اندیکاتور Coppock Curve چیست؟ شکار کف بازار خرسی
مقدمه
تحلیلگران بازار متوجه شدهاند که میانگین طول یک روند نزولی بزرگ (بازار خرسی) در تاریخ بازار سهام ایالات متحده، معمولاً بین ۹ تا ۱۸ ماه است، اما تعیین نقطه دقیق پایان این نزولها و شروع یک رالی صعودی قدرتمند برای تریدرها همواره یک چالش اصلی بوده است. در اوج ناامیدی و ترس بازار، تریدرهای باهوش به دنبال ابزارهایی هستند که نه تنها مومنتوم را اندازهگیری کنند، بلکه بتوانند جهش روانی و فنی مورد نیاز برای آغاز یک روند صعودی جدید را پیشبینی نمایند و پاسخ این نیاز در یک اندیکاتور پیچیده، اما قاطع نهفته است: کوپوک کِرو (Coppock Curve). کوپوک کِرو که توسط ادوین سی کوپوک (Edwin C. Coppock) در دهه ۱۹۶۰ معرفی شد، یک اندیکاتور مومنتوم بلندمدت است که به طور خاص برای تشخیص کفهای بازار (Market Bottoms) در شاخصهای اصلی سهام طراحی شده است. فلسفه کوپوک بر این ایده اصلی استوار است که آغاز یک رالی صعودی بزرگ با یک جهش ناگهانی و قوی مومنتوم همراه است که میتواند از لحاظ ریاضی مدلسازی شود. این اندیکاتور، با استفاده از ترکیبی از میانگینهای متحرک موزون (WMA) و نرخ تغییر (ROC) با دورههای بلندمدت، یک خط هموار ایجاد میکند که حول خط صفر نوسان میکند و به طور عمده برای معاملات بلندمدت و موقعیتمحور کاربرد دارد.
ساختار، منطق محاسباتی و پایه نظری کوپوک کِرو

اندیکاتور کوپوک کِرو یک اندیکاتور مومنتوم است که بر اساس این فرض بنیادین ساخته شده است که روند صعودی تنها پس از یک دوره طولانی ناامیدی و تثبیت در کف بازار آغاز میشود.
فرمول سهگانه و مکانیسم محاسبه مومنتوم
کوپوک کِرو نتیجه یک فرآیند محاسباتی سهمرحلهای است که بر اندازهگیری نرخ تغییر (ROC) در دو بازه زمانی بلندمدت استوار است.
نرخ تغییر کوتاهمدت (ROC)
مومنتوم قیمت در یک دوره کوتاهتر (معمولاً ۱۱ ماهه برای نمودارهای ماهانه) محاسبه میشود. (ROC₁ = (Price₁ − Price₀) ÷ Price₀)
نرخ تغییر بلندمدت (ROC)
مومنتوم قیمت در یک دوره بلندتر (معمولاً ۱۴ ماهه برای نمودارهای ماهانه) محاسبه میشود. این دو دوره (۱۱ و ۱۴)، هسته اصلی اندیکاتور کوپوک را تشکیل میدهند. (ROC₂ = (Price₁₄ − Price₀) ÷ Price₀)
میانگین متحرک موزون (WMA)
نتیجه دو ROC جمعآوری و سپس توسط یک میانگین متحرک موزون ۱۰ دورهای صاف و هموار میشود. WMA به دلیل اختصاص وزن بیشتر به دادههای جدیدتر، تضمین میکند که اندیکاتور سریعتر به تغییرات اخیر در مومنتوم واکنش نشان دهد. Coppock Curve = WMA₁₀ (ROC₁ + ROC₂)
اهمیت دورهبندی
انتخاب دورههای ۱۱ و ۱۴ ماهه توسط کوپوک بر اساس مطالعات تجربی و روانشناسی بازار انجام شده است. او معتقد بود که این بازهها به بهترین وجه طول متوسط سیکلهای تجاری و تغییرات عمیق روانی در بازار را مدلسازی میکنند.
تمرکز بنیادین بر کفهای بازار (Market Bottoms)
فلسفه کوپوک بر این ایده اصلی متمرکز است که اندیکاتور او در تشخیص سقفهای بازار چندان دقیق نیست، اما در پیشبینی کفهای طولانیمدت یک ابزار بسیار مهم و قاطع است. روانشناسی کفهای بازار حکم میکند که پس از یک روند نزولی طولانی، برای شروع یک رالی صعودی جدید، بازار به یک انباشت انرژی و اعتماد نیاز دارد و اندیکاتور کوپوک به دنبال اندازهگیری این نقطه عطف در مومنتوم، پس از یک دوره طولانی ROC منفی است. در عین حال، خط صفر به عنوان تعادل حکم میکند که کوپوک کِرو حول خط صفر نوسان میکند؛ مقادیر مثبت نشاندهنده غالب بودن مومنتوم صعودی و مقادیر منفی نشاندهنده غالب بودن مومنتوم نزولی است و عبور از منفی به مثبت (کراساوور خط صفر) سیگنال بنیادین ورود محسوب میشود.
تمایز کوپوک کِرو با MACD و ROC
اگرچه کوپوک کِرو از نرخ تغییر (ROC) و میانگین متحرک استفاده میکند، اما به دلیل دورههای بلندمدت و ترکیب منحصربهفرد اجزا، تفاوتهای اصلی با سایر ابزارهای مومنتوم دارد. کوپوک در مقابل MACD (میانگین متحرک همگرایی-واگرایی) حکم میکند که MACD عمدتاً تفاوت بین دو EMA (میانگین متحرک نمایی) را اندازهگیری کرده و در دورههای کوتاهتر، سیگنالهای بیشتری صادر میکند، در حالی که کوپوک با دورههای بسیار طولانی و استفاده از WMA (میانگین متحرک موزون) بر بازدهی (ROC)، بیشتر به دنبال سیکُلهای کلان و سیگنالهای با احتمال بالا است و سیگنالهای کمتری صادر میکند. همچنین، کوپوک در مقابل ROC (نرخ تغییر) حکم میکند که ROC میتواند بسیار نوسانی باشد و نویز زیادی داشته باشد، اما کوپوک کِرو با استفاده از WMA قوی، نویز ROC را به طور مؤثر حذف کرده و یک خط بسیار هموار ایجاد میکند که فقط تغییرات عمیق در مومنتوم را نشان میدهد و این، کوپوک کِرو را به ابزاری اصلی برای سرمایهگذاری موقعیتمحور تبدیل میکند.
استراتژیهای معاملاتی قاطع و بنیادین با کوپوک کِرو

استراتژیهای معاملاتی با کوپوک کِرو به دلیل ماهیت بلندمدت آن، اغلب بر تشخیص زمان ورود به روندهای چندساله متمرکز هستند.
کراساوور خط صفر (Zero Line Crossover) برای ورود
قویترین و بنیادینترین سیگنال معاملاتی کوپوک کِرو، عبور خط از ناحیه منفی به ناحیه مثبت است.
سیگنال خرید قاطع
زمانی که کوپوک کِرو از زیر خط صفر به سمت بالا عبور میکند، سیگنال خرید قاطع صادر میشود. این نقطه نشاندهنده این است که مومنتوم نزولی بلندمدت به پایان رسیده و نیروی صعودی شروع به غلبه کرده است. این سیگنال، اغلب زمان ورود اولیه به یک بازار صعودی جدید (Bull Market) را پیشبینی میکند و یک ابزار بسیار مهم برای سرمایهگذارانی است که به دنبال خرید در کفهای تاریخی هستند.
سیگنال خروج/فروش
اگرچه کوپوک برای سقفها طراحی نشده است، اما عبور خط از بالای خط صفر به سمت پایین، به عنوان سیگنالی برای خروج از معاملات خرید و یا اجتناب از ورود به معاملات جدید تلقی میشود. این نشان میدهد که مومنتوم بلندمدت صعودی در حال تضعیف است و احتمالاً بازار وارد فاز تثبیت یا اصلاح خواهد شد.
استراتژی تغییر جهت در ناحیه منفی (The Hook)
یک سیگنال پیشروتر و اصلیتر برای تریدرهای جسور، استفاده از تغییر جهت (Hook) کوپوک کِرو در ناحیه منفی است. خرید پیش از صفر حکم میکند که تریدر منتظر میماند تا کوپوک کِرو پس از یک دوره طولانی نزول (مقادیر منفی شدید)، در ناحیه زیر خط صفر به سمت بالا خم شود یا قلاب بزند (Hook)؛ این قلاب نشاندهنده این است که نرخ نزول مومنتوم کاهش یافته است و ممکن است به زودی خط صفر شکسته شود. ریسک و پاداش حکم میکند که این رویکرد ریسک بالاتری دارد، زیرا سیگنال پیش از تأیید نهایی صادر میشود، اما به تریدر این امکان را میدهد که زودتر و در قیمتهای بهتری نسبت به کراساوور خط صفر، وارد معامله شود و از تمام طول رالی صعودی بهرهمند گردد. این رویکرد، برای تریدرهای موقعیتمحور که به دنبال بیشترین سود ممکن در فضای بازارهای صعودی هستند، بسیار مهم است.
انحراف صعودی و تأیید کف قیمتی
انحراف صعودی (Bullish Divergence) در کوپوک کِرو یکی از قاطعترین سیگنالهای موجود در تحلیل تکنیکال برای تشخیص کفهای تاریخی است. انحراف صعودی زمانی رخ میدهد که قیمت دارایی در حال ثبت کفهای پایینتر جدید است، اما کوپوک کِرو نتوانسته کفهای قبلی خود را رد کند و در حال ثبت کفهای بالاتر (یا کمتر منفی) است؛ این نشاندهنده آن است که قدرت نزولی مومنتوم به طور اصلی در حال تضعیف است و فشار فروش داخلی به پایان رسیده است. اهمیت انحراف کوپوک حکم میکند که به دلیل ماهیت بلندمدت و صافشده کوپوک کِرو، انحراف آن به شدت معتبر است و اغلب پایان نهایی یک بازار خرسی را تأیید میکند و این سیگنال، یک تأییدیه بسیار مهم برای سرمایهگذارانی است که به دنبال تأییدیه قاطع برای آغاز یک روند صعودی جدید هستند.
بهینهسازی، ترکیبهای پیشرفته و کاربرد در داراییهای مختلف

برای به حداکثر رساندن کارایی کوپوک کِرو، لازم است که آن را با ابزارهای تأییدکننده جهت روند ترکیب کرده و پارامترهای آن را برای داراییهای مختلف بهینه نمود.
ترکیب کوپوک کِرو با ADX برای فیلتر کردن قدرت روند
کوپوک کِرو یک اندیکاتور مومنتوم است و برای جلوگیری از سیگنالهای کاذب در بازارهای خنثی، ترکیب آن با یک ابزار قدرت روند مانند ADX (متوسط شاخص جهتدار) بسیار مهم است. تأیید قدرت روند حکم میکند که سیگنال خرید کوپوک (عبور از صفر) تنها زمانی معامله میشود که ADX پس از رسیدن به یک سطح پایین (مثلاً زیر ۲۰)، شروع به صعود کند؛ این صعود ADX، تأیید میکند که مومنتوم صعودی که توسط کوپوک اندازهگیری شده است، با قدرت روند همراه است. همچنین، اجتناب از بازارهای خنثی حکم میکند که اگر کوپوک کِرو در حال نوسان کوچک در نزدیکی خط صفر باشد و ADX نیز به طور مداوم زیر ۲۰ بماند، نشان میدهد که بازار در حالت تثبیت است و سیگنالهای کراساوور آن باید نادیده گرفته شوند.
تنظیمات تخصصی برای بازارهای مختلف (هفتگی و روزانه)
اگرچه کوپوک کِرو برای نمودارهای ماهانه با دورههای ۱۱، ۱۴ و ۱۰ معرفی شد، اما میتوان آن را برای سایر بازارهای دنبالکننده روند نیز بهینه کرد.
فرکانس بالاتر
برای استفاده در نمودارهای هفتگی یا روزانه، تریدر باید دورههای کوتاهتری را انتخاب کند. به عنوان مثال، دورههای ۵، ۷ و ۵ دورهای (به جای ۱۱، ۱۴ و ۱۰) برای نمودارهای روزانه ممکن است نتایج قابل قبولی ارائه دهند، اما سیگنالهای بیشتری خواهند داد که دقت آنها کمتر از حالت بلندمدت است. این یک تصمیم بنیادین است که بر اساس طول سیکل بازار مورد نظر گرفته میشود.
کاربرد در ارز دیجیتال و کالا
کوپوک کِرو به طور مؤثر در بازارهای بلندمدت و روندهای کلان کار میکند. در جهان ارز دیجیتال که دارای سیکلهای صعودی و نزولی طولانی است، کوپوک کِرو هفتگی یک ابزار بسیار مهم برای تشخیص کفهای سیکلی و ورود به روندهای چندساله محسوب میشود.
مدیریت ریسک و استفاده از کوپوک برای حد ضرر متحرک (Trailing Stop)
به دلیل ماهیت دنبالکننده روند کوپوک کِرو، میتوان از آن برای تنظیم حد ضرر متحرک در معاملات بلندمدت استفاده کرد. حد ضرر متحرک حکم میکند که پس از ورود به معامله خرید با سیگنال کراساوور صعودی کوپوک، تریدر میتواند حد ضرر متحرک خود را زمانی فعال کند که کوپوک کِرو شروع به کاهش کند و به سمت خط صفر بازگردد و اگر خط کوپوک به زیر خط صفر عبور کند، این سیگنال خروج نهایی از معامله خرید بلندمدت است. مدیریت ریسک حکم میکند که به دلیل تأخیر ذاتی کوپوک کِرو (ناشی از صافسازی)، این اندیکاتور بهترین ابزار برای حد ضرر اولیه نیست، بلکه برای حفظ سودهای بزرگ در یک روند طولانی استفاده میشود.
محدودیتها، روانشناسی بازار و اهمیت بنیادین کوپوک کِرو
درک اینکه کوپوک کِرو یک ابزار دنبالکننده روند با تأخیر و بهینهشده برای کفهای بازار است، برای مدیریت ریسک بسیار مهم است.
تأخیر زمانی (Lagging Nature) و فرصت از دست رفته
کوپوک کِرو به دلیل استفاده از دورههای طولانی و WMA ۱۰ دورهای، دارای تأخیر ذاتی است. این محدودیت اصلی باعث میشود که سیگنال کراساوور خط صفر کوپوک ممکن است زمانی صادر شود که قیمت، فاصله قابل توجهی از کف مطلق خود گرفته باشد (فرصت از دست رفته). راهحل برای مقابله با این تأخیر، رویکرد Hook است؛ همانطور که قبلاً گفته شد، تریدر میتواند از سیگنال قلاب زدن (تغییر جهت) کوپوک در ناحیه منفی استفاده کند که یک سیگنال پیشروتر است، هرچند ریسک بالاتری دارد.
عملکرد ضعیف در سقفهای بازار (Market Tops)
کوپوک کِرو به طور اصلی برای تشخیص سقفهای بازار طراحی نشده است و نباید به تنهایی برای این منظور استفاده شود. عدم دقت در سقف حکم میکند که در بازارهای صعودی، کوپوک کِرو ممکن است برای مدت طولانی در ناحیه مثبت باقی بماند و سیگنال خروج (عبور به زیر صفر) را با تأخیر زیادی صادر کند. این به دلیل جریان روانی است که سقفهای بازار معمولاً با هیجان سریع و نه یک روند تثبیتشده نزولی آغاز میشوند. بنابراین، ابزارهای جایگزین حکم میکنند که برای تشخیص سقفهای بازار، تریدر باید از ابزارهای مومنتوم پیشرو مانند استوکاستیک یا RSI در ترکیب با تحلیل انحراف استفاده کند.
روانشناسی بازار و زمان خرید در ترس
کوپوک کِرو یک ابزار اصلی برای مقابله با ترس و ناامیدی عمومی در انتهای بازار خرسی است. خرید در ترس حکم میکند که سیگنال کراساوور صعودی کوپوک اغلب زمانی صادر میشود که احساسات عمومی بازار به پایینترین سطح خود رسیده و بسیاری از سرمایهگذاران از بازار خارج شدهاند. تکیه بر یک ابزار قاطع و کمی مانند کوپوک کِرو به تریدر این توانایی را میدهد که از لحاظ روانشناختی در جهت خلاف جهت عمومی عمل کند و در زمان ترس عمیق وارد بازار شود.
نتیجهگیری
اندیکاتور کوپوک کِرو (Coppock Curve) یک ابزار اصلی، تخصصی و بسیار مهم در تحلیل تکنیکال بلندمدت است که با هدف اصلی تشخیص کفهای تاریخی بازار (Market Bottoms) و شروع روندهای صعودی کلان طراحی شده است. این اندیکاتور یک خط مومنتوم هموار است که با ترکیب نرخ تغییر (ROC) در دو بازه بلندمدت (۱۱ و ۱۴) و صافسازی توسط میانگین متحرک موزون (WMA) محاسبه میشود. اهمیت اصلی کوپوک کِرو در سیگنال کراساوور خط صفر (عبور از منفی به مثبت) نهفته است که به عنوان یک سیگنال خرید قاطع برای ورود به بازارهای صعودی جدید عمل میکند. استفاده مؤثر از کوپوک کِرو مستلزم درک ماهیت بلندمدت آن، استفاده از سیگنال قلاب زدن (Hook) در ناحیه منفی برای ورود پیشروتر و ترکیب آن با ابزارهای قدرت روند (مانند ADX) برای تأیید سلامت مومنتوم است. در نهایت، تسلط بر کوپوک کِرو به تریدر این امکان را میدهد که با اتخاذ یک رویکرد سیستماتیک در فضای سرمایهگذاری، بر ترس و ناامیدی عمومی غلبه کرده و با اعتماد به نفس در نقاط عطف تاریخی وارد بازار شود و از تمام طول روندهای بزرگ بهرهمند گردد.