مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

نقد و بررسی بازی Call of Duty: WWII؛ روایتی خشن و واقع‌گرا از جنگی بی‌رحم

نقد و بررسی بازی Call of Duty: WWII؛ روایتی خشن و واقع‌گرا از جنگی بی‌رحم
نوشته شده توسط مهسا دامادی
|
۱۳ بهمن، ۱۴۰۴

معرفی بازی Call of Duty: WWII

آیا صدای برخورد پوکه‌های داغ بر روی فلز سرد تانک‌ها را می‌شنوید؟ آیا لرزش زمین زیر پوتین‌های خیس و گل‌آلود سربازانی که برای بقا می‌جنگند را حس می‌کنید؟ سال‌ها بود که طرفداران قدیمی و وفادار سری ندای وظیفه (Call of Duty) با حسرت به گذشته نگاه می‌کردند؛ دورانی که جنگ‌ها نه با لیزر و جت‌پک‌های فضایی، بلکه با شجاعت، خون و تفنگ‌های M1 Garand تعریف می‌شدند. پس از سال‌ها پرسه زدن در آینده‌های دور و نبردهای فضایی که صدای اعتراض بسیاری از گیمرها را درآورده بود، کمپانی Activision تصمیم گرفت ترمز دستی را بکشد و با یک چرخش تاریخی، قطار این فرنچایز محبوب را به ریل اصلی خود بازگرداند. بازی Call of Duty: WWII پاسخی کوبنده و احساسی به درخواست میلیون‌ها گیمری بود که فریاد می‌زدند؛ ما را به زمین بازگردانید! این بازی که توسط استودیوی Sledgehammer Games (اسلج‌همر گیمز) توسعه یافته است، تلاشی جسورانه برای بازسازی وحشت، عظمت و برادری جنگ جهانی دوم با استانداردهای نسل هشتم کنسول‌ها بود. این اثر در سال 2017 منتشر شد و توانست نفسی تازه به کالبد این مجموعه بدمد. سازندگان با شعار بازگشت به ریشه‌ها (Return to Roots)، نه تنها مکانیک‌های گیم‌پلی را دگرگون کردند، بلکه روایتی را ارائه دادند که سعی داشت فراتر از یک اکشن ساده باشد و به جنبه‌های انسانی و ویرانگر جنگ بپردازد. اینجا دیگر خبری از دویدن روی دیوار یا نامرئی شدن نیست؛ اینجا شما یک سرباز معمولی هستید، آسیب‌پذیر و فانی، که تنها با تکیه بر هم‌رزمانش می‌تواند زنده بماند. بازی Call of Duty: WWII بار دیگر ثابت کرد که هیچ میدان نبردی به اندازه سواحل نرماندی و جنگل‌های آردن، پتانسیل برانگیختن احساسات و آدرنالین را ندارد. در این نوشتار جامع، ما قصد داریم ذره‌بین نقد را روی تک‌تک اجزای این بازی بگذاریم. از داستان‌پردازی احساسی تا تغییرات بنیادین در سیستم سلامتی و بخش چندنفره‌ اعتیادآور آن بررسی میکنیم. آیا این بازگشت به گذشته صرفاً یک ترفند تجاری بود یا واقعاً توانست شکوه از دست رفته را احیا کند؟ با ما همراه باشید تا در سفری به سال‌های 1944 و 1945، گرد و خاک میدان نبرد را کنار بزنیم و ببینیم در مرکز این بازی چه می‌گذرد.



داستان و روایت؛ بازگشت به برادری و خون

 
 

برخلاف بسیاری از شوترهای مدرن که شما را در نقش سربازان ارشد قرار می‌دهند که یک‌تنه دنیا را نجات می‌دهند، داستان Call of Duty: WWII بر مقیاسی کوچک‌تر و عمیق‌تر جوخه تمرکز دارد. داستان بازی پیرامون شخصیت Ronald Daniels (رونالد دنیلز)، یک سرباز جوان و بی‌تجربه از تگزاس می‌چرخد که به همراه جوخه اول پیاده‌نظام (1st Infantry Division) به جهنم اروپا اعزام می‌شود. تمرکز اصلی روایت بر پیوند برادری است که میان سربازان در زیر آتش سنگین دشمن شکل می‌گیرد. نویسندگان بازی تلاش کرده‌اند تا از کلیشه‌های رایج قهرمان‌پروری فاصله بگیرند و ترس، تردید و آسیب‌های روانی جنگ را به تصویر بکشند. روایت بازی تنها به شلیک کردن محدود نمی‌شود؛ بلکه به بررسی روابط انسانی در شرایط غیرانسانی می‌پردازد. تنش میان فرمانده سخت‌گیر و ظاهراً بی‌رحم، گروهبان پیرسون (با بازی درخشان Josh Duhamel) و ستوان ترنر دلسوز، یکی از نقاط قوت درام داستان است. بازیکن در طول کمپین داستانی شاهد رشد شخصیتی دنیلز است؛ مسیری که او را از یک سرباز وحشت‌زده در ساحل اوماها به یک جنگجوی آب‌دیده در نبرد آردن تبدیل می‌کند. بازی تلاش می‌کند تا نشان دهد قهرمانان جنگ، نه خدایان رویین‌تن، بلکه انسان‌هایی معمولی هستند که در شرایطی خارق‌العاده قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، داستان بازی سعی می‌کند زوایای دیگری از جنگ را نیز پوشش دهد، از جمله همکاری با نیروهای مقاومت فرانسه و نمایش بی‌رحمی نازی‌ها در اردوگاه‌های کار اجباری، که به داستان وزنی تاریخی و اخلاقی می‌بخشد. این روایت خطی اما سینمایی، بازیکن را درگیر سرنوشت تک‌تک اعضای جوخه می‌کند و باعث می‌شود هر گلوله‌ای که به سمت آن‌ها شلیک می‌شود، حس خطر واقعی را منتقل کند.


وحشت ساحل اوماها و شروع طوفانی

شاید هیچ مرحله‌ای در تاریخ بازی‌های ویدیویی به اندازه مرحله آغازین Call of Duty: WWII نتوانسته باشد هرج‌ومرج و وحشت روز D-Day را بازسازی کند. بازی بدون هیچ مقدمه چینی طولانی، شما را در قایق‌های نفربر به سمت ساحل اوماها می‌فرستد. لحظه‌ای که در قایق باز می‌شود و رگبار مسلسل‌های MG42 آلمانی‌ها سینه سربازان را می‌شکافد، یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات گیم‌پلی است. گرافیک خیره‌کننده، صدای کرکننده انفجارها و فریادهای کمک‌خواهی سربازان، اتمسفری سنگین و نفس‌گیر ایجاد می‌کند که یادآور سکانس‌های آغازین فیلم "نجات سرباز رایان" است. سازندگان با دقت وسواس‌گونه‌ای این مرحله را طراحی کرده‌اند. شما در نقش دنیلز باید از میان اجساد و موانع فلزی عبور کنید، در حالی که شن‌های ساحل به خون آغشته شده‌اند. این مرحله تنها یک نمایش گرافیکی نیست؛ بلکه یک درس تعاملی از تاریخ است که به بازیکن یادآوری می‌کند آزادی چه بهای سنگینی داشته است. وحشت و سردرگمی در دقایق اولیه بازی، لحن کلی داستان را تعیین می‌کند و به گیمر می‌فهماند که در این بازی، مرگ در هر قدمی در کمین است.


شخصیت‌پردازی و نقش‌آفرینی‌های هالیوودی

یکی از نقاط قوت غیرقابل‌تردید بازی، استفاده از تکنولوژی موشن کپچر (Motion Capture) پیشرفته و بازیگران حرفه‌ای است. جاش دوهامل در نقش گروهبان ویلیام پیرسون، اجرایی خیره‌کننده دارد. چهره‌پردازی و انیمیشن‌های صورت به قدری دقیق هستند که می‌توانید خستگی، خشم و حتی پشیمانی را در چشمان شخصیت‌ها ببینید. رابطه پیچیده بین دنیلز و دوست صمیمی‌اش زاسمن (Zussman)، مرکز اصلی داستان است. دیالوگ‌ها طبیعی و باورپذیر نوشته شده‌اند و حس شوخ‌طبعی سربازان در میان فاجعه، به انسانی‌تر شدن آن‌ها کمک می‌کند. بازی همچنین به شخصیت‌های فرعی نیز اهمیت می‌دهد. شخصیت‌هایی مانند روسو (Rousseau)، رهبر نیروهای مقاومت فرانسه، عمق بیشتری به داستان می‌بخشند و نشان می‌دهند که جنگ تنها محدود به سربازان آمریکایی نبوده است. این تنوع در شخصیت‌پردازی باعث می‌شود که داستان از حالت تک‌بعدی خارج شود و بازیکن بتواند با انگیزه‌های متفاوت افراد درگیر در جنگ، ارتباط برقرار کند.


احترام به تاریخ و جزئیات دقیق

استودیوی اسلج‌همر گیمز زمان زیادی را صرف تحقیق و بررسی مستندات تاریخی کرده است تا محیط‌ها، لباس‌ها و سلاح‌ها با دقت بالایی بازسازی شوند. از طراحی دقیق یونیفرم‌ها تا صدای خاص سلاح‌ها و معماری شهرهای ویران‌شده فرانسه و آلمان، همه چیز بوی اصالت می‌دهد. البته بازی در برخی موارد آزادی‌های هنری داشته است، اما در مجموع توانسته اتمسفر اروپای جنگ‌زده در دهه 40 میلادی را با مهارتی مثال‌زدنی خلق کند. وجود مکان‌های نمادین مانند پل رودخانه راین و جنگل‌های برفی آردن، حس حضور در دل تاریخ را تقویت می‌کند.



گیم‌پلی و مکانیک‌ها؛ خداحافظی با جت‌پک‌ها

بزرگترین کار اکتیویژن در Call of Duty: WWII، حذف تمام مکانیک‌های حرکتی مدرنی بود که در چند نسخه قبل معرفی شده بودند. دیگر خبری از دویدن روی دیوار، پرش‌های بلند با لباس‌های مکانیکی (Exo-suits) و لیز خوردن‌های طولانی نیست. گیم‌پلی به ریشه‌های خود (چکمه‌ها روی زمین) بازگشته است. این تغییر باعث شده تا ریتم بازی کندتر، تاکتیکی‌تر و سنگین‌تر شود. حالا موقعیت‌گیری، سنگر گرفتن و دقت در تیراندازی اهمیت حیاتی پیدا کرده است. شما دیگر نمی‌توانید با یک پرش بلند از مهلکه فرار کنید؛ اگر در فضای باز گیر بیفتید، کشته می‌شوید. این تغییر ریتم، حس آسیب‌پذیری را به بازیکن منتقل می‌کند. وزن سلاح‌ها کاملاً حس می‌شود و لگد (Recoil) آن‌ها واقعی‌تر طراحی شده است. استفاده از سلاح‌های کلاسیک مانند Kar98k، MP40 و Thompson لذتی نوستالژیک و در عین حال تازه دارد. هر سلاح شخصیت خاص خود را دارد و تسلط بر آن‌ها نیازمند تمرین است. اما مهم‌ترین تغییر در گیم‌پلی، نه در تیراندازی، بلکه در سیستم مدیریت سلامت و تعامل با جوخه نهفته است.


حذف سیستم بازیابی خودکار سلامتی

شاید بزرگ‌ترین تغییر در بخش داستانی، حذف سیستم بازیابی خودکار سلامتی (Auto-Regen Health) باشد که سال‌ها استاندارد این سری بود. در Call of Duty: WWII، اگر گلوله بخورید و گوشه‌ای پنهان شوید، خون شما به صورت جادویی پر نمی‌شود. شما برای بازیابی سلامتی نیاز به جعبه‌های کمک‌های اولیه (Medkits) دارید. این تغییر کوچک، تأثیر عظیمی بر نحوه بازی کردن شما می‌گذارد. حالا هر درگیری کوچک می‌تواند مرگبار باشد و شما باید مدیریت منابع را جدی بگیرید. این سیستم تنش را در مبارزات بالا می‌برد و بازیکن را مجبور می‌کند محتاط‌تر عمل کند. البته پیدا کردن بسته‌های سلامتی در محیط ممکن است، اما راه اصلی دریافت آن‌ها، درخواست از هم‌رزم پزشک شما، زاسمن است. این مکانیک هوشمندانه باعث می‌شود که شما همیشه حواستان به موقعیت زاسمن در میدان نبرد باشد و از او محافظت کنید. اگر او دور باشد یا زیر آتش دشمن گیر کرده باشد، شما نمی‌توانید سلامتی خود را بازیابی کنید.


قابلیت‌های جوخه و همکاری تیمی

علاوه بر زاسمن که بسته‌های سلامتی می‌دهد، سایر اعضای جوخه نیز قابلیت‌های منحصر‌به‌فردی دارند که با کشتن دشمنان و پر شدن نوار مخصوص، فعال می‌شوند. پیرسون می‌تواند دشمنان را برای شما علامت‌گذاری (Spot) کند، استیلس نارنجک و مهمات تأمین می‌کند و ترنر می‌تواند درخواست پشتیبانی توپخانه بدهد. این سیستم توانایی‌های جوخه (Squad Abilities) بازیکن را مجبور می‌کند تا به جای اینکه مثل یک گرگ تنها بجنگد، به تیم خود تکیه کند. این مکانیک، پیوند داستانی برادری را در گیم‌پلی نیز جاری می‌کند. شما نیاز دارید که نزدیک دوستانتان بمانید. این تعاملات ساده اما مؤثر، عمق استراتژیک بازی را افزایش داده و حس حضور در یک واحد نظامی واقعی را تداعی می‌کند. دیگر خبری از جعبه‌های مهمات بی‌پایان در هر گوشه نیست؛ مهمات شما دست هم‌رزمتان است.


تنوع مراحل و طراحی مأموریت‌ها

بازی تلاش کرده تا از یکنواختی شلیک کردن صرف جلوگیری کند. مراحل بازی تنوع بسیار خوبی دارند. در یک مرحله شما هدایت یک تانک شرمن را بر عهده دارید و باید با تانک‌های قدرتمند تایگر آلمانی دوئل کنید. در مرحله‌ای دیگر، شما در نقش یک سرباز نیروی مقاومت فرانسه و با لباس مبدل به یک پایگاه نازی نفوذ می‌کنید که گیم‌پلی، مخفی‌کاری جذابی دارد و باید با دیالوگ‌های صحیح و به خاطر سپردن اطلاعات پوششی، افسران نازی را فریب دهید. مراحل تک‌تیراندازی، دفاع از جایگاه‌ها در برابر امواج دشمن و حتی نبردهای هوایی کوتاه، باعث شده‌اند که ریتم بازی همواره پویا باقی بماند. اگرچه کنترل وسایل نقلیه در برخی مراحل کمی خشک است، اما این بخش‌ها به‌عنوان فرصتی برای تنفس میان نبردهای پیاده‌نظام عمل می‌کنند و مقیاس جنگ را بزرگ‌تر به تصویر می‌کشند.



گرافیک و جلوه‌های بصری؛ تصویری واقعی از جنگ

 
 

از منظر بصری، Call of Duty: WWII یک شاهکار در زمان عرضه خود بود و هنوز هم بسیار چشم‌نواز است. موتور گرافیکی بازی به طرز فوق‌العاده‌ای بافت‌های گل، فلز، چوب و پارچه را رندر می‌کند. نورپردازی حجمی (Volumetric Lighting) در مراحل جنگلی، عبور نور خورشید از میان شاخه‌های درختان مه‌آلود را به شکلی شاعرانه و در عین حال دلهره‌آور به تصویر می‌کشد. افکت‌های انفجار، دود و آتش بسیار واقع‌گرایانه هستند و گرد و غباری که پس از انفجار خمپاره بلند می‌شود، میدان دید را به شکلی طبیعی مختل می‌کند. توجه به جزئیات در انیمیشن‌ها بیداد می‌کند. نحوه خشاب‌گذاری سلاح M1 Garand و پریدن آن گیره فلزی معروف با صدای پینگ دلنشین، دقیقاً مطابق واقعیت است. انیمیشن‌های صورت شخصیت‌ها، ریزترین احساسات را منتقل می‌کنند؛ از لرزش لب‌ها هنگام ترس تا قطرات عرق و خونی که روی صورت می‌نشیند.


صداگذاری و طراحی صوتی بی‌نظیر

صداگذاری در این بازی نیمی از تجربه آن است. تیم صوتی اسلج‌همر گیمز برای ضبط صدای سلاح‌ها و تانک‌ها به موزه‌ها و میدان‌های تیر واقعی رفته‌اند. صدای غرش هواپیماهای اشتوکا (Stuka) با آن آژیر معروفشان، بازیکن را متعجب می‌کند. صدای برخورد گلوله به کلاه آهنی، صدای فریاد سربازان آلمانی و آمریکایی در میدان نبرد، و موسیقی متن حماسی که در لحظات احساسی اوج می‌گیرد، همگی در خدمت ایجاد یک اتمسفر سنگین و درگیرکننده هستند. استفاده از هدفون در این بازی اکیداً توصیه می‌شود تا موقعیت دقیق دشمنان را از روی صدای پایشان تشخیص دهید.


اتمسفر و فضاسازی محیطی

طراحی محیط‌ها نقش مهمی در روایت داستان دارد. از ویرانه‌های خاکستری شهر آخن (Aachen) تا زیبایی فریبنده و مرگبار جنگل‌های پوشیده از برف در نبرد آردن، هر لوکیشن هویت خاص خود را دارد. بازی به خوبی سرمای هوا را منتقل می‌کند؛ بخار دهان سربازان، لرزیدن دست‌ها و صدای خرد شدن برف زیر پا، همگی حس حضور در زمستان سخت اروپا را القا می‌کنند. این فضاسازی دقیق باعث می‌شود که بازیکن نه تنها شاهد جنگ، بلکه بخشی از آن باشد.



بخش چندنفره و حالت جنگ؛ رقابت در میدان‌های تاریخی

بخش چندنفره (Multiplayer) همیشه بخش اصلی سری Call of Duty بوده است و WWII نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما این بار، سرعت بازی کاهش یافته و استراتژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. طراحی نقشه‌ها کلاسیک و بر اساس سیستم سه خطی (Three-lane) است که درگیری‌ها را متمرکز می‌کند. اما بزرگترین نوآوری در این بخش، حالت جدیدی به نام War Mode (حالت جنگ) است. در حالت War Mode، دیگر نسبت کشتن به مردن (K/D Ratio) اهمیتی ندارد. اینجا همه چیز درباره انجام اهداف (Objectives) است. یک تیم حمله و تیم دیگر دفاع می‌کند. اهداف شامل ساختن پل، اسکورت تانک، تخریب انبار مهمات و سرقت اطلاعات است. این حالت روایت‌محور است و حس نبردهای واقعی را منتقل می‌کند. همکاری تیمی در این حالت حرف اول را می‌زند و برای کسانی که از کمپ کردن و اسنایپرهای تنها خسته شده‌اند، بهشتی واقعی است.


مقر فرماندهی (Headquarters)

یک ویژگی جدید و جالب دیگر، فضای اجتماعی مقر فرماندهی است. این یک لابی تعاملی است که در آن 48 بازیکن می‌توانند همزمان حضور داشته باشند. شما می‌توانید در این ساحل مجازی قدم بزنید، جعبه‌های لوت (Supply Drops) خود را باز کنید (که دیگران هم می‌توانند ببینند)، در میدان تیر تمرین کنید، یا حتی سایر بازیکنان را به مبارزه تن‌به‌تن (1v1) در گودال مبارزه دعوت کنید. این ویژگی حس جامعه بودن را به بازی اضافه کرده و فاصله بین منوها و گیم‌پلی را پر کرده است.


سیستم Divisions (لشکرها)

سیستم کلاس‌بندی قدیمی Pick 10 در این بازی حذف شده و جای خود را به سیستم Divisions داده است. شما باید یکی از پنج لشکر موجود (پیاده‌نظام (Infantry)، هوابرد (Airborne)، زرهی (Armored)، کوهستانی (Mountain) و اعزامی (Expeditionary)) را انتخاب کنید. هر لشکر قابلیت‌ها و سلاح‌های تخصصی خود را دارد. مثلاً اگر می‌خواهید با سرنیزه حمله کنید، باید پیاده‌نظام را انتخاب کنید و اگر به دنبال صداخفه‌کن هستید، هوابرد انتخاب شماست. این سیستم کلاس‌بندی باعث شده تا نقش هر بازیکن در تیم مشخص‌تر و تخصصی‌تر شود.



زامبی‌های نازی؛ ترسناک‌تر و تاریک‌تر از همیشه

 
 

بخش زامبی در Call of Duty: WWII بازگشتی به ریشه‌های ترسناک و دلهره‌آور است. اسلج‌همر گیمز که سابقه ساخت بازی ترسناک Dead Space را در کارنامه اعضای خود دارد، تصمیم گرفت زامبی‌ها را از حالت فانتزی و کمیک خارج کرده و به یک تجربه وحشت بقا (Survival Horror) واقعی تبدیل کند. داستان این بخش در مورد تلاش‌های مذبوحانه رایش سوم برای خلق ارتش مردگان در آخرین روزهای جنگ است. طراحی زامبی‌ها بسیار نفرت‌انگیز و ترسناک است؛ بدن‌های بخیه خورده، اجزای مکانیکی متصل به گوشت و استخوان، و صداهای ناهنجار، بازیکنان را متعجب می‌کند. جامپ‌اسکرها (Jump Scares) در این بخش فراوان هستند و محیط‌های تاریک و خون‌آلود دهکده Mittelburg حس ناامنی دائمی را ایجاد می‌کنند. گیم‌پلی همچنان بر پایه موج‌های دشمن (Waves)، باز کردن درها و ارتقای سلاح‌ها استوار است، اما معماها منطقی‌تر شده‌اند و سیستم کلاس‌بندی جدیدی به بازیکنان اجازه می‌دهد تا توانایی‌های ویژه‌ای مانند نامرئی شدن یا شلیک بی‌نهایت را برای لحظات بحرانی فعال کنند.


طراحی هیولاها و باس‌فایت‌ها

تنوع دشمنان در بخش زامبی قابل تحسین است. علاوه بر زامبی‌های معمولی، با انواع خاصی روبرو می‌شوید که استراتژی متفاوتی می‌طلبند؛ از زامبی‌های سریع و انفجاری تا پیشگامان عظیم‌الجثه‌ای که با چماق‌های بزرگ به سمت شما می‌آیند. باس‌فایت‌ها (Boss Fights) نیز چالش‌برانگیز و حماسی طراحی شده‌اند و نیازمند هماهنگی دقیق تیمی هستند. اتمسفر سنگین و گرافیک واقع‌گرایانه، این بخش را به یکی از بهترین تجربه‌های زامبی در کل سری Call of Duty تبدیل کرده است.



نتیجه‌گیری

بازی Call of Duty: WWII یک اثر ارزشمند و ضروری برای این فرنچایز بود. این بازی توانست با موفقیت، قطار خارج شده از ریل را به مسیر درست بازگرداند و به طرفداران یادآوری کند که چرا عاشق این سری شدند. با وجود اینکه داستان بازی در برخی لحظات قابل پیش‌بینی است و مراحل خطی هستند، اما تجربه کلی آن، سرشار از لحظات احساسی، هیجان‌انگیز و سینمایی است که تا مدت‌ها در ذهن باقی می‌ماند. حذف سیستم بازیابی خودکار سلامتی و تمرکز بر همکاری جوخه، عمق تازه‌ای به گیم‌پلی بخشیده و بخش چندنفره با حالت War Mode، نوآوری جذابی را ارائه کرده است. اگر به دنبال یک شوتر اول شخص هستید که شما را به تاریک‌ترین بخش و در عین حال قهرمانانه‌ترین دوران تاریخ بشر ببرد، Call of Duty: WWII انتخابی بی‌نظیر است. این بازی ادای احترام به سربازانی که جنگیدند است. صدای پینگ تفنگ M1 Garand، فریادهای هم‌رزمان در ساحل اوماها و سکوت سنگین جنگل‌های آردن، تجربه‌ای است که هر گیمری باید حداقل یک بار آن را زندگی کند.

اشتراک گذاری:
کپی شد