نقش همکاری میان بلاکچینها در رشد دیفای
مقدمه
بر اساس دادههای آماری، ارزش کل قفلشده (TVL) در اکوسیستم دیفای (DeFi) به صدها میلیارد دلار میرسد، اما این سرمایه در بیش از دهها شبکه بلاکچین مجزا و جدا از هم پراکنده شده است. هر یک از این شبکهها، مانند اتریوم، سولانا، پالیگان و بایننس اسمارت چین (BNB Chain)، با قوانین و استانداردهای خاص خود عمل میکنند و به ندرت میتوانند به طور مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این وضعیت، شبیه به آن است که هر کشور زبان و سیستم مالی خاص خود را داشته باشد و امکان هیچگونه تجارت و تبادلی با کشورهای دیگر فراهم نباشد. این پدیده که به آن مشکلات جزایر مجزا (Silos) گفته میشود، مانعی جدی در مسیر رشد و تکامل امور مالی غیرمتمرکز است. در اینجاست که مفهوم قابلیت همکاری (Interoperability) بین بلاکچینها به عنوان راهحلی بنیادی برای اتصال این جزایر و ایجاد یک اکوسیستم مالی غیرمتمرکز یکپارچه و کارآمد مطرح میشود.
چرا قابلیت همکاری بین بلاکچینها در دیفای ضروری است؟

قابلیت همکاری بلاکچینها دیگر یک مزیت اختیاری نیست، بلکه یک ضرورت برای آینده دیفای است. این ویژگی، مشکلات بنیادین اکوسیستم فعلی را حل میکند.
افزایش نقدینگی و کارایی سرمایه
یکی از بزرگترین مشکلات دیفای فعلی، قطعهقطعه شدن نقدینگی (Liquidity) است. سرمایه در شبکههای مختلف قفل شده و به راحتی نمیتواند بین آنها جابهجا شود. یک کاربر ممکن است دارای توکنهایی در اتریوم باشد، اما بخواهد از پروتکلی در سولانا استفاده کند. بدون قابلیت همکاری، این کار مستلزم فرآیندهای پیچیده و هزینهبر برای تبدیل داراییها است. پلهای بینزنجیرهای (Cross Chain Bridges) به کاربران اجازه میدهند تا داراییهای خود را به صورت امن از یک شبکه به شبکه دیگر منتقل کنند. این کار به افزایش نقدینگی در کل اکوسیستم کمک میکند و سرمایه را قادر میسازد تا به صورت کارآمدتر به سمت فرصتهایی با بازده بالاتر حرکت کند.
دسترسی به خدمات و کاهش هزینهها
بسیاری از پروتکلهای دیفای و اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps) به دلیل کارمزد بالای شبکه اتریوم، به شبکههای ارزانتر و سریعتر مهاجرت کردهاند. با این حال، کاربران و سرمایهگذاران همچنان داراییهای خود را در اتریوم دارند. قابلیت همکاری این امکان را فراهم میسازد که کاربران بتوانند با داراییهای خود در شبکههای دیگر، به خدمات و پروتکلهای دیفای جدید در شبکههای ارزانتر دسترسی پیدا کنند. این امر به کاهش هزینههای تراکنش برای کاربران منجر میشود و به آنها اجازه میدهد تا به راحتی از فرصتهای جدید در اکوسیستمهای مختلف بهرهمند شوند.
افزایش امنیت و کاهش ریسک تمرکز
با ظهور راهحلهای قابلیت همکاری، کاربران نیازی به استفاده از صرافیهای متمرکز برای انتقال داراییهای خود از یک شبکه به شبکه دیگر ندارند. استفاده از صرافیهای متمرکز، با ریسکهای امنیتی مانند هک و سرقت، همراه است و با فلسفه غیرمتمرکزسازی مغایرت دارد. پروتکلهای بینزنجیرهای با ارائه راهی امن و بدون واسطه برای جابهجایی داراییها، به کاهش این ریسکها کمک کرده و به کاربران اجازه میدهند تا کنترل کامل بر داراییهای خود را حفظ کنند.
روشهای کلیدی برای دستیابی به قابلیت همکاری بین بلاکچینها

برای حل مشکل جزایر مجزا، توسعهدهندگان راهحلهای فنی و معماریهای مختلفی را برای ایجاد قابلیت همکاری ارائه دادهاند.
گذرگاههای بینزنجیرهای (Cross-Chain Bridges)
گذرگاههای بینزنجیرهای رایجترین و شناختهشدهترین روش برای قابلیت همکاری بلاکچینها هستند. این گذرگاهها به کاربران اجازه میدهند تا داراییها را از یک بلاکچین به بلاکچین دیگر منتقل کنند. فرآیند معمول به این صورت است که توکنها در شبکه مبدأ قفل شده و توکنهای معادل در شبکه مقصد ضرب میشوند. با این حال، گذرگاههای بینزنجیرهای دارای نقاط ضعفی نیز هستند. آنها اغلب به عنوان نقاط ضعف امنیتی مورد هدف هکرها قرار میگیرند و تاکنون میلیاردها دلار به دلیل آسیبپذیری در این گذرگاهها به سرقت رفته است. همچنین، برخی از این گذرگاهها متمرکز هستند و به همین دلیل، با فلسفه غیرمتمرکزسازی در دیفای مغایرت دارند.
پروتکلهای اتمیک سواپ (Atomic Swaps)
اتمیک سواپ یک روش برای تبادل داراییها بین دو بلاکچین متفاوت به صورت مستقیم و بدون واسطه است. این روش از یک قرارداد هوشمند به نام HTLC (Hashed Timelock Contract) استفاده میکند که تضمین میکند یا هر دو طرف معامله را دریافت میکنند یا هیچکدام. اتمیک سواپها بسیار امنتر از واسطهها هستند، زیرا نیازی به قفل کردن داراییها در یک قرارداد واسط ندارند. با این حال، این روش برای تبادلات بزرگ و پیچیده مناسب نیست و فرآیند آن اغلب کند و پرهزینه است. به همین دلیل، اتمیک سواپ بیشتر برای تبادلات کوچک و مستقیم بین دو کاربر استفاده میشود.
شبکههای میانزنجیرهای (Interoperability Protocols)
شبکههای میانزنجیرهای مانند پالکادات (Polkadot) و کازماس (Cosmos) یک رویکرد جامعتر برای قابلیت همکاری بلاکچینها ارائه میدهند. این شبکهها به عنوان یک لایه میانی عمل میکنند که بلاکچینهای مختلف میتوانند به آن متصل شوند. این رویکرد، به جای ایجاد یک پل برای هر جفت از بلاکچینها، یک هاب مرکزی ایجاد میکند که تمام بلاکچینها از طریق آن میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این شبکهها برای برنامههای غیرمتمرکز (dApps) که نیاز به تعامل با چندین بلاکچین دارند، بسیار مناسب هستند. این روش، امنیت بیشتری را نیز فراهم میکند، زیرا تمام تراکنشها از طریق یک شبکه واسط و امن انجام میشوند.
نقش قابلیت همکاری در آینده دیفای و اکوسیستم بلاکچین
قابلیت همکاری بلاکچینها نه تنها یک چالش فنی، بلکه یک عامل اصلی برای رشد و پذیرش گسترده دیفای است.
ایجاد یک اکوسیستم مالی یکپارچه
قابلیت همکاری به ایجاد یک اکوسیستم مالی غیرمتمرکز یکپارچه کمک میکند که در آن، کاربران میتوانند به راحتی داراییها و اطلاعات را بین شبکههای مختلف جابهجا کنند. این امر به کاربران امکان میدهد تا از بهترین خدمات دیفای، صرفنظر از اینکه بر روی کدام بلاکچین ساخته شدهاند، بهرهمند شوند. برای مثال، یک کاربر میتواند سرمایه خود را در یک پروتکل وامدهی در اتریوم قفل کند، از طریق یک رابط به یک شبکه سریعتر مانند آوالانچ (Avalanche) منتقل شود و از آن سرمایه برای معاملات اهرمی استفاده کند. این یکپارچگی، کارایی و ظرفیت دیفای را به صورت چشمگیری افزایش میدهد.
نوآوری در لایههای کاربردی (Application Layer)
با حل مشکلات قابلیت همکاری در لایههای زیرساختی، توسعهدهندگان میتوانند بر روی ساخت برنامههای غیرمتمرکز (dApps) جدید و نوآورانه تمرکز کنند. این (dApps) میتوانند از دادهها و داراییها در چندین بلاکچین مختلف استفاده کنند. برای مثال، یک پروتکل وامدهی میتواند از داراییهای قفلشده در شبکههای مختلف به عنوان وثیقه استفاده کند و به کاربران در سراسر اکوسیستم وام دهد. این نوآوری، به افزایش استفاده و پذیرش دیفای در صنایع مختلف کمک میکند.
پذیرش سازمانی و ورود سرمایه بزرگ
نهادهای مالی سنتی به دلیل ریسکهای امنیتی و پیچیدگیهای فنی، هنوز تمایل چندانی به سرمایهگذاری در دیفای ندارند. قابلیت همکاری میتواند با ایجاد استانداردهای امنیتی قوی و راهحلهای یکپارچه، این موانع را از بین ببرد و اعتماد نهادهای بزرگ را جلب کند. با ورود سرمایه سازمانی، دیفای میتواند به یک بخش اصلی از سیستم مالی جهانی تبدیل شود و پتانسیل کامل خود را به عنوان یک جایگزین برای بانکداری سنتی به نمایش بگذارد.
چالشهای پیشرو و چشمانداز آینده قابلیت همکاری

با وجود پیشرفتهای چشمگیر، قابلیت همکاری بلاکچینها همچنان با چالشهای مهمی روبرو است.
چالشهای امنیتی و ریسکهای هک
بزرگترین چالش قابلیت همکاری، امنیت است. کانالهای ارتباطی بینزنجیرهای به دلیل ماهیت پیچیده خود، هدف اصلی هکرها هستند و تا به امروز، میلیاردها دلار از این طریق به سرقت رفته است. برای حل این مشکل، نیاز به راهحلهای امنیتی نوآورانه و بازبینیهای دقیق وجود دارد. همچنین، باید استانداردهای امنیتی مشترکی برای تمامی پروتکلهای میانزنجیرهای تدوین شود. بدون حل این چالش، قابلیت همکاری نمیتواند به یک ویژگی قابل اعتماد برای دیفای تبدیل شود.
چالشهای فنی و استانداردسازی
بلاکچینهای مختلف دارای استانداردهای فنی متفاوتی برای تراکنشها و قراردادهای هوشمند هستند. این تفاوتها، فرآیند ایجاد قابلیت همکاری را بسیار دشوار میکند. برای حل این مشکل، نیاز به استانداردسازی و توسعه پروتکلهای مشترک وجود دارد که به بلاکچینها اجازه میدهند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این استانداردسازی به توسعهدهندگان کمک میکند تا به جای تمرکز بر روی مسائل زیرساختی، بر روی ساخت برنامههای کاربردی تمرکز کنند.
نتیجهگیری
قابلیت همکاری (Interoperability) بین بلاکچینها، ستون اصلی برای ساخت آینده دیفای است. این ویژگی، با از بین بردن مشکلات ناشی از جزایر مجزای بلاکچینها، به افزایش جریان سرمایه، کاهش هزینهها و افزایش امنیت کمک میکند. اگرچه گذرگاههای بینزنجیرهای و اتمیک سواپها راهحلهای موقتی را فراهم کردهاند، اما آینده در دست شبکههای میانزنجیرهای است که میتوانند یک اکوسیستم مالی غیرمتمرکز یکپارچه و کارآمد ایجاد کنند. با حل چالشهای امنیتی و فنی، قابلیت همکاری میتواند به دیفای اجازه دهد تا از یک مجموعه از جزایر جدا از هم به یک قاره واحد از فرصتهای مالی تبدیل شود و پتانسیل کامل خود را برای دموکراتیزه کردن امور مالی به نمایش بگذارد.