ایلان ماسک کیست؟ نابغه میلیاردر و مغز متفکر تسلا و اسپیسایکس
مقدمه
آیا میتوانید تصور کنید که یک نفر به طور همزمان صنعت خودروسازی جهان را دگرگون کند، رویای سکونت انسان در مریخ را به نقشهای اجرایی تبدیل کند و یکی از بزرگترین پلتفرمهای اجتماعی دنیا را تحت کنترل خود درآورد؟ ایلان ماسک (Elon Musk) دقیقاً همان شخصیتی است که مرزهای غیرممکن را جابهجا کرده است. او نه تنها به عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته میشود، بلکه نمادی از جسارت، نوآوری رادیکال و البته جنجالهای بیپایان است. داستان او فراتر از ارقام نجومی حسابهای بانکیاش است؛ روایتی است از یک ذهن مهندسی پیچیده که معتقد است برای بقای نسل بشر، باید زمین را ترک کنیم و به گونهای "چندسیارهای" تبدیل شویم. اما آیا این تمام حقیقت درباره اوست؟
در این مقاله، ما فراتر از اخبار زرد و تیترهای روزمره میرویم تا به عمق زندگی، روانشناسی و استراتژیهای تجاری ایلان ماسک نفوذ کنیم. از روزهای سخت کودکی در آفریقای جنوبی و قلدریهایی که در مدرسه تحمل کرد تا شبهایی که در کف کارخانه تسلا میخوابید تا خط تولید را زنده نگه دارد. ما به بررسی دقیق شرکتهای او از جمله تسلا (Tesla)، اسپیس ایکس (SpaceX)، نورالینک (Neuralink) و خرید پرهیاهوی توییتر (که اکنون ایکس X نامیده میشود) خواهیم پرداخت. اگر به دنبال درک واقعی این هستید که "ایلان ماسک کیست؟" و چگونه فکر میکند، این مطلب تمام زوایای پنهان و آشکار زندگی "تونی استارک" دنیای واقعی را برای شما روشن خواهد کرد.
زندگینامه ایلان ماسک

برای درک اینکه ایلان ریو ماسک (Elon Reeve Musk) چگونه به جایگاه فعلی خود رسیده است، باید به ریشههای او در پرتوریا، آفریقای جنوبی بازگردیم. او در 28 ژوئن 1971 در خانوادهای متولد شد که ترکیب عجیبی از ماجراجویی و نبوغ بود. ایلان دوران کودکی معمولی نداشت؛ او پسری درونگرا، غرق در کتاب و کمیک بود که اغلب هدف آزار و اذیت همکلاسیهایش قرار میگرفت. این فشارها باعث شد تا او به دنیای تکنولوژی و برنامهنویسی پناه ببرد. درک دوران کودکی و نوجوانی او، کلید فهمیدن سرسختی و ریسکپذیری بیپایان او در بزرگسالی است. این بخش از زندگی او، شالوده شخصیت مردی را شکل داد که بعدها ادعا کرد میخواهد در مریخ بازنشسته شود.
کودکی، خانواده و تاثیرات اولیه
ایلان فرزند ارشد خانواده بود. پدرش، ارول ماسک (Errol Musk)، یک مهندس الکترومکانیک، خلبان و ملوان باهوش اما سختگیر بود و مادرش، می ماسک (Maye Musk)، متخصص رژیم درمانی و مدلی موفق بود که نقش مهمی در تربیت جاهطلبانه فرزندانش داشت. رابطه ایلان با پدرش همواره پیچیده و پرتنش توصیف شده است؛ موضوعی که خود ایلان بارها به تلخی از آن یاد کرده و پدرش را شخصی توصیف کرده که "هر کار بدی که فکرش را بکنید، انجام داده است". پس از طلاق والدینش در سال 1980، ایلان مدتی با پدرش زندگی کرد، تصمیمی که بعدها از آن پشیمان شد. با این حال، دسترسی به کامپیوتر و کتابهای علمی در خانه پدر، جرقه علاقه او به تکنولوژی را روشن کرد. او در 10 سالگی با کامپیوتر کمودور VIC-20 آشنا شد و چنان استعدادی نشان داد که در 12 سالگی بازی ویدیویی خود به نام "بلستر" (Blastar) را ساخت و کد آن را به قیمت 500 دلار فروخت. این اولین معامله تجاری زندگی او بود.
مهاجرت و تحصیلات دانشگاهی
فضای سیاسی و اجتماعی آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید و همچنین خدمت سربازی اجباری، ایلان را بر آن داشت تا به فکر مهاجرت بیفتد. او همیشه آمریکا را سرزمین فرصتها میدانست، اما مسیر رسیدن به آنجا از کانادا میگذشت، جایی که اقوام مادریاش زندگی میکردند. در سن 17 سالگی، ایلان ماسک به تنهایی به کانادا مهاجرت کرد و در دانشگاه کویینز (Queen's University) مشغول به تحصیل شد. او برای تامین مخارج خود کارهای سختی مانند پارو کردن غلات و نظافت دیگهای بخار در کارخانه چوببری را انجام داد. پس از دو سال، او توانست به دانشگاه پنسیلوانیا (University of Pennsylvania) در ایالات متحده منتقل شود. در آنجا او دو مدرک لیسانس دریافت کرد: یکی در فیزیک و دیگری در اقتصاد از مدرسه وارتون. این ترکیب دانش فیزیک (برای درک حقایق بنیادی جهان) و اقتصاد (برای درک بازار و سرمایه) دقیقاً همان چیزی بود که او برای امپراتوری آیندهاش نیاز داشت.
انصراف از استنفورد و آغاز کارآفرینی
پس از فارغالتحصیلی از پنسیلوانیا، ماسک در سال 1995 برای دوره دکترای فیزیک کاربردی و علم مواد به دانشگاه استنفورد (Stanford University) در کالیفرنیا رفت. اما این دوران تنها دو روز به طول انجامید. این سالها مصادف بود با اوجگیری اینترنت و حباب داتکام. ایلان که نمیتوانست در برابر وسوسه تغییر دنیا از طریق اینترنت مقاومت کند، تصمیم گرفت تحصیلات آکادمیک را رها کرده و وارد دنیای پرتلاطم کسبوکار شود. این تصمیم، نقطه عطفی بود که مسیر زندگی او را از یک دانشمند احتمالی به بزرگترین کارآفرین قرن بیست و یکم تغییر داد. او معتقد بود که اینترنت، انرژیهای تجدیدپذیر و اکتشافات فضایی، سه حوزهای هستند که آینده بشریت را تحت تاثیر قرار میدهند و او میخواست در هر سه نقش داشته باشد.
پیشینه و مسیر حرفهای ایلان ماسک

مسیر حرفهای ایلان ماسک نمونهای بارز از "شکست خوردن به سمت موفقیت" و ریسکپذیری دیوانهوار است. برخلاف بسیاری از مدیران که با احتیاط گام برمیدارند، ماسک بارها تمام سرمایه خود را روی ایدههایی شرطبندی کرد که از نظر دیگران محکوم به شکست بودند. او کار خود را با نرمافزارهای اینترنتی ساده شروع کرد، اما به سرعت جاهطلبیهایش رشد کرد و به صنایع سنگین و پیچیدهای مثل بانکداری دیجیتال، هوافضا و خودروسازی کشیده شد. بررسی این مسیر نشان میدهد که او چگونه از پروژههای کوچکتر سرمایه لازم برای رویاهای بزرگترش را تامین کرده است.
تاسیس Zip2: اولین گام در سیلیکون ولی
اولین شرکت رسمی ایلان ماسک، Zip2 نام داشت که آن را به همراه برادرش کیمبال ماسک (Kimbal Musk) در سال 1995 تاسیس کرد. ایده آنها ایجاد یک راهنمای شهری آنلاین برای روزنامهها بود، چیزی شبیه به نسخه اولیه گوگل مپس ترکیب شده با صفحات زرد. آنها کار را در یک دفتر کوچک اجارهای شروع کردند و ایلان شبها روی کاناپه دفتر میخوابید و در انستیتوی خیریه دوش میگرفت تا در هزینهها صرفهجویی کند. تلاشهای آنها نتیجه داد و روزنامههای بزرگی مثل نیویورک تایمز مشتری آنها شدند. در نهایت، در سال 1999، شرکت کامپک (Compaq) این استارتاپ را به مبلغ 307 میلیون دلار خریداری کرد. سهم ایلان از این معامله 22 میلیون دلار بود؛ مبلغی که برای یک جوان 27 ساله ثروتی عظیم محسوب میشد، اما او به جای خرید جزیره شخصی، تمام آن را روی پروژه بعدیاش سرمایهگذاری کرد.
X.com و تولد امپراتوری PayPal
بلافاصله پس از فروش Zip2، ماسک با سرمایه 10 میلیون دلاری خود شرکت X.com را تاسیس کرد. دیدگاه او ایجاد یک بانک آنلاین انقلابی بود. در آن زمان، مردم هنوز به وارد کردن اطلاعات کارت اعتباری خود در اینترنت اعتماد نداشتند، اما ماسک آینده را به وضوح میدید. X.com به زودی با رقیب اصلی خود، شرکت Confinity که توسط پیتر تیل (Peter Thiel) و مکس لوچین (Max Levchin) اداره میشد، ادغام شد تا سرویس انتقال پول مشهور PayPal (پیپل) شکل بگیرد. اگرچه ماسک برای مدتی مدیرعامل بود، اما به دلیل اختلافات داخلی و اصرار او بر استفاده از سرورهای مایکروسافت به جای یونیکس، در حالی که در تعطیلات ماه عسل بود، از سمت مدیرعاملی برکنار شد. با این حال، او همچنان بزرگترین سهامدار باقی ماند. زمانی که eBay در سال 2002 پیپل را به مبلغ 1.5 میلیارد دلار خرید، ایلان ماسک 165 میلیون دلار به جیب زد. این سرمایه، سوخت اصلی موشکهای اسپیس ایکس و خودروهای تسلا شد.
ورود به صنایع غیرممکن: فضا و خودرو
با ثروت به دست آمده از پیپل، ماسک میتوانست بازنشسته شود، اما او تازه گرم شده بود. او در سال 2002 اسپیس ایکس (SpaceX) را با هدف کاهش هزینههای سفر فضایی تاسیس کرد. دوستانش سعی کردند او را منصرف کنند و حتی ویدیوهایی از انفجار موشکها به او نشان میدادند تا سرمایهاش را هدر ندهد. اما ماسک مصمم بود. کمی بعد در سال 2004، او به عنوان سرمایهگذار اصلی به شرکت تسلا موتورز (Tesla Motors) پیوست که توسط مارتین ابرهارد و مارک تارپنینگ تاسیس شده بود. او به زودی ریاست هیئت مدیره و سپس مدیرعاملی را بر عهده گرفت و نقش معمار اصلی محصولات را ایفا کرد. سال 2008، بدترین سال زندگی او بود؛ جایی که هم تسلا و هم اسپیس ایکس در آستانه ورشکستگی بودند و او همزمان درگیر طلاق از همسر اولش بود. اما با پرتاب موفقیتآمیز فالکون 1 و دریافت سرمایه لحظه آخری برای تسلا، او از لبه پرتگاه بازگشت و افسانه خود را تثبیت کرد.
دستاوردها و پروژههای برجسته ایلان ماسک

ایلان ماسک تنها یک مدیرعامل نیست؛ او یک معمار سیستم است که در چندین صنعت متفاوت به صورت موازی فعالیت میکند. دستاوردهای او به قدری گسترده است که هر کدام از شرکتهایش به تنهایی میتوانستند میراث یک کارآفرین بزرگ باشند. او با رویکرد "اصول اولیه" (First Principles Thinking) به مسائل نگاه میکند؛ یعنی به جای کپی کردن روشهای موجود، مشکلات را به بنیادیترین اجزای فیزیکی خرد کرده و از نو میسازد. در این بخش به بررسی دقیق مهمترین پروژههای او میپردازیم که هر کدام هدف خاصی را در نقشه بزرگ او دنبال میکنند.
اسپیس ایکس (SpaceX) و انقلاب فضایی
شرکت فناوریهای اکتشاف فضایی یا اسپیس ایکس، شاید جسورانهترین پروژه ماسک باشد. هدف نهایی این شرکت، تبدیل انسان به گونهای چندسیارهای است. اسپیس ایکس با ساخت موشکهای فالکون 1 (Falcon 1)، فالکون 9 (Falcon 9) و فالکون هوی (Falcon Heavy)، صنعت فضایی را با معرفی مفهوم "موشکهای قابل استفاده مجدد" دگرگون کرد. تا قبل از ماسک، موشکها پس از یک بار استفاده به زباله تبدیل میشدند، اما اسپیس ایکس توانست بوستر موشکها را سالم به زمین برگرداند و فرود آورد. فضاپیمای دراگون (Dragon) این شرکت اکنون فضانوردان ناسا را به ایستگاه فضایی بینالمللی میبرد. پروژه بزرگ بعدی، استارشیپ (Starship) است؛ بزرگترین و قدرتمندترین موشک تاریخ که برای حمل انسان و بار به مریخ طراحی شده است. همچنین پروژه استارلینک (Starlink) که زیرمجموعه اسپیس ایکس است، با پرتاب هزاران ماهواره به مدار پایین زمین، اینترنت پرسرعت را به دورافتادهترین نقاط جهان رسانده است.
تسلا (Tesla) و تحول انرژی پاک
اگرچه ماسک موسس اولیه تسلا نبود، اما بدون شک او تسلا را به غول امروزی تبدیل کرد. ماموریت تسلا "شتاب بخشیدن به گذار جهان به انرژیهای پایدار" است. ماسک با استراتژی "برنامه جامع" (Master Plan) شروع کرد: ابتدا ساخت یک خودروی اسپرت گرانقیمت (Roadster) برای اثبات تکنولوژی، سپس استفاده از درآمد آن برای ساخت خودروی لوکس (Model S و Model X)، و در نهایت تولید خودروهای انبوه و مقرونبهصرفه (Model 3 و Model Y). تسلا فراتر از خودرو، در زمینه تولید باتری (Gigafactories)، پنلهای خورشیدی (Solar Roof) و ذخیرهسازهای انرژی خانگی و صنعتی (Powerwall و Megapack) نیز پیشرو است. سیستم کمکراننده پیشرفته این شرکت یا همان اتوپایلوت (Autopilot) و تلاش برای رسیدن به رانندگی کاملاً خودکار (FSD)، یکی دیگر از محورهای اصلی فعالیت تسلا تحت رهبری ماسک است.
نورالینک (Neuralink) و بورینگ کمپانی (The Boring Company)
جاهطلبیهای ماسک به فضا و جادهها محدود نمیشود. او در سال 2016 شرکت نورالینک را با هدف ایجاد رابط مغز و رایانه (BCI) تاسیس کرد. هدف کوتاه مدت نورالینک، درمان بیماریهای مغزی و نخاعی مانند فلج اندامها و نابینایی است، اما هدف بلندمدت و علمی-تخیلی آن، ایجاد همزیستی بین هوش انسان و هوش مصنوعی است تا انسانها از پیشرفت AI عقب نمانند. از سوی دیگر، شرکت بورینگ کمپانی با شعار رفع ترافیک شهری تاسیس شد. راه حل ماسک برای ترافیک، ساخت شبکهای سه بعدی از تونلهای زیرزمینی است که خودروها با سرعت بالا در آنها حرکت کنند. اگرچه این پروژه با فروش کلاههای لبهدار و شعلهافکنهای عجیب شروع شد، اما اکنون سیستمهای حمل و نقل "لوپ" (Loop) را در لاسوگاس اجرایی کرده است.
خرید توییتر و تغییر برند به X
یکی از جنجالیترین اقدامات ماسک، خرید شبکه اجتماعی توییتر در سال 2022 به مبلغ 44 میلیارد دلار بود. او با ادعای حمایت از "آزادی بیان مطلق" وارد این پلتفرم شد و بلافاصله دست به تغییرات رادیکال زد. اخراج نیمی از کارکنان، تغییر سیستم تایید هویت (تیک آبی) به مدل اشتراکی، بازگرداندن حسابهای مسدود شده و در نهایت تغییر نام و لوگوی توییتر به "X"، دنیای رسانه را شوکه کرد. هدف او تبدیل X به یک "اپلیکیشن همهکاره" (Everything App) مشابه ویچت چین است که در آن کاربران بتوانند علاوه بر تعامل اجتماعی، کارهای بانکی، خرید و تماشای ویدیوهای طولانی را انجام دهند. این حرکت نشاندهنده علاقه دیرینه او به برند X و دامنه X.com است که از سال 1999 همراه او بوده است.
رویدادهای شخصی و حواشی زندگی ایلان ماسک
زندگی شخصی ایلان ماسک به اندازه زندگی حرفهای او پرفراز و نشیب و زیر ذرهبین رسانههاست. او شخصیتی است که مرز بین نبوغ و رفتارهای غیرقابل پیشبینی را محو کرده است. از دوستی با سلبریتیها تا توییتهایی که بازارهای مالی را زیر و رو میکنند، ماسک همواره تیتر اول اخبار است. او آشکارا درباره ابتلا به سندرم آسپرگر (نوعی از طیف اوتیسم) صحبت کرده که میتواند توضیحی برای رفتارهای اجتماعی خاص و تمرکز لیزری او بر روی مسائل فنی باشد.
خانواده و فرزندان
ایلان ماسک تا کنون سه بار ازدواج کرده (دو بار با یک نفر). همسر اول او جاستین ویلسون (Justine Wilson)، نویسنده بود که مادر 5 پسر اول اوست (دوقلوها و سهقلوها). اولین فرزند آنها، نوادا، متاسفانه در 10 هفتگی به دلیل سندرم مرگ ناگهانی نوزاد درگذشت. پس از طلاق از جاستین، او با تلولا رایلی (Talulah Riley)، بازیگر بریتانیایی ازدواج کرد، طلاق گرفت، دوباره ازدواج کرد و مجدداً طلاق گرفت. رابطه پرسر و صدای بعدی او با گرایمز (Grimes)، موسیقیدان کانادایی بود که حاصل آن دو فرزند با نامهای بسیار عجیب "X Æ A-12" و "Exa Dark Sideræl" است. او همچنین دوقلوهایی از شیوون زیلیس (Shivon Zilis)، یکی از مدیران ارشد نورالینک دارد. گستردگی خانواده او و نامهای نامتعارف فرزندانش، همواره سوژه بحث در شبکههای اجتماعی بوده است. ماسک بارها ابراز نگرانی کرده که نرخ زاد و ولد در جهان در حال کاهش است و خود سعی دارد با داشتن فرزندان زیاد، به این مشکل (از دیدگاه خودش) کمک کند.
جنجالهای توییتری و قانونی
حساب کاربری ایلان ماسک در پلتفرم X (توییتر سابق) یکی از قدرتمندترین ابزارهای رسانهای جهان است. یک توییت او میتواند قیمت ارزهای دیجیتال مثل دوجکوین (Dogecoin) یا بیتکوین را به شدت تغییر دهد. اما این قدرت بیهزینه نبوده است. در سال 2018، او توییتی درباره "تامین سرمایه" برای خصوصیسازی تسلا زد که باعث شد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) او را متهم به کلاهبرداری اوراق بهادار کند. این ماجرا منجر به جریمه 20 میلیون دلاری و کنارهگیری او از ریاست هیئت مدیره تسلا شد. همچنین در جریان عملیات نجات کودکان تایلندی از غار، او درگیری لفظی شدیدی با یکی از غواصان داشت که منجر به شکایت افترا شد (که البته ماسک در دادگاه پیروز شد). دیدگاههای سیاسی او در سالهای اخیر صریحتر شده و او بارها با سیاستمداران آمریکایی درگیری لفظی پیدا کرده است که باعث ایجاد دوقطبی میان طرفداران و منتقدانش شده است.
سبک زندگی و اخلاق کاری
ماسک به "اخلاق کاری دیوانهوار" مشهور است. او در دوران بحرانی تولید تسلا مدل 3، هفتهای 120 ساعت کار میکرد و روی زمین کارخانه میخوابید. او از کارمندانش نیز انتظارات مشابهی دارد که باعث شده محیط کار شرکتهایش همزمان "الهامبخش" و "بسیار پرفشار" توصیف شود. او خانههای لوکس خود در کالیفرنیا را فروخت و اعلام کرد که میخواهد داراییهای فیزیکی خود را به حداقل برساند تا تمام سرمایهاش را صرف ماموریت مریخ کند. او اکنون در یک خانه کوچک پیشساخته در محوطه تاسیسات اسپیس ایکس در بوکا چیکا، تگزاس زندگی میکند. این سبک زندگی ریاضتکشانه در عین داشتن ثروت میلیاردی، یکی دیگر از پارادوکسهای شخصیت پیچیده اوست.
دیدگاهها و برنامههای آینده ایلان ماسک

آنچه ایلان ماسک را از دیگر میلیاردرها متمایز میکند، نگاه او به آیندهای بسیار دورتر از عمر طبیعی انسان است. او خود را یک مهندس میداند که وظیفه حل مشکلات وجودی بشر را بر عهده دارد. دیدگاههای او ترکیبی از خوشبینی تکنولوژیک و بدبینی نسبت به خطرات هوش مصنوعی و فروپاشی جمعیت است. برنامههای آینده او نه برای کسب سود بیشتر، بلکه برای تضمین بقای "آگاهی" (Consciousness) در جهان طراحی شدهاند.
استعمار مریخ و چندسیارهای شدن
هسته مرکزی فلسفه ایلان ماسک، تبدیل بشریت به یک گونه چندسیارهای است. او معتقد است که زمین دیر یا زود با یک رویداد انقراضی (مانند برخورد شهابسنگ، جنگ هستهای یا ویروسهای مهندسی شده) مواجه خواهد شد. بنابراین، مریخ به عنوان یک "پشتیبان" (Backup) برای حیات عمل خواهد کرد. برنامه او این است که با استفاده از ناوگان عظیم استارشیپها، تا سال 2050 یک شهر خودکفا با جمعیت یک میلیون نفر در مریخ بسازد. این چشمانداز شامل ترافرم کردن (Terraforming) یا تغییر جو مریخ برای قابل سکونت کردن آن نیز میشود. اگرچه بسیاری این برنامه را غیرواقعی میدانند، اما ماسک تمام منابع اسپیس ایکس را روی این هدف متمرکز کرده است.
هوش مصنوعی: فرصتها و تهدیدها
ماسک یکی از اولین کسانی بود که درباره خطرات هوش مصنوعی عمومی (AGI) هشدار داد و آن را "خطرناکتر از بمب اتم" نامید. او یکی از بنیانگذاران OpenAI (خالق ChatGPT) بود، اما بعدها به دلیل اختلاف نظر درباره ایمنی و تجاریسازی از آن جدا شد. دیدگاه او این است که هوش مصنوعی باید دموکراتیک و ایمن باشد. به همین دلیل، او شرکت جدید خود به نام xAI را تاسیس کرد تا با ساخت مدل هوش مصنوعی "Grok"، به درک ماهیت جهان کمک کند. او معتقد است بهترین راه برای مقابله با خطر هوش مصنوعی، ادغام انسان با ماشین از طریق نورالینک است تا انسانها تبدیل به "حیوانات خانگی" برای ابرهوشهای مصنوعی نشوند.
انرژی پایدار و آینده زمین
در حالی که نگاه ماسک به مریخ است، او از زمین غافل نیست. او معتقد است که ما باید هر چه سریعتر از سوختهای فسیلی فاصله بگیریم. برنامه آینده او برای تسلا، افزایش تولید خودروهای الکتریکی به 20 میلیون دستگاه در سال تا سال 2030 است. این شامل توسعه تکنولوژی باتریهای ارزانتر و با چگالی انرژی بالاتر و گسترش شبکه شارژرهای جهانی است. او همچنین روی ایده "اقتصاد هیدروژنی" خط بطلان کشیده و معتقد است که آینده انرژی کاملاً الکتریکی و خورشیدی است. چشمانداز او دنیایی است که در آن تمام حمل و نقل، گرمایش و صنعت با انرژی پاک تامین میشود و هوش مصنوعی رانندگی و کارهای تکراری را انجام میدهد.
سرمایهگذاریها و داراییهای مالی ایلان ماسک
صحبت درباره ایلان ماسک بدون اشاره به وضعیت مالی حیرتانگیز او کامل نیست. او بارها عنوان ثروتمندترین فرد جهان را در رتبهبندی فوربس و بلومبرگ کسب کرده است. اما ساختار ثروت او با ثروتمندان سنتی متفاوت است. او پول نقد زیادی در بانک ندارد؛ بلکه تقریباً تمام ثروت او به سهام شرکتهایش گره خورده است. این موضوع باعث میشود که دارایی خالص او با نوسانات بازار بورس به شدت تغییر کند. در این بخش به تحلیل سبد سرمایهگذاری و داراییهای او میپردازیم.
ترکیب داراییها و ارزش خالص
بخش عمده ثروت ایلان ماسک از سهام او در شرکت تسلا ناشی میشود. او مالک حدود 13 تا 20 درصد از سهام تسلا (بسته به اعمال حق اختیار معاملهها) است. با توجه به ارزش بازار تسلا که در مقاطعی از یک تریلیون دلار عبور کرد، این سهام ارزش صدها میلیارد دلاری دارد. علاوه بر تسلا، او مالک حدود 42 درصد از سهام اسپیس ایکس است. از آنجا که اسپیس ایکس یک شرکت خصوصی است، ارزشگذاری آن سختتر است اما برآوردها نشان میدهد که این شرکت یکی از باارزشترین استارتاپهای جهان است. خرید توییتر (X) نیز بخش دیگری از داراییهای اوست، هرچند ارزش این شرکت پس از خرید کاهش یافته است. سهام او در نورالینک و بورینگ کمپانی نیز بخش کوچکتری از پورتفولیوی او را تشکیل میدهند.
ارزهای دیجیتال و تاثیرگذاری بر بازار
ایلان ماسک یکی از حامیان بزرگ ارزهای دیجیتال است. شرکت تسلا در مقطعی 1.5 میلیارد دلار بیتکوین خریداری کرد و حتی برای مدتی امکان خرید خودرو با بیتکوین را فراهم نمود. اما علاقه شخصی ماسک بیشتر متوجه دوجکوین (Dogecoin) است؛ ارزی که به شوخی ساخته شد اما با حمایتهای ماسک به یکی از رمزارزهای برتر بازار تبدیل شد. او خود را "پدر دوج" (The Dogefather) مینامد. توییتهای او درباره کریپتوکارنسیها نشاندهنده قدرت او در جابجایی سرمایههای خرد در سطح جهانی است. با این حال، او همواره هشدار داده است که مردم نباید تمام پسانداز خود را در ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری کنند.
نتیجهگیری
ایلان ماسک پدیدهای است که در قالب کلمات و دستهبندیهای معمول نمیگنجد. او ترکیبی از یک مخترع نابغه، یک شوومن ماهر، یک مدیر سختگیر و یک رویاپرداز بیمرز است. پاسخ به سوال "ایلان ماسک کیست؟" ساده نیست؛ او مردی است که صنایع خودروسازی و فضایی را که برای دههها در رکود و انحصار بودند، با نیروی اراده و نوآوری محض درهم شکست و دوباره ساخت. میراث او احتمالاً نه با ثروتش، بلکه با تاثیری که بر آینده بشریت میگذارد سنجیده خواهد شد.
مخالفانش او را فردی متوهم، خودشیفته و بیملاحظه میدانند که با وعدههای توخالی بازارها را دستکاری میکند. موافقانش اما او را منجی عصر مدرن میبینند که تنها کسی است که شجاعت کافی برای حل مشکلات بزرگ جهان را دارد. حقیقت احتمالاً جایی در میانه این دو است. چه او را دوست داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، نمیتوان انکار کرد که دنیای امروز (و شاید دنیای فردا در مریخ) بدون وجود ایلان ماسک، شکلی کاملاً متفاوت داشت. او به ما آموخت که اگر قوانین فیزیک مانع کاری نشوند، پس آن کار "غیرممکن" نیست، بلکه فقط "هنوز انجام نشده" است.