکون ولی
یکی از جذابترین بخشهای داستان ملانی، چگونگی جذب سرمایه در سیلیکون ولی است. او و کلیف بارها برای ملاقات با سرمایهگذاران ریسکپذیر (VCs) به کالیفرنیا سفر کردند. در ابتدا، به دلیل زن بودن ملانی، جوان بودن او و کلیف، و دور بودن استرالیا از مرکز فناوری جهان، آنها با درهای بسته زیادی مواجه شدند. ملانی در این باره میگوید که بارها شده بود که مجبور بودند هفتهها در سانفرانسیسکو بمانند تا یک ملاقات ۱۵ دقیقهای با یک سرمایهگذار ترتیب دهند. او از این سفرها به عنوان "دورههای خودآموز کارآفرینی" یاد میکند. اولین قدم اساسی در این مسیر سخت، ملاقات با بیل تای (Bill Tai)، سرمایهگذار برجسته و تأثیرگذار در حوزه تکنولوژی بود. ملانی و کلیف برای جلب توجه او، به یک کنفرانس مربوط به موجسواری که بیل تای در آن حضور داشت رفتند، زیرا میدانستند این علاقه مشترک میتواند پلی برای ارتباط باشد.
تیمسازی و بنیانگذاری کانوا
نقطه عطف بعدی در مسیر حرفهای ملانی، زمانی بود که او توانست نظر دو نفر از مهندسین سابق گوگل را جلب کند. در سال ۲۰۱۲، کمرون آدامز (Cameron Adams) و کلیف اورچر (Cliff Obrecht)، به عنوان همبنیانگذاران به ملانی پیوستند. آدامز که یک متخصص فنی بود، نقش کلیدی در توسعه محصول و معماری پلتفرم را بر عهده گرفت. در سال ۲۰۱۳، Canva رسماً راهاندازی شد. در ابتدا، این پلتفرم تمرکز خود را بر روی طراحیهای ساده برای شبکههای اجتماعی و ارائهها گذاشت. موفقیت اولیه کانوا مرهون تمرکز وسواسگونه بر رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX) بود. هدف ملانی این بود که هر کس باید بتواند در کمتر از ۵ دقیقه یک طراحی حرفهای انجام دهد.
دستاوردها و پروژههای برجسته ملانی پرکینز

ملانی پرکینز تنها بنیانگذار یک شرکت موفق نیست؛ او یک رهبر سازمانی با دیدگاه بشردوستانه و یک الگوی جهانی در زمینه کارآفرینی زنان است. دستاوردهای او تنها به ارزش مالی شرکتش محدود نمیشود، بلکه شامل تحول در یک صنعت و ایجاد یک مدل کسبوکار با تأثیر اجتماعی است.
تحول در صنعت طراحی گرافیک (Democratizing Design)
بزرگترین دستاورد ملانی پرکینز، بدون شک، دموکراتیزه کردن طراحی گرافیک است. قبل از کانوا، نرمافزارهای حرفهای طراحی بسیار گرانقیمت، پیچیده و نیازمند آموزشهای طولانی بودند. کانوا این موانع را از بین برد و ابزار طراحی را در اختیار کسبوکارهای کوچک، دانشآموزان، دانشجویان و سازمانهای غیرانتفاعی قرار داد. تا سال ۲۰۲۴، کانوا بیش از ۱۸۵ میلیون کاربر فعال ماهانه در بیش از ۱۹۰ کشور جهان داشت. این ارقام نشاندهنده پذیرش گسترده و موفقیتآمیز ایده ملانی در مقیاس جهانی است. ارزشگذاری کانوا به بیش از ۲۰ میلیارد دلار، نه تنها آن را به یکی از باارزشترین استارتاپهای استرالیا بدل کرد، بلکه ملانی را در شمار ثروتمندترین کارآفرینان زن جوان جهان قرار داد.
تعهد به بخشش و مدل "One for One"
ملانی پرکینز و کلیف اورچر، دیدگاههای بسیار روشنی درباره کسب ثروت دارند. آنها بنیانگذاران گروهی هستند که به تعهد بخشش (Giving Pledge) معروف است. این تعهد به این معناست که بخش عمدهای از ثروت خود را صرف امور خیریه خواهند کرد. این رویکرد در مدل کسبوکار کانوا نیز منعکس شده است. کانوا از مدل "One for One" برای اشتراکهای سازمانی استفاده میکند، به این معنی که به ازای هر اشتراک پرداختی، یک اشتراک رایگان به موسسات خیریه و سازمانهای غیرانتفاعی اهدا میشود. هدف بلندمدت آنها این است که ۹۹٪ ثروت خود را برای کمک به حل بزرگترین مشکلات جهان کنار بگذارند. این تعهد اخلاقی، کانوا را از بسیاری از شرکتهای رقیب در سیلیکون ولی متمایز میکند.
استراتژی رشد و توسعه محصول
یکی از دستاوردهای برجسته ملانی پرکینز، استراتژی رشد پرشتاب کانوا است. این شرکت با تمرکز بر توسعه بینالمللی، به سرعت در بازارهای کلیدی از جمله آسیا و اروپا گسترش یافت. ملانی با هدایت دقیق استراتژی محصول، کانوا را از یک ابزار طراحی ساده برای شبکههای اجتماعی به یک پلتفرم جامع بهرهوری بصری تبدیل کرد؛ پلتفرمی که با عرضه قابلیتهایی مانند Canva Docs برای تولید متن و اسناد، Visual Worksuite برای مدیریت و همکاری تیمی، و خرید شرکتهای Kaleido.ai و Smartmockups برای افزودن ابزارهای پیشرفته ویرایش و طراحی، جایگاه خود را در میان رهبران صنعت نرمافزار تثبیت کرده است. این دستاوردها نشان میدهد که ملانی پرکینز نهتنها ایده اولیه خود را به واقعیت تبدیل کرده، بلکه آن را برای رشد پایدار در بازار پویا و رقابتی امروز با موفقیت هدایت کرده است.
رویدادهای شخصی و حواشی زندگی ملانی پرکینز
زندگی شخصی ملانی پرکینز، به ویژه در مقایسه با بسیاری از کارآفرینان میلیاردر دیگر در حوزه تکنولوژی، با سادگی و تواضع قابل توجهی همراه است. این سادگی و تمرکز بر ارزشهای انسانی، به عنوان یک عنصر کلیدی در فرهنگ سازمانی کانوا نیز نفوذ کرده است.
شراکت در زندگی و کسبوکار
داستان رابطه ملانی پرکینز و کلیف اورچر، یکی از جنبههای جالب توجه زندگی اوست. آنها نه تنها شریک زندگی هستند، بلکه همبنیانگذار و ستونهای اصلی کانوا نیز محسوب میشوند. رابطه آنها از همان دوران دانشجویی و راهاندازی اولین کسبوکارشان، Fusion Books، آغاز شد و تا امروز ادامه داشته است. نکته قابل توجه این است که با وجود رسیدن به ثروت هنگفت، زندگی آنها از تجملات رایج در میان میلیاردرهای فناوری دور بوده است. مراسم ازدواج آنها نیز در سال ۲۰۲۱ در جزیره دورافتادهای در استرالیا و با کمترین تشریفات برگزار شد، که بازتابی از همان رویکرد تواضعآمیز آنها به زندگی است.
دیدگاه متفاوت درباره ثروت و سبک زندگی
با وجود اینکه ملانی پرکینز یکی از ثروتمندترین زنان استرالیا و جهان است، او و کلیف زندگیای به شدت معمولی و بدون تجملات افراطی را دنبال میکنند. این دو کارآفرین از ابتدا اعلام کردهاند که قصد دارند ۹۹ درصد از ثروت خود را ببخشند. این تعهد، یک "حاشیه" مهم در زندگی شخصی آنهاست که نحوه استفاده از داراییهایشان را مشخص میکند. آنها بر این باورند که ثروت هنگفت باید به عنوان یک ابزار برای حل مشکلات بزرگ بشری استفاده شود، نه صرفاً برای جمعآوری داراییهای لوکس. این دیدگاه، آنها را به نمونهای از کارآفرینان هدفگرا (Purpose Driven Entrepreneurs) تبدیل کرده است.
نقش در الگوسازی برای زنان در حوزه فناوری
ملانی پرکینز به دلیل موفقیت بزرگ خود به عنوان یک زن در حوزه فناوری، به یک الگوی مهم و تأثیرگذار برای زنان کارآفرین در سراسر جهان تبدیل شده است. او به طور فعال در مورد چالشهایی که زنان در جذب سرمایه و رهبری شرکتهای بزرگ با آن روبرو هستند صحبت میکند. او همواره تأکید میکند که زنان باید جسارت داشته باشند تا رؤیاهای بزرگ خود را دنبال کنند و از محیطهایی که از آنها حمایت نمیکنند، دوری جویند. او تلاش میکند تا با موفقیت خود، مسیر را برای زنان بیشتری در حوزه تکنولوژی هموار سازد.
دیدگاهها و برنامههای آینده ملانی پرکینز

چشمانداز ملانی پرکینز برای آینده کانوا، فراتر از یک ابزار طراحی است. او شرکتی را رهبری میکند که هدفش تبدیل شدن به «پلتفرم پیشرو بهرهوری بصری» در جهان است و میخواهد در هر جایی که نیاز به ارتباط تصویری وجود دارد، از اتاقهای هیئتمدیره تا کلاسهای درس، حضور داشته باشد.
هدف بلندمدت: دگرگونسازی فضای کار
هدف اصلی ملانی، دگرگونسازی نحوه کار تیمها و سازمانها است. او معتقد است که ارتباطات در دنیای امروز به شدت بصری شده است، اما ابزارهای سنتی بهرهوری (مانند واژهپردازها یا صفحات گسترده) اغلب این نیاز را برآورده نمیکنند. برنامههای آینده کانوا شامل موارد زیر است.
ادغام کامل هوش مصنوعی: استفاده از هوش مصنوعی برای خودکارسازی فرآیندهای طراحی، تولید محتوای هوشمند، و کمک به کاربران برای خلق محتوا در کمترین زمان ممکن. ویژگیهایی مانند Magic Design و Magic Write تنها شروع این مسیر هستند.
تبدیل کانوا به یک سیستم عامل بصری: ملانی قصد دارد کانوا را به پلتفرمی تبدیل کند که بتواند تمامی فرآیندهای کاری مربوط به محتوای بصری، از طراحی اولیه تا انتشار، مدیریت و همکاری تیمی را در یک محیط یکپارچه انجام دهد.
گسترش بخش سازمانی (Enterprise): تمرکز بر ارائه راهحلهای قویتر و امنتر برای سازمانهای بزرگ و شرکتهای فورچون ۵۰۰، با ابزارهایی برای مدیریت برندینگ در مقیاس وسیع دارد.
تمرکز بر تأثیر اجتماعی و محیط زیست
همانطور که قبلاً ذکر شد، دیدگاه ملانی برای آینده با تعهدات اجتماعی و زیستمحیطی او گره خورده است. او معتقد است کانوا میتواند با استفاده از منابع خود، تأثیر مثبتی بر جهان بگذارد. برنامههای آینده او شامل گسترش برنامه Canva for Nonprofits و افزایش سرمایهگذاری در ابتکارات خیریهای است که با هدف اصلی شرکت، یعنی "تسهیل طراحی برای همه"، همسو هستند. این هدف، پایداری بلندمدت شرکت و ایجاد یک هویت مثبت در جامعه جهانی را تضمین میکند.
گسترش نفوذ جهانی و زبانهای محلی
ملانی پرکینز بر ادامه گسترش جهانی کانوا، با تأکید ویژه بر بومیسازی محصول برای زبانها و فرهنگهای مختلف، تأکید دارد. هدف این است که کانوا واقعاً یک پلتفرم "جهانی" باشد که نیازهای طراحی هر کاربر، صرف نظر از مکان و زبان، برآورده شود. این استراتژی، یکی از عوامل اصلی رشد سریع کانوا در بازارهایی مانند آسیا، خاورمیانه و آمریکای جنوبی بوده است.
سرمایهگذاریها و داراییهای مالی ملانی پرکینز
ارزش مالی ملانی پرکینز و همسرش، کلیف اورچر، تقریباً به طور کامل از سهام آنها در شرکت Canva نشأت میگیرد. وضعیت مالی او بازتابی از رشد خارقالعاده شرکت و ارزشگذاریهای موفقیتآمیز آن است.
ارزشگذاری و سهام کانوا
با توجه به آخرین دورههای تأمین مالی، کانوا به یکی از باارزشترین استارتاپهای خصوصی جهان تبدیل شده است که ارزشگذاری آن در سال ۲۰۲۱ به ۴۰ میلیارد دلار رسید (اگرچه این رقم ممکن است در بازارهای خصوصی اخیر تعدیل شده باشد، اما همچنان بیش از ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود). ملانی پرکینز و کلیف اورچر به طور مشترک مالک بخش قابل توجهی از سهام شرکت هستند. ثروت خالص تخمینی ملانی پرکینز، او را در میان ثروتمندترین افراد استرالیا قرار میدهد. نکته کلیدی این است که برخلاف بسیاری از بنیانگذاران، آنها همچنان مالکیت بالایی در شرکت دارند.
جمعآوری سرمایه استراتژیک
ملانی پرکینز در طول مسیر توانست سرمایه قابل توجهی از برخی از بزرگترین شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر جهان از جمله: Blackbird Ventures (بلکبرد ونچرز)، Sequoia Capital (سکویا کپیتال)، General Catalyst (جنرال کاتالیست) و Felicis Ventures (فلیسیس ونچرز)جذب کند.
این سرمایهگذاریها نهتنها منابع مالی لازم برای رشد سریع کانوا را فراهم کردند، بلکه اعتبار و تخصص لازم را نیز برای تبدیل شدن این شرکت به یکی از رهبران جهانی در حوزه نرمافزار به عنوان خدمت (SaaS) به همراه داشتند. این موفقیت نشاندهنده توانایی چشمگیر ملانی در جلب اعتماد سرمایهگذاران سطح بالا و حمایت آنها از چشمانداز بلندمدتش بود.
داراییها و تعهد بخشش (The Giving Pledge)
مهمترین دارایی مالی ملانی پرکینز، تعهد او و کلیف برای بخشش بخش عمدهای از ثروت خود است. این تعهد، ارزشگذاری مالی آنها را تحتالشعاع قرار میدهد. در واقع، داراییهای شخصی آنها به جز سهام کانوا، بسیار محدود است، زیرا آنها به دنبال جمعآوری ثروت برای زندگی شخصی نیستند، بلکه میخواهند آن را به عنوان یک کاتالیزور برای تأثیرگذاری جهانی استفاده کنند. این رویکرد، در حوزه کارآفرینی و ثروتاندوزی، یک نوآوری اخلاقی محسوب میشود.
نتیجهگیری
داستان ملانی پرکینز، بیش از یک روایت درباره موفقیت یک استارتاپ میلیاردی است؛ این داستان یک الگوی جامع و الهامبخش در کارآفرینی است. او نشان داد که یک ایده ساده، زمانی که با اجرای بینقص، پافشاری مستمر و یک دیدگاه انسانی ترکیب شود، میتواند مرزهای صنعت را جابجا کند. ملانی پرکینز نه فقط بنیانگذار کانوا، بلکه معمار جنبشی است که طراحی گرافیک را از یک مهارت تخصصی، به یک زبان عمومی برای ارتباطات بصری تبدیل کرد.
درسهای اصلی از زندگی و مسیر حرفهای او شامل ۱. تشخیص نقاط درد: او به جای اختراع یک نیاز، یک مشکل (پیچیدگی طراحی) را که میلیونها نفر با آن درگیر بودند، شناسایی کرد. ۲. پافشاری در برابر نه شنیدن: ملانی و کلیف در سیلیکون ولی با درهای بسته زیادی روبرو شدند، اما با خلاقیت و پشتکار، راه خود را باز کردند. ۳. تمرکز بر کاربر نهایی: موفقیت کانوا ریشه در سادگی مطلق و تجربه کاربری (UX) دارد، که فلسفه اصلی ملانی بود. ۴. رهبری هدفمند: تعهد او به مدل «بخشش»، ثابت میکند که میتوان شرکتی با رشد انفجاری داشت و در عین حال، ارزشهای اخلاقی و مسئولیت اجتماعی را در هسته کسبوکار حفظ کرد.
در نهایت، میراث ملانی پرکینز، نه تنها یک شرکت با ارزش مالی بالا، بلکه تأثیر او بر نحوه کار و ارتباط مردم در سراسر جهان است. او با دیدگاهی جسورانه، مسیر را برای نسل جدیدی از کارآفرینان، به ویژه زنان، هموار کرده و ثابت کرده است که سادگی میتواند قدرتمندترین نیروی دگرگونکننده باشد. کانوا تحت رهبری او، همچنان در حال تکامل است و آیندهای را ترسیم میکند که در آن، هر ایده و هر فرد، توانایی بصریسازی و به اشتراکگذاری داستان خود را خواهد داشت.