مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

معرفی شرکت انویدیا؛ غول گرافیک و هوش مصنوعی

معرفی شرکت انویدیا؛ غول گرافیک و هوش مصنوعی
نوشته شده توسط رهام بخشائي
|
۲۵ تیر، ۱۴۰۴

مقدمه

آیا می‌دانستید شرکتی که امروزه ارزش بازار آن از مرز 3 تریلیون دلار عبور کرده و نبض تپنده هوش مصنوعی در جهان محسوب می‌شود، ایده اولیه‌اش در یک رستوران زنجیره‌ای کوچک و با بودجه‌ای محدود شکل گرفت؟ داستان انویدیا (Nvidia) تنها روایت موفقیت یک شرکت سخت‌افزاری نیست؛ بلکه حماسه‌ای از پیش‌بینی آینده، ریسک‌های چند میلیارد دلاری و تغییر مسیرهای استراتژیک است. تصور کنید در سال 1993، زمانی که کامپیوترها به زحمت قادر به نمایش چند رنگ ساده بودند، سه مهندس جسور رویای گرافیک سه بعدی واقع‌گرایانه را در سر می‌پروراندند. امروز، همان رویا نه تنها صنعت بازی‌های ویدیویی را متحول کرده، بلکه به موتور محرک خودروهای خودران، کشف داروهای جدید و ربات‌های هوشمند تبدیل شده است.
در عصر حاضر که داده‌ها حکم نفت جدید را دارند، پردازنده‌های گرافیکی انویدیا به عنوان پالایشگاه‌های این داده‌ها عمل می‌کنند. اگر چت‌بات‌های هوشمندی مانند ChatGPT قادر به پاسخگویی به سوالات پیچیده هستند یا اگر پزشکان می‌توانند ساختار پروتئین‌ها را شبیه‌سازی کنند، همه این‌ها مدیون معماری‌های پیچیده‌ای است که در آزمایشگاه‌های انویدیا طراحی شده‌اند. در این مقاله جامع، ما فراتر از اعداد و ارقام خشک بورسی می‌رویم و به عمق DNA این غول فناوری نفوذ می‌کنیم. ما بررسی خواهیم کرد که چگونه یک شرکت سازنده کارت گرافیک، توانست غول‌هایی مانند اینتل را به چالش بکشد و به پادشاه بلامنازع عصر هوش مصنوعی تبدیل شود. با ما همراه باشید تا لایه‌های پنهان امپراتوری سبز سیلیکون ولی را کالبدشکافی کنیم.


 

آشنایی با شرکت انویدیا

 
 

شرکت انویدیا، یک ابرقدرت فناوری چندملیتی آمریکایی است که دفتر مرکزی آن در سانتا کلارا، کالیفرنیا واقع شده است. این شرکت که در ابتدا با هدف ارتقای تجربه بصری در رایانه‌های شخصی تاسیس شد، امروزه به عنوان رهبر جهانی در طراحی واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) و سیستم‌های روی تراشه (SoC) برای بازارهای گیمینگ، حرفه‌ای، دیتاسنتر و خودرو شناخته می‌شود. مدل کسب‌وکار انویدیا بر پایه مهندسی بدون کارخانه (Fabless) بنا شده است؛ به این معنا که این شرکت تمرکز خود را تماماً بر تحقیق، توسعه و طراحی چیپست‌ها می‌گذارد و فرآیند ساخت فیزیکی را به شرکای قدرتمندی همچون TSMC تایوان می‌سپارد. این استراتژی هوشمندانه به انویدیا اجازه داده است تا بدون درگیر شدن در پیچیدگی‌های خطوط تولید، با سرعتی باورنکردنی نوآوری‌های خود را به بازار عرضه کند و سریع‌تر از رقبا به نیازهای بازار پاسخ دهد.


رهبری در محاسبات سریع و هوش مصنوعی 

آنچه انویدیا را از رقبای سنتی خود متمایز می‌کند، دیدگاه انقلابی آن‌ها نسبت به پردازش داده‌ها است. در حالی که پردازنده‌های مرکزی (CPU) برای انجام کارهای متوالی و منطقی طراحی شده‌اند، GPUهای انویدیا استاد انجام هزاران محاسبات کوچک به صورت همزمان هستند. این ویژگی که به "پردازش موازی" معروف است (ما آنرا مدیون فیزیکدان نابغه، ریچارد فاینمن، هستیم) دقیقاً همان چیزی است که الگوریتم‌های هوش مصنوعی و یادگیری عمیق (Deep Learning) برای آموزش مدل‌های خود به آن نیاز دارند. امروزه، انویدیا بیش از 80 درصد از بازار چیپ‌های هوش مصنوعی دیتاسنترها را در اختیار دارد و شرکت‌های بزرگی مانند گوگل، مایکروسافت، آمازون و متا برای تامین زیرساخت‌های محاسباتی خود به محصولات انویدیا مانند H100 و A100 وابسته‌اند. تسلط انویدیا بر بازار دیتاسنترها نشان‌دهنده یک مونوپلی تکنولوژیک مبتنی بر کیفیت و اکوسیستم نرم‌افزاری قدرتمند است.


اکوسیستم نرم‌افزاری و پلتفرم CUDA

قدرت انویدیا تنها در سخت‌افزار خلاصه نمی‌شود؛ برگ برنده اصلی این شرکت در پلتفرم نرم‌افزاری انحصاری آن به نام CUDA نهفته است. این معماری که در سال 2006 معرفی شد، به برنامه‌نویسان و دانشمندان اجازه داد تا از قدرت کارت گرافیک برای محاسبات غیرگرافیکی و علمی استفاده کنند. طی دو دهه گذشته، میلیون‌ها توسعه‌دهنده کدهای خود را بر بستر CUDA نوشته‌اند و این موضوع یک "خندق دفاعی" (Moat) عظیم برای انویدیا ایجاد کرده است. حتی اگر رقیبی بتواند سخت‌افزاری قوی‌تر تولید کند، عدم سازگاری با کتابخانه‌های عظیم نرم‌افزاری CUDA باعث می‌شود که مشتریان سازمانی همچنان به اکوسیستم انویدیا وفادار بمانند. این ترکیب سخت‌افزار و نرم‌افزار، انویدیا را از یک تولیدکننده قطعات به یک پلتفرم کامل محاسباتی تبدیل کرده است.



تاریخچه شرکت انویدیا

 
 

سفر انویدیا پر از فراز و نشیب‌های دراماتیک است. در اوایل دهه 90 میلادی، بازار کارت‌های گرافیک بسیار شلوغ بود و ده‌ها شرکت برای بقا می‌جنگیدند. انویدیا کار خود را با این ایده شروع کرد که کامپیوترهای آینده نیاز به شتاب‌دهنده‌های اختصاصی برای پردازش‌های سنگین خواهند داشت. اولین محصول آن‌ها، NV1، که در سال 1995 عرضه شد، یک شکست تجاری بزرگ بود. این کارت گرافیک از تکنولوژی چهارضلعی استفاده می‌کرد که با استاندارد نوظهور مایکروسافت یعنی دایرکت‌ایکس (DirectX) سازگاری نداشت. این اشتباه استراتژیک انویدیا را تا لبه پرتگاه ورشکستگی پیش برد و آن‌ها مجبور شدند نیمی از نیروی کار خود را تعدیل کنند، اما این شکست مقدمه‌ای برای یک بازگشت شکوهمند بود.

 

انقلاب جی‌فورس و تثبیت جایگاه

نقطه عطف تاریخ انویدیا در سال 1999 با معرفی GeForce 256 رقم خورد. انویدیا این محصول را اولین GPU (واحد پردازش گرافیکی) جهان نامید، زیرا تمام مراحل هندسه و نورپردازی را در داخل خود تراشه انجام می‌داد و فشار را از روی پردازنده مرکزی برمی‌داشت. این نوآوری نه تنها صنعت بازی را متحول کرد، بلکه استانداردهای جدیدی را برای پردازش بصری تعریف نمود. در سال‌های بعد، انویدیا با خریدهای هوشمندانه، از جمله تصاحب شرکت رقیب 3dfx Interactive در سال 2000، تکنولوژی‌های کلیدی و پتنت‌های ارزشمندی را به دست آورد که پایه‌های امپراتوری گرافیکی آن‌ها را مستحکم کرد. همکاری با مایکروسافت برای تامین تراشه گرافیکی اولین کنسول ایکس‌باکس (Xbox) نیز شهرت انویدیا را فراتر از بازار PC گسترش داد و آن‌ها را به عنوان یک بازیگر مهم در سخت‌افزار سرگرمی معرفی کرد.


تغییر مسیر به سوی محاسبات علمی و هوش مصنوعی

در حالی که وال‌استریت انویدیا را تنها یک شرکت گیمینگ می‌دانست، جنسن هوانگ در اواسط دهه 2000 تصمیم گرفت میلیاردها دلار روی پروژه‌ای ریسک‌پذیر به نام "محاسبات همه‌منظوره روی GPU" سرمایه‌گذاری کند. نتیجه این سرمایه‌گذاری در سال 2012 آشکار شد، زمانی که محققان دانشگاه تورنتو با استفاده از کارت‌های گرافیک انویدیا و شبکه عصبی AlexNet، توانستند خطای تشخیص تصویر را به طرز چشمگیری کاهش دهند. این لحظه، بیگ بنگ هوش مصنوعی بود. ناگهان جهان متوجه شد که پردازنده‌های انویدیا کلید حل مسائل پیچیده هوش مصنوعی هستند. از آن زمان، انویدیا تمرکز خود را از گرافیک صرف، به سمت زیرساخت‌های محاسباتی دیتاسنترها تغییر داد و مسیری را آغاز کرد که به ارزش تریلیون دلاری امروز ختم شد. این بینش عمیق، انویدیا را از یک تولیدکننده قطعات جانبی کامپیوتر به مهم‌ترین شرکت محاسباتی جهان تبدیل کرد.



بنیانگذاران شرکت انویدیا

داستان تاسیس انویدیا به آوریل 1993 و یک ملاقات دوستانه در رستوران دنیز (Denny's) در منطقه شرقی سن خوزه بازمی‌گردد. سه مهندس با دیدگاه‌های مشترک و نگرانی‌هایی درباره آینده صنعت کامپیوتر دور هم جمع شدند. این سه نفر جنسن هوانگ (Jensen Huang)، کریس مالاکوفسکی (Chris Malachowsky) و کورتیس پریم (Curtis Priem) بودند. آن‌ها با سرمایه اولیه تنها 40000 دلار، شرکتی را پایه‌گذاری کردند که نامش را از ترکیب واژه لاتین Invidia به معنای "حسادت" و کلمه Video انتخاب کردند، با این امید که محصولاتشان چنان پیشرو باشد که رشک رقبا را برانگیزد.


جنسن هوانگ؛ رهبری با کت چرمی

جنسن هوانگ، مدیرعامل کاریزماتیک انویدیا، متولد تایوان است که در کودکی به آمریکا مهاجرت کرد. او فارغ‌التحصیل مهندسی برق از دانشگاه‌های ایالتی اورگان و استنفورد است. هوانگ که همواره با کت چرمی مشکی‌اش در انظار ظاهر می‌شود، به عنوان یکی از باهوش‌ترین مدیران اجرایی در سیلیکون ولی شناخته می‌شود. ویژگی بارز او، توانایی پیش‌بینی روندهای تکنولوژی سال‌ها قبل از وقوع آن‌هاست. تحت رهبری او، انویدیا فرهنگ سازمانی خاصی پیدا کرده که بر پایه "صداقت فکری" و پذیرش سریع اشتباهات بنا شده است. او معتقد است که شرکت باید همیشه چنان عمل کند که گویی 30 روز تا ورشکستگی فاصله دارد، تا روحیه نوآوری و تلاش در کارکنان زنده بماند. این روحیه، انویدیا را قادر ساخت تا از شکست‌های بزرگ اولیه عبور کند و به اوج برسد.


نقش فنی کریس مالاکوفسکی و کورتیس پریم

در حالی که جنسن هوانگ چهره عمومی شرکت بود، کریس مالاکوفسکی و کورتیس پریم معماران فنی انویدیا بودند. مالاکوفسکی که سابقه کار در هیولت پاکارد و سان مایکروسیستمز را داشت، تخصص خود را در طراحی مدارهای مجتمع و مدیریت مهندسی به انویدیا آورد. او نقشی حیاتی در سازماندهی تیم‌های طراحی سخت‌افزار ایفا کرد و تضمین کرد که معماری‌های پیچیده انویدیا به واقعیت تبدیل شوند. کورتیس پریم نیز که به عنوان اولین مدیر ارشد تکنولوژی (CTO) انویدیا فعالیت می‌کرد، نابغه‌ای بود که دیدگاه‌های خلاقانه‌ای در مورد نحوه پردازش گرافیک داشت. او پیش از انویدیا، طراح اولین پردازنده گرافیکی برای کامپیوترهای شخصی در IBM بود. ترکیب نبوغ فنی پریم و مالاکوفسکی با دیدگاه استراتژیک هوانگ، مثلث قدرتمندی را تشکیل داد که توانست انویدیا را به بزرگترین موفقیت‌های تکنولوژیک برساند.



پروژه‌ها و محصولات شرکت انویدیا

 
 

سبد محصولات انویدیا امروزه بسیار گسترده‌تر از کارت‌های گرافیک برای بازی است. این شرکت اکنون زیرساخت‌های حیاتی برای صنایع مختلف از جمله خودروسازی، پزشکی، رباتیک و معماری را فراهم می‌کند. محصولات انویدیا را می‌توان به چند دسته اصلی تقسیم کرد که هر کدام رهبری بازار مربوط به خود را در اختیار دارند. نوآوری‌های این شرکت اغلب استانداردهای جهانی را تغییر می‌دهند و رقبا را مجبور به پیروی می‌کنند. از گیمرهای خانگی تا دانشمندان ناسا، طیف وسیعی از کاربران برای پیشبرد اهداف خود به فناوری‌های انویدیا تکیه کرده‌اند.


سلطنت بر دنیای گیمینگ با سری RTX

در دنیای بازی‌های کامپیوتری، برند GeForce RTX انویدیا مترادف با نهایت قدرت و کیفیت است. سری جدید کارت‌های گرافیک این شرکت مجهز به هسته‌های اختصاصی برای رهگیری پرتو (Ray Tracing) هستند. این تکنولوژی رفتار فیزیکی نور را در محیط مجازی شبیه‌سازی می‌کند و سایه‌ها و بازتاب‌هایی خیره‌کننده و واقعی می‌سازد که پیش از این تنها در فیلم‌های هالیوودی ممکن بود. علاوه بر این، تکنولوژی DLSS (نمونه‌برداری فوق‌عمیق با یادگیری عمیق) یکی از شاهکارهای نرم‌افزاری انویدیا است که با استفاده از هوش مصنوعی، رزولوشن بازی را ارتقا می‌دهد و بدون افت کیفیت، نرخ فریم را به شدت افزایش می‌دهد. این ترکیب سخت‌افزار و هوش مصنوعی، تجربه‌ای بی‌نظیر برای گیمرها رقم زده و باعث شده کارت گرافیک انویدیا همچنان اولین انتخاب برای بازی‌های نسل جدید باشد.


انقلاب دیتاسنترها با چیپ‌های H100 و Grace Hopper

بخش دیتاسنتر اکنون بزرگترین منبع درآمد انویدیا است. چیپ‌های سری A100 و نسل جدیدتر H100، قدرتمندترین پردازنده‌های جهان برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی هستند. این تراشه‌ها که هر کدام ده‌ها هزار دلار قیمت دارند، در کلاسترهای عظیم به هم متصل می‌شوند تا ابرکامپیوترهای هوش مصنوعی را بسازند. انویدیا همچنین با معرفی سوپرچیپ Grace Hopper، برای اولین بار وارد حوزه تولید CPU دیتاسنتر شده است تا انحصار اینتل و AMD را بشکند. این سیستم‌ها به شرکت‌ها اجازه می‌دهند تا مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) با تریلیون‌ها پارامتر را در زمان کوتاهی آموزش دهند و سرویس‌هایی مشابه ChatGPT را توسعه دهند. این بخش نه تنها برای انویدیا سودآور است، بلکه موتور محرک نوآوری در بسیاری از صنایع محسوب می‌شود.


آمنی‌ورس و آینده شبیه‌سازی دیجیتال

یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های انویدیا، پلتفرم Omniverse است. این پلتفرم فضایی برای خلق "متاورس صنعتی" و دوقلوهای دیجیتال (Digital Twins) فراهم می‌کند. شرکت‌های بزرگ مانند BMW، زیمنس و مرسدس بنز از آمنی‌ورس برای شبیه‌سازی دقیق کارخانه‌ها و خطوط تولید خود پیش از ساخت فیزیکی استفاده می‌کنند. در این محیط مجازی، قوانین فیزیک کاملاً رعایت می‌شود و ربات‌ها می‌توانند میلیون‌ها بار در شبیه‌سازی آموزش ببینند و سپس دانش خود را به دنیای واقعی منتقل کنند. این پروژه نشان‌دهنده تغییر استراتژی انویدیا به سمت فروش نرم‌افزار و لایسنس در کنار سخت‌افزار است. همچنین پلتفرم Nvidia Drive با ارائه سخت‌افزار و نرم‌افزار کامل برای خودروهای خودران، در حال شکل‌دهی به آینده حمل‌وتقل هوشمند است.

 


چالش‌ها و حواشی شرکت انویدیا

مسیر انویدیا همیشه هموار نبوده و این شرکت با چالش‌های حقوقی، تجاری و ژئوپلیتیک متعددی دست و پنجه نرم کرده است. تسلط انویدیا بر بازار باعث شده تا رگولاتورهای کشورهای مختلف با ذره‌بین فعالیت‌های این شرکت را رصد کنند. علاوه بر این، وابستگی شدید صنایع به محصولات انویدیا، نگرانی‌هایی را درباره انحصارطلبی ایجاد کرده است. مدیریت این بحران‌ها و حفظ تعادل بین نوآوری و رعایت قوانین، یکی از دشوارترین وظایف تیم مدیریتی انویدیا در سال‌های اخیر بوده است که توانسته است با هوشمندی آنها را پشت سر بگذارد و ارزش سهام انویدیا را به سطوح بی سابقه‌ای برساند.


ماجرای خرید نافرجام آرم (Arm)

یکی از بزرگترین شکست‌های استراتژیک انویدیا، تلاش ناموفق برای خرید شرکت بریتانیایی طراحی تراشه Arm به مبلغ 40 میلیارد دلار در سال 2020 بود. این معامله که می‌توانست بزرگترین خرید تاریخ صنعت نیمه‌هادی باشد، با مخالفت شدید رگولاتورها در آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا و همچنین اعتراض رقبایی چون کوالکام و مایکروسافت روبرو شد. منتقدان معتقد بودند که تسلط انویدیا بر معماری Arm که در تمام گوشی‌های هوشمند جهان استفاده می‌شود، رقابت را نابود خواهد کرد. سرانجام در سال 2022، انویدیا رسماً از این معامله انصراف داد و ناچار شد هزینه فسخ قرارداد سنگینی را پرداخت کند. این اتفاق نشان داد که حتی غول‌های تکنولوژی نیز نمی‌توانند به راحتی بر قوانین ضد انحصار غلبه کنند و چالش‌های حقوقی می‌توانند سد راه بزرگترین برنامه‌های توسعه شوند.


نوسانات بازار کریپتو و خشم گیمرها

در دوران اوج قیمت ارزهای دیجیتال مانند اتریوم، ماینرها برای استخراج ارز به سمت خرید کارت‌های گرافیک انویدیا هجوم آوردند. این تقاضای کاذب باعث کمبود شدید کارت گرافیک در بازار و افزایش نجومی قیمت‌ها شد، به طوری که گیمرها و کاربران حرفه‌ای قادر به تهیه کارت مورد نیاز خود نبودند. انویدیا تلاش کرد با معرفی سری LHR (Lite Hash Rate) که سرعت استخراج را محدود می‌کرد، وضعیت را کنترل کند، اما این اقدام دیرهنگام بود و باعث نارضایتی شدید جامعه گیمرها شد. پس از سقوط بازار کریپتو، حجم عظیمی از کارت‌های کارکرده وارد بازار شد که فروش محصولات نو انویدیا را تحت تاثیر قرار داد و منجر به نوسانات شدید در درآمد بخش گیمینگ شد. این نوسانات نشان داد که وابستگی به بازارهای پرریسک می‌تواند برای سودآوری انویدیا چالش ایجاد کند.


جنگ تراشه‌ها و محدودیت‌های صادرات به چین

انویدیا در خط مقدم جنگ تکنولوژیک بین ایالات متحده و چین قرار گرفته است. دولت آمریکا برای جلوگیری از پیشرفت نظامی و هوش مصنوعی چین، صادرات پیشرفته‌ترین چیپ‌های انویدیا (مانند H100 و A100) را به چین ممنوع کرده است. با توجه به اینکه چین یکی از بزرگترین بازارهای انویدیا محسوب می‌شود، این تحریم‌ها میلیاردها دلار به درآمد بالقوه شرکت آسیب زده است. انویدیا سعی کرد با تولید نسخه‌های ضعیف‌تر مخصوص چین (مانند H800) این قوانین را دور بزند، اما محدودیت‌های جدیدتر آمریکا این راه را نیز مسدود کرد. این چالش ژئوپلیتیک، انویدیا را مجبور کرده است تا استراتژی‌های زنجیره تامین و بازارهای هدف خود را به طور اساسی بازنگری کند و بر توسعه بازارهای جایگزین و همچنین محصولات متناسب با الزامات تحریمی تمرکز نماید.



نتیجه‌گیری

بررسی مسیر 30 ساله انویدیا نشان می‌دهد که موفقیت در دنیای تکنولوژی تصادفی نیست. شرکتی که کار خود را با گرافیک‌های پیکسلی آغاز کرد، امروز به معمار اصلی عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است. انویدیا با درک صحیح از اهمیت "پردازش موازی" و سرمایه‌گذاری جسورانه بر روی اکوسیستم نرم‌افزاری، زیرساختی را فراهم کرده است که تمدن بشری برای جهش بعدی خود به آن نیاز دارد. آن‌ها ثابت کردند که یک شرکت سخت‌افزاری می‌تواند با ایجاد پلتفرم‌های نرم‌افزاری قدرتمند، ارزشی فراتر از فروش قطعات فیزیکی خلق کند. امروز، انویدیا نه فقط یک تولیدکننده چیپ، بلکه یک شرکت "محاسبات کامل" است که راه‌حل‌های جامع از سخت‌افزار تا سرویس‌های ابری را ارائه می‌دهد.
آینده انویدیا، با وجود تمام چالش‌های بین‌المللی و فشارهای رقابتی، همچنان روشن به نظر می‌رسد. با گسترش هوش مصنوعی مولد (Generative AI) به تمام صنایع، تقاضا برای قدرت محاسباتی به صورت نمایی رشد خواهد کرد و انویدیا در بهترین موقعیت برای پاسخگویی به این نیاز قرار دارد. داستان انویدیا درسی بزرگ برای تمام کسب‌وکارهاست، اینکه چگونه با تمرکز بر یک چشم‌انداز بلندمدت و عدم هراس از تغییرات بنیادین، می‌توان قوانین بازی را تغییر داد و آینده را خلق کرد. بدون شک، انویدیا همچنان بازیگر اصلی در تعیین سرعت و جهت‌گیری پیشرفت‌های تکنولوژیک در دهه آینده خواهد بود.

اشتراک گذاری:
کپی شد