مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

معمای ۲۱ میلیون؛ چرا بیت‌کوین هرگز بیشتر از این نخواهد شد؟

معمای ۲۱ میلیون؛ چرا بیت‌کوین هرگز بیشتر از این نخواهد شد؟
نوشته شده توسط محمدرضا نوری
|
۲۹ دی، ۱۴۰۴

مقدمه

آیا تاکنون فکر کرده‌اید اگر تمام پول جهان را بین مردم تقسیم کنیم، سهم هر نفر چقدر می‌شود؟ ساتوشی ناکاموتو دقیقاً به همین فکر می‌کرد و بیت‌کوین را طوری طراحی کرد که روزی با ارزهای بزرگ جهانی برابری کند. عدد ۲۱ میلیون تصادفی نیست؛ حاصل محاسبه دقیق ریاضی، پیش‌بینی اقتصادی هوشمند و سلیقه مهندسی است که امروز به استاندارد طلایی کمیابی دیجیتال تبدیل شده است. این عدد، سد محکمی در برابر تورم بی‌پایان پول فیات است؛ جایی که بانک‌های مرکزی بدون سقف پول چاپ می‌کنند و ارزش دارایی مردم را ذره‌ذره می‌بلعند.  بیت‌کوین با سقف ۲۱ میلیونی، کمیابی ریاضیاتی و قطعی خلق کرد؛ چیزی که حتی طلا هم ندارد، چون کمیابی طلا تخمینی است، اما بیت‌کوین قطعی و غیرقابل تغییر است. این محدودیت، اعتماد به نهادهای انسانی را حذف و اعتماد به کد را جایگزین کرد؛ یک قرارداد اجتماعی نوین که نیاز به واسطه را از بین برد. عدد ۲۱ مرز تورم و ضدتورم است؛ عرضه دلار به بی‌نهایت می‌رود، عرضه بیت‌کوین هرگز از ۲۱ میلیون عبور نمی‌کند. این کمیابی تضمین‌شده، رفتار مردم را از خرج کردن به نگهداری (HODL) و پس‌انداز واقعی تغییر داد و پایه اقتصاد سالم کریپتو را گذاشت. امروز هر پروژه‌ای که بخواهد جدی گرفته شود، ناچار است از منطق عدد ۲۱ پیروی کند؛ این عدد دیگر فقط یک پارامتر نیست، بیانیه‌ای تاریخی علیه پول بی‌پشتوانه و بی‌انضباط است.



ریاضیات پشت پرده؛ چرا دقیقاً ۲۱ میلیون واحد؟
 

  

بسیاری از افراد تصور می‌کنند ساتوشی ناکاموتو عدد ۲۱ میلیون را به دلایل نمادین انتخاب کرده است، اما واقعیت این است که این عدد نتیجه مستقیم پارامترهای فنی شبکه است. برای درک این موضوع، باید به دو متغیر اصلی یعنی زمان تولید بلاک و پاداش استخراج در بلاکچین بیت‌کوین نگاه کنیم. ساتوشی زمان میانگین تولید هر بلاک را ۱۰ دقیقه تنظیم کرد و تصمیم گرفت که پاداش استخراج هر ۴ سال یک‌بار (دقیقاً هر ۲۱۰,۰۰۰ بلاک) نصف شود. این فرآیند که هاوینگ (Halving) نام دارد، مرکز اصلی اقتصاد بیت‌کوین است. بیایید این محاسبه را با هم مرور کنیم تا راز عدد ۲۱ برملا شود.


محاسبه سری هندسی و پاداش بلاک‌ها

در ابتدا، پاداش استخراج هر بلاک ۵۰ بیت‌کوین بود. با توجه به اینکه در هر ساعت ۶ بلاک (هر ۱۰ دقیقه یک بلاک) تولید می‌شود، در هر سال حدود ۵۲,۵۶۰ بلاک استخراج می‌گردد. اگر این عدد را در ۴ سال ضرب کنیم، به عدد ۲۱۰,۲۴۰ بلاک می‌رسیم که برای سادگی محاسبات، ساتوشی آن را به ۲۱۰,۰۰۰ بلاک گرد کرد. مجموع کل بیت‌کوین‌ها مجموع یک سری هندسی است. در دوره اول ۱۰.۵ میلیون بیت‌کوین تولید شد (۵۰ ضربدر ۲۱۰,۰۰۰). در دوره دوم که پاداش به ۲۵ رسید، ۵.۲۵ میلیون تولید شد. اگر این سری را تا زمانی که پاداش به صفر برسد ادامه دهیم، مجموع آن به عدد ۲۱ میلیون همگرا می‌شود. فرمول ریاضی این است؛ مجموع پاداش‌ها در تمام دوره‌ها برابر است با پاداش اولیه ضربدر تعداد بلاک‌های هر دوره، که در نهایت به سقف ۲۱ میلیون می‌رسد.


محدودیت‌های علوم کامپیوتر و اعداد اعشاری

یک دلیل فنی دیگر برای انتخاب این عدد، محدودیت‌های زبان‌های برنامه‌نویسی و معماری کامپیوترها در زمان نگارش کد بیت‌کوین بود. بیت‌کوین برای ذخیره مقادیر از اعداد صحیح ۶۴ بیتی (64-bit integers) استفاده می‌کند تا از خطاهای محاسباتی اعداد اعشاری (Floating point errors) جلوگیری کند. هر بیت‌کوین به ۱۰۰ میلیون واحد کوچکتر تقسیم می‌شود که ساتوشی نام دارد. بنابراین، کل واحدهای موجود در شبکه برابر است با ۲۱ میلیون ضربدر ۱۰۰ میلیون، که ۲.۱ کوادریلیون واحد (ساتوشی) می‌شود. این عدد کمی پایین‌تر از حداکثر ظرفیت یک عدد صحیح ۶۴ بیتی است. این انتخاب هوشمندانه باعث شد که محاسبات در سطح پردازنده بسیار دقیق و سریع انجام شود و از مشکلات گرد کردن اعداد که در سیستم‌های بانکی سنتی رایج است، جلوگیری گردد.


تطبیق با عرضه پول جهانی (M1)

در زمان طراحی بیت‌کوین (سال ۲۰۰۸)، کل عرضه پول M1 در جهان (شامل پول نقد و حساب‌های جاری) تقریباً برابر با ۲۱ تریلیون دلار بود. برخی از تحلیلگران و شواهد نشان می‌دهند که ساتوشی قصد داشت هر بیت‌کوین در نهایت ارزشی معادل یک میلیون دلار داشته باشد یا هر ساتوشی برابر با یک سنت دلار شود تا جایگزینی ساده برای سیستم فیات باشد. اگر ۲۱ میلیون بیت‌کوین را در نظر بگیریم و فرض کنیم این شبکه قرار است کل اقتصاد جهان را در بر بگیرد، تقسیم‌پذیری آن تا ۸ رقم اعشار اجازه می‌دهد که حتی برای کوچکترین تراکنش‌های روزمره نیز واحد مناسبی در دسترس باشد. این تطبیق پذیری نشان‌دهنده دیدگاه بلندمدت ساتوشی برای تبدیل شدن بیت‌کوین به یک ارز جهانی بود.



تاثیرات اقتصادی و روانشناسی عدد ۲۱ بر بازار کریپتو

 
 

عدد ۲۱ میلیون فراتر از یک محدودیت فنی، به یک لنگر روانی قدرتمند برای فعالان بازار تبدیل شده است. در اقتصاد رفتاری، مفاهیمی مانند ترس از دست دادن (FOMO) و کمیابی درک شده نقش مهمی در تعیین ارزش دارایی‌ها دارند. وقتی سرمایه‌گذاران می‌دانند که تنها ۲۱ میلیون واحد از یک دارایی وجود دارد و جمعیت جهان بیش از ۸ میلیارد نفر است، ناخودآگاه ارزش آن دارایی در ذهنشان افزایش می‌یابد. این موضوع باعث شکل‌گیری اصطلاحی به نام باشگاه ۲۱ میلیونی شده است؛ به این معنی که اگر شما ۱ بیت‌کوین کامل داشته باشید، تنها یکی از ۲۱ میلیون نفری هستید که در کل تاریخ بشریت می‌تواند چنین دارایی‌ای داشته باشد و در واقعیت حتی کمتر، چون بسیاری از بیت‌کوین‌ها گم شده‌اند.


شوک عرضه و چرخه‌های چهار ساله

مدل اقتصادی بیت‌کوین بر اساس شوک‌های عرضه برنامه‌ریزی شده عمل می‌کند. هر چهار سال یک‌بار که هاوینگ رخ می‌دهد، میزان بیت‌کوین جدیدی که وارد بازار می‌شود، ۵۰ درصد کاهش می‌یابد. در حالی که تقاضا معمولاً ثابت است یا افزایش می‌یابد، این کاهش ناگهانی عرضه (Supply Shock) باعث فشار صعودی بر قیمت می‌شود. عدد ۲۱ میلیون تضمین می‌کند که این چرخه‌ها تا سال ۲۱۴۰ ادامه خواهند داشت، اما بیشترین تاثیر آن‌ها در دهه‌های اول احساس می‌شود. این مکانیسم باعث شده است که بیت‌کوین برخلاف ارزهای فیات که دائماً در حال بی‌ارزش شدن هستند، چرخه‌های صعودی منظمی را تجربه کند. سایر پروژه‌های کریپتو نیز با الهام از این مدل، مکانیزم‌های توکن‌سوزی (Token Burn) یا کاهش عرضه را در توکنومیکس خود گنجانده‌اند تا اثر مشابهی ایجاد کنند.


واقعیت عرضه در گردش: کمتر از ۲۱ میلیون

یک نکته بسیار مهم که اغلب نادیده گرفته می‌شود، این است که تعداد بیت‌کوین‌های قابل دسترسی در واقعیت هرگز به ۲۱ میلیون نخواهد رسید. بر اساس تحلیل‌های شرکت‌های تحلیل داده مانند Chainalysis، تخمین زده می‌شود که بین ۳ تا ۴ میلیون بیت‌کوین برای همیشه به دلیل فراموشی رمز کیف پول‌ها، مرگ مالکان اولیه، یا ارسال به آدرس‌های اشتباه گم شده‌اند. این موضوع باعث می‌شود که بیت‌کوین حتی کمیاب‌تر از آن چیزی باشد که روی کاغذ است. این کمیابی مضاعف باعث می‌شود که مدل عرضه و تقاضا حتی فشرده‌تر شود. در توکنومیکس مدرن، این پدیده به عنوان عرضه غیرفعال شناخته می‌شود و تحلیلگران هنگام ارزش‌گذاری، باید تفاوت بین عرضه کل و عرضه واقعی را در نظر بگیرند.


مقایسه با توکنومیکس‌های تورمی (Inflationary)

در مقابل بیت‌کوین، پروژه‌هایی مانند اتریوم (قبل از به‌روزرسانی‌های اخیر) یا دوج‌کوین دارای عرضه تورمی یا بدون حداکثر سختی استخراج بودند. دوج‌کوین هر ساله تعداد مشخصی واحد جدید تولید می‌کند که باعث می‌شود ارزش هر واحد در طول زمان در صورت عدم افزایش تقاضا، کاهش یابد. عدد ۲۱ میلیون بیت‌کوین به عنوان معیاری برای سنجش سختی پول عمل می‌کند. امروزه پروژه‌های لایه یک و توکن‌های حاکمیتی (Governance Tokens) سعی می‌کنند با تعریف سقف عرضه (Max Supply) مشخص، به سرمایه‌گذاران اطمینان دهند که ارزش دارایی آن‌ها توسط تورم بی‌رویه از بین نخواهد رفت. موفقیت مدل ۲۱ میلیونی بیت‌کوین باعث شده که داشتن سقف عرضه (Capped Supply) به یک استاندارد برای پروژه‌هایی تبدیل شود که هدفشان ذخیره ارزش است.



ارتباط توکنومیکس مدرن و استانداردهای جدید با عدد ۲۱

میراث عدد ۲۱ تنها به بیت‌کوین محدود نشد. این عدد به نوعی عدد مقدس در فضای بلاکچین تبدیل شده است و بر طراحی توکنومیکس هزاران پروژه دیگر تاثیر گذاشته است. توکنومیکس (Tokenomics) که ترکیبی از کلمات توکن و اقتصاد است، علمی است که به مطالعه سیاست‌های پولی دارایی‌های دیجیتال می‌پردازد. توسعه‌دهندگان جدید وقتی وایت‌پیپر (Whitepaper) پروژه‌های خود را می‌نویسند، اولین سوالی که باید پاسخ دهند این است که "سقف عرضه چقدر است؟" اگر پاسخی غیر از مدلی مشابه کمیابی بیت‌کوین داشته باشند، باید دلیل بسیار محکمی ارائه دهند.


تاثیر بر استانداردهای ERC-20 و عرضه توکن‌ها

در شبکه اتریوم و استاندارد ERC-20، بسیاری از پروژه‌ها اعدادی را برای عرضه کل انتخاب می‌کنند که مضربی از ۲۱ باشد یا به نوعی با آن ارتباط داشته باشد تا حس کمیابی را القا کند. برای مثال، عرضه ۲۱ میلیونی بیت‌کوین کش، بیت‌کوین اس‌وی و بسیاری از فورک‌های دیگر دقیقاً کپی‌برداری از همین مدل است. اما فراتر از کپی‌برداری، درس مهمی که توکنومیکس مدرن از عدد ۲۱ گرفت، اهمیت توزیع عادلانه و زمان‌بندی آزادسازی (Vesting Schedule) بود. بیت‌کوین تمام ۲۱ میلیون را روز اول آزاد نکرد، بلکه طی ۱۳۰ سال آزاد می‌کند. پروژه‌های جدید یاد گرفتند که اگر تمام توکن‌ها را در روز اول عرضه کنند، قیمت سقوط می‌کند. بنابراین مدل انتشار تدریجی (Emission Schedule) که ساتوشی ابداع کرد، اکنون در تمام قراردادهای هوشمند و ICOها اعمال می‌شود.


شرکت ۲۱ (21.co) و نمادگرایی فرهنگی

تاثیر این عدد به قدری زیاد بود که یکی از مشهورترین شرکت‌های سیلیکون ولی در حوزه کریپتو نام خود را 21 Inc (که بعداً به Balaji Srinivasan مرتبط شد و اکنون بخشی از 21.co است) گذاشت. هدف این بود که ماشین را به اقتصاد متصل کنند. نام‌گذاری این شرکت‌ها و محصولات (مانند 21Shares) نشان می‌دهد که عدد ۲۱ به نمادی از تکامل مالی و تکنولوژیکی تبدیل شده است. در فرهنگ اینترنتی کریپتو، عدد ۲۱ مترادف با آزادی مالی و حاکمیت شخصی است. حتی هنرمندان NFT و مجموعه‌های دیجیتال نیز گاهی تعداد آثار خود را محدود به ۲۱ یا ۲۱۰۰ عدد می‌کنند تا از اعتبار روانی این عدد بهره‌مند شوند.


درس‌هایی برای پروژه‌های دیفای (DeFi)

پروژه‌های مالی غیرمتمرکز (DeFi) نیز از منطق عدد ۲۱ بهره می‌برند. در توکن‌های حاکمیتی دیفای، کمیابی نقش مهمی در قدرت رای‌دهی دارد. اگر عرضه بی‌نهایت باشد، یک نهنگ می‌تواند به راحتی با خرید توکن‌های ارزان، حاکمیت شبکه را به دست بگیرد. اما با محدود کردن عرضه (مشابه ۲۱ میلیون)، هزینه حمله به شبکه افزایش می‌یابد. مدل‌های جدید توکنومیکس مانند Vote Escrowed (veTokens) که در کرو فایننس (Curve Finance) دیده می‌شود، تلاشی برای ایجاد کمیابی مصنوعی بر روی توکن‌های موجود است تا وفاداری به شبکه را افزایش دهند؛ ایده‌ای که ریشه‌اش در همان فلسفه نگهداری بلندمدت بیت‌کوین است.



آینده پسا استخراج؛ وقتی آخرین ساتوشی استخراج شود

 
 

یکی از سوالات متداول و نگران‌کننده برای تازه‌واردان این است که وقتی تمام ۲۱ میلیون بیت‌کوین استخراج شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ طبق محاسبات، آخرین ساتوشی در حدود سال ۲۱۴۰ میلادی استخراج خواهد شد. تا آن زمان، بیش از ۹۹ درصد بیت‌کوین‌ها استخراج شده‌اند (در واقع همین الان هم بیش از ۱۹ میلیون استخراج شده است). اما پایان استخراج به معنای پایان شبکه نیست؛ بلکه به معنای تغییر فاز اقتصادی شبکه است. این تغییر فاز، بزرگترین آزمون برای توکنومیکس بیت‌کوین خواهد بود و پروژه‌های دیگر نیز با دقت به آن چشم دوخته‌اند.


گذار از پاداش بلاک به کارمزد تراکنش

در حال حاضر، ماینرها درآمد خود را از دو طریق پاداش بلاک (بیت‌کوین‌های تازه تولید شده) و کارمزد تراکنش‌ها کسب می‌کنند. با نزدیک شدن به سقف ۲۱ میلیون، پاداش بلاک به سمت صفر میل می‌کند. در آن زمان، امنیت شبکه باید تماماً توسط کارمزد تراکنش‌ها تامین شود. این یعنی ماینرها تنها در صورتی به فعالیت ادامه می‌دهند که حجم تراکنش‌ها و کارمزد پرداختی کاربران به اندازه‌ای باشد که هزینه برق و سخت‌افزار را پوشش دهد. این موضوع بحث‌های زیادی را درباره بازار کارمزد (Fee Market) ایجاد کرده است. اگر کارمزدها خیلی بالا رود، کاربران ممکن است شبکه را ترک کنند، و اگر خیلی پایین باشد، امنیت شبکه به خطر می‌افتد.


راهکارهای لایه دوم و مقیاس‌پذیری

برای حل مشکل کارمزدها و محدودیت تراکنش در ثانیه، راهکارهای لایه دوم (Layer 2) مانند شبکه لایتنینگ (Lightning Network) توسعه یافته‌اند. این شبکه‌ها اجازه می‌دهند تراکنش‌های خرد با سرعت بالا و کارمزد تقریباً صفر انجام شوند، در حالی که لایه اصلی بیت‌کوین (با همان سقف ۲۱ میلیون) به عنوان لایه تسویه نهایی و ذخیره ارزش عمل می‌کند. در این سناریو، بیت‌کوین نقش پول پایه یا وثیقه جهانی را بازی می‌کند و لایه‌های رویی نقش پول نقد را ایفا می‌کنند. این ساختار تضمین می‌کند که حتی پس از پایان استخراج، شبکه همچنان پویا و کاربردی باقی بماند بدون اینکه نیازی به تغییر سقف ۲۱ میلیون باشد.


امنیت شبکه در بلندمدت

برخی منتقدان استدلال می‌کنند که بدون پاداش بلاک، ماینرها انگیزه کافی برای تامین امنیت شبکه نخواهند داشت و ممکن است حمله ۵۱ درصدی رخ دهد. اما مدافعان بیت‌کوین معتقدند که تا سال ۲۱۴۰، قیمت بیت‌کوین (به دلیل کمیابی ۲۱ میلیونی) به قدری افزایش یافته است که حتی کارمزدهای کوچک (به صورت ساتوشی) ارزش دلاری بسیار بالایی خواهند داشت و انگیزه کافی برای ماینرها فراهم خواهد شد. علاوه بر این، با گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر و بهینه‌سازی سخت‌افزارها، هزینه استخراج ممکن است کاهش یابد. بنابراین، عدد ۲۱ میلیون نه یک بمب ساعتی، بلکه یک افق زمانی بلندمدت است که به شبکه فرصت کافی برای تکامل و بلوغ داده است.



نتیجه‌گیری

عدد ۲۱ میلیون در دنیای ارزهای دیجیتال، بسیار فراتر از یک پارامتر ساده در کدهای نرم‌افزاری است. این عدد نماد یک تحول فکری در نحوه درک ما از پول، ارزش و مالکیت است. ساتوشی ناکاموتو با انتخاب این عدد و طراحی دقیق مکانیزم هاوینگ، سیستمی را خلق کرد که برخلاف اقتصادهای سنتی که بر پایه تورم و دستکاری انسانی بنا شده‌اند، بر پایه ریاضیات و قطعیت استوار است. ارتباط این عدد با توکنومیکس جدید غیرقابل انکار است؛ امروزه هر پروژه‌ای که بخواهد ادعای ذخیره ارزش بودن داشته باشد، باید خود را با معیارهای سخت‌گیرانه کمیابی بیت‌کوین بسنجد. ما آموختیم که عدد ۲۱ نتیجه تعامل هوشمندانه محدودیت‌های علوم کامپیوتر، پیش‌بینی حجم پول جهانی و روانشناسی بازار است. این عدد به ما یادآوری می‌کند که ارزش واقعی نه از فرمان حکومتی بلکه از کمیابی و تقاضا ناشی می‌شود. در حالی که بیت‌کوین به سمت استخراج آخرین واحد خود حرکت می‌کند، این عدد همچنان به عنوان قطب‌نمای صنعت کریپتو عمل خواهد کرد. چه در بحث عرضه در گردش، چه در سیاست‌های ضد تورمی و چه در توسعه لایه دوم، سایه عدد ۲۱ بر تمام تصمیمات فنی و اقتصادی سنگینی می‌کند. در نهایت، شاید بزرگترین دستاورد این عدد، بازگرداندن مفهوم پس‌انداز به جامعه‌ای است که به مصرف‌گرایی و بدهی عادت کرده بود. بیت‌کوین با ۲۱ میلیون واحد خود، به جهان نشان داد که پول می‌تواند صادق، محدود و متعلق به مردم باشد.

اشتراک گذاری:
کپی شد