مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

نقد و بررسی سری بازی‌های Uncharted؛ سینمایی‌ترین تجربه بازی‌های ویدئویی

نقد و بررسی سری بازی‌های Uncharted؛ سینمایی‌ترین تجربه بازی‌های ویدئویی
نوشته شده توسط محمد علی کلانتری
|
۱۸ آذر، ۱۴۰۴

مقدمه

تصور کنید یک بازی ویدئویی، نه‌تنها فروش سخت‌افزار یک کنسول جدید را تضمین کند، بلکه فروش کل آن پلتفرم را برای یک دهه تحت تأثیر قرار دهد؛ این دقیقاً کاری است که فرنچایز Uncharted (آنچارتد) برای کنسول پلی‌استیشن 3 (PS3) انجام داد. با فروش بیش از 44 میلیون نسخه در سراسر جهان تا سال 2022، Uncharted ثابت کرد که بازی‌های ویدئویی می‌توانند روایتی با کیفیت سینمایی هالیوود را ارائه دهند. اما داستان یک جوینده گنج باهوش به نام نیتن دریک چگونه توانست مرزهای بین بازی و فیلم را محو کند و صنعت را به سمت ژانر اکشن ماجراجویی خطی سوق دهد؟ این مقاله جامع و تخصصی، به بررسی تمام ابعاد کلیدی بازی‌های Uncharted از سیر تکاملی مکانیک‌های گیم‌پلی، تحلیل شخصیت‌پردازی‌های عمیق و رابطه‌محور، نوآوری‌های فنی استودیو ناتی داگ، تا تأثیر فرهنگی این سری بر سینما و بازی‌های مشابه می‌پردازد. ما در این مسیر، مفاهیم کلیدی مانند بهترین بازی‌های Uncharted، نیتن دریک، استودیو ناتی داگ، بازی‌های اکشن ماجراجویی، گرافیک کنسول پلی‌استیشن، داستان Uncharted، و نیتن دریک را به صورت استراتژیک به کار خواهیم برد تا یک مرجع کامل برای مخاطبان فراهم شود.

 

تولد سینمای تعاملی

 
 

استودیو Naughty Dog قبل از خلق آنچارتد، سابقه موفقی در ساخت بازی‌های پلتفرمر (مانند Crash Bandicoot و Jak and Daxter) داشت. اما با ورود به نسل هفتم کنسول‌ها، آن‌ها تصمیم گرفتند که ژانر اکشن ماجراجویی را با استانداردهای سینمایی تعریف کنند. بازی Uncharted: Drake's Fortune که در سال 2007 برای PS3 منتشر شد، اولین تلاش آن‌ها برای ترکیب گیم‌پلی روان، پلتفرمینگ هیجان‌انگیز، تیراندازی دقیق و روایت داستانی قدرتمند بود. هدف، ساخت یک «ایندیانا جونز قابل بازی» بود، اما با شخصیت‌هایی که عمق بیشتری داشتند و بیشتر شبیه انسان‌های عادی بودند تا قهرمانان شکست‌ناپذیر. این تمرکز بر روی شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه و طنزپردازی در لحظات پرفشار، هویت اصلی فرنچایز آنچارتد را شکل داد و آن را از رقبای خود متمایز ساخت.
 

مکانیک سه‌گانه گیم‌پلی "اکشن، پلتفرمینگ و پازل"

فرمول گیم‌پلی Uncharted بر یک سه‌گانه موفق بنا شده است که به صورت پیوسته در طول مراحل بازی تکرار می‌شود تا ریتم بازی کسل‌کننده نشود. این سه‌گانه شامل: تیراندازی (Shooting)، پلتفرمینگ (Platforming) و حل پازل (Puzzle Solving) است.
تیراندازی مبتنی بر کاور (Cover-based Shooting): بازی‌های آنچارتد یکی از بهترین نمونه‌های پیاده‌سازی مکانیک کاور در بازی‌های سوم شخص هستند. این سیستم به بازیکن امکان می‌دهد تا درگیری‌ها را با استراتژی و تاکتیک پیش ببرد، هرچند که سرعت بالای اکشن، آنچارتد را از بازی‌های کاورمحور صرف متمایز می‌سازد.
پلتفرمینگ و صخره‌نوردی (Climbing): نیتن دریک در اکثر نسخه‌ها، بخش قابل توجهی از گیم‌پلی را به بالا رفتن از ساختمان‌ها، صخره‌ها، و خرابه‌های تاریخی اختصاص می‌دهد. این بخش نه تنها برای ایجاد حس ماجراجویی بلکه برای ارائه چشم‌اندازهای سینمایی فوق‌العاده استفاده می‌شود.
حل پازل‌های محیطی: در هر نسخه از بازی، بازیکن باید پازل‌های مرتبط با اسطوره‌شناسی و تاریخی را حل کند تا مسیر خود را باز کند یا به گنجینه نهایی برسد. این بخش‌ها به عمد برای کاهش ریتم اکشن و افزودن لایه‌های فکری به گیم‌پلی طراحی شده‌اند و به جامعیت بازی‌های Uncharted کمک شایانی کرده‌اند.
 

شخصیت‌پردازی و طنزپردازی در اوج

آنچه آنچارتد را واقعاً از سایر بازی‌های اکشن متمایز می‌کند، قدرت شخصیت‌پردازی آن است. نیتن دریک نه یک ابرقهرمان است و نه یک جاسوس نخبه؛ او یک جوینده گنج باهوش است که به طور مکرر مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد، از پرتگاه‌ها سقوط می‌کند و به طور مداوم با شوخی‌های طنزآمیز، شکست‌های خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. این انسان بودن، او را برای مخاطب بسیار جذاب و قابل ارتباط می‌سازد. روابط او با شخصیت‌های مکمل، مانند مربی و شریکش ویکتور سالیوان (سالی) و همسر آینده‌اش النا فیشر، هسته احساسی داستان را تشکیل می‌دهند. دیالوگ‌های هوشمندانه و پرسرعت، که حتی در وسط تیراندازی‌ها ادامه پیدا می‌کنند، یک حس بی‌نظیر از حضور در یک فیلم باکیفیت را به بازیکن منتقل می‌کند که در معرفی Uncharted به عنوان یک پدیده، بسیار حیاتی بود.

 

تکامل فنی و هنری نسل به نسل با Uncharted

 
 

استودیو ناتی داگ (Naughty Dog) همواره در خط مقدم نوآوری‌های فنی در اکوسیستم پلی‌استیشن قرار داشته است. هر نسخه از بازی‌های Uncharted، به عنوان یک نمایشگر قدرت برای کنسول خود عمل کرده است و استانداردهای جدیدی را در زمینه گرافیک، انیمیشن و فناوری‌های صوتی تعیین کرده است. این پیشرفت فنی، عامل اصلی در خلق تجربه سینمایی بی‌نقصی است که این فرنچایز به آن معروف است. این بخش به تفصیل در مورد گرافیک Uncharted، فناوری ناتی داگ، صداگذاری و انیمیشن در Uncharted صحبت خواهد کرد.
 

انقلاب فنی انیمیشن و موتور بازی‌سازی

یکی از بزرگترین دستاوردهای فرنچایز آنچارتد، سیستم انیمیشن پیشرفته آن است. ناتی داگ برای ایجاد حس واقع‌گرایی در حرکت نیتن دریک، یک سیستم انیمیشن ترکیبی (Blending Animation) توسعه داد. این سیستم اجازه می‌دهد که حرکات شخصیت‌ها به صورت کاملاً نرم و طبیعی از یک حالت به حالت دیگر تغییر کنند (مثلاً از دویدن به پریدن، و از پریدن به گرفتن لبه صخره)، بدون اینکه کوچک‌ترین تأخیر یا پرشی در حرکت وجود داشته باشد. این امر به خصوص در صحنه‌های پلتفرمینگ و مبارزه تن به تن، حس بسیار واقعی و پاسخگو بودن به بازیکن منتقل می‌کند. همچنین، استفاده از Motion Capture برای ضبط حرکات و صداگذاری شخصیت‌ها، به قدری دقیق و باکیفیت بود که عمق احساسی صحنه‌های کات‌سین (Cutscenes) را به سطح یک فیلم سینمایی رساند.
 

گرافیک پیشرو و طراحی هنری محیط‌ها

Uncharted به عنوان یک معیار برای سنجش قابلیت‌های گرافیکی کنسول‌های سونی شناخته می‌شود. از جزایر سرسبز و معابد باستانی آمریکای جنوبی در نسخه اول، تا کوه‌های برفی هیمالیا در Uncharted 2 و بیابان‌های سوزان در Uncharted 3، و در نهایت مناظر خیره‌کننده ماداگاسکار در Uncharted 4، تنوع محیط‌ها همواره یکی از نقاط قوت بصری این سری بوده است. طراحی هنری بازی به دقت هرچه تمام‌تر، از معماری و اسطوره‌شناسی واقعی الهام گرفته شده است تا داستان‌ها و مکان‌ها کاملاً معتبر به نظر برسند. این توجه به جزئیات در بافت‌ها، نورپردازی دینامیک و جلوه‌های آب و هوا، تجربه Uncharted را به یک جشن بصری تبدیل کرده و چگالی کلمات کلیدی مرتبط با گرافیک بازی‌های پلی‌استیشن را افزایش داده است.
 

صداگذاری، موسیقی و هویت صوتی فرنچایز

بخش صوتی Uncharted به همان اندازه که بخش بصری قدرتمند است، اهمیت دارد. موسیقی متن بازی، که توسط آهنگسازان برجسته‌ای چون گرگ ادلمن و هنری جکمن ساخته شده، از ارکستراسیون‌های بزرگ و تم‌های ماجراجویانه استفاده می‌کند که در لحظات مختلف اکشن یا کشف، به خوبی احساسات بازیکن را تحریک می‌کند. به علاوه، کیفیت صداگذاری (Voice Acting) شخصیت‌ها، به خصوص بازیگران اصلی مانند نولان نورث (در نقش نیتن دریک) و ریچارد مک‌گوناگل (در نقش سالی)، به قدری حرفه‌ای و با احساس است که شیمی بین شخصیت‌ها را باورپذیر و زنده می‌کند. دیالوگ‌هایی که به صورت همزمان در حین گیم‌پلی گفته می‌شوند، یکی از عوامل اصلی برای جلوگیری از احساس تنهایی در محیط‌های بزرگ و خلق یک تجربه صوتی کامل و جامع بوده‌اند.

 

داستان‌ها، گنج‌ها و اسطوره‌شناسی

 
 

فرنچایز Uncharted در هسته خود، یک سری داستان‌های شکار گنج است، اما آن را با عناصر تاریخی، اسطوره‌شناسی، و روانشناسی شخصیت‌ها درهم تنیده است. هر بازی، نیتن دریک را به دنبال یک گنجینه یا شهر گمشده تاریخی می‌فرستد، اما در نهایت، سفر برای او به کشف چیزی عمیق‌تر و شخصی‌تر ختم می‌شود. این بخش به تحلیل داستان‌های محوری و اسطوره‌شناسی‌های الهام‌بخش در طول تمام نسخه‌های Uncharted خواهد پرداخت.
 

ریشه‌های تاریخی و افسانه‌ای گنج‌ها

داستان‌های آنچارتد به طرز ماهرانه‌ای از شخصیت‌ها و وقایع تاریخی واقعی الهام می‌گیرند. در هر نسخه، دریک به دنبال کشف رازهای یک شخصیت تاریخی خاص است.
Uncharted: Drake's Fortune: به دنبال گنجینه افسانه‌ای ال دورادو و سرنوشت اجداد او، سِر فرانسیس دریک می‌گردد.
Uncharted 2: Among Thieves: دریک به جستجوی شامبالا (Shambhala)، پادشاهی اسطوره‌ای در کوه‌های هیمالیا و رازهای پنهان مارکو پولو می‌رود.
Uncharted 3: Drake's Deception: تمرکز بر شهر گمشده اوبار (Ubar) یا "آتلانتیس شن‌ها" و ارتباط مجدد دریک با سِر فرانسیس دریک است.
Uncharted 4: A Thief's End: این داستان به دنبال گنج دزد دریایی معروف، هنری اوری و شهر دزدان دریایی، لیبرتالیا است.
این استفاده از اسطوره‌شناسی تاریخی، به بازی‌ها یک حس اعتبار و جذابیت آموزشی می‌بخشد و کنجکاوی بازیکنان را برای یادگیری بیشتر در مورد آن وقایع برمی‌انگیزد.
 

تکامل عاطفی نیتن دریک

اگرچه اکشن و هیجان موتور محرک آنچارتد است، اما تکامل عاطفی نیتن دریک قلب داستان است. در نسخه‌های ابتدایی، او یک ماجراجوی بی پروا است که همیشه به دنبال هیجان و ثروت است. اما با پیشروی داستان و عمق گرفتن روابط او با سالی و النا، دریک با سؤالات مهم‌تری در مورد زندگی و اولویت‌هایش مواجه می‌شود. Uncharted 4: A Thief's End به عنوان اوج این تکامل، داستان را به یک نتیجه‌گیری نهایی و بسیار شخصی می‌رساند. این نسخه به ریشه‌های دریک، معرفی برادرش سَم دریک، و تلاش او برای یافتن تعادل بین زندگی خانوادگی و میل شدید به ماجراجویی می‌پردازد. این عمق شخصیت‌پردازی، داستان آنچارتد را از یک روایت صرفاً اکشن به یک درام انسانی تبدیل کرده است.
 

داستان‌های فرعی و اسپین‌آف‌ها

موفقیت عظیم فرنچایز Uncharted منجر به گسترش آن فراتر از داستان‌های نیتن دریک شد. مهم‌ترین داستان فرعی، بازی Uncharted: The Lost Legacy است که نقش قهرمان اصلی را به کلویی فریزر و نادین راس می‌سپارد. این اسپین‌آف با حفظ مکانیک‌های اصلی گیم‌پلی، یک روایت تازه با تمرکز بر دو شخصیت زن قدرتمند را ارائه داد. این بازی‌ها، نه تنها میراث آنچارتد را زنده نگه می‌دارند، بلکه ثابت می‌کنند که جذابیت این جهان، محدود به شخص نیتن دریک نیست و پتانسیل گسترش برای شخصیت‌ها و داستان‌های جدید در بازی‌های اکشن ماجراجویی را دارد.

 

Uncharted در فراتر از بازی "فیلم، بازار و تأثیر فرهنگی"

تأثیر فرنچایز Uncharted محدود به کنسول‌های پلی‌استیشن نمی‌شود. این سری موفق شد تا از طریق رسانه‌های دیگر، به خصوص سینما، دامنه نفوذ خود را گسترش دهد و ثابت کند که یک مالکیت معنوی (IP) بازی ویدئویی می‌تواند به یک پدیده فرهنگ عامه تبدیل شود. این موفقیت، نه‌تنها از نظر مالی برای سونی و ناتی داگ حیاتی بود، بلکه به طور غیرمستقیم، مسیر ساخت فیلم‌های باکیفیت بر اساس بازی‌ها را هموار کرد. در این بخش، به بررسی فیلم Uncharted، تأثیر بر بازی‌های دیگر و میراث فرهنگی آنچارتد می‌پردازیم.
 

اقتباس سینمایی و هویت رسانه‌ای

چندین سال تلاش برای ساخت فیلم سینمایی از روی Uncharted بالاخره در سال 2022 با اکران فیلم "Uncharted" به ثمر نشست. این فیلم با بازی تام هالند در نقش نیتن دریک جوان و مارک والبرگ در نقش سالی، تلاش کرد تا ریشه‌های شخصیت‌ها و آشنایی آن‌ها را به تصویر بکشد. اگرچه این فیلم یک اقتباس مستقیم از داستان بازی‌ها نبود، اما صحنه‌های اکشن پرزرق و برق و هیجان ماجراجویی‌های آن، مانند صحنه هواپیما، مستقیماً از زیبایی‌شناسی و سبک بصری بازی‌ها الهام گرفته شده بودند. این موفقیت در گیشه سینما، مهر تأییدی بر قدرت جهانی برند Uncharted بود و نشان داد که نیتن دریک به یک شخصیت سینمایی قابل رقابت با بزرگ‌ترین ماجراجویان هالیوود تبدیل شده است.
 

تأثیر بر رقبا و ژانر اکشن ماجراجویی

آنچارتد به عنوان یک الگو برای بسیاری از بازی‌های اکشن ماجراجویی پس از خود عمل کرد. ترکیب روان تیراندازی، کاور، پلتفرمینگ و روایت سینمایی، به یک استاندارد صنعتی تبدیل شد. بسیاری از بازی‌هایی که برای ژانر خود نیاز به اکشن پرهیجان داشتند، از ریتم‌بندی، دوربین، و سیستم حرکتی ناتی داگ الگوبرداری کردند. به عنوان مثال، نحوه روایت داستان از طریق دیالوگ‌های درون گیم‌پلی و صحنه‌های کات‌سین بدون درز (Seamless Cutscenes)، که به سختی از گیم‌پلی جدا می‌شدند، توسط بسیاری از استودیوهای بزرگ در سراسر دنیا مورد تقلید قرار گرفت تا تجربه بازی‌های Uncharted را تکرار کنند. این تأثیر، اهمیت آنچارتد را در تاریخچه بازی‌های ویدئویی برجسته می‌سازد.
 

ارزش مالکیت معنوی (IP) و نقش آن در برند پلی‌استیشن

Uncharted به عنوان یک "Franchise Killer App" یا بازی حیاتی برای کنسول‌های پلی‌استیشن (به خصوص PS3 و PS4) عمل کرده است. این سری به عنوان پرچمدار و نماد قدرت کنسول‌های سونی در زمینه گرافیک، داستان‌سرایی و انحصاری بودن شناخته می‌شود. وجود چنین فرنچایزهای باکیفیتی به سونی کمک کرد تا هویت خود را به عنوان محلی برای «تجربیات سینمایی و داستان‌محور» در دنیای بازی‌های ویدئویی تثبیت کند. این ارزش بالای مالکیت معنوی، تضمین می‌کند که حتی با پایان داستان نیتن دریک، نام Uncharted به اشکال مختلف (مانند اسپین‌آف‌ها، ریمسترها یا داستان‌های فرعی جدید) به حیات خود ادامه خواهد داد و برای جستجوهایی با کلمات کلیدی مانند "بهترین بازی‌های انحصاری پلی‌استیشن" در صدر باقی خواهد ماند.

 

 نتیجه‌گیری

فرنچایز Uncharted بیش از یک سری بازی بود؛ این یک بیانیه فنی، هنری و روایی از پتانسیل مدیوم بازی‌های ویدئویی بود. با موفقیت‌های پی در پی در فروش، کسب ده‌ها جایزه «بازی سال» و تثبیت استودیو ناتی داگ به عنوان یک نیروی خلاق بزرگ، آنچارتد تعریف مجددی از بازی‌های اکشن ماجراجویی ارائه داد. موفقیت آن بر پایه یک فرمول سه وجهی ساده اما بی‌نقص یعنی: اکشن هیجان‌انگیز، کاوش محیطی جذاب و روایت‌های احساسی با طنز هوشمندانه بنا شده بود. نیتن دریک به ما یادآوری کرد که بزرگترین گنج در هر ماجراجویی، نه طلا و جواهرات، بلکه روابطی است که با دوستان و خانواده خود می‌سازیم. این ترکیب از اکشن سینمایی خیره‌کننده و هسته انسانی عمیق بود که فرنچایز Uncharted را به پرفروش‌ترین بازی انحصاری پلی‌استیشن تبدیل کرد و باعث شد تا نام آن در کنار بزرگترین اسطوره‌های ماجراجویی جهان قرار گیرد. حتی با پایان داستان اصلی دریک، میراث این سری در هر بازی داستان‌محور با بودجه بالا که پس از آن ساخته شد، زنده خواهد ماند و برای هر کس که به دنبال بهترین تجربه اکشن ماجراجویی است، نام آنچارتد همچنان در صدر لیست جستجو باقی خواهد ماند.

اشتراک گذاری:
کپی شد