مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

از چت‌بات تا سوپر اپ: مسیر تازه ChatGPT در غرب

از چت‌بات تا سوپر اپ: مسیر تازه ChatGPT در غرب
نوشته شده توسط رهام بخشائي
|
۰۹ مهر، ۱۴۰۴

ایوب ویسمرادی، کارشناس مدیریت محصول، در یادداشتی برای دیجیاتو به بررسی این موضوع پرداخته که آیا ChatGPT می‌تواند همان «سوپر اپ»ی باشد که غرب سال‌ها به دنبالش بوده است یا خیر.

 

آغاز ماجرا با فیچر خرید در ChatGPT

OpenAI اعلام کرده است که کاربران از این پس قادرند مستقیماً داخل ChatGPT خرید کنند. این قابلیت ابتدا با همکاری Etsy راه‌اندازی شده و به‌زودی فروشگاه‌های مبتنی بر Shopify هم به آن اضافه خواهند شد. این اتفاق شاید نقطه آغازی باشد برای تحقق رویای یک سوپر اپ غربی؛ اما این‌بار نه مثل WeChat که بر پرداخت متمرکز بود، و نه مثل رویای ایلان ماسک برای ساخت «The Everything App» از دل شبکه‌های اجتماعی، بلکه از مسیر یک چت‌بات LLM.
چت‌باتی که علاوه بر تعامل روزمره، داده‌های عمیق‌تری درباره علایق، سبک تصمیم‌گیری و مقاصد کاربر جمع‌آوری می‌کند؛ چیزی فراتر از داده‌های صرفاً تراکنشی یا اجتماعی.

 

چرا این حرکت مهم است؟

در اقتصاد دیجیتال، ریتـنشن (بازگشت و ماندگاری کاربر) مهم‌ترین متریک است. دلیلش روشن است: هزینه نهایی (Marginal Cost) برای پلتفرم‌ها تقریباً صفر است. بنابراین اگر پلتفرمی بتواند کاربران را بارها و بارها برگرداند، به راحتی می‌تواند خدمات جانبی متنوعی را هم به آن‌ها عرضه کند.
نمونه کلاسیک این مسیر، WeChat در چین بود؛ اپلیکیشنی که از یک پیام‌رسان ساده شروع کرد اما به مرور به مرکز خرید، پرداخت، حمل‌ونقل و حتی خدمات دولتی تبدیل شد.

 

مسیر متفاوت ایلان ماسک و OpenAI

همین منطق بود که ایلان ماسک را به فکر ساخت «The Everything App» بر بستر توییتر انداخت. توییتر ذاتاً ریتنشن بالایی دارد و کاربران چند بار در روز به آن برمی‌گردند، پس بستر مناسبی برای توسعه سرویس‌های جانبی محسوب می‌شود.
اما ChatGPT در مسیری متفاوت حرکت می‌کند. این پلتفرم نه‌تنها تعامل روزمره را پوشش می‌دهد، بلکه از طریق مکالمه با کاربر به «داده‌های قصدی» (Intentional Data) دست پیدا می‌کند: بودجه، سبک تصمیم‌گیری، اولویت‌ها و حتی علایق پنهان. افزودن قابلیت خرید، ریتنشن ChatGPT را تقویت می‌کند و می‌تواند آن را به بستری مرکزی برای شکل‌گیری یک سوپر اپ غربی تبدیل کند.

 

سوپر اپ به‌عنوان مزیت استراتژیک

سوپر اپ‌ها فقط یک مزیت اقتصادی ندارند؛ برای دولت‌ها هم یک دارایی استراتژیک به حساب می‌آیند.
چین سال‌هاست با WeChat توانسته حجم عظیمی از داده‌های دقیق شهروندان را برای سیاست‌گذاری و امنیت داخلی جمع‌آوری کند. در مقابل، غرب بارها تلاش کرده اما هیچ‌گاه موفق به ساخت سوپر اپ واقعی نشده است:
متا (فیسبوک، واتس‌اپ، اینستاگرام) به‌دنبال مرکزیت تراکنش‌ها بود.
اوبر قصد داشت از حمل‌ونقل به خدمات مالی و غذایی گسترش یابد.
گوگل و اپل هم با Google Pay، Apple Pay و App Store چنین هدفی داشتند.
حتی تلگرام با قابلیت Miniapp نشان داده که به دنبال همین مسیر است.
اما هیچ‌کدام ریتنشن و جامعیت کافی نداشتند. حالا LLMها این فرصت را فراهم کرده‌اند که داده‌های رفتاری و شناختی کاربران همزمان با داده‌های تراکنشی جمع‌آوری شود؛ ترکیبی که می‌تواند «قدرت بازار» و «قدرت داده» را برای غرب در کنار هم قرار دهد.

 

روی تاریک ماجرا

البته شکل‌گیری سوپر اپ‌ها روی دیگری هم دارد. هر پلتفرم با ریتنشن بالا، می‌تواند به تهدیدی برای سایر بازیگران بازار تبدیل شود و مرز صنایع مختلف را از بین ببرد. نتیجه این است که چند ابرپلتفرم، بخش بزرگی از اقتصاد و داده‌های اجتماعی را در اختیار می‌گیرند.
مشکل اینجاست که پلتفرم‌ها برخلاف دولت‌ها، سازوکارهای کنترل و نظارت (چک‌و‌بالانس) ندارند و تنها به سهام‌داران خود پاسخ می‌دهند. این تمرکز قدرت می‌تواند در بلندمدت چالش‌های جدی برای آزادی‌های فردی و ساختارهای دموکراتیک ایجاد کند.

 

جمع‌بندی

افزودن قابلیت خرید مستقیم در ChatGPT تنها یک فیچر تازه نیست؛ بلکه نشانه‌ای است از ورود جدی به رقابت برای ساخت سوپر اپ غربی. این بار نه بر پایه شبکه اجتماعی یا پرداخت، بلکه از دل یک چت‌بات قدرتمند که می‌تواند مقاصد و الگوهای رفتاری کاربران را بفهمد. حرکتی که شاید آینده اقتصاد دیجیتال غرب را متحول کند، اما هم‌زمان پیامدهای سیاسی، اجتماعی و ژئوپولیتیک عمیقی هم در پی خواهد داشت.

اشتراک گذاری:
کپی شد