معرفی شرکت مایکروسافت؛ از گاراژ تا سلطنت در دنیای فناوری
مقدمه
آیا میدانستید که در هر لحظه از شبانهروز، بیش از 1.4 میلیارد دستگاه در سراسر جهان با سیستمعاملی روشن میشوند که کدنویسی اولیه آن در یک گاراژ کوچک و گردوغبار گرفته آغاز شد؟ تصور دنیای فناوری بدون نام مایکروسافت تقریبا غیرممکن است. زمانی که صحبت از انقلاب دیجیتال میشود، نام این ابرشرکت تکنولوژی نه تنها به عنوان یک پیشگام، بلکه به عنوان معمار اصلی زیرساختهای نرمافزاری جهان مدرن میدرخشد. مایکروسافت تنها یک شرکت سازنده نرمافزار نیست؛ بلکه نهادی است که نحوه تعامل انسان با ماشین، شیوه مدیریت کسبوکارها و حتی ساختار ارتباطات جهانی را بازتعریف کرده است. از روزهای آغازین که رویای قرار دادن یک رایانه روی هر میز کار، یک توهم دور از دسترس به نظر میرسید، تا امروز که سرویسهای ابری و هوش مصنوعی این شرکت نبض اقتصاد دیجیتال را در دست دارند، مایکروسافت مسیری پرفراز و نشیب را طی کرده است. این مقاله قصد دارد فراتر از تعاریف ساده ویکیپدیایی، به عمق استراتژیها، شکستها، پیروزیها و DNA سازمانی شرکتی بپردازد که ارزش بازار آن بارها از مرز 3 تریلیون دلار عبور کرده است.
در این بررسی، ما لایههای پنهان امپراتوری ردموند را کنار میزنیم تا درک کنیم چگونه یک قرارداد زیرکانه با IBM در دهه 80 میلادی، سرنوشت تکنولوژی را تغییر داد و چگونه رهبری ساتیا نادلا (Satya Nadella)، کشتی طوفانزده مایکروسافت را در دهه اخیر به ساحل آرامش و شکوه رساند. هدف ما ارائه یک تحلیل عمیق و تخصصی است که نه تنها برای فعالان حوزه IT، بلکه برای تمام کسانی که میخواهند مکانیزمهای موفقیت در بالاترین سطح تجارت جهانی را بشناسند، آموزنده باشد. در ادامه با کالبدشکافی دقیق تاریخچه، محصولات، بنیانگذاران و چالشهای حقوقی این غول فناوری، پاسخی کامل به این سوال خواهیم داد که مایکروسافت چه بود و چه کرد!
آشنایی با شرکت مایکروسافت

شرکت مایکروسافت (Microsoft Corporation) که در بازارهای بورس با نماد MSFT شناخته میشود، نمادی از ثبات، نوآوری و قدرت در صنعت فناوری اطلاعات است. این شرکت چندملیتی آمریکایی که دفتر مرکزی آن در شهر ردموند (Redmond) ایالت واشنگتن واقع شده، طیف وسیعی از خدمات نرمافزاری، سختافزاری و ابری را ارائه میدهد که ستون فقرات بسیاری از صنایع جهانی را تشکیل میدهند. اما شناخت مایکروسافت تنها به دانستن نام محصولات آن محدود نمیشود؛ درک ماهیت این شرکت نیازمند شناخت اکوسیستم پیچیدهای است که خلق کرده است. مایکروسافت امروزی با شرکتی که صرفاً ویندوز میفروخت تفاوت بنیادین دارد. این کمپانی اکنون یک بازیگر اصلی در حوزه رایانش ابری (Cloud Computing)، هوش مصنوعی (AI)، بازیهای ویدئویی (Gaming) و شبکههای اجتماعی حرفهای است. استراتژی کلان مایکروسافت بر توانمندسازی هر فرد و هر سازمان در کره زمین برای دستیابی به دستاوردهای بیشتر متمرکز شده است، شعاری که در تمام لایههای عملیاتی آن نمود پیدا کرده است.
ساختار درآمدی مایکروسافت نشاندهنده هوشمندی تجاری رهبران آن است. برخلاف بسیاری از شرکتهای فناوری که تکمحصولی هستند، مایکروسافت تنوع درآمدی بسیار بالایی دارد. از فروش لایسنسهای نرمافزاری گرفته تا اشتراکهای ماهانه سرویسها و فروش سختافزارهای گرانقیمت، جریانهای مالی متعددی را برای این شرکت ایجاد کردهاند. این تنوع باعث شده تا مایکروسافت در برابر نوسانات اقتصادی مقاومتر از رقبای خود باشد. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی مایکروسافت که در سالهای اخیر از یک محیط رقابتی و بعضاً سمی به محیطی مبتنی بر یادگیری مداوم و همدلی تغییر یافته، یکی از دلایل اصلی احیای قدرت این برند در دهه گذشته محسوب میشود. در زیر به ابعاد مختلف هویت این شرکت میپردازیم.
جایگاه مایکروسافت در اقتصاد جهانی و بازار سرمایه
در دنیای مالی، مایکروسافت یکی از ارزشمندترین داراییهای قابل معامله محسوب میشود. ارزش بازار (Market Cap) این شرکت که همواره در رقابت تنگاتنگ با شرکت اپل (Apple) و اخیراً انویدیا (Nvidia) قرار دارد، نشاندهنده اعتماد عمیق سرمایهگذاران به آینده آن است. سهام MSFT به عنوان یک سهام "بلو چیپ" (Blue Chip) شناخته میشود که به معنای کمریسک بودن و سوددهی پایدار است. تاثیر مایکروسافت بر شاخصهای بورس آمریکا مانند S&P 500 و Nasdaq غیرقابل انکار است. این شرکت با داشتن نقدینگی عظیم، توانایی انجام خریدهای بزرگ (Acquisitions) را دارد که نمونههای بارز آن خرید لینکدین (LinkedIn) به قیمت 26.2 میلیارد دلار و خرید اکتیویژن بلیزارد (Activision Blizzard) به قیمت تقریبی 69 میلیارد دلار است. این قدرت مالی به مایکروسافت اجازه میدهد تا در هر بازار جدیدی که پتانسیل رشد داشته باشد، با قدرت تمام وارد شود و رقبا را به چالش بکشد.
فرهنگ سازمانی و فلسفه "ذهنیت رشد"
یکی از جذابترین بخشهای آشنایی با مایکروسافت مدرن، تحول فرهنگی آن است. تحت رهبری استیو بالمر (Steve Ballmer)، فرهنگ شرکت بر حفظ انحصار ویندوز و رقابت داخلی شدید متمرکز بود. اما با روی کار آمدن ساتیا نادلا در سال 2014، مفهوم "ذهنیت رشد" (Growth Mindset) که از کتاب کارل دوک الهام گرفته شده بود، در تمام سطوح شرکت پیادهسازی شد. این فلسفه میگوید که تواناییها ذاتی نیستند و با تلاش و یادگیری قابل توسعهاند. در مایکروسافت امروز، شعار "همهچیزدان نباشید، همهچیزآموز باشید" (Don't be a know it all, be a learn it all) حاکم است. این تغییر نگرش باعث شد تا کارمندان به جای جنگیدن با یکدیگر برای گرفتن پاداش، بر همکاری و نوآوری تمرکز کنند. این تحول فرهنگی، موتور محرکهای بود که مایکروسافت را از یک شرکت سنتی نرمافزاری به پیشگام هوش مصنوعی و خدمات ابری تبدیل کرد.
استراتژیهای نوین: اولویت با ابر و هوش مصنوعی
در سالهای اخیر، مایکروسافت تغییرات بنیادینی در استراتژیهای خود ایجاد کرده. این به معنای تمرکز کامل بر پلتفرم ابری آژور (Azure) و ادغام هوش مصنوعی در تمامی محصولات است. مایکروسافت دیگر اصراری ندارد که کاربران حتماً از ویندوز استفاده کنند؛ بلکه میخواهد سرویسهایش روی آیفون، اندروید، لینوکس و مک در دسترس باشد. همکاری استراتژیک و سرمایهگذاری چند میلیارد دلاری در شرکت OpenAI (خالق ChatGPT) نشان داد که مایکروسافت قصد دارد رهبری انقلاب هوش مصنوعی مولد را در دست بگیرد. ادغام دستیار هوشمند کوپایلت (Copilot) در ویندوز، آفیس و موتور جستجوی بینگ، گواهی بر این استراتژی تهاجمی و آیندهنگرانه است که مرزهای تکنولوژی را جابجا میکند.
تاریخچه شرکت مایکروسافت

داستان مایکروسافت، داستان تولد صنعت نرمافزار به عنوان یک کالای تجاری مستقل است. تاریخچه این شرکت به سال 1975 بازمیگردد، زمانی که رایانهها دستگاههایی غولپیکر و متعلق به دانشگاهها یا شرکتهای بزرگ بودند. بیل گیتس و پل آلن، دو دوست دوران کودکی که شیفته برنامهنویسی بودند، با دیدن تصویر رایانه التیر 8800 (Altair 8800) روی جلد مجله Popular Electronics، فرصتی طلایی را شناسایی کردند. آنها دریافتند که سختافزار بدون نرمافزار کارآمد نیست و آینده متعلق به کدهاست. آنها با شرکت سازنده التیر تماس گرفتند و ادعا کردند که مفسر زبان بیسیک (BASIC) را برای این دستگاه نوشتهاند، در حالی که هنوز هیچ کدی نزده بودند! این بلوف جسورانه منجر به نوشتن شبانهروزی کد و در نهایت تولد مایکروسافت در آلبوکرکی، نیومکزیکو شد. نام "Micro-Soft" که ترکیبی از Microcomputer و Software بود، خیلی زود به Microsoft تغییر یافت و مسیری را آغاز کرد که جهان را تغییر داد.
تاریخ مایکروسافت را میتوان به چند دوره کلیدی تقسیم کرد: دوران ظهور داس (DOS)، عصر طلایی ویندوز، دوران رکود و درجا زدن در دهه 2000، و در نهایت رنسانس ابری. هر یک از این دورهها با تصمیمات مدیریتی خاص و محصولات انقلابی همراه بوده است. انتقال دفتر مرکزی به ردموند واشنگتن در سال 1986 و عرضه سهام عمومی اولیه (IPO) که باعث شد صدها کارمند این شرکت یکشبه میلیونر شوند، نقاط عطفی در تاریخ شرکتی آمریکا محسوب میشوند. مایکروسافت در طول تاریخ خود همواره با توانایی خارقالعادهاش در تطبیق با شرایط بازار و البته حذف بیرحمانه رقبا شناخته شده است. بررسی دقیق این تاریخچه به ما نشان میدهد که چگونه یک استارتاپ کوچک توانست غولهایی مانند IBM را پشت سر بگذارد.
قرارداد با IBM و تولد امپراتوری MS-DOS
نقطه عطف اصلی در تاریخچه مایکروسافت در سال 1980 رخ داد. شرکت IBM برای رایانههای شخصی جدید خود (IBM PC) نیاز به یک سیستمعامل داشت. بیل گیتس با زیرکی خاصی، به جای نوشتن یک سیستمعامل از صفر، حقوق سیستمعاملی به نام 86-DOS را از تیم پترسون (Tim Paterson) به قیمت 50,000 دلار خریداری کرد. او سپس آن را تغییر نام داد و تحت عنوان MS-DOS به IBM فروخت. اما شاهکار گیتس در جزئیات قرارداد بود: او حق انحصاری فروش این سیستمعامل را برای خود حفظ کرد. این یعنی مایکروسافت میتوانست MS-DOS را به سایر سازندگان کامپیوتر که از معماری IBM کپی میکردند نیز بفروشد. با گسترش کلونهای PC، سیستمعامل مایکروسافت به استاندارد صنعت تبدیل شد و درآمدی سرشار را برای این شرکت به ارمغان آورد. این استراتژی لایسنسینگ، پایه و اساس مدل تجاری مایکروسافت برای دهههای آینده شد.
انقلاب ویندوز و تسلط بر دسکتاپها
در حالی که MS-DOS رابط کاربری متنی و دشواری داشت، شرکت اپل با معرفی مکینتاش و رابط گرافیکی، تهدیدی جدی ایجاد کرده بود. مایکروسافت با درک این موضوع، پروژه ویندوز (Windows) را آغاز کرد. نسخههای اولیه ویندوز (1.0 و 2.0) چندان موفق نبودند، اما انتشار ویندوز 3.0 در سال 1990 و پس از آن ویندوز 95 در سال 1995، دنیا را تکان داد. ویندوز 95 با منوی استارت و رابط کاربری بصری، کامپیوتر را به یک وسیله خانگی ضروری تبدیل کرد. فروش ویندوز 95 چنان بالا بود که مردم برای خرید آن در صفهای طولانی میایستادند. در کنار ویندوز، بسته نرمافزاری آفیس (Microsoft Office) شامل Word، Excel و PowerPoint نیز به استاندارد محیطهای اداری تبدیل شد. ترکیب ویندوز و آفیس، انحصار مایکروسافت را بر رایانههای شخصی کامل کرد و دوران طلایی گیتس را رقم زد.
دوران جنگ مرورگرها و ورود به هزاره جدید
با ظهور اینترنت در اواسط دهه 90، مایکروسافت ابتدا آن را نادیده گرفت اما به سرعت تغییر مسیر داد. بیل گیتس در یادداشت معروف خود با عنوان "موج خروشان اینترنت"، استراتژی شرکت را تغییر داد. نتیجه این تغییر، تولد اینترنت اکسپلورر (Internet Explorer) و آغاز جنگ مرورگرها با نتاسکیپ (Netscape) بود. مایکروسافت با باندل کردن (ادغام اجباری) اینترنت اکسپلورر در ویندوز، توانست رقیب را از میدان به در کند، اقدامی که بعدها منجر به بزرگترین پروندههای آنتیتراست علیه این شرکت شد. ورود به دهه 2000 با مدیرعاملی استیو بالمر همراه بود. در این دوران، اگرچه درآمد شرکت همچنان بالا بود، اما مایکروسافت فرصتهای بزرگی مانند موبایل (که به اپل و گوگل باخت) و جستجو را از دست داد. با این حال، پایههای سرویسهای ابری و ایکسباکس در همین دوران نهاده شد که زمینه را برای بازگشت شکوهمند بعدی فراهم کرد.
بنیان گذاران شرکت مایکروسافت

موفقیت خیرهکننده مایکروسافت نتیجه ترکیب نبوغ فنی و شم اقتصادی دو شخصیت برجسته بود: بیل گیتس و پل آلن. این دو نفر که از دوران مدرسه لیکساید (Lakeside) در سیاتل با هم دوست بودند، مکمل یکدیگر محسوب میشدند. گیتس با روحیهای جنگنده، مذاکرهکنندهای سرسخت و مدیری جزئینگر بود، در حالی که آلن ذهنی بازتر، خلاقتر و آیندهنگر داشت. داستان بنیانگذاران مایکروسافت، درسی بزرگ از کار تیمی، تضاد عقاید و در نهایت جدایی است. اگرچه هر دو نفر از ثروتمندترین افراد تاریخ شدند، اما مسیر زندگی آنها پس از تثبیت مایکروسافت متفاوت شد. شناخت دقیق شخصیت این دو نفر به درک بهتر DNA مایکروسافت کمک میکند، زیرا بسیاری از اصول بنیادی شرکت ریشه در تفکرات آنها دارد.
علاوه بر این دو نفر، نمیتوان از نقش مدیران اولیه که شرکای تجاری کلیدی محسوب میشدند چشمپوشی کرد، اما هسته اصلی تاسیس بر دوش گیتس و آلن بود. آنها در سال 1975 شرکت را تاسیس کردند و تقسیم سهام اولیه (60 درصد برای گیتس و 40 درصد برای آلن) نشاندهنده نقش پررنگتر گیتس در امور اجرایی بود. رابطه آنها پر از فراز و نشیب بود؛ از کدنویسیهای شبانه تا مشاجرات شدید بر سر استراتژی. در این بخش، زندگی حرفهای و نقش هر یک از این دو اسطوره دنیای تکنولوژی را با جزئیات بررسی میکنیم تا ببینیم چگونه دیدگاههای آنها دنیای امروز ما را شکل داده است.
ویلیام هنری گیتس سوم (Bill Gates)؛ معمار امپراتوری
بیل گیتس (William Henry Gates III)، متولد 28 اکتبر 1955، چهره عمومی و نمادین مایکروسافت است. او تا سال 2000 مدیرعامل و تا سال 2014 رئیس هیئتمدیره بود. گیتس نه تنها یک برنامهنویس باهوش بود، بلکه استعدادی ذاتی در تجارت داشت. او بود که با اصرار بر عدم فروش سورسکد و تمرکز بر مدل لایسنسینگ، صنعت نرمافزار را ثروتمند کرد. گیتس به سختکوشی افراطی معروف بود و در سالهای اول تاسیس، تکتک خطوط کد نوشته شده توسط کارمندان را بازبینی میکرد. سبک مدیریتی او تهاجمی و بسیار دقیق بود. تحت رهبری او، مایکروسافت با تاکتیکهای جسورانه رقبا را حذف کرد. اگرچه او در سال 2020 به طور کامل از هیئتمدیره کنارهگیری کرد تا بر بنیاد خیریه "بیل و ملیندا گیتس" تمرکز کند، اما همچنان به عنوان مشاور فنی مدیرعامل فعلی، در پشت صحنه نفوذ دارد. میراث گیتس، تبدیل نرمافزار به یک صنعت جهانی است.
پل گاردنر آلن (Paul Allen)؛ ایدهپرداز خاموش
پل آلن (Paul Gardner Allen)، متولد 21 ژانویه 1953، مغز متفکر تکنولوژیک در روزهای اولیه مایکروسافت بود. او بود که نام "مایکروسافت" را پیشنهاد داد و او بود که گیتس را متقاعد کرد تا دانشگاه هاروارد را رها کند. آلن دیدگاهی وسیعتر نسبت به آینده داشت و اغلب ایدههایی جلوتر از زمان خود مطرح میکرد. متأسفانه او در سال 1982 به بیماری لنفوم هوچکین مبتلا شد و مجبور گردید از فعالیتهای اجرایی روزانه کنارهگیری کند، هرچند تا سال 2000 در هیئتمدیره باقی ماند. آلن پس از مایکروسافت به یک سرمایهگذار بزرگ در حوزههای فضا، ورزش و علوم اعصاب تبدیل شد. او اگرچه در سایه شهرت گیتس قرار گرفت، اما بدون بینش فنی و تشویقهای او، شاید مایکروسافتی وجود نداشت. پل آلن در اکتبر 2018 بر اثر عوارض بیماری سرطان درگذشت، اما نقش او به عنوان همبنیانگذار یکی از بزرگترین شرکتهای تاریخ، جاودانه باقی ماند.
پروژهها و محصولات شرکت مایکروسافت

سبد محصولات مایکروسافت چنان گسترده و متنوع است که دستهبندی آنها کار دشواری به نظر میرسد. از سیستمعاملهایی که زیرساخت کامپیوترهای شخصی و سرورها هستند گرفته تا ابزارهای توسعه نرمافزار، بازیهای ویدئویی، سختافزارهای لمسی و سرویسهای ابری پیچیده. این تنوع محصول، مایکروسافت را در زندگی روزمره کاربران خانگی، فرآیندهای حیاتی سازمانهای بزرگ دولتی و زیرساخت استارتاپهای نوپا حاضر کرده است. بر خلاف اپل که تمرکز زیادی بر سختافزار مصرفی دارد، یا گوگل که بر تبلیغات متمرکز است، مایکروسافت یک شرکت "پلتفرمساز" است. محصولات این شرکت بستری را فراهم میکنند که دیگران بتوانند روی آن کار کنند، بسازند و رشد کنند. در سالهای اخیر، تمرکز از فروش محصول فیزیکی (مانند DVD ویندوز) به سمت مدل "نرمافزار به عنوان سرویس" (SaaS) تغییر کرده است.
مایکروسافت محصولات خود را در سه دسته اصلی گزارشدهی مالی تقسیم میکند: فرآیندهای کسبوکار و بهرهوری (مانند Office)، ابر هوشمند (مانند Azure) و رایانش شخصی (مانند Windows و Xbox). هر یک از این بخشها میلیاردها دلار درآمد تولید میکنند. در ادامه، مهمترین و تاثیرگذارترین محصولات و پروژههای مایکروسافت را که نقش کلیدی در اکوسیستم فناوری ایفا میکنند، بررسی خواهیم کرد. این محصولات نه تنها منابع درآمدی شرکت هستند، بلکه ابزارهایی هستند که استانداردهای جهانی را تعریف کردهاند.
ویندوز و مایکروسافت 365 (Office سابق)
ویندوز (Windows) همچنان محبوبترین سیستمعامل دسکتاپ در جهان است که بیش از 70 درصد سهم بازار جهانی را در اختیار دارد. از ویندوز 10 و 11 به عنوان "سرویس" یاد میشود که به طور مداوم بهروزرسانی دریافت میکنند. در کنار آن، مجموعه آفیس که اکنون با نام Microsoft 365 شناخته میشود، شامل Word، Excel، PowerPoint، Outlook و Teams است. Teams به تنهایی با بیش از 300 میلیون کاربر فعال ماهانه، به قطب ارتباطات سازمانی تبدیل شده است. مدل اشتراکی Microsoft 365 درآمدی پایدار و تکرارپذیر برای شرکت ایجاد کرده و وابستگی سازمانها به اکوسیستم مایکروسافت را عمیقتر کرده است. این ابزارها دیگر صرفاً برای تایپ یا محاسبه نیستند، بلکه با هوش مصنوعی ادغام شدهاند تا بهرهوری را به صورت خودکار افزایش دهند.
مایکروسافت آژور (Microsoft Azure)؛ موتور محرک ابری
آژور (Azure) شاید مهمترین محصول مایکروسافت در قرن بیست و یکم باشد. این پلتفرم رایانش ابری که در سال 2010 راهاندازی شد، اکنون رقیب اصلی Amazon Web Services (AWS) است. آژور زیرساخت لازم برای میزبانی وبسایتها، ذخیرهسازی دادهها، اجرای ماشینهای مجازی و سرویسهای هوش مصنوعی را فراهم میکند. بیش از 95 درصد از شرکتهای حاضر در لیست Fortune 500 از آژور استفاده میکنند. قابلیتهای ابری هیبریدی (Hybrid Cloud) آژور که به شرکتها اجازه میدهد ترکیبی از سرورهای داخلی و ابری را داشته باشند، نقطه قوت اصلی آن در برابر رقباست. رشد درآمد آژور در سالهای اخیر همواره دو رقمی بوده و اکنون سودآورترین بخش مایکروسافت محسوب میشود.
سختافزارهای سرفیس و دنیای گیمینگ با ایکسباکس
مایکروسافت با معرفی خط تولید سرفیس (Surface) در سال 2012، وارد بازار تولید کامپیوتر شد تا پتانسیل واقعی ویندوز را در قالب دستگاههای لمسی و تبدیلپذیر (2-in-1) نشان دهد. سرفیس پرو، سرفیس لپتاپ و سرفیس استودیو از جمله محصولات لوکس و باکیفیت این خانواده هستند. در سوی دیگر، برند ایکسباکس (Xbox) حضور قدرتمند مایکروسافت در صنعت سرگرمی است. کنسولهای Xbox Series X/S و سرویس اشتراکی "گیم پس" (Game Pass) که به نتفلیکس بازیها معروف است، انقلابی در نحوه مصرف بازیهای ویدئویی ایجاد کردهاند. خرید استودیوهای بزرگ بازیسازی مانند Bethesda و Activision Blizzard با هدف تقویت محتوای انحصاری برای همین اکوسیستم گیمینگ انجام شده است.
هوش مصنوعی و کوپایلت (Copilot)
جدیدترین و شاید هیجانانگیزترین پروژه مایکروسافت، سرمایهگذاری سنگین در هوش مصنوعی است. همکاری با OpenAI و ادغام مدلهای زبانی GPT-4 در محصولات مایکروسافت تحت برند "Copilot" انجام شده است. کوپایلت اکنون در ویندوز، مرورگر اج (Edge)، گیتهاب (GitHub) و مجموعه آفیس حضور دارد و میتواند کد بنویسد، ایمیل پاسخ دهد، تصاویر خلق کند و دادهها را تحلیل نماید. پروژه GitHub Copilot به طور خاص روند برنامهنویسی در جهان را تغییر داده است. مایکروسافت با این حرکت، خود را به عنوان رهبر بلامنازع هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در سطح جهان معرفی کرده و در حال بازتعریف تعامل انسان و کامپیوتر است.
چالش ها و حواشی شرکت مایکروسافت

مسیر تبدیل شدن به بزرگترین شرکت نرمافزاری جهان، مسیری هموار و بدون مانع نبوده است. مایکروسافت در طول پنج دهه فعالیت خود با چالشهای حقوقی سهمگین، شکستهای تجاری پرهزینه و انتقادات شدید اخلاقی روبرو شده است. قدرت بیش از حد این شرکت در دهههای 90 و 2000 باعث شد تا دولتهای آمریکا و اتحادیه اروپا پروندههای آنتیتراست (ضد انحصار) متعددی را علیه آن باز کنند. منتقدان همواره مایکروسافت را متهم کردهاند که از موقعیت برتر خود در بازار ویندوز برای خفه کردن رقابت و تحمیل محصولات دیگرش استفاده میکند. علاوه بر مسائل حقوقی، مایکروسافت تجربه تلخ شکست در بازارهای نوظهور را نیز چشیده است؛ جایی که با غرور وارد شد اما با شکست خارج گردید.
حواشی این شرکت تنها محدود به مسائل مالی نیست؛ مسائل مربوط به حریم خصوصی کاربران، همکاری با نهادهای نظامی و امنیتی، و باگهای امنیتی که منجر به حملات سایبری گسترده شدهاند، همواره بخشی از تیترهای خبری مرتبط با مایکروسافت بودهاند. با این حال، توانایی مایکروسافت در مدیریت بحران و درس گرفتن از اشتباهات گذشته، باعث شده تا همواره ققنوسوار از خاکستر بحرانها برخیزد. بررسی این چالشها تصویری واقعبینانه از غولی ارائه میدهد که علیرغم قدرتش، آسیبپذیر است و همواره زیر ذرهبین رگولاتورها قرار دارد.
پروندههای ضد انحصار (Antitrust)
بزرگترین چالش حقوقی تاریخ مایکروسافت، پروندهای بود که وزارت دادگستری آمریکا در سال 1998 علیه این شرکت اقامه کرد. دولت آمریکا مایکروسافت را متهم کرد که با قرار دادن مرورگر اینترنت اکسپلورر به عنوان مرورگر پیشفرض و غیرقابل حذف در ویندوز، قانون رقابت را نقض کرده و سعی در انحصار بازار مرورگرها دارد. دادگاه حتی حکم به تجزیه مایکروسافت به دو شرکت مجزا داد، حکمی که در دادگاه تجدیدنظر لغو شد اما منجر به نظارتهای شدید و محدودیتهای طولانیمدت بر رفتار تجاری مایکروسافت گردید. در اروپا نیز کمیسیون اروپا بارها مایکروسافت را به دلیل انحصارگرایی در مدیا پلیر و مرورگرها میلیاردها دلار جریمه کرده است.
شکستهای تجاری بزرگ: موبایل و مدیا
مایکروسافت همیشه برنده نبوده است. بزرگترین شکست استراتژیک این شرکت، باختن جنگ گوشیهای هوشمند به اپل و گوگل بود. خرید بخش موبایل نوکیا به قیمت 7.2 میلیارد دلار در سال 2014 و عرضه ویندوز فون (Windows Phone) نتوانست سهم بازار قابل توجهی کسب کند و در نهایت ساتیا نادلا این پروژه را تعطیل و ضرر آن را پذیرفت. همچنین تلاش مایکروسافت برای رقابت با آیپاد اپل از طریق دستگاه پخش موسیقی زون (Zune) نیز به یک شکست تجاری تمام عیار تبدیل شد. مرورگر اینترنت اکسپلورر که روزی 95 درصد بازار را داشت، به دلیل مشکلات امنیتی و سرعت پایین، بازی را به گوگل کروم باخت و بازنشسته شد.
مسائل امنیتی و سایبری
به عنوان تامینکننده سیستمعامل اکثر کامپیوترهای جهان، محصولات مایکروسافت همیشه هدف اصلی هکرها بودهاند. آسیبپذیریهای ویندوز و اکسچنج سرور (Exchange Server) بارها منجر به حملات باجافزاری گسترده مانند WannaCry شدهاند که میلیاردها دلار خسارت به اقتصاد جهانی وارد کرده است. در سالهای اخیر، نفوذ به سرویسهای ابری مایکروسافت و سرقت ایمیلهای مقامات دولتی آمریکا توسط هکرهای وابسته به دولتهای خارجی، اعتماد به امنیت محصولات این شرکت را با چالش مواجه کرده است. مایکروسافت اکنون سالانه بیش از 1 میلیارد دلار صرف امنیت سایبری میکند تا از این چالشها عبور کند.
نتیجه گیری
در پایان این سفر طولانی به دنیای مایکروسافت، میتوان دریافت که این شرکت چیزی فراتر از یک نام تجاری است؛ مایکروسافت بازتابی از تکامل تکنولوژی در نیم قرن اخیر است. از روزهای هیجانانگیز کدنویسی BASIC برای کامپیوترهای اولیه تا دوران حکمرانی ویندوز و اکنون عصر هوش مصنوعی و رایانش ابری، مایکروسافت نشان داده است که هنر اصلیاش "بقا از طریق تکامل" است. شرکتی که بسیاری در اوایل دهه 2010 آن را یک دایناسور رو به انقراض مینامیدند، با تغییر رهبری و فرهنگ سازمانی، خود را بازآفرینی کرد و اکنون با ارزشتر و قدرتمندتر از هر زمان دیگری ایستاده است. مایکروسافت ثابت کرد که حتی بزرگترین غولها هم برای زنده ماندن باید فروتنیِ یادگیری را داشته باشند و از چسبیدن به موفقیتهای گذشته دست بردارند.
امروز، مایکروسافت با رهبری جریان هوش مصنوعی مولد و در اختیار داشتن زیرساختهای حیاتی ابری، خود را برای ۵۰ سال آینده آماده کرده است. ادغام اکوسیستمهای کار، بازی و زندگی روزمره در پلتفرمهای مایکروسافت، آیندهای را ترسیم میکند که در آن مرز بین انسان و تکنولوژی کمرنگتر میشود. برای سرمایهگذاران، متخصصان فناوری و کاربران عادی، پیام روشن است: مایکروسافت همچنان بازیگر اصلی صحنه است و هر تغییری در این شرکت، موجی را ایجاد میکند که تمام ساحلهای دنیای دیجیتال را تحت تاثیر قرار میدهد. داستان مایکروسافت تمام نشده؛ بلکه با هوش مصنوعی، فصل جدید و ناشناختهای از آن تازه آغاز شده است.