مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

معاملات CFD در بازار فارکس چیست؟ مدیریت ریسک و جلوگیری از کال مارجین

معاملات CFD در بازار فارکس چیست؟ مدیریت ریسک و جلوگیری از کال مارجین
نوشته شده توسط هدی کاظمی نسب
|
۰۶ دی، ۱۴۰۴

معاملات CFD در بازار فارکس چیست؟

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چگونه برخی از معامله‌گران بزرگ بدون اینکه حتی یک اونس طلا یا یک بشکه نفت را به صورت فیزیکی در اختیار داشته باشند، از نوسانات قیمت آن‌ها سودهای کلان کسب می‌کنند؟ یا چگونه ممکن است در زمانی که بازار بورس یا ارزش یک ارز در حال سقوط است، عده‌ای همچنان در حال کسب درآمد باشند؟ پاسخ این معما در ابزاری قدرتمند، منعطف و البته پرریسک به نام قراردادهای مابه‌التفاوت یا همان CFD نهفته است. آمارهای اخیر نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از حجم معاملات روزانه در بازار فارکس، که به بیش از ۶ تریلیون دلار می‌رسد، نه از طریق تبادل فیزیکی ارزها، بلکه از طریق همین قراردادهای مشتقه صورت می‌گیرد. این ابزار مالی به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا بدون درگیر شدن با چالش‌های مالکیت سنتی، تنها بر روی تغییرات قیمت دارایی‌ها تمرکز کنند.
در واقع، معاملات CFD رابط میان دنیای سنتی سرمایه‌گذاری و بازارهای مدرن و پرسرعت امروزی است. تصور کنید شما پیش‌بینی می‌کنید که قیمت جفت ارز یورو به دلار (EUR/USD) در ساعات آینده افزایش خواهد یافت. در روش سنتی، شما باید یورو را خریداری کرده و در حساب خود نگه دارید؛ اما در معاملات CFD، شما با کارگزار خود قراردادی می‌بندید که بر اساس آن، تفاوت قیمت ورود شما به معامله و قیمت خروج از آن، سود یا زیان شما را تعیین می‌کند. اگر تحلیل شما درست باشد، کارگزار مابه‌التفاوت قیمت را به عنوان سود به شما پرداخت می‌کند و اگر اشتباه کرده باشید، این شما هستید که باید تفاوت را بپردازید. این ساختار ساده اما تحولی، دروازه‌های بازارهای جهانی را به روی میلیون‌ها معامله‌گر خرد باز کرده است.
اهمیت درک عمیق این مفهوم زمانی مشخص می‌شود که بدانیم بسیاری از تازه‌واردان به بازار فارکس، بدون شناخت دقیق از مکانیزم‌های CFD، وارد معاملات سنگین می‌شوند. این نوع معاملات به دلیل ماهیت مشتقه بودن خود، قوانین و پیچیدگی‌های خاصی دارد که آن را از خرید و فروش سهام یا ارز به صورت مستقیم متمایز می‌کند.



مکانیسم عملکرد قراردادهای مابه‌التفاوت در بازارهای مالی

 
 

برای درک اینکه چطور یک معامله CFD انجام می‌شود، باید به زیرساخت‌های فنی و توافقات پشت پرده میان معامله‌گر و کارگزار (Broker) نگاهی دقیق بیندازیم. برخلاف تصور عموم که فکر می‌کنند در فارکس مستقیماً در حال خرید و فروش اسکناس‌های دلار یا یورو هستند، در معاملات CFD، شما در حال معامله بر روی یک توافق‌نامه هستید. این توافق‌نامه حکایت از آن دارد که خریدار و فروشنده متعهد می‌شوند تفاوت قیمت فعلی یک دارایی و قیمت آن در زمان بسته شدن قرارداد را با یکدیگر تسویه کنند. این فرآیند باعث می‌شود که واسطه‌ها و هزینه‌های نگهداری فیزیکی حذف شده و سرعت انجام معاملات به کسری از ثانیه برسد. در این سیستم، کارگزار نقش طرف مقابل یا فراهم‌کننده نقدینگی را بازی می‌کند و پلتفرم معاملاتی بستر اجرای این قراردادهاست. در ادامه به اجزای ضروری این مکانیزم می‌پردازیم که بدون شناخت آن‌ها، فعالیت در این بازار غیرممکن است.


نقش اهرم یا لوریج در معاملات CFD

یکی از جذاب‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین ویژگی‌های معاملات CFD، وجود ابزاری به نام اهرم معاملاتی یا Leverage است. اهرم به معامله‌گر اجازه می‌دهد تا با سرمایه‌ای بسیار کمتر از ارزش واقعی قرارداد، وارد معامله شود. به زبان ساده، کارگزار به شما اعتبار می‌دهد تا قدرت خرید خود را چند برابر کنید. برای مثال، با یک اهرم ۱:۱۰۰، شما می‌توانید تنها با داشتن ۱۰۰۰ دلار در حساب خود، معامله‌ای به ارزش ۱۰۰,۰۰۰ دلار را کنترل کنید. این ویژگی باعث می‌شود که حتی نوسانات بسیار کوچک در بازار، منجر به سودهای قابل توجهی شود. اما باید توجه داشت که اهرم همانند یک شمشیر دو لبه عمل می‌کند؛ همانطور که سودها را بزرگ‌نمایی می‌کند، می‌تواند زیان‌ها را نیز با همان ضریب افزایش دهد و سرمایه اولیه معامله‌گر را به سرعت نابود کند.


مفهوم مارجین و مدیریت سرمایه در این قراردادها

در کنار مفهوم اهرم، اصطلاح مارجین (Margin) قرار دارد که درک آن برای دوام در بازار ضروری است. مارجین در واقع مقدار پولی است که کارگزار به عنوان وثیقه یا ضمانت حسن انجام تعهدات، در حساب شما مسدود می‌کند تا اجازه باز کردن یک معامله اهرم‌دار را بدهد. مارجین هزینه یا کارمزد نیست، بلکه بخشی از سرمایه خود شماست که تا زمان بسته شدن معامله، بلوکه می‌شود. دو مفهوم کلیدی مارجین آزاد (Free Margin) و سطح مارجین (Margin Level) وجود دارد. اگر بازار برخلاف پیش‌بینی شما حرکت کند و زیان‌های شما به حدی برسد که مارجین آزاد تمام شود، کارگزار برای جلوگیری از ضرر بیشتر خود، معاملات شما را به صورت خودکار می‌بندد که به این پدیده کال مارجین یا استاپ اوت گفته می‌شود. مدیریت صحیح مارجین، هسته اصلی مدیریت ریسک در معاملات CFD است.


هزینه‌های معاملاتی شامل اسپرد و کمیسیون

هیچ خدماتی در بازارهای مالی رایگان نیست و معاملات CFD نیز از این قاعده مستثنی نیستند. هزینه‌های اصلی در این بازار معمولاً به دو صورت اسپرد (Spread) و کمیسیون (Commission) دریافت می‌شوند. اسپرد تفاوت بین قیمت خرید (Ask) و قیمت فروش (Bid) یک جفت ارز یا دارایی است. وقتی شما وارد یک معامله می‌شوید، در همان لحظه اول معامله شما با کمی ضرر باز می‌شود که این همان هزینه اسپرد است که به جیب کارگزار می‌رود. در برخی از حساب‌های معاملاتی حرفه‌ای، اسپرد بسیار ناچیز است اما کارگزار مبلغی ثابت را به عنوان کمیسیون به ازای هر لات معامله کسر می‌کند. معامله‌گران حرفه‌ای همواره به دنبال بروکرهایی هستند که کمترین ترکیب اسپرد و کمیسیون را ارائه می‌دهند، زیرا در استراتژی‌هایی مانند اسکالپینگ، این هزینه‌ها می‌تواند بخش بزرگی از سود را کاهش دهد.



تفاوت‌های کلیدی بین معاملات CFD و معاملات اسپات

بسیاری از سرمایه‌گذاران، به‌ویژه کسانی که از بازارهای بورس سنتی یا بازار فیزیکی طلا و ارز وارد فارکس می‌شوند، اغلب تفاوت ماهوی بین معاملات CFD و معاملات اسپات (Spot) را نادیده می‌گیرند. در معاملات اسپات یا نقدی، هدف اصلی تصاحب مالکیت دارایی است. یعنی وقتی شما سهامی را به صورت اسپات می‌خرید، واقعاً مالک بخشی از آن شرکت می‌شوید و نام شما در دفتر سهامداران ثبت می‌شود. اما در دنیای CFD، هدف اصلی سفته‌بازی و کسب سود از نوسانات قیمت است، نه مالکیت بلندمدت. این تفاوت بنیادین منجر به ایجاد ساختارهای حقوقی، مالیاتی و عملیاتی کاملاً متفاوتی می‌شود که معامله‌گر باید قبل از افتتاح حساب نسبت به آن‌ها آگاهی کامل داشته باشد. ندانستن این تفاوت‌ها می‌تواند منجر به انتظارات غلط و استراتژی‌های ناموفق شود.


مالکیت دارایی و حقوق سهامداران

مهم‌ترین تمایز در بحث مالکیت است. وقتی شما سهام شرکت اپل را از طریق CFD معامله می‌کنید، شما هیچ‌گونه حق مالکیتی بر سهام ندارید. این یعنی شما حق رای در مجامع شرکت را نخواهید داشت و نامی از شما در لیست سهامداران ثبت نمی‌شود. در مقابل، در معاملات اسپات، تمام حقوق قانونی مالکیت به خریدار منتقل می‌شود. این موضوع در مورد ارزهای دیجیتال و کالاها نیز صدق می‌کند. در CFD طلا، هیچ طلای فیزیکی جابه‌جا نمی‌شود و شما نمی‌توانید درخواست تحویل شمش طلا داشته باشید. این ویژگی باعث می‌شود که معاملات CFD صرفاً ابزاری برای معامله‌گری (Trading) باشد و ابزاری برای پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری بلندمدت (Investing) به معنای سنتی آن نیست.


انعطاف‌پذیری در فروش استقراضی (Short Selling)

یکی از برتری‌های فنی CFD نسبت به معاملات اسپات، سهولت در انجام معاملات فروش یا شورت (Short) است. در بازارهای اسپات سنتی، معمولاً برای اینکه بتوانید از نزول قیمت سود ببرید، فرآیندی پیچیده و گاهی ممنوع وجود دارد. اما در سیستم CFD، فروش به اندازه خرید آسان است. شما می‌توانید با یک کلیک، موقعیت فروش باز کنید، به این معنی که پیش‌بینی می‌کنید قیمت کاهش می‌یابد. اگر قیمت پایین بیاید، شما سود می‌کنید. این قابلیت باعث می‌شود معامله‌گران بتوانند در بازارهای خرسی (نزولی) نیز به اندازه بازارهای گاوی (صعودی) فعال باشند و کسب سود کنند. این ویژگی، CFD را به ابزاری محبوب برای پوشش ریسک (Hedging) تبدیل کرده است.


تاریخ سررسید و هزینه نگهداری شبانه (Swap)

معاملات اسپات معمولاً تاریخ انقضا ندارند و شما می‌توانید دارایی خریداری شده را تا سال‌ها بدون هزینه اضافی (به جز هزینه فرصت) نگه دارید. اما در معاملات CFD، به دلیل استفاده از اهرم و ماهیت قرضی بودن سرمایه، هزینه‌ای به نام سواپ (Swap) یا بهره شبانه وجود دارد. اگر معامله شما بیش از یک روز باز بماند، کارگزار بر اساس تفاوت نرخ بهره بین دو ارز درگیر در جفت‌ارز، مبلغی را به عنوان بهره پرداخت یا دریافت می‌کند. همچنین برخی از قراردادهای CFD مانند CFD روی نفت یا شاخص‌های بورس، دارای تاریخ سررسید (Expiration Date) هستند و پس از آن تاریخ، قرارداد به صورت خودکار بسته می‌شود، مگر اینکه به قرارداد ماه بعد رول‌اور (Rollover) شود که آن هم هزینه‌های خاص خود را دارد.



مزایای معامله‌گری از طریق CFD در بازار ارزهای خارجی

 
 

رشد انفجاری محبوبیت معاملات CFD در دو دهه اخیر اتفاقی نبوده است. این ابزار مالی پاسخی بود به نیاز معامله‌گران خردی که می‌خواستند بدون داشتن سرمایه‌های میلیون دلاری، در بازارهای جهانی فعالیت کنند. ساختار CFD به گونه‌ای طراحی شده که موانع ورود را به حداقل می‌رساند و دسترسی پذیری را به حداکثر. این دموکراتیزه کردن بازارهای مالی باعث شده تا فردی در دورافتاده‌ترین نقطه جهان، تنها با یک اتصال اینترنت و یک لپ‌تاپ، بتواند روی نرخ برابری دلار به ین ژاپن یا قیمت جهانی نفت معامله کند. اما مزایا تنها به دسترسی محدود نمی‌شود؛ انعطاف‌پذیری عملیاتی و سرعت نقدشوندگی بالا از دیگر دلایلی است که معامله‌گران حرفه‌ای را به سمت این بازار می‌کشاند.


دسترسی به بازارهای جهانی با سرمایه اندک

شاید بزرگترین مزیت CFD، قابلیت دسترسی به طیف وسیعی از بازارها با سرمایه اولیه پایین باشد. در گذشته، برای معامله در بازار بورس نیویورک یا بازار آتی نفت، نیاز به سرمایه‌های کلان و حساب‌های بانکی بین‌المللی پیچیده بود. اما امروزه یک بروکر فارکس که خدمات CFD ارائه می‌دهد، به شما اجازه می‌دهد تا با مبالغی کمتر از ۱۰۰ دلار، حساب باز کنید و بر روی هزاران نماد معاملاتی شامل جفت ارزها، سهام آمریکا و اروپا، شاخص‌های بورس، فلزات گرانبها و انرژی‌ها معامله کنید. این تنوع بی‌نظیر در یک پلتفرم واحد، به معامله‌گر اجازه می‌دهد تا فرصت‌های معاملاتی را در هر گوشه‌ای از اقتصاد جهانی شکار کند.


قابلیت کسب سود در بازارهای صعودی و نزولی

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، ماهیت دو طرفه بودن بازار CFD یک مزیت استراتژیک بزرگ است. در بسیاری از روش‌های سرمایه‌گذاری سنتی (مانند خرید ملک یا طلای فیزیکی)، شما تنها زمانی سود می‌کنید که قیمت‌ها بالا برود. این موضوع باعث می‌شود در دوران رکود اقتصادی، سرمایه‌گذاران سنتی با بن‌بست مواجه شوند. اما یک معامله‌گر CFD می‌تواند رکود و بحران اقتصادی را نیز به فرصتی برای سودآوری تبدیل کند. با باز کردن پوزیشن‌های فروش (Short) بر روی شاخص‌های بورس یا ارزهای ضعیف، معامله‌گر می‌تواند از ریزش بازارها بهره‌مند شود. این ویژگی باعث می‌شود که بازار فارکس و CFD، بازاری بدون توقف و همیشگی برای کسب درآمد باشد، البته به شرط داشتن دانش کافی است.


تنوع سبد سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک

تنوع‌بخشی (Diversification) یکی از اصول اولیه مدیریت سرمایه است. پلتفرم‌های CFD این امکان را به راحتی فراهم می‌کنند. شما می‌توانید همزمان که روی جفت ارز EUR/USD معامله خرید دارید، برای پوشش ریسک خود، روی طلا (XAU/USD) معامله فروش باز کنید یا بخشی از سرمایه را روی سهام شرکت‌های تکنولوژی درگیر کنید. این توانایی مدیریت پورتفولیو در یک حساب واحد، کار را برای تحلیل و کنترل ریسک بسیار ساده‌تر می‌کند. علاوه بر این، ابزارهای مدیریت ریسک خودکار مانند حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) در پلتفرم‌های CFD بسیار دقیق و کارآمد عمل می‌کنند و به معامله‌گر کمک می‌کنند حتی در زمان‌هایی که پای سیستم نیست، از سرمایه خود محافظت کند.



ریسک‌ها و چالش‌های جدی در معاملات CFD

با وجود تمام جذابیت‌ها، بازار CFD فضایی بی‌رحم و پرخطر است که آمارها نشان می‌دهند درصد بالایی از معامله‌گران خرد در آن متضرر می‌شوند. این ضررها اغلب نه به دلیل ناکارآمدی بازار، بلکه به دلیل عدم درک صحیح ریسک‌های نهفته در آن رخ می‌دهد. شفافیت در بیان خطرات، بخشی از تعهد حرفه‌ای در آموزش بازارهای مالی است. معامله‌گران باید بدانند که ابزارهایی که برای سودآوری طراحی شده‌اند، در صورت استفاده نادرست، می‌توانند علیه خود معامله‌گر عمل کنند. سرعت بالای تحولات در این بازار، فرصت جبران اشتباهات را محدود می‌کند و تصمیم‌گیری‌های احساسی می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشد. بنابراین، شناخت دقیق خطرات، پیش‌نیاز هرگونه فعالیت در این حوزه است.


خطر لیکویید شدن و کال مارجین

ترس هر معامله‌گر، دریافت پیام کال مارجین (Call Margin) و صفر شدن موجودی حساب است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که زیان معاملات باز شما به قدری زیاد شود که مارجین درگیر شما نتواند آن را پوشش دهد. به دلیل استفاده از اهرم بالا، حتی یک حرکت کوچک در خلاف جهت پیش‌بینی شما می‌تواند درصد بزرگی از سرمایه را در مدت کوتاهی نابود کند. برای مثال، اگر از اهرم ۱:۱۰۰ استفاده می‌کنید، تنها ۱ درصد حرکت بازار در خلاف جهت شما، معادل ۱۰۰ درصد سرمایه درگیر شماست. بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار به دلیل طمع و عدم رعایت مدیریت سرمایه، حجم‌هایی بسیار بزرگتر از توان حساب خود باز می‌کنند و با کوچکترین نوسان بازار، کل سرمایه خود را از دست می‌دهند.


ریسک‌های مرتبط با انتخاب کارگزار (Broker)

صنعت فارکس و CFD متأسفانه شاهد حضور کارگزاران نامعتبر و کلاهبردار نیز بوده است. از آنجایی که در مدل‌های کارگزاری «Market Maker»، طرف حساب شما خود کارگزار است، تضاد منافع می‌تواند به وجود بیاید. یعنی سود شما زیان کارگزار و زیان شما سود کارگزار است. اگر کارگزار تحت رگولاتوری (نظارت) معتبر و سخت‌گیرانه‌ای نباشد، ممکن است در قیمت‌ها دستکاری کند، در اجرای دستورات تاخیر ایجاد کند یا حتی از پرداخت سود شما امتناع ورزد. انتخاب یک کارگزار معتبر که دارای رگوله‌های سطح یک جهانی مانند FCA انگلستان یا ASIC استرالیا باشد، برای امنیت سرمایه ضروری است. بررسی سابقه بروکر و نوع اجرای دستورات (ECN یا STP) باید با دقت انجام شود.


نوسانات شدید بازار و شکاف قیمت (Gapping)

بازار فارکس اگرچه ۲۴ ساعته است، اما در زمان انتشار اخبار مهم اقتصادی (مانند نرخ بهره آمریکا یا آمار بیکاری) یا در تعطیلات آخر هفته، ممکن است دچار نوسانات شدید یا شکاف قیمت (Gap) شود. گپ قیمتی زمانی رخ می‌دهد که قیمت از یک عدد به عدد دیگر می‌پرد بدون اینکه قیمت‌های میانی را لمس کند. اگر شما حد ضرر (Stop Loss) خود را در محدوده‌ای گذاشته باشید که گپ رخ دهد، حد ضرر شما در قیمت تعیین شده عمل نمی‌کند، بلکه در اولین قیمت موجود بعد از گپ اجرا می‌شود. این لغزش قیمت (Slippage) می‌تواند باعث شود زیان شما بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کرده بودید. این ریسک ذاتی بازار است و حتی بهترین تحلیل‌ها نیز نمی‌توانند وقوع اخبار ناگهانی سیاسی یا اقتصادی را پیش‌بینی کنند.



استراتژی‌های موفقیت در معاملات CFD فارکس

 
 

ورود به بازار بدون داشتن نقشه راه و استراتژی از پیش تعیین‌شده، رفتاری غیرسیستماتیک و پرریسک محسوب می‌شود. موفقیت در معاملات CFD نیازمند ترکیبی از تحلیل تکنیکال، تحلیل فاندامنتال (بنیادی) و روانشناسی بازار است. معامله‌گران حرفه‌ای سال‌ها وقت صرف می‌کنند تا سیستم معاملاتی شخصی خود را بسازند و آن را بهینه کنند. این استراتژی باید مشخص کند که دقیقاً چه زمانی وارد معامله شوید، چه زمانی خارج شوید و چقدر ریسک کنید. علاوه بر مهارت‌های تحلیلی، انضباط در اجرای استراتژی مهم‌ترین عامل موفقیت است. بازار پر از وسوسه‌هایی است که شما را ترغیب به شکستن قوانین خودتان می‌کند و دقیقاً در همین لحظات است که ضررهای سنگین رخ می‌دهد. در ادامه به اصول بنیادین موفقیت می‌پردازیم.


استفاده صحیح از حد ضرر و حد سود

تنظیم حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) یک هنر است. حد ضرر مانند کمربند ایمنی عمل می‌کند و از شما در برابر تصادفات سنگین محافظت می‌کند. یک قانون نانوشته اما مهم در مدیریت سرمایه وجود دارد که می‌گوید در هر معامله نباید بیش از ۱ تا ۲ درصد از کل سرمایه خود را ریسک کنید. تعیین نقاط خروج نباید بر اساس احساسات یا امید و آرزو باشد، بلکه باید بر اساس سطوح حمایت و مقاومت تکنیکال و نوسانات بازار (ATR) تعیین شود. نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) نیز باید منطقی باشد؛ یعنی سودی که انتظار دارید به دست آورید باید حداقل ۱.۵ یا ۲ برابر ریسکی باشد که متحمل می‌شوید.


روانشناسی بازار و کنترل احساسات

شاید تعجب کنید اگر بگوییم بزرگترین دشمن شما در بازار، خودتان هستید. ترس و طمع دو احساس قدرتمند هستند که می‌توانند منطق هر معامله‌گری را فلج کنند. طمع باعث می‌شود حجم معاملات را بی‌رویه افزایش دهید یا معاملات سودده را بیش از حد باز نگه دارید تا جایی که بازار برگردد. ترس باعث می‌شود معاملات را زودتر از موعد ببندید یا پس از چند ضرر متوالی، جرات ورود به موقعیت‌های خوب را از دست بدهید. موفقیت در CFD نیازمند ذهنی آرام و خونسرد است. داشتن ژورنال معاملاتی (Trading Journal) و ثبت دلایل ورود و خروج و احساسات در حین معامله، یکی از بهترین روش‌ها برای شناخت نقاط ضعف روانی و بهبود عملکرد در بلندمدت است.



نتیجه‌گیری

معاملات CFD در بازار فارکس، پنجره‌ای رو به دنیای مدرن سرمایه‌گذاری است که فرصت‌های بی‌نظیری را برای معامله‌گران خرد و حرفه‌ای فراهم کرده است. این ابزار با حذف موانع فیزیکی و ارائه قابلیت‌هایی همچون اهرم معاملاتی و امکان معامله دو طرفه، پتانسیل کسب سود را به شدت افزایش داده است. با این حال، همانطور که در طول مقاله بررسی کردیم، این پتانسیل بالا با ریسک‌های قابل توجهی همراه است. ماهیت اهرمی این معاملات می‌تواند در چشم‌برهم‌زدنی سرمایه‌های مدیریت نشده را نابود کند.
درک عمیق از تفاوت‌های میان CFD و معاملات اسپات، شناخت هزینه‌های پنهان مانند سواپ و اسپرد، و آگاهی از خطراتی همچون کال مارجین، لازمه‌ی بقا در این اکوسیستم است. فارکس بازاری نیست که بتوان یک‌شبه در آن ثروتمند شد؛ بلکه مسیری است که نیازمند آموزش مستمر، تمرین مداوم و انضباط آهنین است. کسانی که با دیدگاه قمارگونه وارد می‌شوند، به سرعت حذف خواهند شد، اما افرادی که به آن به چشم یک بیزینس و تخصص نگاه می‌کنند و اصول مدیریت سرمایه را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند، می‌توانند جریان درآمدی مستمری را از این اقیانوس مالی استخراج کنند.

اشتراک گذاری:
کپی شد