نقد و بررسی بازی Call of Duty: Black Ops III؛ وقتی انسان و ماشین یکی میشوند
معرفی بازی Call of Duty: Black Ops III
آیا تابهحال به این فکر کردهاید که مرز میان انسانیت و تکنولوژی در میدانهای نبرد آینده دقیقاً کجاست و چه زمانی این خط باریک کاملاً محو خواهد شد؟ در سال 2015، استودیوی نامآشنای Treyarch با همکاری کمپانی بزرگ Activision، اثری را روانه بازار کرد که پاسخی تاریک، پیچیده و نفسگیر به این پرسش بود. بازی Call of Duty: Black Ops III تنها یک شوتر اولشخص نظامی نیست؛ بلکه روایتی سایبرپانک و دیستوپیایی از سال 2065 است، جایی که پیشرفتهای علم رباتیک و مهندسی ژنتیک، سربازانی که بیشتر ماشین هستند تا انسان را خلق کردهاند. این عنوان که دوازدهمین نسخه اصلی در سری محبوب ندای وظیفه محسوب میشود، توانست با ارائه مکانیکهای حرکتی سیال، محتوای بسیار غنی و داستانی که ذهن مخاطب را به چالش میکشد، یکی از پربحثترین و البته محبوبترین نسخههای این فرنچایز در نسل هشتم کنسولها باشد. در زمانی که بازار بازیهای شوتر از تکرار مکررات رنج میبرد، Black Ops III با جسارتی مثالزدنی، فرمول همیشگی چکمههای روی زمین (Boots on the Ground) را کنار گذاشت و بازیکنان را به آسمان برد. استفاده از جتپکها، دویدن روی دیوار و نبردهای زیر آب، ابعاد جدیدی به گیمپلی بخشید که تا پیش از آن در این سری کمتر دیده شده بود. این بازی نه تنها یک کمپین داستانی عمیق (و البته برای برخی گیجکننده) را ارائه میدهد، بلکه شامل یکی از کاملترین و اعتیادآورترین بخشهای زامبی در تاریخ این مجموعه است. فروش خیرهکننده و پشتیبانی طولانیمدت سازندگان از این بازی، نشان داد که انتخاب جسورانه Treyarch روی آیندهنگری افراطی جواب داده است. در این نوشتار جامع، ما قصد داریم تا ذرهبین نقد را روی تمام اجزای این اثر بگذاریم و ببینیم آیا این سربازان سایبورگ هنوز هم ارزش همرزم شدن را دارند. اهمیت این نسخه زمانی دوچندان میشود که بدانیم Black Ops III آخرین نسخه از سهگانه اصلی Black Ops بود که داستانی متصل (هرچند غیرمستقیم) به ریشههای این زیرمجموعه داشت. این بازی پکیجی کامل از سرگرمی است. از بخش داستانی که قابلیت تجربه چهارنفره (Co-op) را دارد تا بخش چندنفره رقابتی که با معرفی سیستم متخصصین (Specialists) تحولی در استراتژیهای تیمی ایجاد کرد. اگر شما هم جزو کسانی هستید که میخواهید بدانید چرا سرورهای این بازی پس از گذشت سالها همچنان شلوغ است و چرا مادهای بخش زامبی آن در استیم ورکشاپ رکوردار هستند، با ما در این سفر به سال 2065 همراه باشید تا لایههای پنهان و آشکار این اثر ماندگار را بشکافیم.
داستان و روایت؛ کابوس تکنولوژی در سال 2065

داستان بازی Call of Duty: Black Ops III چهل سال پس از وقایع نسخه دوم رخ میدهد. جهان در سال 2065 مکانی تیره و تار است؛ تغییرات اقلیمی چهره زمین را دگرگون کرده و جنگ سرد جدیدی میان دو ابرقدرت یعنی پیمان وینزلو (Winslow Accord) و پیمان دفاع مشترک (Common Defense Pact) شکل گرفته است. اما بزرگترین تهدید، نه تغییرات اقلیمی است و نه بمبهای اتمی، بلکه پیشرفت لجامگسیخته تکنولوژی است. سیستمهای دفاع هوایی به قدری پیشرفته شدهاند که نبردها دوباره به روی زمین بازگشتهاند، اما این بار سربازان مجهز به رابط عصبی مستقیم (DNI) هستند که به آنها اجازه میدهد با ماشینها ارتباط برقرار کرده و تواناییهای فراانسانی داشته باشند.
مرز باریک میان انسان و ماشین
هسته اصلی فلسفی داستان Black Ops III حول محور مفهوم ارتقای انسان با فناوری میچرخد. سربازان در این بازی دیگر تنها گوشت و پوست نیستند؛ آنها اعضای بدن خود را با نمونههای مکانیکی قدرتمند تعویض کردهاند. سیستم DNI (ارتباط مستقیم مغز با یک سیستم دیجیتال)، به آنها اجازه میدهد تا میدان نبرد را اسکن کنند، پهپادها را هک کنند و حتی ذهن یکدیگر را بخوانند. اما این قدرت بهایی سنگین دارد. بازی مدام از مخاطب میپرسد؛ وقتی بیشتر بدن و حتی بخشی از ذهن شما توسط کامپیوتر کنترل میشود، آیا هنوز انسان هستید؟ داستان با روایتی پیچیده از یک تیم عملیات ویژه Black Ops آغاز میشود که در حال تحقیق روی یک سایت مخفی CIA در سنگاپور هستند، اما خیلی زود متوجه میشوند که یک نشت اطلاعاتی عظیم رخ داده و همرزمان سابقشان ممکن است به بزرگترین دشمنانشان تبدیل شده باشند.
شخصیتپردازی و روایتی غیرخطی
برخلاف نسخههای قبلی که شخصیتهای نمادینی مثل الکس میسون یا فرانک وودز محوریت داشتند، در اینجا قهرمان داستان، خود بازیکن است (که میتوانید جنسیت و ظاهر او را انتخاب کنید). البته شخصیتهای کلیدی مثل جان تیلور (John Taylor) با بازی کریستوفر ملونی، نقش بسیار مهمی در پیشبرد درام داستان دارند. روایت بازی به شدت غیرخطی و روانشناختی است. بسیاری از اتفاقاتی که در طول مراحل میبینید، ممکن است در واقعیت رخ ندهند و تنها شبیهسازیهای ذهنی یا توهمات ناشی از ویروسهای نرمافزاری در سیستم عصبی سربازان باشند. این سبک روایت که گاهی یادآور فیلمهایی نظیر Inception یا Matrix است، باعث شد تا بسیاری از بازیکنان برای درک کامل داستان نیاز به مطالعه و بررسیهای دقیقتر پس از اتمام بازی داشته باشند. مفهوم جنگل یخزده (Frozen Forest) که در طول بازی تکرار میشود، نمادی از این آشفتگی ذهنی و مرگ آرام است.
ارتباط با میراث Black Ops
اگرچه داستان در نگاه اول گسسته از نسخههای قبل به نظر میرسد، اما ردپای رائول منندز (Raul Menendez) و وقایع گذشته همچنان در پسزمینه حس میشود. میراث شومی که از جنگهای سایبری گذشته باقی مانده، حالا در فرمی جدید و خطرناکتر ظهور کرده است. هوش مصنوعی که قرار بود از بشریت محافظت کند، حالا با درک ناقص خود از آرامش، سعی دارد بشریت را در یک خواب ابدی فرو ببرد. Treyarch در این بخش ریسک بزرگی کرد و داستانی ارائه داد که شاید در بار اول تجربه، کاملاً قابل هضم نباشد، اما عمق آن برای طرفدارانی که به دنبال جزئیات ریز در فایلهای متنی داخل بازی هستند، بسیار لذتبخش است.
گیمپلی و مکانیکهای نوین؛ جهشی به سوی آینده

گیمپلی در Call of Duty: Black Ops III تعریف جدیدی از سرعت و سیال بودن را ارائه داد. سازندگان با معرفی سیستم حرکتی جدیدی که بر پایه نیروی پیشران (Thrust-based movement) بنا شده بود، به بازیکنان اجازه دادند تا کنترل کاملی بر حرکات خود در سه بعد داشته باشند. برخلاف نسخه Advanced Warfare که حرکات خشک و ناگهانی داشت، در اینجا همهچیز نرم و به هم پیوسته است. شما میتوانید روی دیوار بدوید، در هوا پرشهای بلند انجام دهید، روی زمین سر بخورید (Slide) و در تمام این مدت هدفگیری دقیق خود را حفظ کنید. فلسفه "Guns Up" به این معناست که اسلحه شما همیشه آماده شلیک است، حتی وقتی در حال انجام حرکات پارکور هستید.
سیستم متخصصین (Specialists)
یکی از بزرگترین نوآوریهای این نسخه، اضافه شدن سیستم متخصصین به بخش چندنفره بود. به جای انتخاب سربازان بینام و نشان، حالا بازیکنان میتوانند از بین 9 شخصیت منحصربهفرد (مانند Ruin, Seraph, Outrider و...) یکی را انتخاب کنند. هر متخصص دارای یک سلاح ویژه و یک توانایی خاص است. برای مثال، شخصیت Ruin میتواند با استفاده از Gravity Spikes ضربهای مهلک به زمین وارد کند و دشمنان اطراف را نابود سازد، یا شخصیت Nomad میتواند پس از مرگ دوباره زنده شود. این سیستم لایهای جدید از استراتژی را به بازی اضافه کرد؛ چرا که انتخاب ترکیب درست متخصصین در یک تیم، میتواند سرنوشت مسابقه را تغییر دهد. این تغییر باعث شد تا بازی حال و هوای قهرمانمحور (Hero Shooter) پیدا کند بدون اینکه هویت اصلی Call of Duty را از دست بدهد.
شخصیسازی سلاحها یا Gunsmith
بخش Gunsmith به بازیکنان آزادی عملی بینظیر در شخصیسازی سلاحها میدهد. شما میتوانید علاوه بر انتخاب اتچمنتهای مختلف که بر عملکرد سلاح تأثیر میگذارند (مانند دوربین، خشاب سریع، لوله بلند)، ظاهر سلاح را نیز کاملاً تغییر دهید. سیستم Paintshop به خلاقترین بازیکنان اجازه میدهد تا طرحهای اختصاصی خود را روی بدنه سلاح نقاشی کنند. تنوع سلاحها در بازی بسیار بالاست و از اسلحههای کلاسیک تا نمونههای انرژیمحور و آیندهنگرانه را شامل میشود. بالانس سلاحها به گونهای است که تقریباً هر کلاسی از سلاحها (SMG, AR, Sniper) در صورت استفاده درست، میتواند مرگبار باشد.
هستههای سایبری (Cyber Cores) در بخش داستانی
در بخش داستانی، سیستم گیمپلی با قابلیتهای DNI یا همان هستههای سایبری غنیتر شده است. بازیکنان میتوانند قبل از شروع مرحله، از بین سه درخت مهارت (Control, Martial, Chaos) یکی را انتخاب کنند. قابلیتهای Control به شما اجازه میدهند رباتهای دشمن را هک کرده و علیه خودشان استفاده کنید. قابلیتهای Martial بر روی قدرت فیزیکی و سرعت تمرکز دارند و Chaos برای ایجاد هرجومرج و انفجار در میان صفها دشمن طراحی شده است. این قابلیتها ارزش تکرار مراحل را بالا میبرند، چرا که تجربه بازی با هر قابلیت کاملاً متفاوت خواهد بود.
بخش زامبی؛ شاهکار Treyarch
برای بسیاری از طرفداران، بازی Black Ops III بخش زامبی بسیار ارزشمند است. Treyarch در این نسخه سنگ تمام گذاشت و عمیقترین و پرمحتواترین تجربه زامبی تا آن زمان را ارائه داد. نقشه اصلی بازی با نام Shadows of Evil، بازیکنان را به شهری خیالی به نام مورگ سیتی (Morg City) میبرد که فضایی نوآورانه دارد. چهار شخصیت جدید با صداپیشگی بازیگران مشهوری چون جف گلدبلوم و ران پرلمن، باید با گناههای گذشته خود روبرو شوند و راهی برای نجات از دست زامبیها پیدا کنند.
سیستم گابلگام (GobbleGums)
نوآوری بزرگ در گیمپلی زامبی، معرفی آدامسهای جادویی یا GobbleGums بود. بازیکنان میتوانند قبل از شروع بازی، مجموعهای از این تواناییهای موقتی را انتخاب کنند و در طول بازی با پرداخت امتیاز از دستگاههای مخصوص دریافت کنند. این تواناییها قدرتهای موقتی مانند نامرئی شدن در برابر زامبیها و داشتن تمام پرکها (Perks) به صورت همزمان، را شامل میشود. این سیستم استراتژیهای بقا در راندهای بالا (High Rounds) را کاملاً متحول کرد و به بازیکنان اجازه داد تا سبک بازی خود را شخصیسازی کنند.
خط داستانی اتر و کرونیکلز (Zombie Chronicles)
بازی Black Ops III نه تنها داستان جدیدی را روایت کرد، بلکه خط داستانی محبوب اتر (Aether) را با شخصیتهای دوستداشتنی ریکتوفن، دمپسی، نیکولای و تاکئو ادامه داد. نقشههایی مانند Der Eisendrache که در قلعهای برفی اتریش جریان دارد، به عقیده بسیاری یکی از بهترین نقشههای تاریخ زامبی است. اوج احترام سازندگان به طرفداران، عرضه بسته الحاقی Zombie Chronicles بود که 8 نقشه کلاسیک از نسخههای قبلی (World at War, Black Ops 1, Black Ops 2) را با گرافیک نسل هشتمی بازسازی کرد. این حرکت باعث شد تا Black Ops III به پلتفرمی جامع برای عاشقان مود زامبی تبدیل شود که هنوز هم هزاران بازیکن فعال دارد.
بخش چندنفره و تجربه آنلاین؛ اوج هیجان رقابتی

بخش اصلی هر بازی Call of Duty، بخش چندنفره (Multiplayer) آن است. در Black Ops III، استودیوی Treyarch توانست تعادلی عالی میان سرعت و تاکتیک ایجاد کند. طراحی نقشهها عمدتاً از قانون کلاسیک سه مسیر (Three-lane design) پیروی میکند که باعث میشود درگیریها متمرکز و قابل پیشبینی باشند و از هرجومرج بیدلیل جلوگیری شود. نقشههایی مانند Combine, Fringe و Hunted به سرعت به محبوبترینهای طرفداران تبدیل شدند. رنگبندی نقشهها نیز بسیار زنده و اشباع است که دیدن دشمنان را آسانتر میکند و از تم خاکستری و قهوهای نسخههای نظامی معمول فاصله میگیرد.
حالتهای بازی و Arena
علاوه بر مودهای کلاسیک مثل Team Deathmatch و Domination، مود جدیدی به نام Safeguard معرفی شد که در آن یک تیم باید رباتی غیرمسلح را تا مقصد اسکورت کند و تیم دیگر مانع آن شود. این مود نیاز به همکاری تیمی بالایی داشت. همچنین برای بازیکنانی که به دنبال رقابت جدیتر بودند، بخش Arena طراحی شد که قوانین مسابقات رسمی لیگ جهانی (CWL) را شبیهسازی میکرد. سیستم پیک و بن (Pick and Ban) در این بخش به بازیکنان اجازه میداد تا سلاحها یا متخصصین خاصی را قبل از شروع مسابقه حذف کنند، که لایهای عمیق از استراتژی را به رقابتهای آنلاین اضافه میکرد.
گرافیک، صداگذاری و عملکرد فنی
از منظر فنی، Call of Duty: Black Ops III جهشی بزرگ نسبت به نسل قبل بود. استفاده از نسخه ارتقا یافته موتور IW Engine به سازندگان اجازه داد تا سیستم نورپردازی پویا، بافتهای باکیفیت و انیمیشنهای صورت بسیار طبیعی را خلق کنند. نرخ فریم بازی روی کنسولها به صورت هدفمند روی 60 فریم بر ثانیه قفل شده بود تا تجربهای روان و بدون لگ را تضمین کند که برای یک شوتر سریع حیاتی است. طراحی هنری بازی، ترکیبی خیرهکننده از معماری کلاسیک و تکنولوژیهای آینده است؛ خیابانهای زوریخ و قاهره با جزئیات فراوان و المانهای سایبرپانک تزئین شدهاند.
جلوههای صوتی و موسیقی متن
صداگذاری در این بازی در یک کلام کوبنده است. صدای شلیک سلاحها حس قدرت را منتقل میکند و افکتهای محیطی مانند انفجارها و صدای پای دشمنان (که در مولتیپلیر حیاتی است) با دقت بالایی میکس شدهاند. موسیقی متن بازی، اثر جک وال (Jack Wall)، ترکیبی حماسی از ارکستر و موسیقی الکترونیک است که به خوبی با اتمسفر آیندهنگرانه بازی همخوانی دارد. در بخش زامبی نیز موسیقیهای جاز و راک متناسب با فضای دهه 40 میلادی، تجربهای شنیداری منحصربهفردی را رقم میزنند. صداپیشگی شخصیتها نیز، هم در بخش داستانی و هم در بخش چندنفره، در سطح بسیار بالایی قرار دارد و به شخصیتها جان بخشیده است.
نتیجهگیری
بازی Call of Duty: Black Ops III پکیجی عظیم و سخاوتمندانه از محتواست که کمتر بازی شوتری توان رقابت با آن را دارد. اگرچه ممکن است داستان پیچیده و گیمپلی مبتنی بر پرش و جتپک برای طرفداران سنتی و کلاسیکپسند کمی غریبه باشد، اما نمیتوان انکار کرد که Treyarch در اجرای ایدههای خود به بهترین شکل ممکن عمل کرده است. سیستم حرکتی روان، بخش زامبی بینظیر که ساعتها سرگرمی فراهم میکند و بخش چندنفرهای که تا سالها پس از عرضه زنده ماند، همگی گواهی بر کیفیت بالای این اثر هستند. این بازی در دورانی که Call of Duty در بحران هویت دست و پا میزد، توانست استانداردهای جدیدی را تعریف کند و نشان دهد که تغییر، اگر درست اجرا شود، میتواند منجر به خلق یک شاهکار شود. اگر به دنبال تجربهای هستید که آدرنالین خالص را با روایتی فلسفی و همکاری تیمی درآمیزد، Black Ops III گزینهای است که نباید از دست بدهید.