مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

صندوق Hedge Fund چیست؟ بازدهی مطلق و ریسک‌های مالی

صندوق Hedge Fund چیست؟ بازدهی مطلق و ریسک‌های مالی
نوشته شده توسط هدی کاظمی نسب
|
۱۶ دی، ۱۴۰۴

مقدمه

در سال ۱۹۹۸، جهان مالی شاهد یک بحران غیرمنتظره بود؛ سقوط صندوق مدیریت سرمایه بلندمدت (LTCM). این صندوق که توسط برندگان جایزه نوبل و معامله‌گران نخبه اداره می‌شد، با اتکا به مدل‌های ریاضی پیچیده و حجم عظیمی از استقراض (اهرم مالی)، برای مدت کوتاهی به بازدهی‌های نجومی دست یافت. اما در نهایت، شکست آن کل سیستم مالی را به لرزه درآورد و نیازمند یک طرح نجات اضطراری شد. این روایت خیره‌کننده، تصویری گویا از ماهیت دوگانه صندوق سرمایه گذاری پوشش ریسک (Hedge Fund) ارائه می‌دهد؛ ابزاری با پتانسیل کسب بازدهی‌های مطلق (Absolute Returns)، چه در بازارهای صعودی و چه نزولی، اما در عین حال، سازوکاری با ریسک‌های نهفته و پیچیده که تنها در دسترس نخبگان مالی است.
در حالی که عموم مردم با صندوق‌های سرمایه‌گذاری متقابل (Mutual Funds) آشنا هستند، صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) دنیای موازی و اغلب مرموزتری را نمایندگی می‌کند. این نهادهای مالی صرفاً به دنبال کسب بازدهی بالاتر از شاخص بازار نیستند؛ بلکه هدف اصلی آنها دستیابی به بازدهی مثبت و غیرمرتبط با نوسانات کلی بازار (Alpha) است.



تعاریف، تاریخچه و اصول بنیادی صندوق پوشش ریسک

 
 

این بخش به بخش مرکزی موضوع می‌پردازد و تعریف دقیق، منشأ تاریخی و تفاوت‌های اساسی هج فاند را با سایر نهادها روشن می‌سازد.


ماهیت صندوق سرمایه گذاری پوشش ریسک (Hedge Fund) چیست؟

صندوق سرمایه‌گذاری پوشش ریسک (Hedge Fund) یک شرکت یا مشارکت خصوصی است که وجوه سرمایه‌گذاران محدود (معمولاً ثروتمند و نهادی) را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را با استفاده از طیف وسیعی از استراتژی‌های تهاجمی و پیچیده، از جمله استفاده از اهرم مالی (Leverage)، فروش استقراضی (Short Selling) و مشتقات مالی، مدیریت می‌کند. Hedge Fund، به طور تاریخی از تلاش اولیه این صندوق‌ها برای کاهش ریسک بازار (Market Risk) با استفاده همزمان از خرید سهام‌های با کیفیت و فروش استقراضی سهام‌های ضعیف (استراتژی Long/Short Equity) نشأت گرفته است. با این حال، امروزه بسیاری از هج فاندها به جای کاهش ریسک، تمرکز خود را بر افزایش بازدهی مطلق، حتی با پذیرش ریسک‌های بالا، گذاشته‌اند. این صندوق‌ها به دلیل مقررات نظارتی کمتر، آزادی عمل بیشتری در انتخاب ابزارهای مالی و استراتژی‌های معاملاتی دارند.


ریشه‌های تاریخی: از آلفرد وینزلو جونز تا امروز

مفهوم نوین صندوق سرمایه گذاری پوشش ریسک در سال ۱۹۴۹ توسط آلفرد وینزلو جونز (Alfred Winslow Jones) معرفی شد. جونز روشی را ابداع کرد که در آن ریسک سیستماتیک بازار (Beta) را کاهش می‌داد و تنها بر مهارت مدیر در انتخاب سهام (Alpha) تکیه می‌کرد. استراتژی اصلی او شامل ترکیب موقعیت‌های خرید (Long) و فروش استقراضی (Short) سهام بود. از طریق فروش استقراضی، او می‌توانست از افت قیمت‌ها سود ببرد و همچنین ریسک ناشی از نوسانات کل بازار را پوشش دهد. در دهه‌های بعد، این مدل به تدریج محبوب شد، اما رشد نمایی و تبدیل شدن آن به یک صنعت چند تریلیون دلاری، عمدتاً پس از دهه ۱۹۹۰ و با ظهور مدیرانی مانند جورج سوروس (George Soros) و استنلی دراکن‌میلر (Stanley Druckenmiller) رخ داد. موفقیت‌های بزرگ این مدیران در پیش‌بینی روندهای کلان اقتصادی و مالی، اعتبار و جریان سرمایه به این صنعت را به شدت افزایش داد.


تفاوت‌های کلیدی: هج فاند در مقابل صندوق‌های متقابل

درک تفاوت‌های اصلی هج فاند با صندوق‌های سرمایه گذاری متقابل (Mutual Funds) برای هر تحلیلگر مالی ضروری است. این تفاوت‌ها عمدتاً در مقررات، ساختار سرمایه‌گذار و استراتژی‌های عملیاتی نهفته است. صندوق‌های متقابل تحت نظارت شدید نهادهایی مانند کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) هستند، باید گزارش‌دهی شفاف و منظمی داشته باشند و به عموم سرمایه‌گذاران اجازه ورود می‌دهند. در مقابل، هج فاندها به دلیل پذیرش تنها سرمایه‌گذاران معتبر (Accredited Investors)، از بسیاری از این مقررات معاف هستند. این آزادی عملیاتی به آن‌ها اجازه می‌دهد تا اهرم مالی (Leverage) قابل توجهی به کار ببرند که در صندوق‌های متقابل به شدت محدود شده است و از ابزارهای مالی پیچیده و غیرنقدشونده (مانند مشتقات، اوراق قرضه سمی، سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات خصوصی و استقراض) استفاده کنند، استراتژی‌های فروش استقراضی را بدون محدودیت‌های سنگین به کار گیرند.
علاوه بر این، ساختار کارمزد هج فاند متفاوت است. صندوق‌های متقابل معمولاً کارمزد مدیریت ثابت (حدود ۱٪) دریافت می‌کنند، در حالی که هج فاندها از مدل ۲ و ۲۰ پیروی می‌کنند. ۲ درصد کارمزد مدیریت (Management Fee) بر کل دارایی‌ها و ۲۰ درصد کارمزد عملکرد (Performance Fee) بر سود حاصله، که این امر انگیزه‌ای قوی برای مدیران برای کسب بازدهی بالا ایجاد می‌کند.



ساختار عملیاتی، کارمزدها و جذب سرمایه در هج فاند

این بخش به جنبه‌های عملیاتی، مالی و قانونی حاکم بر یک صندوق پوشش ریسک می‌پردازد.


ساختار حقوقی و نظارتی صندوق‌های پوشش ریسک

اکثریت قریب به اتفاق صندوق‌های سرمایه‌گذاری پوشش ریسک به صورت مشارکت محدود (Limited Partnership) ساختاردهی می‌شوند.
شریک عمومی (General Partner - GP): مدیر هج فاند است که مسئول تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری، مدیریت روزانه و متحمل ریسک نامحدود است.
شرکای محدود (Limited Partners - LP): سرمایه‌گذارانی هستند که تنها تا سقف سرمایه اولیه خود مسئولیت دارند (ریسک محدود). این ساختار حقوقی به مدیران این اجازه را می‌دهد که به دلیل محدود بودن تعداد و نوع سرمایه‌گذاران (صرفاً سرمایه‌گذاران معتبر و نهادی)، از الزامات سخت‌گیرانه گزارش‌دهی و شفافیت که بر صندوق‌های عمومی حاکم است، معاف شوند. این معافیت‌ها، که تحت مقررات مختلف در حوزه‌های قضایی مختلف اعمال می‌شوند، عنصر کلیدی در تعریف آزادی عمل این صندوق‌ها به شمار می‌رود. شفافیت پایین‌تر یکی از ویژگی‌های اصلی اما بحث‌برانگیز در دنیای هج فاندها است.


الگوی کارمزد ۲ و ۲۰: انگیزه‌ای برای بازدهی مطلق

یکی از منحصر به فردترین جنبه‌های صندوق سرمایه‌گذاری پوشش ریسک، ساختار کارمزد ۲ و ۲۰ است. این الگو به شکل زیر اجرا می‌شود.
کارمزد مدیریت (Management Fee): معمولاً ۲ درصد از کل دارایی‌های تحت مدیریت (AUM) که به صورت سالانه اخذ می‌شود. این کارمزد هزینه‌های عملیاتی صندوق، از جمله حقوق مدیران، تحلیلگران، پژوهش‌ها و زیرساخت‌ها را پوشش می‌دهد و صرف‌نظر از عملکرد صندوق، پرداخت می‌شود.
کارمزد عملکرد (Performance Fee): معمولاً ۲۰ درصد از سود حاصله. این بخش از کارمزد انگیزه اصلی مدیران برای تلاش در جهت کسب بازدهی‌های بالا است.
علاوه بر این، برای جلوگیری از دریافت کارمزد عملکرد در صورت بازیابی ضررهای قبلی، دو مفهوم کلیدی به کار می‌روند؛ نشان آب (High Water Mark) و نرخ مانع (Hurdle Rate). نشان آب تضمین می‌کند که کارمزد عملکرد تنها بر سود جدید (بالاتر از بالاترین ارزش قبلی صندوق) اخذ می‌شود. نرخ مانع نیز مشخص می‌کند که کارمزد عملکرد تنها پس از عبور بازدهی از یک نرخ بازدهی مرجع مشخص (مثلاً نرخ بهره بدون ریسک) پرداخت شود.


شرایط سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذاران معتبر و دوره قفل‌شدگی

سرمایه‌گذاران در هج فاندها باید شرایط خاصی را دارا باشند تا به عنوان سرمایه‌گذار معتبر (Accredited Investor) شناخته شوند. این شرایط معمولاً شامل حداقل سطح درآمد سالانه بالا یا داشتن حداقل سطح خالص دارایی است. این محدودیت با هدف حمایت از سرمایه‌گذاران عادی‌تر و کم‌تجربه‌تر در برابر ریسک‌ها و پیچیدگی‌های بالای این صندوق‌ها اعمال می‌شود. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم، دوره قفل‌شدگی (Lock up Period) است. این دوره، که می‌تواند از چند ماه تا چند سال متغیر باشد، زمانی است که سرمایه‌گذار اجازه برداشت سرمایه خود را ندارد. این امر به مدیران صندوق امکان می‌دهد تا استراتژی‌های بلندمدت و با نقدشوندگی کمتر را بدون نگرانی از فروش اجباری دارایی‌ها به دلیل برداشت سرمایه‌گذاران، پیاده‌سازی کنند.



استراتژی‌های پیچیده و ابزارهای معاملاتی هج فاندها

 
 

این بخش کانون دانش تخصصی در مورد هج فاند است و استراتژی‌های متنوعی را که این صندوق‌ها برای کسب بازدهی مطلق به کار می‌برند، تشریح می‌کند.


استراتژی‌های پوشش ریسک مبتنی بر سهام

استراتژی سهام بلند و کوتاه (Long/Short Equity): این استراتژی کلاسیک، بنیان اصلی صندوق پوشش ریسک است. مدیر در عین حال که سهام‌هایی را که پتانسیل رشد دارند (Long) خریداری می‌کند، سهام‌هایی را که احتمال افت قیمت دارند (Short) به فروش استقراضی می‌رساند. هدف نهایی، دستیابی به بازدهی مستقل از جهت‌گیری کلی بازار است. به این معنا که سود مدیر بیشتر ناشی از انتخاب سهام (Stock Selection) صحیح باشد تا صرفاً ناشی از بالا رفتن کل بازار. این استراتژی امکان کسب سود در شرایط مختلف بازار و کاهش ریسک سیستماتیک (Beta) را فراهم می‌کند.
استراتژی خنثی بازار (Market Neutral): یک زیرمجموعه از استراتژی بلند و کوتاه است که هدف آن ایجاد پرتفویی با بتای نزدیک به صفر است. مدیران به دقت موقعیت‌های خرید و فروش استقراضی را از نظر ارزش دلاری یا ریسک متعادل می‌کنند تا عملاً تأثیر نوسانات عمومی بازار بر بازدهی آن‌ها به حداقل برسد. این استراتژی عموماً بازدهی‌های کمتری را هدف قرار می‌دهد، اما با ریسک پایین‌تر و استقلال بالا از شرایط کلان اقتصادی محقق می‌سازد.


استراتژی‌های پوشش ریسک مبتنی بر رویداد (Event Driven Strategies)

این استراتژی‌ها بر معاملات پیرامون رویدادهای شرکتی خاص تمرکز دارند و اغلب از نقدشوندگی کم و تخصص بالا بهره می‌برند.
ادغام و تملک (Merger Arbitrage): زمانی که یک شرکت اعلام می‌کند که قصد خرید شرکت دیگری را دارد، معامله‌گران به این بازار وارد می‌شوند. آن‌ها سهام شرکت هدف (Target) را می‌خرند و اغلب سهام شرکت خریدار (Acquirer) را به فروش استقراضی می‌رسانند تا از تفاوت قیمت سهام شرکت هدف در بازار و قیمت پیشنهادی نهایی تملک، سود کسب کنند. سود این استراتژی به احتمال موفقیت‌آمیز بودن نهایی معامله تملک و مدت زمان لازم برای تکمیل آن وابسته است.
اوراق بهادار مضطرب (Distressed Securities): این استراتژی شامل خرید اوراق قرضه، وام‌ها یا سهام شرکت‌هایی است که در آستانه ورشکستگی، در حال بازسازی ساختار مالی (Restructuring) یا ورشکسته شده‌اند. مدیر صندوق بر این باور است که ارزش این دارایی‌ها در آینده، پس از خروج شرکت از وضعیت بحرانی یا در جریان بازسازی، افزایش خواهد یافت. این استراتژی بسیار بلندمدت و نیازمند تحلیل عمیق مالی و حقوقی است.


استراتژی‌های کلان جهانی (Global Macro Strategies)

یکی از هیجان‌انگیزترین و پربازده‌ترین انواع هج فاند، صندوق‌های کلان جهانی هستند. این صندوق‌ها بر پایه پیش‌بینی‌های مدیران در مورد روندهای کلان اقتصادی در سطح جهانی عمل می‌کنند. مدیران تحلیل می‌کنند که رویدادهایی مانند تغییرات نرخ بهره بانک‌های مرکزی، تحولات سیاسی، نرخ ارز یا قیمت کالاها در سراسر جهان چگونه بر بازارهای مالی تأثیر می‌گذارند. سپس، با استفاده از حجم عظیمی از اهرم مالی، در بازارهایی مانند فارکس، اوراق قرضه دولتی، کالاها و شاخص‌های سهام موقعیت می‌گیرند. مدیران مشهوری مانند جورج سوروس که به دلیل شرط‌بندی بزرگ علیه پوند بریتانیا در سال ۱۹۹۲ مشهور شد، نمونه بارز موفقیت در این استراتژی هستند. ریسک این استراتژی بالاست، اما پتانسیل بازدهی آن نیز بسیار زیاد است.


استراتژی‌های کمی (Quantitative or Quant Funds)

صندوق‌های کمی یا کوانت فاندها از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها و مدل‌های ریاضی برای شناسایی و بهره‌برداری از ناهنجاری‌ها و الگوهای قیمتی در بازارهای مالی استفاده می‌کنند. تصمیمات سرمایه‌گذاری به جای قضاوت انسانی، کاملاً توسط الگوریتم‌های کامپیوتری که مقادیر عظیمی از داده را تحلیل می‌کنند، گرفته می‌شود. این صندوق‌ها معمولاً تعداد بسیار زیادی معامله کوچک را با سرعت بالا و اهرم زیاد انجام می‌دهند. نمونه‌های رایج آن شامل معاملات با فرکانس بالا (HFT) و آربیتراژ آماری است که از روابط قیمتی نادرست و موقت بین دارایی‌ها بهره می‌برند.



ریسک‌ها، عملکرد و نقش هج فاند در اقتصاد جهانی

این بخش به جنبه‌های انتقادی، ارزیابی عملکرد و تأثیر گسترده‌تر هج فاندها بر بازارهای مالی می‌پردازد.


ریسک‌های ذاتی و اهرم مالی (Leverage Risk)

صندوق سرمایه گذاری پوشش ریسک با وجود نام گمراه‌کننده‌اش، ریسک بالایی دارد. مهم‌ترین عامل افزایش‌دهنده ریسک، استفاده از اهرم مالی (Leverage) است. اهرم به مدیر صندوق اجازه می‌دهد تا با استقراض وجوه، موقعیت‌های بزرگتری نسبت به سرمایه اصلی صندوق اتخاذ کند. در حالی که اهرم می‌تواند بازدهی را به صورت نمایی افزایش دهد، ضررها را نیز به همان نسبت تشدید می‌کند. اگر یک معامله با اهرم بالا به سمت اشتباه حرکت کند، می‌تواند در زمان کوتاهی کل سرمایه صندوق را از بین ببرد. همچنین، به دلیل استفاده از مشتقات پیچیده و دارایی‌های غیرنقدشونده، ریسک نقدشوندگی (Liquidity Risk) نیز در هج فاندها بالاست. در شرایط بحران بازار، ممکن است صندوق قادر به فروش دارایی‌های خود با قیمت منصفانه و در زمان مناسب نباشد.


سنجش عملکرد: آلفا در برابر بتا و شاخص هج فاند

ارزیابی عملکرد یک صندوق سرمایه‌گذاری پوشش ریسک (Hedge Fund) به‌طور بنیادی با صندوق‌های متقابل متفاوت است؛ زیرا هدف اصلی هج‌فاندها، دستیابی به آلفا (Alpha) است. آلفا به بازدهی اضافه‌ای اطلاق می‌شود که مدیر صندوق با مهارت و مدیریت ریسک تخصصی، و نه از طریق ریسک‌پذیری عمومی بازار (بتا)، کسب کرده است. به همین دلیل، تحلیلگران برای اندازه‌گیری این عملکرد، از معیارهای تخصصی استفاده می‌کنند که بر کیفیت بازدهی تمرکز دارند؛ از جمله نسبت شارپ (Sharpe Ratio) که بازدهی مازاد بر ریسک را نشان می‌دهد، معیارهای انحراف از هنجار (Downside Deviation) که منحصراً بر ریسک ضرر تمرکز دارند، و شاخص‌های اختصاصی هج فاند (مانند HFRX) که معیار مقایسه با صنعت هستند. مدیران باید نشان دهند که بازدهی مثبت آن‌ها در طول دوره‌های مختلف بازار، از جمله بازارهای نزولی، پایدار بوده و عمدتاً نتیجه استراتژی‌های پیچیده و آلفای تولید شده توسط مدیریت است.


نقش هج فاندها در ثبات و بی‌ثباتی بازارهای مالی

صندوق‌های پوشش ریسک نقشی دوگانه و بحث‌برانگیز در سیستم مالی جهانی دارند.
تولید نقدینگی و کشف قیمت: هج فاندها با انجام حجم بالایی از معاملات در دارایی‌های مختلف، به روان‌تر شدن بازارها و کارآمدی فرآیند کشف قیمت کمک می‌کنند. استراتژی‌هایی مانند آربیتراژ، عدم کارآیی‌های موقت بازار را از بین می‌برند.
بی‌ثباتی سیستمیک: از طرف دیگر، به دلیل استفاده گسترده از اهرم و تمرکز معاملات در دست تعداد محدودی از صندوق‌های بزرگ، هج فاندها می‌توانند منبع ریسک سیستمیک باشند. شکست یک صندوق بزرگ می‌تواند موجی از فروش‌های اضطراری (Fire Sales) ایجاد کند و کل بازارهای مرتبط را دچار فروپاشی سازد، همانطور که در مورد LTCM مشاهده شد. این پتانسیل بی‌ثباتی باعث شده است تا نهادهای نظارتی به طور فزاینده‌ای بر فعالیت این صندوق‌ها نظارت کنند، هرچند که سطح نظارت آن‌ها همچنان کمتر از بانک‌ها و صندوق‌های متقابل است.



آینده هج فاند و روندهای نوین سرمایه‌گذاری

 
 

این بخش به تحولات اخیر و چشم‌انداز آینده صنعت هج فاندها می‌پردازد و مرزهای جدید در این حوزه را معرفی می‌کند.


ظهور صندوق‌های کوانت و هوش مصنوعی

یکی از مهم‌ترین روندهای نوین در صنعت صندوق سرمایه‌گذاری پوشش ریسک، سلطه فزاینده صندوق‌های کمی (Quant Funds) است. با پیشرفت‌های عظیم در حوزه هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (Machine Learning)، مدل‌های پیچیده‌تر و سریع‌تری برای تحلیل داده‌ها و اجرای معاملات ایجاد شده‌اند. هوش مصنوعی قادر است الگوهایی را در بازارهای مالی شناسایی کند که برای ذهن انسان نامرئی است و می‌تواند در کسری از ثانیه تصمیمات معاملاتی بگیرد. این صندوق‌ها نه تنها در حوزه سهام، بلکه در معاملات اوراق قرضه، ارزها و کالاها نیز کارایی خود را ثابت کرده‌اند. این تحول، نیروی انسانی متخصص در تحلیل بنیادی سنتی را تحت فشار قرار داده و نیاز به مهندسان مالی و دانشمندان داده را به شدت افزایش داده است.


سرمایه‌گذاری مسئولیت‌پذیر اجتماعی (ESG) و هج فاند

با افزایش آگاهی جهانی نسبت به مسائل محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی، مفهوم سرمایه‌گذاری ESG به یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شده است. در ابتدا، به نظر می‌رسید که هج فاندها به دلیل تمرکز صرف بر بازدهی، علاقه‌ای به این معیارها نداشته باشند. اما، در سال‌های اخیر، موجی از صندوق‌ها ظهور کرده‌اند که عوامل ESG را در تحلیل‌های خود دخیل می‌کنند. مدیران هج فاند دریافته‌اند که شرکت‌هایی با حاکمیت ضعیف یا ریسک‌های بالای زیست محیطی در بلندمدت متحمل ضرر خواهند شد. بنابراین، ادغام تحلیل ESG در استراتژی‌های بلند و کوتاه می‌تواند منبع جدیدی از آلفا (بازدهی مازاد) را برای آن‌ها فراهم سازد و به این صندوق‌ها امکان می‌دهد تا با جذب سرمایه‌های نهادی که الزامات ESG دارند، AUM خود را افزایش دهند.


دسترسی محدود و گام‌های کوچک برای سرمایه‌گذاران غیرمعتبر

همانطور که قبلاً ذکر شد، صندوق‌های پوشش ریسک به طور سنتی برای سرمایه‌گذاران معتبر محفوظ بوده‌اند. با این حال، نیاز به سرمایه جدید و تلاش برای دموکراتیزه کردن دسترسی به این ابزارها، منجر به ظهور راه‌حل‌های جدیدی شده است. برخی از هج فاندها یا شرکت‌های تابعه آن‌ها، محصولاتی را در قالب صندوق‌های سرمایه‌گذاری متقابل (Mutual Funds) یا صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETFs) ارائه می‌دهند که از برخی استراتژی‌های هج فاند تقلید می‌کنند، اما تحت مقررات نظارتی بیشتر و با هزینه‌های کمتر. این صندوق‌های آلترناتیو عمومی (Liquid Alternative Funds) به سرمایه‌گذاران عادی اجازه می‌دهند تا با حفظ سطح بالاتری از نقدشوندگی و شفافیت، بخشی از پتانسیل بازدهی هج فاندها را تجربه کنند.



نتیجه‌گیری

صندوق سرمایه‌گذاری پوشش ریسک (Hedge Fund) بیش از یک ابزار سرمایه‌گذاری است؛ این نهاد نماد اوج پیچیدگی، ریسک‌پذیری و انگیزه برای کسب بازدهی مطلق در جهان مالی است. از ریشه‌های متواضعانه خود به عنوان یک مکانیزم ساده برای پوشش ریسک با ترکیب خرید و فروش استقراضی، این صنعت به یک نیروی چند تریلیون دلاری تبدیل شده است که با استفاده از اهرم‌های عظیم و استراتژی‌های تهاجمی مانند معاملات کلان جهانی، آربیتراژ رویدادها و الگوریتم‌های هوش مصنوعی، تقریباً در تمام بازارهای مالی جهان نفوذ دارد.
درحالی‌که صندوق‌های متقابل به دنبال بازدهی نسبی (بتا) هستند و خود را به دارایی‌های نقدشونده محدود می‌کنند، هج فاندها با آزادی عمل بی‌نظیر، ساختار کارمزد "۲ و ۲۰"، و دوره قفل‌شدگی، به دنبال بازدهی مستقل از بازار (آلفا) برای سرمایه‌گذاران ثروتمند و نهادی خود هستند. این ساختار تخصصی، که در آن انگیزه مدیر به شدت به موفقیت عملکردی گره خورده است، پتانسیل بازدهی‌های استثنایی را فراهم می‌کند، اما به موازات آن، ریسک‌های سیستمی و نقدشوندگی بالایی را نیز به همراه دارد. ظهور صندوق‌های کوانت، ورود معیارهای ESG و دموکراتیزه شدن محدود دسترسی به این استراتژی‌ها، نشان‌دهنده یک صنعت در حال تحول مداوم است. در نهایت، درک عمیق از ماهیت و پیچیدگی‌های صندوق سرمایه‌گذاری پوشش ریسک نه تنها برای متخصصان مالی، بلکه برای هر کسی که به دنبال درک کامل پویایی‌ها و عاملان اصلی بازارهای سرمایه جهانی است، ضروری می‌باشد. این ابزار مالی، تیغ دو دمی است که در دستان مدیران نخبه، می‌تواند ثروت‌های افسانه‌ای بسازد و در دست مدیران بی‌تجربه یا شرایط بحرانی، می‌تواند بازارهای جهانی را به چالش بکشد.

اشتراک گذاری:
کپی شد