مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

نقد و بررسی سری بازی‌های The Last of Us؛ یک تجربه اجتناب‌ناپذیر

نقد و بررسی سری بازی‌های The Last of Us؛ یک تجربه اجتناب‌ناپذیر
نوشته شده توسط محمد علی کلانتری
|
۲۹ آبان، ۱۴۰۴

مقدمه

در یک نظرسنجی جهانی که در سال ۲۰۲۲ توسط مجله معتبر گیم اینفورمر (Game Informer) صورت گرفت، بیش از ۷۸ درصد از گیمرها و منتقدان، بازی‌های ویدیویی را نه صرفاً یک سرگرمی، بلکه نوعی «هنر تعاملی» تعریف کردند که پتانسیل روایت داستان‌های عمیق و تأثیرگذار را دارد. در این میان، کمتر عنوانی توانسته است به اندازه فرنچایز «لست آو آس» (The Last of Us) مرزهای میان مدیوم بازی و سینما را درنوردد و چنین تأثیر عمیق روان‌شناختی و فرهنگی‌ای بر جای بگذارد. این بازی، بیش از آنکه صرفاً یک «بازی زامبی‌محور» باشد، کاوشی تلخ، زیبا و بی‌رحمانه در اعماق روح انسان، اخلاقیات خاکستری و معنای بقا در جهانی فروپاشیده است.
اگرچه بازی‌های ویدیویی با موضوع «پایان دنیا» کم نیستند، اما لست آو آس با تمرکز بر پیوندهای انسانی، طراحی واقع‌گرایانه و شخصیت‌پردازی بی‌نظیر، خود را از یک عنوان اکشن ماجراجویی ساده فراتر برده و به یک شاهکار روایت‌محور (Narrative Masterpiece) تبدیل شده است. سؤالی که مطرح می‌شود این است: چه رازهایی در ساختار این بازی نهفته است که آن را به یکی از پرجستجوترین و پرافتخارترین عناوین تاریخ تبدیل کرده و ده‌ها میلیون بازیکن را در سراسر جهان مجذوب خود ساخته است؟ در این مقاله جامع، ما نه تنها به معرفی این بازی می‌پردازیم، بلکه تمامی جنبه‌های کلیدی آن از داستان و گیم‌پلی گرفته تا تأثیر فرهنگی و کلمات کلیدی پرجستجوی مرتبط را با رویکردی تخصصی برای شما تحلیل خواهیم کرد تا جامع‌ترین منبع فارسی زبان درباره لست آو آس را در اختیار داشته باشید.

 

ریشه‌ها و جهان‌سازی

 
 

لست آو آس (The Last of Us) نام یک سری بازی ویدیویی در سبک اکشن ماجراجویی و ترس و بقا است که توسط استودیوی نام‌آشنای ناتی داگ (Naughty Dog) توسعه یافته و توسط سونی اینتراکتیو اینترتینمنت (Sony Interactive Entertainment) منتشر شده است. این فرنچایز اولین بار در سال ۲۰۱۳ با انتشار نسخه اول برای کنسول پلی‌استیشن ۳ معرفی شد و از همان ابتدا، استانداردهای جدیدی را در صنعت بازی تعریف کرد. موفقیت این سری مدیون جهان‌سازی دقیق و منحصر به فرد آن است.
 

منشأ و ماهیت تهدید (قارچ کوردیپس)

داستان در یک جهان پسا آخرالزمانی (Post-Apocalyptic) روایت می‌شود که ۲۰ سال پس از شیوع یک نوع جهش‌یافته از قارچ انگلی واقعی به نام کوردیپس (Cordyceps) رخ می‌دهد. این قارچ، که معمولاً حشرات را آلوده و به "زامبی" تبدیل می‌کند، در دنیای بازی جهش یافته و می‌تواند انسان‌ها را نیز آلوده کند. شیوع این انگل منجر به فروپاشی کامل تمدن بشری شده است.
آلوده‌شدگان (Infected) بر اساس مراحل رشد قارچ به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند که شامل رانرها (Runners)، استالکرها (Stalkers)، کلیکرها (Clickers) و مهیب‌ترین آن‌ها، بلاترها (Bloaters) و در نسخه‌های جدیدتر رت کینگ (Rat King) است. هر کدام از این انواع، تاکتیک و سطح خطر متفاوتی دارند و بازیکن را مجبور به استفاده از استراتژی‌های گوناگون در مبارزه می‌کنند.
تمایز اصلی این زامبی‌ها با عناوین مشابه، در علمی بودن منشأ آن‌ها نهفته است؛ این مسئله، حس ترس را واقعی‌تر و قابل لمس‌تر می‌کند و از کلیشه‌های معمول فاصله می‌گیرد.
جهان بازی نه تنها توسط آلوده‌شدگان، بلکه توسط انسان‌های باقی‌مانده نیز تهدید می‌شود. گروه‌هایی چون فایرفلایز (Fireflies)، شکارچیان (Hunters) و گروه‌های شبه‌نظامی محلی هر کدام با اهداف و ایدئولوژی‌های متفاوتی برای تسلط بر منابع یا بقا مبارزه می‌کنند.
 

هسته اصلی داستان رابطه «جوئل» و «اِلی» (Joel and Ellie)

داستان محوری «لست آو آس ۱» (The Last of Us Part I) بر رابطه پر فراز و نشیب و عمیق میان دو شخصیت اصلی، جوئل میلر (Joel Miller) و دختری نوجوان به نام اِلی (Ellie) متمرکز است. جوئل، یک بازمانده میانسال و سنگدل است که وظیفه دارد اِلی را که به طرز شگفت‌انگیزی در برابر عفونت کوردیپس مصون است، به گروه شورشی فایرفلایز در سراسر آمریکای فروپاشیده برساند.
این سفر طولانی و خطرناک از تگزاس تا یوتا، بهانه‌ای برای نمایش تحول شخصیتی این دو نفر است. رابطه‌ای که ابتدا صرفاً یک معامله تجاری است، به تدریج به پیوندی عمیق، پدر دختری و جایگزین برای از دست رفته‌های جوئل تبدیل می‌شود.
نقطه اوج داستان و پایان بحث‌برانگیز آن، که بر یک انتخاب اخلاقی سخت و خودخواهانه استوار است، از مهم‌ترین دلایل ماندگاری این بازی در ذهن مخاطب است. این پایان‌بندی، مرز میان قهرمان و ضدقهرمان را در هم می‌شکند و بازیکن را وادار به قضاوت می‌کند.
فرنچایز در نسخه بعدی، «لست آو آس ۲» (The Last of Us Part II)، به دنباله‌های این داستان و چرخه بی‌پایان انتقام می‌پردازد و شخصیت‌های جدیدی چون اَبی (Abby) را معرفی می‌کند که روایت را از زوایای متفاوتی به چالش می‌کشند.

 

زیرساخت گیم‌پلی و مکانیک‌ها

 
 

گیم‌پلی لست آو آس فراتر از صرفاً تیراندازی است؛ این بازی تجربه‌ای خالص از ترس و بقای (Survival Horror) است که منابع در آن کمیاب، مبارزات نزدیک و سنگین، و تصمیم‌گیری‌ها حیاتی هستند. ناتی داگ هوشمندانه اکشن سریع را با بخش‌های مخفی‌کاری و کاوش آرام ترکیب کرده است.
 

نبرد، مخفی‌کاری و مدیریت منابع (Survival Mechanics)

مکانیک‌های هسته‌ای گیم‌پلی بر واقع‌گرایی و محدودیت تأکید دارند. بازیکن اغلب با تعداد کمی گلوله، تجهیزات محدود و انبوهی از دشمنان خطرناک روبه‌رو است که او را مجبور به تفکر استراتژیک می‌کند.
سیستم ساخت و ساز (Crafting): یکی از مکانیک‌های کلیدی بازی، امکان ساخت آیتم‌های حیاتی مانند کیت کمک‌های اولیه، کوکتل مولوتف، یا چاقوی مخفی‌کاری (Shiv) از طریق ترکیب منابعی است که بازیکن در محیط جستجو می‌کند. این سیستم به بازیکن حس واقعی بقا و مدیریت اضطراری را القا می‌کند.
مبارزه نزدیک (Melee Combat): در بسیاری از مواقع، اتمام مهمات بازیکن را مجبور به استفاده از سلاح‌های سرد یا مبارزه تن‌به‌تن می‌کند. این مبارزات بسیار خشن، وزن‌دار و واقع‌گرایانه طراحی شده‌اند و حس خطر را دوچندان می‌کنند.
حالت گوش دادن (Listen Mode): این قابلیت به بازیکن اجازه می‌دهد تا از طریق شنوایی قوی شخصیت‌ها، موقعیت دشمنان را پشت دیوارها شناسایی کند؛ هرچند این قابلیت نه یک مزیت کامل، بلکه ابزاری برای برنامه‌ریزی است و استفاده بیش از حد از آن اغلب توصیه نمی‌شود.
 

هوش مصنوعی و طراحی مراحل (AI and Level Design)

یکی از جنبه‌هایی که به واقع‌گرایی و چالش‌برانگیز بودن بازی کمک کرده، هوش مصنوعی (AI) پیشرفته دشمنان و همراهان است. طراحی مراحل نیز به گونه‌ای است که چندین مسیر و رویکرد (مخفی‌کاری یا تهاجمی) را برای گذر از موقعیت‌ها فراهم می‌کند.
هوش مصنوعی دشمنان: دشمنان به صورت گروهی عمل می‌کنند، از یکدیگر حمایت می‌کنند، جای بازیکن را حدس می‌زنند و در صورت مشاهده جنازه‌ها یا شنیدن صدای گلوله، سریعاً به سمت منبع صدا حرکت می‌کنند. این رفتار پویا، هر درگیری را منحصر به فرد و پرتنش می‌سازد.
همراهان (Companions): شخصیت‌هایی مانند اِلی یا تس (Tess) در بخش‌های مختلف بازی هوش مصنوعی قابل قبولی دارند و در مبارزات به بازیکن کمک می‌کنند؛ هرچند گاهی در نسخه‌های قدیمی‌تر، حرکات غیرقابل پیش‌بینی آن‌ها در مخفی‌کاری کمی چالش‌برانگیز می‌شد.
طراحی محیطی (Environmental Storytelling): مراحل بازی تنها میدان نبرد نیستند؛ آن‌ها بقایای زندگی گذشته را به نمایش می‌گذارند. یادداشت‌ها، نامه‌ها و محیط‌های متروکه، هر کدام بخشی از داستان جهان بازی را بدون نیاز به کات‌سین‌های طولانی روایت می‌کنند.

 

عمق روایت و چالش‌های اخلاقی

 
 

آنچه لست آو آس را به یک عنوان ماندگار تبدیل کرده، پیچیدگی و عمق روایت آن است. بازی جسورانه وارد مباحث اخلاقی می‌شود که پاسخ‌های سیاه و سفید ندارند و این یکی از دلایل پرجستجوترین سوالات در رابطه با این بازی است.
 

روانشناسی بقا و از دست دادن (Psychology of Survival)

داستان لست آو آس کاوشی صریح در مورد بهایی است که انسان برای بقا می‌پردازد. این بازی از طریق شخصیت‌پردازی استادانه، به عمق آسیب‌های روانی ناشی از یک جهان فروپاشیده می‌پردازد.
تراژدی جوئل: جوئل، شخصیتی است که در ابتدای بازی دختر خود را از دست می‌دهد و این ضربه روانی، او را به موجودی سرد، بی‌رحم و بقاگر (Survivor) تبدیل می‌کند. سفرهای او با اِلی، حکم نوعی رستگاری و جبران خسارت روحی را دارد که در نهایت منجر به تصمیم نهایی او در بیمارستان می‌شود.
بلوغ اِلی: اِلی از یک نوجوان کنجکاو به یک بازمانده خشن و در نهایت در نسخه دوم به فردی با زخمی عمیق از انتقام تبدیل می‌شود. تحول او، نمایشی از زوال معصومیت در یک محیط خصمانه است.
معضلات فایرفلایز: این گروه با هدف یافتن درمان، حاضر به قربانی کردن یک انسان (اِلی) هستند. این معضل سؤال مهمی را مطرح می‌کند: آیا هدف، وسیله را توجیه می‌کند؟ و آیا زندگی یک نفر برای نجات بشریت ارزشمند است؟
 

چرخه انتقام و نمایش خاکستری اخلاق (Cycle of Vengeance)

«لست آو آس ۲» (The Last of Us Part II) با روایتی خطی اما پر از فلش‌بک و تغییر دیدگاه، تمرکز خود را بر روی پیامدهای خشونت و چرخه بی‌انتهای انتقام قرار می‌دهد و از این نظر، یکی از بحث‌برانگیزترین بازی‌های تاریخ است.
دیدگاه‌های متقابل: معرفی شخصیت اَبی و اجبار بازیکن به تجربه بازی از دیدگاه او، یک حرکت جسورانه و نوآورانه در روایت است. این کار باعث می‌شود بازیکن با دشمن خود همذات‌پنداری کند و متوجه شود که در یک جهان اخلاقی خاکستری، هیچ‌کس «بد مطلق» یا «خوب مطلق» نیست.
هزینه خشونت: این بازی به شدت واقع‌بینانه، هزینه‌های جسمی و روحی خشونت را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که انتقام نه تنها درد را تسکین نمی‌دهد، بلکه آن را دو چندان و نسل به نسل منتقل می‌کند.
سؤالات وجودی: بازی مرتباً این سؤالات را مطرح می‌کند: «چه چیزی ارزش بقا دارد؟»، «مرز میان عدالت و انتقام چیست؟» و «آیا در یک جهان پسا آخرالزمانی، اصول اخلاقی گذشته هنوز کاربرد دارند؟».

 

میراث و تأثیر فرهنگی "از بازی تا سریال تلویزیونی"

تأثیر فرنچایز The Last of Us تنها به فروش خیره‌کننده و جوایز متعدد (از جمله جایزه بازی سال یا Game of the Year) محدود نمی‌شود، بلکه این بازی یک پدیده فرهنگی گسترده را به وجود آورده که مرزهای مدیوم‌ها را شکسته است.
 

جوایز و شهرت بین‌المللی (Awards and Acclaim)

این فرنچایز در هر دو نسخه اصلی، رکورد جوایز را شکسته و به یکی از پر افتخارترین مجموعه‌های تاریخ تبدیل شده است. این موفقیت ناشی از کیفیت فنی بی‌نظیر و عمق روایی آن است.
کیفیت بصری و فنی: بازی‌های لست آو آس همواره از نظر گرافیکی در لبه تکنولوژی کنسول‌های خود بوده‌اند. انیمیشن‌های موشن کپچر (Motion Capture) بسیار واقع‌گرایانه، طراحی هنری جزئی‌نگر و صداگذاری بی‌نظیر، همگی به غوطه‌ور شدن کامل بازیکن در جهان بازی کمک می‌کنند.
موسیقی متن حماسی: موسیقی بازی که توسط آهنگساز آرژانتینی، گوستاوو سانتائولایا (Gustavo Santaolalla) ساخته شده، یکی از امضاهای این فرنچایز است. صدای گیتار آکوستیک او، فضایی تلخ، آرام و در عین حال امیدوارکننده را به تصویر می‌کشد که مکمل بی‌نظیری برای روایت است.
حجم جستجوی بالا: کلمات کلیدی مرتبط با جوایز، نمرات متاکریتیک و فروش این بازی، همواره از بالاترین حجم جستجو در میان بازی‌های ویدیویی بوده است که نشان از علاقه جهانی به این عنوان دارد.
 

اقتباس تلویزیونی و گسترش مخاطب (HBO Adaptation)

اوج تأثیر فرهنگی لست آو آس در سال ۲۰۲۳ با پخش سریال تلویزیونی آن توسط شبکه HBO به وقوع پیوست. این اقتباس نه تنها با استقبال گسترده منتقدان روبرو شد، بلکه بازی را به مخاطبانی که پیش از آن با کنسول‌ها آشنایی نداشتند، معرفی کرد.
وفاداری به منبع: سریال HBO به طور قابل توجهی به داستان، دیالوگ‌ها و حتی نماهای بصری بازی وفادار بود و به همین دلیل توانست قلب گیمرها را نیز به دست آورد.
تأکید بر درام انسانی: در برخی اپیزودها، مانند داستان فرعی «بیل و فرانک»، سریال توانست عمیق‌تر به روابط و زندگی شخصیت‌های فرعی بپردازد که این امر، عمق درام را برای مخاطب عمومی بیشتر کرد.
ارتباط با کلمات کلیدی پرجستجو: پس از پخش سریال، کلمات کلیدی مانند "بازیگران سریال لست آو آس"، "فرق بازی و سریال لست آو آس" و "فصل دوم سریال لست آو آس" به ترندهای جستجوی جهانی تبدیل شدند و نشان دادند که این داستان، دیگر محدود به جامعه گیمرها نیست.

 

نتیجه‌گیری

فرنچایز «لست آو آس» (The Last of Us) فراتر از یک سرگرمی ساده و لحظه‌ای است؛ این یک تجربه عاطفی، اخلاقی و هنری است که با موفقیت کامل، استانداردهای روایت داستان در مدیوم بازی‌های ویدیویی را دگرگون کرد. این مقاله، از بررسی منشأ قارچ کوردیپس و مکانیک‌های بی‌رحمانه بقا گرفته تا تحلیل عمق روانشناختی روابط جوئل و اِلی و چرخه انتقام در نسخه دوم را بررسی کرد. 
این بازی به ما ثابت کرد که در دل یک جهان خشن و فروپاشیده، آنچه واقعاً اهمیت دارد نه اکشن و کشتار، بلکه پیوند انسانی، فداکاری و بهایی است که برای عشق می‌پردازیم. پایان‌بندی‌های بحث‌برانگیز و معضلات اخلاقی مطرح شده در طول بازی، مخاطب را وادار می‌کند تا سال‌ها پس از اتمام بازی، به عمق انتخاب‌های خود و شخصیت‌ها فکر کند؛ این همان معیار تمایز یک اثر هنری ماندگار از یک بازی صرف است. 

اشتراک گذاری:
کپی شد