مونرو و زیکش؛ رمز ارزهای حریم خصوصی در بلاکچین
مقدمه
هر تراکنش بیت کوین، حتی پس از دهها سال، به طور کامل در یک دفتر کل عمومی (بلاکچین) قابل ردیابی است و با استفاده از تکنیکهای تحلیل داده، بیش از ۸۰ درصد آدرسها قابل شناسایی هستند. این واقعیت، یک تناقض بنیادین را در جهان رمزارزها آشکار میکند: در حالی که بیت کوین با هدف تأمین حاکمیت مالی فردی و آزادی تراکنشها ظهور کرد، ساختار شفاف آن در عمل، آن را به یک سیستم مالی شبهعمومی (Pseudonymous) تبدیل کرده است. در این جهان که ردپای دیجیتال هر کاربر در حال افزایش است، نیاز به حفظ حریم خصوصی در بلاکچین بیش از پیش حس میشود. این نیاز، سرآغاز تولد «رمزارزهای حریم خصوصیمحور» بود؛ پروژههایی که با استفاده از رمزنگاری پیشرفته، قصد دارند امنیت و عدم ردیابی تراکنشها را به کاربران بازگردانند. در خط مقدم این تحول، دو پروژه برجسته، یعنی مونرو (Monero) و زیکش (Zcash)، با رویکردهای فنی کاملاً متفاوت، راهکار خود را برای تراکنشهای ناشناس ارائه کردند تا آزادیهای مالی در جهان وب۳ حفظ شود.
تناقض حریم خصوصی در بلاکچینهای عمومی

برای درک اهمیت مونرو و زیکش، ابتدا باید تناقض میان ماهیت بلاکچینهای نسل اول و مفهوم حریم خصوصی را درک کرد. بلاکچینهایی مانند بیت کوین و اتریوم، به دلیل ماهیت دفتر کل عمومی و توزیعشده خود، از نظر تراکنشها شفاف هستند.
بلاکچین شفاف و تحلیل زنجیرهای (Chain Analysis)
در شبکههای عمومی، هر تراکنش، شامل آدرس عمومی فرستنده، آدرس عمومی گیرنده و مقدار دقیق رمزارز جابجا شده، به طور دائمی و برای عموم قابل مشاهده است.
شبهناشناسی (Pseudonymity)
در این سیستمها، هویت کاربران به طور مستقیم فاش نمیشود؛ به این دلیل که تراکنشها به نامهای مستعار (آدرسهای عمومی) ثبت میشوند. اما این ناشناسی، شبهناشناسی است. ابزارهای تحلیل زنجیرهای میتوانند الگوهای تراکنشها را دنبال کرده، آدرسهای مختلف یک فرد را با هم گروهبندی کنند، و در نهایت با استفاده از دادههای خارج از زنجیره (مانند تراکنشهای صرافیها یا اطلاعات عمومی)، هویت مالک آدرسها را فاش نمایند. این فرآیند، قابلیت ردیابی بلاکچین را به یک نگرانی جدی تبدیل کرده است.
اهمیت حریم خصوصی برای افراد و کسبوکارها
حفظ حریم خصوصی صرفاً مربوط به فعالیتهای غیرقانونی نیست؛ بلکه یک حق اساسی است. کسبوکارها نمیخواهند حجم معاملات یا فهرست مشتریان خود را برای رقبا فاش کنند و افراد نیز مایل نیستند که جزئیات کامل داراییها و تاریخچه خریدهای خود در یک دفتر کل عمومی که برای همیشه باقی میماند، ثبت شود. این نیاز، انگیزه اصلی پشت ظهور رمزارزهای حریم خصوصیمحور شد.
نیاز به تراکنشهای ناشناس در جهان مالی
در جهان مالی سنتی، تراکنشهای نقدی یا بانکداری خصوصی به صورت ذاتی، تا حد زیادی خصوصی هستند و اطلاعات حساب بانکی شما برای عموم قابل مشاهده نیست. اما زمانی که داراییها و جریان نقدی فردی در بلاکچین آشکار میشود، آنها را در برابر حملات هدفمند (Targeted Attacks)، اخاذی یا تبعیض آسیبپذیر میکند. از این رو، بلاکچین و حفظ حریم خصوصی باید با هم وجود داشته باشند تا رمزارزها بتوانند به عنوان یک ابزار تبادل قابل اعتماد و حاکمیتمحور عمل کنند. اینجاست که پروژههایی مانند مونرو (Monero) و زیکش (Zcash) با راهحلهای رمزنگاری پیچیده خود وارد عمل میشوند.
مونرو (Monero): حریم خصوصی پیشفرض و ناشناسی اجباری
مونرو (Monero - XMR) که در سال ۲۰۱۴ با نام اولیه BitMonero راهاندازی شد، فلسفهای متفاوت از بیت کوین دارد. این رمزارز از ابتدا بر ناشناسی اجباری (Mandatory Anonymity) در هر تراکنش، به عنوان یک ویژگی پیشفرض و غیرقابل چشمپوشی، متمرکز بوده است.
ساختار فنی: سه لایه ناشناسی در مونرو
مونرو برای تضمین تراکنشهای ناشناس، از ترکیبی از سه مکانیزم رمزنگاری استفاده میکند که هر سه، به طور پیشفرض برای هر تراکنش اعمال میشوند و امکان انجام تراکنش شفاف را از بین میبرند.
Ring Signatures (امضاهای حلقهای)
این مکانیزم، فرستنده واقعی یک تراکنش را در میان یک گروه (حلقه) از امضاهای احتمالی پنهان میکند. هر تراکنش توسط چندین کاربر تأیید میشود، اما فقط یکی از آنها فرستنده واقعی است و هیچ کس، حتی نودهای اعتبارسنج، نمیتواند تشخیص دهد که کدام امضاگر، فرستنده اصلی است. این امر، هویت فرستنده را در بلاکچین و حفظ حریم خصوصی مونرو، پنهان نگه میدارد.
Stealth Addresses (آدرسهای مخفی)
این روش، برای هر تراکنش ورودی، یک آدرس یکبار مصرف و عمومی تولید میکند. این بدان معناست که گیرنده، یک آدرس دائمی را به اشتراک میگذارد، اما هر فرستنده، یک آدرس موقت و تصادفی برای آن تراکنش ایجاد میکند. در نتیجه، آدرس عمومی اصلی گیرنده هرگز در دفتر کل عمومی نمایش داده نمیشود و پیگیری دریافتها توسط شخص ثالث را غیرممکن میکند.
RingCT (Ring Confidential Transactions)
این فناوری، مقدار دقیق رمزارز در حال انتقال را پنهان میکند. RingCT از رمزنگاری برای اثبات اینکه فرستنده مقدار کافی رمزارز دارد و هیچ رمزارز جدیدی ایجاد نشده است، استفاده میکند، بدون اینکه مقدار واقعی را فاش کند. این سه مکانیزم با هم ترکیب شده و بلاکچین مونرو را به یک سیستم مالی کاملاً ناشناس در جهان رمزارزها تبدیل میکنند.
فلسفه و چالشهای Monero
فلسفه مونرو این است که حریم خصوصی، یک حق است و باید به طور پیشفرض ارائه شود؛ بنابراین، هیچ کاربری نباید مجبور باشد انتخاب کند که تراکنش شفاف داشته باشد یا خیر. به دلیل همین ناشناسی اجباری، مونرو در برابر تحلیلهای زنجیرهای مقاومت بالایی دارد و ردیابی تراکنشها در آن عملاً غیرممکن است. این ویژگی، آن را به ابزاری محبوب برای کسانی تبدیل کرده است که به دنبال حداکثر حریم خصوصی در جهان غیرمتمرکز هستند. با این وجود، ماهیت ناشناس کامل مونرو، باعث شده است که با چالشهای نظارتی جدی در جهان روبهرو باشد و برخی از صرافیهای بزرگ به دلیل فشارهای نظارتی و نیاز به رعایت قوانین ضد پولشویی (AML) و شناخت مشتری (KYC)، آن را از پلتفرمهای خود حذف کردهاند.
زیکش (Zcash): حریم خصوصی انتخابی با اثبات دانش صفر
زیکش (Zcash - ZEC) که در سال ۲۰۱۶ راهاندازی شد، از یک فناوری رمزنگاری انقلابی به نام اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proofs) استفاده میکند تا به کاربران اجازه دهد تراکنشهای کاملاً خصوصی را در یک بلاکچین عمومی انجام دهند. برخلاف مونرو، زیکش حریم خصوصی انتخابی را ارائه میدهد.
ساختار فنی: قدرت zk-SNARKs در Zcash
زیکش برای تضمین حفظ حریم خصوصی تراکنشها، از خانوادهای از اثباتهای دانش صفر به نام zk-SNARKs (Zero-Knowledge Succinct Non-Interactive Argument of Knowledge) استفاده میکند.
پنهانسازی جزئیات (Shielding)
کاربران زیکش میتوانند از آدرسهای شیلد شده (Shielded Addresses) برای ارسال و دریافت رمزارز استفاده کنند. وقتی رمزارز به یک آدرس شیلد شده ارسال میشود، مقدار، آدرس فرستنده و آدرس گیرنده، همگی از دید عموم پنهان میشوند.
اثبات صحت بدون افشای داده
اثباتهای دانش صفر (zk-SNARKs) به سیستم این امکان را میدهد که به صورت ریاضیاتی، صحت یک تراکنش را تأیید کند (مثلاً فرستنده مقدار کافی رمزارز زیکش (ZEC) داشته است و هیچ رمزارز جدیدی خلق نشده است)، بدون اینکه هیچ اطلاعاتی درباره جزئیات تراکنش فاش شود. نودهای شبکه صرفاً صحت اثبات ریاضی را تأیید میکنند و نیازی به دیدن دادههای واقعی تراکنش ندارند. این مکانیزم، مفهوم بلاکچین و حفظ حریم خصوصی را به سطح جدیدی ارتقا میدهد.
حریم خصوصی انتخابی
کاربران زیکش میتوانند بین تراکنشهای شفاف (Transparent) (مشابه بیت کوین) و تراکنشهای شیلد شده (Shielded) یکی را انتخاب کنند. این انعطافپذیری، به سازمانها و افراد اجازه میدهد تا در صورت نیاز به شفافیت (مانند حسابرسی مالی)، آن را حفظ کنند، اما در صورت لزوم، حریم خصوصی کامل را انتخاب نمایند.
چالشهای فنی و پذیرش Zcash
با وجود قدرت خارقالعاده zk-SNARKs، زیکش با چالشهایی روبهرو است.
نیاز به Trusted Setup
در نسخههای اولیه zk-SNARKs، یک فرآیند پیچیده و حساس به نام «تنظیم مطمئن» (Trusted Setup) برای تولید پارامترهای عمومی مورد نیاز برای تولید اثباتها، مورد نیاز بود. اگر این فرآیند به خطر میافتاد، میتوانست منجر به خلق نامحدود و نامحسوس ZEC شود. اگرچه زیکش با استفاده از یک فرآیند توزیعشده و عمومی به نام "The Ceremony" تلاش کرد این ریسک را کاهش دهد و اکنون در حال انتقال به فناوریهای جدیدتر بدون نیاز به این مرحله است.
ناشناسی پیشفرض در مقابل انتخابی
از آنجا که حریم خصوصی در زیکش انتخابی است، بسیاری از کاربران همچنان از تراکنشهای شفاف استفاده میکنند، که این امر، حجم دادههای شیلد شده را در مقایسه با کل شبکه کاهش میدهد و ناشناسی را به یک اقلیت محدود میکند، در حالی که در مونرو، ناشناسی در یک مجموعه داده بزرگتر و اجباریتر اعمال میشود.
مقایسه و تفاوتهای بنیادین مونرو و زیکش

اگرچه هر دو پروژه مونرو و زیکش در دسته رمزارزهای حریم خصوصیمحور قرار میگیرند، اما رویکرد آنها در تأمین بلاکچین و حفظ حریم خصوصی به طور بنیادین متفاوت است.
مقایسه فناوری رمزنگاری و میزان ناشناسی
تفاوت اصلی در روش رمزنگاری است که به طور مستقیم بر نحوه تأمین ناشناسی تأثیر میگذارد.
مونرو (RingCT/Stealth Addresses)
ناشناسی فرستنده، گیرنده و مقدار با هم ترکیب شده و اجباری است. امنیت آن به اندازه RingCT (حداکثر ۱۱ امضا) بستگی دارد. این مکانیزم، اثبات میکند که یک تراکنش در یک مجموعه بزرگتر از تراکنشهای مشابه پنهان شده است و برای پنهانسازی تراکنشهای ساده، بسیار کارآمد است.
زیکش (zk-SNARKs)
ناشناسی فرستنده، گیرنده و مقدار کاملاً حذف شده و با اثبات دانش صفر جایگزین شده است. امنیت آن به استحکام و عدم آسیبپذیری zk-SNARKs و در برخی موارد، به فرآیند Trusted Setup اولیه بستگی دارد. این فناوری پتانسیل پنهانسازی دادههای بسیار بیشتری، حتی در قراردادهای هوشمند را دارد، اما در حال حاضر انتخابی است.
مقایسه تمرکز بر دادههای بلاکچین و کارایی
تأثیر این فناوریها بر بلاکچین از نظر اندازه و کارایی متفاوت است: استفاده از امضاهای حلقهای و آدرسهای مخفی در مونرو باعث میشود که هر تراکنش از تراکنش بیت کوین بزرگتر باشد و این امر منجر به رشد سریعتر و حجیمتر شدن بلاکچین مونرو میشود که چالشهایی را برای ذخیرهسازی دادهها و همگامسازی نودها ایجاد میکند. در مقابل، به دلیل ماهیت مختصر zk-SNARKs، اثباتهای دانش صفر تولید شده برای تراکنشهای زیکش (Zcash) بسیار کوچک هستند و این امر، اندازه تراکنشهای شیلد شده را از نظر حجم داده قابل ثبت در بلاکچین، بهینهتر از تراکنشهای مونرو میکند و در نتیجه به مقیاسپذیری بهتر کمک مینماید، اما تولید این اثباتها (محاسبات سمت کاربر) به توان محاسباتی بیشتری در دستگاه فرستنده نیاز دارد.
حفظ حریم خصوصی در جهان وب۳

تلاش برای تضمین بلاکچین و حفظ حریم خصوصی در جهان رمزارزها، به پروژههای Monero و Zcash محدود نمیشود. این فناوریها در حال ادغام با مفاهیم جدید وب۳ هستند.
استفاده از اثبات دانش صفر در لایه ۲
تکنولوژی اثبات دانش صفر (ZK) که توسط زیکش (Zcash) معرفی شد، اکنون به عنوان راهحل اصلی برای مقیاسپذیری بلاکچین (مانند رولآپهای دانش صفر) مورد استفاده قرار میگیرد. در آینده، رولآپهای دانش صفر نه تنها سرعت تراکنش را بالا میبرند، بلکه میتوانند از همین فناوری برای پنهانسازی جزئیات تراکنشهای لایه ۲ استفاده کنند، در حالی که صحت آنها در لایه ۱ تضمین میشود؛ این امر امکان آن را فراهم میکند که حریم خصوصی به صورت اجباری یا انتخابی به بلاکچینهای بزرگتر مانند اتریوم آورده شود. علاوه بر این، پروژههایی مانند الئو (Aleo) و آزتک (Aztec) در حال ساخت ماشینهای مجازی با دانش صفر (ZK-EVMs) هستند که به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا قراردادهای هوشمند را به صورت کاملاً خصوصی و با استفاده از ZK بسازند. این تحولات نشان میدهد که حریم خصوصی، از یک ویژگی انحصاری رمزارزها، به یک لایه زیرساختی در جهان وب۳ در حال تبدیل شدن است.
چالشهای قانونگذاری و نوآوری مستمر
در حالی که نوآوریهای فنی در حوزه حفظ حریم خصوصی در بلاکچین ادامه دارد، چالش قانونگذاری همچنان بزرگترین مانع باقی میماند. نهادهای نظارتی به دنبال اعمال قوانین سختگیرانهتر بر رمزارزهای حریم خصوصیمحور هستند و صرافیها و دروازههای ورود را تحت فشار قرار میدهند تا این رمزارزها را حذف کنند که این موضوع، دسترسی کاربران عادی به مونرو و زیکش را محدود میکند. با این حال، پروژههای جدیدی در حال ابداع راههایی برای حفظ حریم خصوصی فرستنده و گیرنده هستند، مانند ایجاد یک «کلید مشاهده (Viewing Key)» برای نهادهای نظارتی در صورت نیاز. این روش، تلاش میکند تا تعادلی میان حریم خصوصی فردی و نیازهای نظارتی جهانی ایجاد کند، که ممکن است کلید پذیرش گستردهتر این فناوریها در جهان مالی رسمی باشد.
نتیجهگیری
توسعه و پذیرش رمزارزهای حریم خصوصیمحور مانند مونرو (Monero) و زیکش (Zcash)، پاسخی مستقیم و فنی به تناقض حریم خصوصی ذاتی در بلاکچینهای عمومی است. مونرو با اتکا به ناشناسی اجباری از طریق RingCT، سدی نفوذناپذیر در برابر تحلیل زنجیرهای ایجاد کرده و زیکش با استفاده از قدرت انقلابی zk-SNARKs، توانسته است تراکنشهای کاملاً خصوصی را در یک محیط عمومی تأیید کند. این دو پروژه، با وجود تفاوت در رویکرد (اجباری در مقابل انتخابی)، ارزش و امکانپذیری بلاکچین و حفظ حریم خصوصی را اثبات کردهاند. در عرصه وب۳ که آینده آن بر مالکیت و حاکمیت دادههای فردی بنا شده است، حفظ حریم خصوصی در بلاکچین نه یک لوکس، بلکه یک نیاز اساسی است. پیشرفتهای کنونی در فناوری اثبات دانش صفر، نشان میدهد که این قابلیتها در حال تبدیل شدن از ویژگیهای خاص رمزارزها به یک استاندارد زیرساختی در لایههای مختلف بلاکچین هستند. در نهایت، موفقیت این فناوریها در گرو توانایی آنها در حفظ تعادل میان حریم خصوصی کامل رمزنگاریشده و انطباقپذیری محدود با چارچوبهای نظارتی خواهد بود تا بتوانند جایگاه خود را به عنوان سنگ بنای آزادی مالی در جهان دیجیتال تثبیت کنند.