نقد و بررسی بازی Call of Duty: Ghosts؛ وقتی ارواح از خاکستر برمیخیزند
معرفی بازی Call of Duty: Ghosts
تصور کنید ابرقدرتی که میشناختید، در عرض چند دقیقه به انبوهی از خاکستر تبدیل شود و سربازانی که روزی نماد تهاجم بودند، حالا باید در خرابههای خانه خود برای بقا بجنگند. این دقیقاً همان اتمسفری است که شما را در لحظات آغازین بازی میخکوب میکند. برخلاف بسیاری از نسخههای پیشین که شما را در نقش سربازان ارشد مجهز به پیشرفتهترین سلاحها قرار میدادند، Call of Duty: Ghosts روایتی از یک جنگ چریکی و نامتقارن است. این اثر که توسط استودیوی نامآشنای Infinity Ward توسعه یافته و توسط کمپانی بزرگ Activision منتشر شده است، در سال 2013 به عنوان پلی میان نسل هفتم و هشتم کنسولهای بازی عرضه شد. داستان در دنیایی موازی رخ میدهد، جایی که توازن قدرت جهانی پس از حمله ویرانگر فضایی به نام پروژه اودین به هم ریخته و ایالات متحده دیگر آن ابرقدرت سابق نیست. این بازی تلاشی جسورانه برای بازتعریف هویت فرنچایز Call of Duty پس از پایان سهگانه محبوب Modern Warfare بود. توسعهدهندگان سعی کردند با معرفی شخصیتهای جدید، داستانی عاطفیتر و البته مکانیکهای گیمپلی نوآورانه، مخاطبان را به سمت خود جذب کنند. یکی از نکات برجسته که در بدو ورود توجه هر گیمری را جلب میکند، حضور یک همراه وفادار و غیرمنتظره (سگ نظامی به نام رایلی) است. این بازی نه تنها یک شوتر اول شخص نظامی است، بلکه تلاشی برای نمایش پیوندهای برادری در میان دود و آتش است. اگرچه نقدهایی به برخی جنبههای آن وارد شد، اما Ghosts همچنان یکی از پرفروشترین و بحثبرانگیزترین نسخههای این سری محسوب میشود که تجربهای متفاوت از جنگاوری نوین را ارائه میدهد.
داستان و روایت؛ سقوط امپراتوری و ظهور ارواح

روایت داستانی در Ghosts از کلیشههای معمول روسها یا تروریستهای خاورمیانه فاصله میگیرد و تهدیدی جدید را از آمریکای جنوبی معرفی میکند. فدراسیون (The Federation)، اتحادیهای قدرتمند از کشورهای آمریکای جنوبی، با بهرهگیری از ضعف استراتژیک ایالات متحده، به خاک این کشور حمله کرده و بخشهای عظیمی از آن را اشغال میکند. شما در نقش لوگان واکر (Logan Walker) قرار میگیرید که به همراه برادرش، هش (Hesh) و پدرشان الیاس، در میان ویرانهها زندگی میکنند. اما داستان واقعی زمانی آغاز میشود که این دو برادر با گروهی افسانهای و مرموز به نام ارواح (Ghosts) آشنا میشوند؛ سربازانی که وجودشان بیشتر از واقعیت به شایعه شبیه است. نویسندگی این اثر بر عهده استیون گیگان، نویسنده برنده جایزه اسکار برای فیلم Traffic، بوده است که نشان از تلاش سازندگان برای عمق بخشیدن به لایههای داستانی دارد. روایت بازی ترکیبی از مأموریتهای مخفیکاری پرتنش و نبردهای عظیم و پرهیاهو است که ریتم سینمایی خاصی به بازی بخشیده است.
رابطه برادری و درام خانوادگی
برخلاف نسخههای قبلی که تمرکز صرفاً روی مأموریت نظامی بود، در Ghosts هسته مرکزی داستان بر پایه روابط خانوادگی بنا شده است. لوگان (که کاراکتر صامت بازی است) و هش، تنها همرزم نیستند؛ آنها برادرانی هستند که برای محافظت از یکدیگر دست به هر کاری میزنند. دیالوگهای رد و بدل شده میان این دو، نگرانیهای پدرشان الیاس واکر، و حس مسئولیتپذیری که نسبت به یکدیگر دارند، لایهای از انسانیت را به فضای خشن جنگ اضافه میکند. این رویکرد باعث میشود تا گیمر بیش از پیش با سرنوشت شخصیتها درگیر شود و مرگ یا زندگی آنها برایش اهمیت پیدا کند. هماهنگی بین برادران واکر، اگرچه گاهی اوقات تحت تأثیر اکشنهای سریع قرار میگیرد، اما همچنان یکی از نقاط قوت داستان محسوب میشود که در پایانبندی شوکهکننده بازی به اوج خود میرسد.
رورک؛ آنتاگونیستی برخاسته از دل دوستان
یک قهرمان خوب بدون یک شرور قدرتمند معنایی ندارد و گابریل رورک (Gabriel Rorke) یکی از کاریزماتیکترین و در عین حال ترسناکترین آنتاگونیستهای تاریخ این سری است. رورک یک تروریست معمولی نیست؛ او رهبر سابق گروه Ghosts بوده که پس از رها شدن در یک مأموریت و شکنجههای فراوان توسط فدراسیون، شستشوی مغزی داده شده و حالا تنها هدفش شکار و نابودی تکتک اعضای گروه سابقش است. تقابل او با الیاس واکر و پسرانش، نبردی ایدئولوژیک و شخصی است. رورک نماد خیانت و انتقام کورکورانه است و حضور او در صحنههای مختلف بازی، حس تعلیق و خطر دائمی را ایجاد میکند. او به خوبی نشان میدهد که چگونه یک قهرمان جنگی میتواند به بزرگترین کابوس کشورش تبدیل شود.
رایلی؛ عضوی متفاوت در میدان نبرد
نمیتوان از داستان Ghosts صحبت کرد و نامی از رایلی (Riley)، سگ نژاد ژرمن شپرد، نبرد. رایلی تنها یک ابزار یا یک المان تزیینی نیست؛ او یک عضو کامل جوخه و شاید محبوبترین شخصیت بازی باشد. استفاده از تکنولوژی موشن کپچر (Motion Capture) دقیق روی سگهای واقعی نیروی دریایی آمریکا، باعث شده تا حرکات، واکنشها و حتی نگاههای رایلی بسیار طبیعی و باورپذیر باشد. در بخشهایی از گیمپلی، شما کنترل رایلی را مستقیماً در دست میگیرید تا دشمنان را بی سروصدا از پای درآورید یا مناطق صعبالعبور را شناسایی کنید. پیوند عاطفی که میان لوگان و رایلی شکل میگیرد، یکی از جنبههای به یادماندنی بازی است که حس وفاداری در میدان جنگ را به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد.
گیمپلی و مکانیکها؛ ترکیبی از سنت و نوآوری
از نظر گیمپلی، Call of Duty: Ghosts سعی کرد فرمول موفق و سریع این سری را حفظ کند و در عین حال المانهای جدیدی را برای تازگی بخشیدن به تجربه کاربری اضافه نماید. گانپلی (Gunplay) بازی همچنان روان، دقیق و لذتبخش است و حس سنگینی سلاحها به خوبی منتقل میشود. یکی از تغییرات اساسی، اضافه شدن حرکات جدید به سیستم حرکتی سربازان بود. برای اولین بار، قابلیت سر خوردن (Knee Slide) به بازی اضافه شد که به بازیکنان اجازه میداد در حین دویدن، با سرعت روی زانو سر بخورند و به سنگر بروند یا دشمن را غافلگیر کنند. این مکانیک بعدها به استانداردی در شوترهای اول شخص تبدیل شد. همچنین قابلیت خم شدن خودکار از پشت سنگرها (Lean) بدون نیاز به فشردن دکمه خاصی، مبارزات را تاکتیکیتر کرده بود.
طراحی مراحل و تنوع محیطی
تنوع مراحل در بخش داستانی Ghosts مثالزدنی است. شما در طول کمپین بازی، از اعماق اقیانوسها و نبرد با سلاحهای زیرآبی تا مبارزه در جاذبه صفر در ایستگاه فضایی را تجربه میکنید. مرحلهای که در جنگلهای انبوه جریان دارد و باید با استفاده از استتار و سکوت پیشروی کنید، تضاد جذابی با مراحل پرهیاهوی شهری دارد. یکی از مراحل به یادماندنی، مرحله سقوط آسمانخراش است که حس سرگیجه و آشوب را به خوبی القا میکند. سازندگان تلاش کردند تا با قرار دادن بازیکن در سناریوهای مختلف، از یکنواختی جلوگیری کنند. اگرچه ساختار مراحل همچنان خطی است، اما اسکریپتنویسی دقیق صحنهها باعث شده تا هیجان بازی لحظهای فروکش نکند.
تخریبپذیری محیطی (Dynamic Maps)
یکی از وعدههای بزرگ Infinity Ward قبل از عرضه بازی، محیطهای پویا و تخریبپذیر بود. اگرچه این ویژگی به گستردگی رقیب اصلی آن سال یعنی Battlefield 4 نبود، اما تأثیر خود را در گیمپلی گذاشت. در برخی نقشههای بخش چندنفره، بازیکنان میتوانستند با شلیک به نقاط خاص، مسیرهای جدیدی ایجاد کنند، دیوارها را خراب کنند یا تلههایی را برای دشمنان فعال سازند. برای مثال، در نقشه Strikezone، با فعال شدن یک کیلاستریک (Killstreak) خاص، کل نقشه توسط یک بمباران اتمی تغییر شکل میداد و ساختار و مسیرهای آن کاملاً عوض میشد. این ویژگی باعث میشد تا بازیکنان مجبور شوند استراتژی خود را در اواسط بازی تغییر دهند.
هوش مصنوعی ماهیها و جزئیات بحثبرانگیز
در زمان معرفی بازی، یکی از سازندگان با افتخار در مورد هوش مصنوعی ماهیها صحبت کرد که وقتی به آنها نزدیک میشوید از شما دور میشوند. این جمله اگرچه تبدیل به یک میم اینترنتی شد، اما نشاندهنده توجه سازندگان به جزئیات محیطی بود. فراتر از شوخی، هوش مصنوعی دشمنان در درجات سختی بالا (Veteran) چالشبرانگیز است. دشمنان به خوبی سنگر میگیرند، شما را محاصره میکنند و از نارنجکها برای بیرون کشیدن شما از پناهگاه استفاده میکنند. با این حال، رفتار همراهان خودی (Squadmates) گاهی اوقات ناهماهنگ به نظر میرسد و بار اصلی مبارزات همچنان بر دوش بازیکن است.
بخش چندنفره و حالتهای آنلاین؛ بخش اصلی بازی

همیشه بخش Multiplayer یا چندنفره، دلیل اصلی خرید بازیهای Call of Duty برای بسیاری از گیمرهاست. در Ghosts، سازندگان تغییرات زیادی را در سیستم پرکها (Perks) و کلاسبندیها ایجاد کردند. سیستم Create-A-Soldier به بازیکنان اجازه میداد تا بیش از 20 هزار ترکیب مختلف را برای شخصیت خود بسازند. شما میتوانستید ظاهر سرباز، جنسیت و تجهیزات او را با جزئیات دقیق شخصیسازی کنید. اما یکی از نقدهای وارده به این بخش، طراحی نقشهها بود. بسیاری از نقشههای اولیه بازی (مانند Stonehaven) بسیار بزرگ بودند که با توجه به تعداد بازیکنان، ریتم بازی را کند میکردند و باعث میشدند بازیکنان زمان زیادی را صرف دویدن برای پیدا کردن دشمن کنند.
حالت انقراض (Extinction Mode)
شاید بزرگترین سورپرایز بازی، جایگزینی بخش محبوب زامبی با حالتی جدید به نام Extinction بود. در این حالت، بازیکنان باید در قالب تیمهای چهار نفره با موجودات فضایی عجیب و غریبی به نام Cryptids مبارزه میکردند. هدف، نابودی لانههای این موجودات با استفاده از دریلهای مخصوص و دفاع از آنها بود. این حالت ترکیبی از دفاع از قلعه (Tower Defense) و شوتر بقا بود. کلاسبندیهای مختلف (مانند Medic, Tank, Engineer) همکاری تیمی را اجباری میکرد. برخلاف زامبیها که روندی بیپایان داشتند، Extinction دارای پایانبندی مشخص و داستانمحور بود که تجربهای تازه و استراتژیکتر را ارائه میداد و توانست طرفداران خاص خود را پیدا کند.
حالت Squads
حالت Squads یکی دیگر از نوآوریهای Ghosts بود که تلاش داشت فاصله بین بازی تکنفره و چندنفره را پر کند. در این بخش، شما میتوانستید تیمی از سربازان هوش مصنوعی را بسازید و شخصیسازی کنید و سپس با آنها به نبرد با تیمهای ساخته شده توسط سایر بازیکنان بروید. این حالت برای کسانی که میخواستند بدون استرس رقابت با بازیکنان واقعی، تجربه لولآپ شدن و باز کردن سلاحها را داشته باشند، بسیار مناسب بود. هوش مصنوعی سربازان در این بخش به طرز شگفتآوری بالا بود و گاهی تشخیص آنها از بازیکنان واقعی دشوار میشد. این بخش همچنین اجازه میداد تا بازیکنان استراتژیهای تیمی مختلف را تمرین کنند.
جنبههای فنی و گرافیکی؛ نسل قدیم در لباس نسل جدید

بازی Call of Duty: Ghosts در دوران گذار کنسولها عرضه شد و این موضوع چالشهای فنی خاصی را برای تیم سازنده ایجاد کرده بود. آنها باید بازی را طوری طراحی میکردند که هم روی کنسولهای قدیمی مثل Xbox 360 و PS3 اجرا شود و هم قدرت کنسولهای جدید PS4 و Xbox One را به نمایش بگذارد. نتیجه کار، گرافیکی بود که اگرچه در زمان خود خوب محسوب میشد، اما آن جهش انقلابی که انتظار میرفت را نداشت. رزولوشن بازی روی کنسول Xbox One در زمان عرضه 720p بود که جنجالهای زیادی به پا کرد، در حالی که نسخه PS4 با رزولوشن 1080p اجرا میشد. با این حال، نرخ فریم 60 فریم بر ثانیه که امضای این سری است، در تمام پلتفرمها حفظ شد تا تجربه گیمپلی نرم و روان باقی بماند.
طراحی صدا و موسیقی
یکی از بخشهایی که Ghosts در آن بینقص عمل کرد، طراحی صدا بود. صدای شلیک اسلحهها بسیار واقعیتر و کوبندهتر از نسخههای قبلی طراحی شده بود. صدای محیط، انفجارها و حتی صدای پای دشمنان با دقت بالایی پردازش میشدند که در بخش چندنفره حیاتی بود. موسیقی متن بازی نیز حسی حماسی و در عین حال غمگین داشت که با تم آخرالزمانی بازی همخوانی کامل داشت. استفاده از صداپیشگان حرفهای برای شخصیتها، به خصوص شخصیت الیاس، به عمق درام داستان کمک شایانی کرد. سیستم صوتی بازی به گونهای بود که صدای شلیک در محیطهای بسته و باز تفاوت محسوسی داشت و اکوی صدا در کوهستان با فضای شهری کاملاً متمایز بود.
بهینهسازی و مشکلات نسخه PC
متأسفانه نسخه کامپیوترهای شخصی (PC) در زمان عرضه با مشکلات متعددی روبرو بود. بازی نیازمند مقدار رم بالایی (6 گیگابایت به عنوان حداقل) بود که در آن زمان برای بسیاری از سیستمها سنگین محسوب میشد، در حالی که کیفیت بصری ارائه شده چنین نیازی را توجیه نمیکرد. باگهای گرافیکی، افت فریمهای ناگهانی و منوی تنظیمات محدود، باعث نارضایتی پیسی گیمرها شد. اگرچه Activision با ارائه پچهای (Patch) بعدی بسیاری از این مشکلات را رفع کرد، اما شروع ناامیدکننده روی پلتفرم PC تأثیر منفی بر نمرات و نقدهای اولیه بازی گذاشت. این تجربه درسی شد تا در نسخههای بعدی، بهینهسازی نسخه PC جدیتر گرفته شود.
نتیجهگیری
بازی Call of Duty: Ghosts اثری است که قربانی انتظارات بسیار بالا و زمانبندی نامناسب شد. قرار گرفتن در سایه سهگانه شاهکار Modern Warfare و عرضه در زمان تغییر نسل کنسولها، باعث شد تا بسیاری از نوآوریهای آن نادیده گرفته شود. با این حال، اگر امروز و بدون تعصب به سراغ آن بروید، با یک شوتر نظامی خوشساخت، داستانی جذاب و متفاوت، و بخشهای چندنفره سرگرمکننده روبرو خواهید شد. حالت Extinction تنوعی عالی ایجاد کرد و داستان لوگان و هش، با وجود تمام فراز و نشیبها، یکی از احساسیترین روایتهای این سری باقی ماند. پایانبندی باز و شوکهکننده بازی، هنوز هم هواداران را در حسرت نسخه دوم (Ghosts 2) نگه داشته است. اگر به دنبال تجربهای متفاوت از Call of Duty هستید که در آن تکنولوژی با بقا درآمیخته شده و سگها بهترین دوستان شما در میدان نبرد هستند، Ghosts ارزش تجربه کردن را دارد.