معرفی شرکت اورلن؛ از پالایشگاه تا پروژههای بادی دریایی
مقدمه
در سال ۲۰۲۳، گزارشهای معتبر جهانی نشان دادند که سهم قابل توجهی از اقتصاد و امنیت انرژی در مرکز اروپا، به واسطه تصمیمات و عملکرد یک بازیگر کلیدی شکل میگیرد. این بازیگر، شرکتی نیست جز اورلن (ORLEN Spolka Akcyjna) که با فروش سالانهای معادل ۳۶۲.۳ میلیارد زلوتی (تقریباً ۸۲ میلیارد دلار) در سال ۲۰۲۲، نه تنها جایگاه خود را به عنوان بزرگترین شرکت در لهستان تثبیت کرده، بلکه به یکی از عظیمترین شرکتهای انرژی منطقهی اروپای مرکزی تبدیل شده است. این اعداد صرفاً یک آمار مالی نیستند؛ بلکه بیانگر نفوذ عمیق این شرکت در زیرساختهای حیاتی منطقهای هستند که دغدغهی اصلیاش، تامین پایدار و مطمئن انرژی است. پرسش اصلی اینجاست که چگونه یک شرکت که ریشههای آن به دههی ۹۰ میلادی بازمیگردد، توانسته است چنین شبکهی گستردهای از پالایشگاهها، پتروشیمیها، جایگاههای سوخت و پروژههای انرژی نو را در بازارهای بینالمللی مانند لیتوانی، جمهوری چک، آلمان و کانادا ایجاد و مدیریت کند؟
ما امروز، فراتر از یک معرفی ساده، به تحلیل نقش اورلن در تامین امنیت انرژی اروپا، ساختار کسبوکار چندوجهی آن، پروژههای پیشرو در حوزهی انرژیهای تجدیدپذیر و همچنین چالشهای مدیریتی و زیستمحیطی پیش روی این شرکت خواهیم پرداخت. هدف این است که درک کاملی از جایگاه ORLEN S.A به عنوان یک نیروی محرک در بازار نفت و گاز لهستان و اروپا به دست آوریم، درکی که برای تحلیلگران صنعت و مصرفکنندگان آگاه به یکسان ضروری است.
آشنایی با شرکت اورلن

شرکت اورلن، که نام کامل آن ORLEN Spolka Akcyjna است و اغلب با نام مخفف PKN ORLEN شناخته میشود، قلب تپندهی صنعت انرژی لهستان و یکی از بزرگترین بازیگران حوزهی نفت، گاز، پتروشیمی و انرژیهای نو در قارهی اروپا است. ریشههای این شرکت به سال ۱۹۹۹ بازمیگردد، زمانی که دو نهاد دولتی مهم، یعنی Petrochemia Płock (بزرگترین مجتمع پالایشگاهی لهستان) و Centrala Produktów Naftowych (CPN) (شبکهی دولتی توزیع سوخت) با یکدیگر ادغام شدند. این ادغام استراتژیک، با هدف ایجاد یک نهاد واحد و قدرتمند با قابلیت رقابت در سطح بینالمللی صورت گرفت. اورلن از همان ابتدا با در اختیار داشتن زیرساختهای کلیدی پالایش و توزیع، به سرعت توانست بازار داخلی را یکپارچه کرده و به بازارهای خارجی چشم بدوزد.
استراتژی اصلی اورلن از زمان تاسیس، بر تنوعبخشی به منابع انرژی و همچنین یکپارچهسازی عمودی (از اکتشاف تا توزیع نهایی) متمرکز بوده است. این شرکت به مرور زمان با انجام تملکهای بزرگ و استراتژیک در کشورهای همسایه، نفوذ خود را گسترش داد. مهمترین این تملکها شامل Unipetrol در جمهوری چک و Mažeikių Nafta (اکنون ORLEN Lietuva) در لیتوانی است که این شرکت را به بزرگترین پالایشگر منطقهی اروپای مرکزی تبدیل کرد. در سالهای اخیر، تمرکز اورلن بر گذار انرژی، اکتشاف و تولید (Upstream)، خردهفروشی سوخت، و پروژههای پتروشیمی پیشرفته بوده است، که نشاندهندهی سازگاری این شرکت با تحولات جهانی انرژی است. این شرکت اکنون در فهرست بورس ورشو (WSE) معامله میشود و سهام عمدهی آن همچنان در اختیار دولت لهستان است.
ساختار و حوزه فعالیت
ساختار سازمانی اورلن به گونهای طراحی شده که بتواند طیف گستردهای از فعالیتها را در زنجیرهی ارزش انرژی مدیریت کند. فعالیتهای اصلی این شرکت در پنج بخش کلیدی دستهبندی میشود: پالایش (Refining)، پتروشیمی (Petrochemicals)، انرژی (Power Generation)، اکتشاف و تولید (Upstream) و خردهفروشی (Retail). بخش پالایش، که بزرگترین بخش از نظر درآمد است، شامل مدیریت پالایشگاههای بزرگ و پیشرفتهای است که محصولات نفتی متنوعی مانند بنزین، دیزل و سوخت جت تولید میکنند. بخش پتروشیمی بر تولید مواد اولیه پلاستیک و سایر مواد شیمیایی تمرکز دارد. بخش انرژی مسئول تولید برق و حرارت از منابع گوناگون، به ویژه گاز و انرژیهای تجدیدپذیر است. با ادغام شرکتهایی مانند Energa و Grupa LOTOS، اورلن به یک کنگلومرای (شرکت خوشهای) انرژی کامل تبدیل شده که تقریباً در هر مرحله از چرخهی انرژی حضور دارد. این یکپارچگی، مزیت رقابتی قابل توجهی در کاهش هزینهها و مدیریت ریسک نوسانات بازار برای ORLEN S.A. فراهم میکند.
حوزهی فعالیت جغرافیایی اورلن نیز بسیار گسترده است. این شرکت در هشت بازار داخلی (لهستان، چک، آلمان، لیتوانی، اسلواکی، مجارستان، کانادا و نروژ) دارای فعالیتهای عمده است. شبکهی خردهفروشی آن، شامل بیش از ۳۰۰۰ جایگاه سوخت با برندهای مختلف (از جمله ORLEN و Star)، آن را به یکی از بزرگترین شبکههای خردهفروشی در اروپای مرکزی تبدیل کرده است. این گستردگی عملیاتی، اورلن را قادر میسازد تا تاثیرگذاری قابل توجهی بر سیاستهای انرژی منطقهای داشته باشد و نقش مهمی در تنوعبخشی به واردات نفت و گاز منطقه ایفا کند، که این موضوع پس از تحولات ژئوپلیتیک اخیر، اهمیتی دوچندان یافته است.
استراتژی تنوعبخشی
یکی از مهمترین عوامل موفقیت اورلن، پیادهسازی یک استراتژی تنوعبخشی بلندمدت است. این استراتژی نه تنها شامل تنوع در حوزههای کسبوکار (نفت، گاز، پتروشیمی، برق)، بلکه شامل تنوع در منابع تامین و بازار نیز میشود. در حوزهی تامین، اورلن به صورت فعال به دنبال جایگزینی نفت روسیه با منابعی از دریای شمال، غرب آفریقا، و خاورمیانه بوده است تا امنیت تامین خود را در برابر ریسکهای سیاسی افزایش دهد. در بخش کسبوکار، سرمایهگذاریهای سنگینی در حوزهی انرژیهای تجدیدپذیر، به ویژه بادی دریایی (Offshore Wind) و خورشیدی (Photovoltaics) صورت گرفته است. این رویکرد دوگانه، شرکت را در برابر نوسانات قیمت نفت و همچنین مقررات سختگیرانهتر محیط زیستی انعطافپذیر میسازد.
علاوه بر این، اورلن به طور مستمر در حال تقویت بخش پتروشیمی خود است تا از ارزش افزوده بالاتری بهرهمند شود. با توسعه پروژههای تولید مواد شیمیایی خاص (Specialty Chemicals)، این شرکت میخواهد وابستگی خود به تولید سوختهای سنتی را کاهش دهد و به سمت محصولاتی با حاشیه سود بالاتر حرکت کند. این تحول ساختاری، اورلن را از یک پالایشگر صرف به یک شرکت انرژی یکپارچه و پیشرفته تبدیل کرده است که در حال سرمایهگذاری بر فناوریهای آینده مانند هیدروژن پاک و سوختهای زیستی است. این رویکرد، نه تنها برای افزایش سودآوری بلندمدت ضروری است، بلکه بخشی از تعهد شرکت به اهداف کاهش کربنزدایی (Decarbonization) اروپا نیز محسوب میشود.
تاریخچه شرکت اورلن
تاریخچه مدرن اورلن به سال ۱۹۹۹ بازمیگردد، اما ریشههای آن بسیار قدیمیتر است. این شرکت حاصل ادغام دو شرکت بزرگ دولتی لهستان بود: یکی CPN (مرکز محصولات نفتی) که مسئولیت توزیع و پمپبنزینها را بر عهده داشت و دیگری پتروشیمی پلوتسک (Petrochemia Płock) که وظیفه پالایش و تولید را انجام میداد. دولت لهستان در آن زمان با هدف ایجاد یک ابرشرکت ملی که توانایی رقابت با بزرگان غربی و روسی را داشته باشد، تصمیم به این ادغام گرفت. در ابتدا نام این شرکت جدید "Polski Koncern Naftowy" (کنسرت نفت لهستان) بود و چند ماه بعد نام تجاری "Orlen" به آن اضافه شد. این حرکت استراتژیک باعث شد تا زنجیره تأمین، از پالایش تا باک خودرو، در اختیار یک مدیریت واحد قرار گیرد و هزینههای سربار به شدت کاهش یابد.
دوران گسترش و خریدهای بینالمللی
پس از تثبیت جایگاه در داخل لهستان، اشتهای اورلن برای توسعه سیریناپذیر بود. در دهه ۲۰۰۰ میلادی، اورلن شروع به خرید داراییهای استراتژیک در کشورهای همسایه کرد. یکی از مهمترین این خریدها، تصاحب شرکت "Unipetrol" در جمهوری چک بود که باعث شد اورلن به بازیگر اصلی بازار سوخت چک تبدیل شود (که اکنون با برند "Orlen Benzina" فعالیت میکند). همچنین خرید پالایشگاه "Mażeikiai" در لیتوانی، که تنها پالایشگاه در کشورهای بالتیک است، یک پیروزی بزرگ ژئوپلیتیک و اقتصادی محسوب میشد. این خرید باعث شد اورلن بتواند نفوذ خود را در شمال اروپا گسترش دهد، هرچند که این پالایشگاه همواره با چالشهای تأمین خوراک از سمت روسیه مواجه بود. ورود به بازار آلمان با برند "Star" نیز نشان داد که اورلن توانایی رقابت در یکی از پیشرفتهترین بازارهای اروپا را دارد.
ادغامهای بزرگ دهه ۲۰۲۰: تولد یک ابرشرکت
تاریخچه اورلن بدون اشاره به تحولات سالهای اخیر کامل نمیشود. در بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲، اورلن تحت حمایت دولت لهستان، بزرگترین ادغامهای تاریخ اقتصاد این کشور را رقم زد. آنها شرکت "Grupa Lotos" (دومین شرکت بزرگ نفتی لهستان) و سپس "PGNiG" (شرکت نفت و گاز لهستان) را خریداری و در خود ادغام کردند. این اقدام با هدف ایجاد یک شرکت قدرتمند واحد برای تضمین امنیت انرژی کشور انجام شد. با این ادغامها، اورلن اکنون کنترل کامل واردات گاز، پالایش نفت، شبکه توزیع گاز و تولید برق را در دست دارد. این ادغامها اگرچه با انتقاداتی در زمینه انحصارگرایی همراه بود، اما قدرت چانهزنی اورلن را در بازارهای جهانی به طرز چشمگیری افزایش داد و آن را در لیست ۱۵۰ شرکت بزرگ دنیا قرار داد.
بنیانگذاران شرکت اورلن

برخلاف شرکتهایی مانند اپل یا فورد که با نام یک یا دو بنیانگذار نابغه گره خوردهاند، "بنیانگذار" واقعی اورلن، ساختار حاکمیتی و استراتژیستهای اقتصادی دولت لهستان بودهاند. اورلن یک شرکت "ملی" در معنای مدرن آن است. تصمیمگیرندگان سیاسی و اقتصادی لهستان در اواخر دهه ۹۰ میلادی به این نتیجه رسیدند که برای بقا در بازار آزاد پس از کمونیسم، نیاز به تجمیع قدرت دارند. بنابراین، نمیتوان یک فرد خاص را به عنوان موسس نام برد، بلکه باید از وزرای خزانهداری وقت و مدیران ارشد صنعتی نام برد که طرح ادغام CPN و پتروشیمی پلوتسک را امضا و اجرا کردند. این ساختار دولتی-سهامی باعث شده تا دولت همواره به عنوان سهامدار عمده، نقش نظارتی و کنترلی خود را حفظ کند.
میراث CPN و پتروشیمی پلوتسک
اگر بخواهیم به ریشههای نهادی بنیانگذاران نگاه کنیم، باید به تاریخچه دو شرکت مادر بپردازیم. CPN در سال ۱۹۴۴ تاسیس شد و برای دههها نماد پمپبنزین در لهستان بود. لوگوی قدیمی نارنجیرنگ CPN برای نسلهای قدیمی لهستان حسی نوستالژیک دارد. از سوی دیگر، مجتمع عظیم پتروشیمی پلوتسک در دهه ۶۰ میلادی ساخته شد که نماد صنعتیسازی دوران سوسیالیستی لهستان بود. مهندسان، تکنسینها و مدیرانی که در این دو شرکت فعالیت میکردند، در واقع بنیانگذاران فنی و اجرایی اورلن امروزی هستند. دانش فنی انباشته شده در این دو سازمان طی نیم قرن، سرمایهای بود که اورلن بر پایه آن بنا شد.
نقش مدیران عامل کلیدی (CEOs)
در طول تاریخ فعالیت اورلن، مدیران عاملی بودهاند که نقش "بنیانگذار مجدد" یا معمار تغییرات اساسی را ایفا کردهاند. به عنوان مثال، در سالهای اخیر، "دانیل اوبایتک" (Daniel Obajtek) چهرهای بسیار خبرساز و تاثیرگذار بود. او که از حمایت حزب حاکم وقت برخوردار بود، معمار اصلی استراتژی ادغام لوتوس و PGNiG و تبدیل اورلن به یک غول چندمنظوره محسوب میشود. اگرچه او بنیانگذار شرکت در سال ۱۹۹۹ نبود، اما میتوان او را بنیانگذار "اورلن نوین" و توسعهیافته دانست. سبک مدیریتی تهاجمی او در تملک شرکتها و گسترش فعالیتها، چهره شرکت را کاملاً دگرگون کرد. البته تغییرات مدیریتی در اورلن همواره تابع تغییرات سیاسی در دولت لهستان بوده است و با تغییر دولتها، رویکرد مدیریتی نیز دستخوش تغییر میشود.
پروژهها و محصولات اورلن
سبد محصولات و پروژههای اورلن، بازتابی از استراتژی جامع و چندوجهی آن در عرصهی انرژی و پتروشیمی است. محصولات این شرکت از سوختهای استاندارد مصرفی تا مواد شیمیایی پیشرفته و همچنین خدمات انرژی را در بر میگیرد. در بخش سنتی، محصولات اصلی شامل طیف کاملی از سوختهای حمل و نقل (بنزین با اکتانهای مختلف، دیزل با کیفیتهای متفاوت، و سوخت جت) است که از طریق شبکهی گستردهی پالایشگاهها و ترمینالهای لجستیکی آن در سراسر منطقه توزیع میشود. در بخش پتروشیمی، محصولات پایهی متعددی مانند پلیپروپیلن، پلیاتیلن، پیویسی و سایر مواد شیمیایی کلیدی تولید میشود که در صنایع بستهبندی، ساختوساز، خودروسازی و پزشکی کاربرد دارند. اما جذابترین بخش، پروژههای نوآورانهی این شرکت در حوزهی انرژیهای نوین است.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر
اورلن به عنوان بخشی از استراتژی ۲۰۳۰ خود، تعهد جدی به کاهش انتشار کربن و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر دارد. برجستهترین پروژهی این شرکت در این زمینه، توسعهی مزارع بادی در دریای بالتیک است. پروژهی Baltic Power، که با مشارکت شرکای بینالمللی اجرا میشود، قرار است یکی از بزرگترین مزارع بادی دریایی لهستان باشد و ظرفیت قابل توجهی از برق پاک را به شبکه برق کشور اضافه کند. این پروژه نه تنها یک منبع جدید و پایدار برای تولید برق ایجاد میکند، بلکه وابستگی لهستان به سوختهای فسیلی (مانند زغال سنگ) را نیز کاهش میدهد. علاوه بر انرژی بادی، اورلن سرمایهگذاریهای مهمی در حوزهی نیروگاههای خورشیدی فتوولتاییک و توسعهی زیرساختهای بیوگاز و سوختهای زیستی انجام داده است، با این هدف که تا سال ۲۰۳۰، بیش از نیمی از ظرفیت تولید برق خود را از منابع کمکربن تامین کند.
در کنار پروژههای عظیم، اورلن بر حملونقل پاک نیز تمرکز دارد. این شرکت در حال توسعهی زیرساختهای شارژ وسایل نقلیه الکتریکی در شبکهی جایگاههای سوخت خود است تا با رشد بازار خودروهای الکتریکی همراهی کند. همچنین، بخش مهمی از سرمایهگذاری به پروژههای تولید و توزیع هیدروژن پاک اختصاص داده شده است. این تلاشها نشاندهندهی درک اورلن از لزوم تغییر مدل کسبوکار در پاسخ به فشارهای جهانی برای کاهش کربنزدایی است و جایگاه این شرکت را به عنوان یک رهبر در انتقال انرژی اروپا تقویت میکند.
پروژههای پتروشیمی پیشرفته
تقویت بخش پتروشیمی، یکی از ستونهای استراتژی سودآوری بلندمدت اورلن است. به جای تمرکز صرف بر محصولات حجمی (Commodity Chemicals)، این شرکت در حال هدایت سرمایهگذاریها به سمت پتروشیمیهای با ارزش افزوده بالا (High-Value Petrochemicals) است. یک نمونهی کلیدی، پروژهی توسعهی مجتمع الفین (Olefins Complex) در پلوک (Płock) است که با هدف افزایش ظرفیت تولید اتیلن و پروپیلن و در نهایت، تولید محصولات تخصصیتر اجرا میشود. این توسعه، نه تنها اورلن را قادر میسازد تا نیازهای رو به رشد بازار مواد پلیمری در اروپا را تامین کند، بلکه باعث میشود این شرکت در برابر نوسانات قیمت نفت خام و حاشیه سود پالایش، انعطافپذیرتر عمل نماید.
تکنولوژیهای جدید مانند بازیافت شیمیایی پلاستیکها نیز در کانون توجه اورلن قرار دارند. این شرکت قصد دارد با ایجاد تسهیلات بازیافت پیشرفته، مواد اولیهی لازم برای تولید محصولات پتروشیمی را از پلاستیکهای ضایعاتی تامین کند و به این ترتیب، به اقتصاد چرخشی (Circular Economy) در اروپا کمک نماید. این پروژهها، جایگاه اورلن را از یک پالایشگر بزرگ به یک تولیدکنندهی پیشرفتهی مواد شیمیایی و ارائهدهندهی راهکارهای پایدار تبدیل میکند، که برای رقابت در بازار آیندهی پتروشیمی و پلاستیک بسیار حیاتی است.
چالشها و حواشی شرکت اورلن

مانند هر شرکت بزرگ چندملیتی دیگری که در بخشهای حیاتی اقتصاد فعالیت میکند، اورلن نیز با طیف وسیعی از چالشها و حواشی روبهرو بوده است. این چالشها نه تنها شامل ریسکهای بازار و عملیاتی، بلکه شامل مسائل ژئوپلیتیک، نظارتی و زیستمحیطی نیز میشود. مهمترین چالش عملیاتی، مدیریت نوسانات قیمت نفت خام و فرآوردههای نفتی است. به عنوان یک پالایشگر بزرگ، سودآوری اورلن به شدت به حاشیه سود پالایش (Refining Margin) وابسته است که تحت تاثیر قیمتهای جهانی و نرخ ارز قرار دارد. مدیریت این ریسکها از طریق پوششهای مالی (Hedging) و تنوعبخشی به محصولات پتروشیمی، به یک وظیفهی روزمره تبدیل شده است.
علاوه بر این، چالش گذار انرژی (Energy Transition) بزرگترین دغدغهی استراتژیک اورلن است. با افزایش فشارها برای کاهش انتشار کربن و دور شدن اروپا از سوختهای فسیلی، اورلن باید میلیاردها دلار در پروژههای انرژی پاک سرمایهگذاری کند، در حالی که داراییهای سنتی (پالایشگاهها و نیروگاههای سوخت فسیلی) خود را نیز مدیریت کند. این موازنه بین حفظ ارزش داراییهای کنونی و سرمایهگذاری برای آینده، یک ریسک مالی و استراتژیک بزرگ محسوب میشود. چالش دیگر، ادغام موفقیتآمیز شرکتهای تملکشده، از جمله گروپا لوتوس (Grupa LOTOS) و اِنرگا (Energa) است که نیاز به هماهنگی فرهنگی، عملیاتی و مالی در مقیاس وسیع دارد.
مسائل نظارتی و ژئوپلیتیک
حوزهی فعالیت اورلن به شدت تحت تاثیر مقررات دولتی و اتحادیهی اروپا (EU) قرار دارد. سیاستهای سختگیرانهی کاهش انتشار گازهای گلخانهای، سیستم تجارت انتشار کربن (ETS) اتحادیه اروپا، و استانداردهای سختگیرانهی کیفیت سوخت، همگی هزینههای عملیاتی را افزایش میدهند و نیاز به سرمایهگذاریهای مستمر در بهبود تکنولوژی دارند. از نظر ژئوپلیتیک، وابستگی تاریخی این شرکت به واردات نفت از روسیه همواره یک نقطهی ضعف بوده است. پس از تحولات اخیر، اورلن با تلاشهای گسترده برای قطع کامل این وابستگی و تامین نفت از مسیرهای جایگزین، با چالشهای لجستیکی و قراردادی متعددی روبهرو شده است. مدیریت این ریسکها در یک منطقهی به شدت حساس از نظر ژئوپلیتیک، برای تضمین پایداری تامین انرژی در لهستان و کشورهای همسایه ضروری است.
در زمینه حواشی، اورلن در سالهای اخیر به دلیل نزدیکی به دولت وقت لهستان، با انتقادهایی در مورد انتصابات مدیریتی و برخی تصمیمات تجاری خود مواجه شده است. این حواشی سیاسی، گاهی اوقات بر اعتماد سرمایهگذاران و شهرت شرکت (Corporate Reputation) تاثیر میگذارد. همچنین، ادغامهای بزرگ مانند لوتوس و اِنرگا با نظارت دقیق کمیسیون اروپا و سازمانهای ضد انحصار همراه بوده که نیاز به تعهد به فروش بخشی از داراییها (Divestments) برای حفظ رقابت در بازار داشته است. پاسخگویی شفاف به این نهادهای نظارتی و حفظ رقابتپذیری در عین رشد، یک چالش دائمی برای رهبری شرکت اورلن محسوب میشود.
نتیجهگیری
شرکت اورلن (ORLEN Spolka Akcyjna) امروز فراتر از یک پالایشگر ملی، به عنوان یک کنگلومرای انرژی چندملیتی شناخته میشود که جایگاهی حیاتی در معماری امنیت انرژی اروپای مرکزی دارد. این شرکت با تکیه بر استراتژیهای هوشمندانهی ادغام عمودی و تنوعبخشی، از یک شرکت دولتی محلی به بزرگترین نهاد اقتصادی لهستان و یکی از رهبران منطقهای در بخش انرژی تبدیل شده است. تمرکز اورلن بر پنج بخش کلیدی (پالایش، پتروشیمی، انرژی، اکتشاف و خردهفروشی) نه تنها آن را در برابر نوسانات بازار انعطافپذیر ساخته، بلکه بستر لازم برای گذار استراتژیک به انرژیهای پاک را فراهم کرده است.
با این حال، مسیر پیش روی ORLEN S.A خالی از چالش نیست. این شرکت باید به طور همزمان با چالشهای ژئوپلیتیک تامین انرژی، الزامات سختگیرانهی کربنزدایی اتحادیهی اروپا و مدیریت سرمایهگذاریهای عظیم در پروژههایی مانند بادی دریایی بالتیک و پتروشیمیهای پیشرفته دست و پنجه نرم کند. موفقیت بلندمدت اورلن، نه تنها به توانایی آن در حفظ عملیات سنتی سودآور وابسته است، بلکه به میزان موفقیت آن در تبدیل شدن به یک رهبر در حوزهی انرژیهای تجدیدپذیر و هیدروژن پاک بستگی دارد. در نهایت، اورلن نمادی از تلاش لهستان برای ایجاد استقلال و قدرت اقتصادی در صحنهی جهانی انرژی است و عملکرد آن در دههی آینده، به عنوان معیار سنجش موفقیت در انتقال انرژی منطقهای، مورد توجه قرار خواهد گرفت.