مجله خبری سرمایه گذاری اهرم
Loading...

نتایج جستجو

بازگشت
بازگشت

نقد و بررسی بازی Call of Duty: Black Ops؛ از ترور کندی تا جنگ ویتنام

نقد و بررسی بازی Call of Duty: Black Ops؛ از ترور کندی تا جنگ ویتنام
نوشته شده توسط مهسا دامادی
|
۳۰ دی، ۱۴۰۴

معرفی بازی Call of Duty: Black Ops

صدای رعد و برق، تاریکی مطلق و یک صندلی بازجویی که بوی خون و فلز سرد می‌دهد؛ این اولین مواجهه شما با یکی از جسورانه‌ترین روایت‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی است. وقتی در سال ۲۰۱۰ استودیوی Treyarch تصمیم گرفت از سایه سنگین جنگ جهانی دوم و نبردهای مدرن خارج شود، کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد که آن‌ها بتوانند پرفروش‌ترین سرگرمی تاریخ تا آن زمان را خلق کنند. بازی Call of Duty: Black Ops فقط یک شوتر اول‌شخص نیست؛ بلکه یک تریلر روان‌شناختی پیچیده است که شما را در دل پارانویا و توطئه‌های جنگ سرد رها می‌کند. در دورانی که اکثر بازی‌ها تلاش می‌کردند قهرمانانی بی‌نقص بسازند، Black Ops ما را در نقش سربازی قرار داد که حتی به ذهن خودش هم نمی‌توانست اعتماد کند. آیا تا‌به‌حال از خود پرسیده‌اید که اعداد چه معنایی دارند؟ این سوالی بود که میلیون‌ها گیمر را در سراسر جهان پای کنسول‌ها میخکوب کرد. این اثر، برخلاف نسخه‌های قبلی خود در سری Modern Warfare، به جای تمرکز صرف بر نبردهای عظیم و تکنولوژی‌های آینده‌نگرانه، به سراغ جاسوسی، ترورهای مخفیانه و عملیات‌های سیاه در ویتنام، کوبا و شوروی رفت. موفقیت خیره‌کننده Black Ops تنها در اعداد و ارقام فروش خلاصه نمی‌شود؛ این بازی توانست استانداردهای داستان‌گویی در ژانر شوتر را جابه‌جا کند و شخصیت‌هایی را معرفی کند که نامشان در تالار مشاهیر گیم جاودانه شد. با گذشت بیش از یک دهه، هنوز هم وقتی نام رزنوف یا میسون به گوش می‌رسد، حس نوستالژی آمیخته با هیجان در رگ‌های طرفداران می‌جوشد. در این نوشتار جامع، ما نه فقط به عنوان یک بازی، بلکه به عنوان یک پدیده فرهنگی به بررسی لایه به لایه این شاهکار می‌پردازیم و می‌بینیم که چرا آتش عملیات سیاه هرگز خاموش نمی‌شود.



روایت داستانی؛ هزارتوی ذهن الکس میسون

 
 

داستان بازی Call of Duty: Black Ops بدون شک یکی از پیچیده‌ترین و بالغ‌ترین سناریوهایی است که در تاریخ این فرنچایز نوشته شده است. برخلاف روایت‌های خطی و قابل پیش‌بینی معمول، این بازی از تکنیک راوی غیرقابل اعتماد بهره می‌برد. شما بازی را در حالی آغاز می‌کنید که شخصیت اصلی، الکس میسون، به صندلی بسته شده و توسط بازجویانی ناشناس که چهره‌شان در سایه پنهان است، تحت فشار قرار دارد. تمام مراحل بازی در واقع فلش‌بک‌هایی هستند که میسون در حین این بازجویی طاقت‌فرسا به یاد می‌آورد. این ساختار روایی باعث می‌شود که بازیکن دائماً در مرز بین حقیقت و توهم معلق باشد. نویسندگان بازی با هوشمندی تمام، وقایع تاریخی واقعی مانند عملیات خلیج خوک‌ها در کوبا یا جنگ ویتنام را با تئوری‌های توطئه و پروژه‌های سری شستشوی مغزی ترکیب کرده‌اند تا ترکیبی بسازند که هم آشنا و هم کاملاً دلهره‌آور است. هدف اصلی داستان، کشف راز اعدادی است که در ذهن میسون حک شده‌اند؛ اعدادی که کلید فعال‌سازی یک حمله شیمیایی گسترده توسط شوروی در خاک ایالات متحده هستند. اما در زیر این لایه اکشن، درامی عمیق درباره وفاداری، خیانت و از دست دادن هویت فردی در میان چرخ‌دنده‌های جنگ جریان دارد. بازی به ما نشان می‌دهد که در جنگ‌های سری، هیچ قهرمان سفید و هیچ دشمن سیاهی وجود ندارد؛ همه چیز در سایه‌ای از رنگ خاکستری فرو رفته است.


شخصیت‌پردازی و صداپیشگی هالیوودی

یکی از دلایل اصلی تأثیرگذاری داستان Black Ops، تیم صداپیشگی بی‌نظیر آن است که بیشتر شبیه به لیست بازیگران یک فیلم سینمایی بلاک‌باستر تا یک بازی ویدیویی جلوه می‌کند. حضور ستارگانی همچون سم ورتینگتون در نقش الکس میسون، اد هریس در نقش جیسون هادسون و بازیگر افسانه‌ای، گری اولدمن در نقش ویکتور رزنوف، روحی تازه به کالبد شخصیت‌های پیکسلی دمیده است. رزنوف تنها یک کاراکتر همراه نیست؛ او نماد ایدئولوژی، انتقام و کاریزمای روسی است که با هر دیالوگش، بازیکن را بیشتر مجذوب خود می‌کند. رابطه پیچیده بین میسون و رزنوف، اساس اصلی عاطفی داستان را تشکیل می‌دهد و پیچش نهایی داستان (Plot Twist) که مربوط به همین رابطه است، همچنان یکی از شوکه‌کننده‌ترین لحظات تاریخ گیم محسوب می‌شود.


تلفیق تاریخ و تخیل در جنگ سرد

فضاسازی بازی در دوران جنگ سرد، فرصتی طلایی بود که Treyarch به بهترین شکل از آن استفاده کرد. بازی شما را از کلوب‌های شبانه و بارانی هنگ‌کنگ به تونل‌های کلاستروفوبیک و خفه کننده ویتنام و سپس به کوهستان‌های برفی و بی‌رحم روسیه می‌برد. حضور شخصیت‌های واقعی تاریخی مانند جان اف کندی، فیدل کاسترو و رابرت مک‌نامارا در کات‌سین‌ها و گیم‌پلی، حس واقع‌گرایی عجیبی به بازی بخشیده است. ملاقات میسون با کندی در پنتاگون، نه تنها از نظر بصری خیره‌کننده بود، بلکه تردید را در دل بازیکن می‌کارد که آیا ما در ترور رئیس‌جمهور نقش داشته‌ایم؟ این جسارت در داستان‌گویی، Black Ops را فراتر از یک سرگرمی صرف برد و آن را به اثری بحث‌برانگیز تبدیل کرد.



گیم‌پلی و مکانیزم‌های تیراندازی؛ بازگشت به ریشه‌ها

از منظر گیم‌پلی، Call of Duty: Black Ops تلاش کرد تا تعادلی میان سرعت دیوانه‌وار سری Modern Warfare و سنگینی و خشونت جنگ‌های کلاسیک ایجاد کند. گان‌پلی (Gunplay) بازی حسی کثیف‌تر و فیزیکی‌تر دارد. اسلحه‌ها لگد (Recoil) قابل توجهی دارند و صدای شلیک آن‌ها خام و گوش‌خراش است. سازندگان در این نسخه مکانیزم جدیدی به نام Dolphin Dive یا شیرجه دلفینی را معرفی کردند که به بازیکن اجازه می‌داد در حین دویدن، خود را به سمت جلو پرتاب کند و روی شکم فرود بیاید. این حرکت شاید در نگاه اول ساده به نظر می‌رسید، اما در نبردهای چندنفره و فرار از نارنجک‌ها، کاربردی حیاتی پیدا کرد و ریتم حرکتی بازی را تغییر داد. تنوع مراحل نیز در این بازی مثال‌زدنی است. در یک مرحله شما در حال هدایت یک قایق جنگی در رودخانه‌های ویتنام هستید در حالی که موسیقی راک کلاسیک رولینگ استونز پخش می‌شود، در مرحله‌ای دیگر باید با مخفی‌کاری مطلق از میان برف و بوران پایگاه‌های شوروی عبور کنید، و در لحظه‌ای دیگر خلبانی یک هلیکوپتر جنگی را بر عهده دارید. این تنوع باعث می‌شود که کمپین بازی هرگز دچار تکرار نشود و آدرنالین خون بازیکن همواره در بالاترین سطح باقی بماند.


اسلحه خانه‌ای از سلاح‌های کلاسیک و آزمایشی

لیست سلاح‌های موجود در Black Ops، ترکیبی جذاب از واقعیت تاریخی و نمونه‌های اولیه (Prototype) است. اسلحه‌هایی مانند Commando، Galil، و AK-47 حس قدرت خالص را منتقل می‌کنند. اما شاید نمادین‌ترین سلاح این نسخه، کمان زنبورکی (Crossbow) با تیرهای انفجاری و چاقوی بالستیک باشد که استفاده از آن‌ها نیازمند مهارت بالایی بود. همچنین امکان استفاده از سلاح‌هایی با تیرهای آتش‌زا (Dragon's Breath) برای شات‌گان‌ها، سطح جدیدی از خشونت بصری را به مبارزات اضافه کرد. هر سلاح شخصیت منحصر‌به‌فرد خود را دارد و سیستم شخصی‌سازی، هرچند به گستردگی نسخه‌های امروزی نیست، اما برای زمان خود کاملاً راضی‌کننده و کافی بود.


طراحی مراحل خطی اما سینمایی

اگرچه طراحی مراحل (Level Design) بازی عمدتاً خطی است و آزادی عمل زیادی به بازیکن نمی‌دهد، اما این خطی بودن با کارگردانی استادانه صحنه‌های اکشن جبران شده است. مراحلی مانند فرار از زندان ورکوتا (Vorkuta) با هدایت رزنوف، یک کلاس درس کامل در زمینه طراحی بخشی از روند پیشرفت داستان است. لحظه به لحظه این مرحله با شعارهای انقلابی و اکشن فزاینده همراه است که بازیکن را در جو شورش غرق می‌کند. بازی به خوبی می‌داند کی باید ریتم را آرام کند تا داستان روایت شود و کی باید سیلی از دشمنان را به سمت شما روانه کند. هوش مصنوعی دشمنان نیز نسبت به نسخه‌های قبلی تهاجمی‌تر شده و تمایل بیشتری به محاصره کردن بازیکن و استفاده از نارنجک دارد.



انقلاب در بخش چندنفره (Multiplayer)

 
 

برای بسیاری از طرفداران، بخش چندنفره Black Ops نقطه اوج دوران طلایی کال آف دیوتی است. Treyarch در این بخش ریسک‌های بزرگی کرد که همگی نتیجه دادند. بزرگترین نوآوری، معرفی سیستم ارزی داخل بازی به نام CoD Points بود. برخلاف نسخه‌های قبل که سلاح‌ها و تجهیزات صرفاً با لول‌آپ شدن باز می‌شدند، در اینجا شما باید پول مجازی کسب می‌کردید و سپس انتخاب می‌کردید که چه چیزی را بخرید. این سیستم به بازیکنان حق انتخاب و آزادی عمل بی‌سابقه‌ای می‌داد تا کلاس‌های خود را دقیقاً مطابق با سلیقه خود بسازند. علاوه بر این، تعادل (Balance) سلاح‌ها در Black Ops یکی از بهترین‌ها در تاریخ این سری است؛ تقریباً با هر اسلحه‌ای می‌توانستید رقابت کنید و پیروز شوید.


نقشه‌های ماندگار و طراحی متقارن

نمی‌توان از Black Ops صحبت کرد و نامی از Nuketown نبرد. این نقشه کوچک، سریع و دیوانه‌وار که مدل‌سازی شده از یک شهرک آزمایش اتمی دهه ۵۰ میلادی است، به نماد بخش چندنفره کال آف دیوتی تبدیل شد. طراحی نقشه‌ها در این بازی بر اساس اصول کلاسیک سه لاین (Three-lane design) انجام شده بود که باعث می‌شد درگیری‌ها متمرکز و قابل پیش‌بینی باشند، اما همچنان فضای کافی برای استراتژی وجود داشته باشد. نقشه‌های دیگری مانند Firing Range و Summit نیز به قدری محبوب شدند که در نسخه‌های بعدی بارها بازسازی شدند. هر نقشه دارای نقاط کور، ارتفاعات و مسیرهای میان‌بر هوشمندانه‌ای بود که یادگیری آن‌ها ساعت‌ها زمان می‌برد.


مسابقات شرط‌بندی (Wager Matches)

یکی از خلاقانه‌ترین بخش‌های اضافه شده به مولتی‌پلیر، حالت Wager Matches بود. مودهایی مثل One in the Chamber (که هر بازیکن فقط یک تیر دارد و با هر کشتن یک تیر دیگر می‌گیرد) یا Gun Game (که با هر کشتن سلاح شما عوض می‌شود) هیجان و استرسی فراتر از بازی‌های معمولی ایجاد می‌کردند. این حالت‌ها نشان دادند که کال آف دیوتی می‌تواند فضایی برای رقابت‌های فان و در عین حال جدی و پرخطر باشد، بدون اینکه نیاز به کیل‌استریک‌های (Killstreaks) عجیب و غریب باشد.



پدیده زامبی؛ از یک مینی‌گیم تا فرهنگی جهانی

اگرچه بخش زامبی در نسخه World at War متولد شد، اما این در Call of Duty: Black Ops بود که به بلوغ رسید و به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد. Treyarch داستان این بخش را گسترش داد و شخصیت‌های چهارگانه دمپسی، نیکلای، تاکئو و ریشتوفن را به ستاره‌های محبوبی تبدیل کرد. نقشه Kino der Toten (سینمای مردگان) با آن فضای تئاتر مخروبه نازی‌ها و سیستم تله‌پورت، برای بسیاری از گیمرها حکم خانه دوم را داشت. بخش زامبی در Black Ops دیگر فقط مقاومت در برابر امواج دشمن نبود؛ بلکه پر از معماها (Easter Eggs)، موسیقی‌های مخفی و داستانی عمیق و پیچیده درباره عنصر ۱۱۵ و آزمایش‌های سری بود.


نقشه Five و حضور سیاستمداران

اوج طنز سیاه و خلاقیت Treyarch را می‌توان در نقشهFive دید. تصور کنید در پنتاگون هستید و باید در نقش جان اف کندی، ریچارد نیکسون، رابرت مک‌نامارا و فیدل کاسترو با هم متحد شوید تا زامبی‌ها را بکشید. دیالوگ‌های رد و بدل شده بین این شخصیت‌ها پر از کنایه‌های سیاسی و تاریخی بود که تجربه‌ای بی‌نظیر را خلق می‌کرد. این سطح از جسارت و نوآوری در طراحی مراحل زامبی، باعث شد تا این مود از یک بخش جانبی به یکی از دلایل اصلی خرید بازی برای بسیاری از کاربران تبدیل شود.



جلوه‌های بصری و صوتی؛ اتمسفر نفس‌گیر

 
 

از نظر فنی، Black Ops از نسخه بهینه‌شده موتور گرافیکی IW Engine استفاده می‌کرد. اگرچه شاید در زمان عرضه، گرافیک آن به اندازه برخی رقبا انقلابی نبود، اما کارگردانی هنری بازی فوق‌العاده بود. استفاده از فیلترهای رنگی خاص برای هر لوکیشن (مثلاً تم سبز و زرد برای ویتنام یا آبی سرد و خاکستری برای روسیه) به شدت به فضاسازی کمک کرده بود. انیمیشن‌های صورت شخصیت‌ها برای سال ۲۰۱۰ بسیار پیشرفته بود و احساسات را به خوبی منتقل می‌کرد. اما جایی که بازی واقعاً می‌درخشد، طراحی صداست. صدای انفجارها، فریاد سربازان و موسیقی متنی که توسط شان موری (Sean Murray) ساخته شده بود، ترکیبی حماسی و دلهره‌آور ایجاد کرده بود. استفاده از آهنگ‌های لایسنس شده مشهور آن دوران، مانند آهنگ "Sympathy for the Devil" از رولینگ استونز، حس حضور در دهه ۶۰ میلادی را تکمیل می‌کرد.



نتیجه‌گیری

بازی Call of Duty: Black Ops فراتر از یک نسخه سالانه در یک فرنچایز محبوب بود؛ این بازی یک بیانیه جسورانه بود که ثابت کرد می‌توان اکشن بلاک‌باستری را با داستانی عمیق، شخصیت‌پردازی قوی و فضایی تیره و بزرگسالانه ترکیب کرد. با گذشت سال‌ها، هنوز هم کمتر عنوانی توانسته است به تعادل بی‌نظیری که Black Ops میان بخش تک‌نفره درگیرکننده، بخش چندنفره اعتیادآور و مود زامبی خلاقانه ایجاد کرد، دست یابد. داستان الکس میسون و ویکتور رزنوف تنها یک قصه جنگی نیست، بلکه روایتی از قربانی شدن انسان‌ها در بازی قدرتمندان است. اگر به دنبال تجربه‌ای هستید که هم مهارت‌های تیراندازی شما را به چالش بکشد و هم ذهنتان را با پرسش‌های فلسفی و تاریخی درگیر کند، Black Ops همچنان یک شاهکار بی‌رقیب و ارزشمند برای تجربه کردن است.

اشتراک گذاری:
کپی شد