احراز هویت هنرمندان و مالکیت در بازارهای NFT
مقدمه
در بازه زمانی یک ساله (جولای ۲۰۲۱ تا جولای ۲۰۲۲)، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار از توکنهای غیرمثلی (NFT) از طریق کلاهبرداری به سرقت رفته است. این آمار نشان میدهد که بازار پررونق NFT، با وجود وعده شفافیت و قابلیت ردیابی مالکیت از طریق بلاکچین، همچنان با بحرانهای عمیق هویتی و امنیتی مواجه است. در فضایی که تنها داشتن یک کیف پول دیجیتال برای ادعای خالق بودن کافی است، احراز هویت واقعی هنرمندان و تضمین حقوق مالکیت معنوی آثار دیجیتال به چالشی جدی تبدیل شده است. ماهیت غیرمتمرکز این بازارها، در کنار فرصتهای نوآورانه، نیاز به توسعه راهکارهای مطمئن برای حفاظت از مالکیت و اعتبار هنری را بیش از پیش آشکار میکند.
هنرمند واقعی کیست؟

یکی از بزرگترین پارادوکسها در بازار NFT این است که فناوری بلاکچین، که در شفافیت تراکنشها بیرقیب است، نتوانسته شفافیت هویتی خالق اثر را تضمین کند. در یک پلتفرم NFT غیرمتمرکز، آدرس کیف پول تنها چیزی است که شما از خالق اثر میدانید. این ناشناسی و فقدان مکانیزمهای احراز هویت دیجیتال کارآمد، بستری عالی برای کلاهبرداری، سرقت هنری و کپیکاری NFT فراهم کرده است.
چالشهای شناسایی خالق اصلی اثر (Plagiarism)
معضل کپیکاری و سرقت آثار هنری در فضای NFT به قدری گسترده است که برخی پلتفرمها در مدت کوتاهی دهها هزار مورد از آثار تقلبی را شناسایی کردهاند. افراد سودجو با استفاده از رباتهای خودکار، آثار هنرمندان را از پلتفرمهای سنتی جمعآوری کرده و بدون اجازه و با ادعای مالکیت، آنها را در بازارهای خرید و فروش توکنهای غیرمثلی (NFT Marketplaces) مینت میکنند. این پدیده نه تنها به هنرمند اصلی آسیب میزند، بلکه اعتبار کل اکوسیستم NFT را زیر سوال میبرد. برای یک خریدار یا مجموعه دار، تشخیص تفاوت بین NFT اصلی و یک نسخه کپی شده یا دزدیده شده بسیار دشوار است. فقدان یک پایگاه داده متمرکز برای ثبت حقوق کپیرایت آثار دیجیتال، هنرمند اصلی مجبور است به صورت دستی هزاران پلتفرم را برای یافتن آثار تقلبی رصد کند؛ فرآیندی زمانبر، پرهزینه و اغلب بینتیجه، که باعث میشود چنین وضعیتی ایجاد شود. هنرمندان قربانی این نوع کلاهبرداری، نه تنها عواید مالی خود را از دست میدهند، بلکه شهرت و اعتبارشان در جامعه NFT نیز تضعیف میشود. راهحلهای احراز اصالت NFT فعلی، اغلب ناکافی هستند و با سرعت و حجم کلاهبرداریهای NFT همخوانی ندارند.
حسابهای تأیید نشده و حملات فیشینگ
در بسیاری از بازارهای NFT، سیستم تأیید هویت (Verification) هنرمندان کاملاً اختیاری و اغلب مبتنی بر شهرت قبلی هنرمند در شبکههای اجتماعی است. یک حساب تأیید نشده، که اکثریت کاربران را شامل میشود، در معرض خطر بسیار بالایی از جعل هویت قرار دارد. کلاهبرداران اغلب با کپی کردن پروفایل یک هنرمند مشهور، در عرض چند ساعت مجموعهای مشابه را مینت میکنند تا خریداران ناآگاه را فریب دهند. این موضوع به خصوص در پروژههای بزرگ کلکسیونی (مانند Rug Pulls) که کلاهبرداران پس از جمعآوری سرمایه ناگهان ناپدید میشوند، بیشتر دیده میشود. علاوه بر این، حملات فیشینگ که حسابهای رسمی هنرمندان را هدف قرار میدهند، یکی از روشهای رایج سرقت NFT است. هکرها با به خطر انداختن حسابهای شبکههای اجتماعی یا سرورهای دیسکورد پروژههای NFT، پیامهای جعلی حاوی لینکهای مخرب منتشر میکنند و به این ترتیب، دسترسی به کیف پول دیجیتال و توکنهای غیرقابل تعویض کاربران را به دست میآورند.
مشکل اثر برای استخدام و حق نشر
یکی از پیچیدهترین مسائل قانونی در مورد احراز هویت در NFT، وضعیت آثاری است که هنرمندان آنها را تحت قرارداد اثر برای استخدام (Work for Hire) یا به عنوان کارمند یک شرکت ایجاد کردهاند. در این شرایط، هنرمند فیزیکی خالق اثر است، اما حقوق مالکیت معنوی (IP) به صورت قانونی متعلق به کارفرما یا شرکت است. زمانی که هنرمند اصلی، بر اساس نام خود، تلاش میکند نسخههای دیجیتال یا NFT از آن اثر را مینت کند، مناقشه بزرگی بر سر مالکیت و حقوق کپیرایت NFT به وجود میآید. تعیین اینکه چه کسی در نهایت حق انحصاری تهیه آثار برگرفته (Derivative Works) از جمله توکن غیرمثلی را دارد، نیازمند وضوح حقوقی است که هنوز به طور کامل در قوانین بینالمللی فضای بلاکچین تعریف نشده است. این عدم وضوح، خریداران را در معرض خطر خرید یک NFT قرار میدهد که حقوق مالکیت معنوی آن در دادگاه قابل دفاع نیست و عملاً فاقد ارزش واقعی حقوقی خواهد بود. این مسئله مالکیت هنری را از یک موضوع فنی به یک معضل پیچیده حقوقی تبدیل میکند.
آنچه واقعاً میخرید چیست؟

بزرگترین سوء تفاهم در میان خریداران تازهکار NFT این است که با خرید یک توکن، مالکیت کامل حقوق کپیرایت اثر هنری دیجیتال نیز به آنها منتقل میشود. در واقعیت، NFT به طور پیشفرض تنها گواهی مالکیت توکن در بلاکچین است و حقوق معنوی اثر هنری را به دارنده آن اعطا نمیکند. این تمایز حیاتی، منبع اصلی بسیاری از مناقشات حقوقی در جهان توکنهای غیرمثلی است.
تمایز حقوق توکن و حقوق کپیرایت
در ادبیات حقوق مالکیت فکری، یک تمایز تاریخی میان کالبد معنوی (Corpus Mysticum) که همان حقوق معنوی و انتزاعی اثر است و کالبد مادی (Corpus Mechanicum) که همان نسخه فیزیکی یا دیجیتال اثر است، وجود دارد. این اصل در جهان NFT نیز صادق است. زمانی که شما یک NFT میخرید، مالک کالبد مادی (توکن بلاکچینی) میشوید و نه کالبد معنوی (حقوق کپیرایت) اثر. انتقال حقوق کپیرایت تنها زمانی اتفاق میافتد که خالق اثر صراحتاً در یک سند حقوقی کتبی یا از طریق مفاد بسیار واضح در قرارداد هوشمند NFT، این حقوق را به خریدار واگذار کند. در اکثر پروژهها، خریدار تنها مجوزهایی محدود (مانند حق نمایش خصوصی) را کسب میکند. این ابهام باعث شده است تا بسیاری از دارندگان NFT، به خیال مالکیت کامل، از اثر سوء استفاده کنند و در نهایت مورد پیگرد قانونی خالق اصلی قرار گیرند. این شکاف بین انتظارات عمومی و واقعیت حقوقی، مالکیت NFT را به یک ریسک بزرگ تبدیل کرده است.
عدم استانداردسازی قراردادهای هوشمند و حقالامتیاز
قراردادهای هوشمند، هسته اصلی عملکرد NFT هستند و قواعد مربوط به انتقال مالکیت، پرداختهای ثانویه و حقالامتیاز هنرمندان (Royalties) را تعیین میکنند. متأسفانه، در حال حاضر هیچ استاندارد یکپارچهای برای تعریف و اجرای این حقوق در قراردادهای هوشمند وجود ندارد. هر پلتفرم NFT یا هر پروژه کلکسیونی، قواعد خود را دارد. این عدم استانداردسازی دو مشکل عمده ایجاد میکند؛ اول، پیگیری و تضمین پرداخت حقالامتیاز (درصدی از فروشهای مجدد) برای هنرمندان دشوار میشود. برخی خریداران میتوانند با فروش NFT در بازارهایی که حقالامتیاز را اجرا نمیکنند، از پرداخت به هنرمند فرار کنند. دوم، خریدار اغلب نمیداند که دقیقاً چه حقوقی را از طریق قرارداد هوشمند به دست آورده است. این موضوع به ویژه در مواردی که حقوق تجاریسازی NFT مطرح میشود، بسیار اهمیت پیدا میکند. فقدان یک چارچوب حقوقی NFT شفاف و جهانی، اجرای این حقوق را در خارج از اکوسیستمهای بسته بلاکچین به امری پردردسر تبدیل کرده است.
دعاوی حقوقی سرقت برند و مالکیت در NFT
در سالهای اخیر، مناقشات حقوقی بزرگ در جهان NFT نشان داده که دادگاهها چگونه به موضوع سرقت معنوی در این فضا نگاه میکنند. پروندههایی مانند متابیرکین MetaBirkin (که در آن یک هنرمند، NFTهایی با تصویر کیفهای معروف هرمس تولید کرد) و شکایت نایکی (Nike) از یک پلتفرم بهخاطر ساخت NFT از کفشهای برند نایکی، مرزهای قانونی جدیدی را ترسیم کردهاند. رأی دادگاه در پرونده متابیرکین به نفع برند اصلی، یک پیام صریح به جامعه NFT فرستاد؛ حقوق علامت تجاری (Trademark) و کپیرایت سنتی، همچنان در فضای دیجیتال معتبر است و هیچ کس مجاز نیست بدون اجازه از مالکیت فکری ثبت شده دیگران برای انتفاع مالی سوء استفاده کند. این پروندهها به عنوان یک جریمه NFT، پیشینهای حقوقی ایجاد کردند که در نهایت به نفع احراز مالکیت شرکتها و هنرمندان بزرگ است، اما چالش آن برای هنرمندان مستقل همچنان پابرجا است، زیرا دفاع از حقوق معنوی در دادگاههای بینالمللی پرهزینه و زمانبر است.
راهحلهای نوظهور و نقش هویت غیرمتمرکز (DID)

با وجود چالشهای فراوان در زمینه احراز هویت هنرمند و مالکیت دیجیتال، راهحلهای مبتنی بر خود بلاکچین در حال ظهور هستند که میتوانند این مشکلات را به صورت ریشهای حل کنند. تمرکز این راهحلها بر ایجاد یک هویت غیرمتمرکز (DID) است که بتواند هویت واقعی یک فرد را به آدرس کیف پول بلاکچین او متصل کند.
هویت غیرمتمرکز برای هنرمندان
هویت غیرمتمرکز (DID-Decentralized Identity) یک فناوری نوین است که به کاربران اجازه میدهد هویت دیجیتال خود شامل اطلاعات تأیید شده مانند گواهینامههای هنری، مدارک تحصیلی یا حتی تأییدیههای دولتی را به صورت رمزنگاریشده در بلاکچین ذخیره کنند و کنترل کامل آن را در دست داشته باشند. برای یک هنرمند NFT، این میتواند یک تحول باشد. به جای اتکا به تأییدیه پلتفرمهای متمرکز (مانند توییتر یا اینستاگرام)، هنرمند میتواند یک NFT هویتی (Identity NFT) یا یک مدرک قابل تأیید (Verifiable Credential) مبتنی بر DID را مینت کند. این مدرک، اثبات میکند که این کیف پول بلاکچین متعلق به فلان هنرمند مشهور در جهان واقعی یا فلان شرکت است. این کار احراز اصالت هنرمند را به یک فرآیند قابل اعتماد و قابل ردیابی در بلاکچین تبدیل میکند و به سرعت جلوی جعل هویت و سوء استفاده از آثار هنرمندان را میگیرد. مزایای DID شامل افزایش امنیت NFT، حفظ حریم خصوصی و قابلیت استفاده در تمام پلتفرمهای بلاکچین است.
ابزارهای خودکار تشخیص کپی و ردیابی حقوقی
پلتفرمها و شرکتهای امنیتی جدیدی در حال توسعه ابزارهای هوش مصنوعی هستند که میتوانند به صورت خودکار، تمام بازارهای NFT و بلاکچینهای مختلف را برای یافتن آثار کپی شده و سرقتهای NFT اسکن کنند. این ابزارها با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته تشخیص تصویر، اثر هنری را با میلیونها اثر دیگر مقایسه کرده و در صورت پیدا کردن شباهت، به خالق اصلی هشدار میدهند. هدف این سامانهها، ارائه یک راهحل مقیاسپذیر برای مبارزه با حجم عظیم کپیکاریهای دیجیتال است. علاوه بر تشخیص، این ابزارها اغلب شامل سرویسهای حقوقی برای ارسال درخواست حذف (Takedown Notices) به پلتفرمهای NFT هستند. در واقع، این شرکتها پلی میان دنیای غیرمتمرکز NFT و قوانین مالکیت معنوی سنتی ایجاد میکنند و به هنرمندان مستقل قدرت بیشتری برای حفاظت از آثار NFT خود میدهند. این تلاشها برای افزایش شفافیت NFT در فرآیند مینت کردن آثار ضروری است.
استانداردهای جدید قرارداد هوشمند برای مالکیت معنوی (IP)
در پاسخ به ابهام حقوقی موجود، تلاشهایی در جریان است تا استانداردهای جدیدی برای قراردادهای هوشمند NFT تعریف شود. این استانداردها با هدف قرار دادن نحوه تعریف، ثبت و انتقال حقوق مالکیت معنوی (IP) به صورت واضح و یکپارچه در کد قرارداد، عمل میکنند. بهعنوان مثال، یک استاندارد جدید میتواند به صورت اجباری مشخص کند که خریدار دقیقاً چه نوع مجوزی را (مانند نمایش یا حق استفاده تجاری تا سقف مشخص) کسب کرده است؛ مکانیزمهای فنی را برای تضمین پرداخت حقالامتیاز در تمام فروشهای ثانویه تعبیه کند؛ و امکان ثبت کپیرایت اثر هنری در یک رجیستری بلاکچینی را فراهم کند تا احراز مالکیت توسط خود بلاک چین تأیید شود. این استانداردسازی که با همکاری توسعهدهندگان و متخصصان حقوقی در حال انجام است، یک گام ضروری برای بلوغ بازار NFT و تبدیل شدن آن به یک بستر هنری معتبر محسوب میشود.
لزوم نظارت پلتفرمها و قوانین بینالمللی
با وجود نوآوریهای فنی در حوزه DID، نمیتوان نقش ضروری پلتفرمهای NFT و نهادهای قانونگذار جهانی را نادیده گرفت. برای ایجاد یک بازار NFT ایمن و قابل اعتماد، هر دو نهاد متمرکز (پلتفرمها) و چارچوبهای قانونی (قوانین جهان) باید نقش خود را به درستی ایفا کنند.
مسئولیت پلتفرمهای فروش NFT در احراز اصالت
بازارهای بزرگ NFT، به عنوان دروازههای اصلی این جهان، مسئولیت اخلاقی و فنی بزرگی در قبال احراز اصالت آثار هنری دارند. در حال حاضر، بسیاری از پلتفرمها تنها به فرآیندهای حداقلی اتکا میکنند تا هزینه عملیاتی خود را پایین نگه دارند، که این امر منجر به رواج کلاهبرداری NFT میشود. یک پلتفرم معتبر باید فراتر از صرفاً تأیید آدرس ایمیل، فرآیندهای سختگیرانهتری برای احراز هویت هنرمند اجرا کند؛ این اقدامات شامل اجباری کردن اتصال به حسابهای اجتماعی تأیید شده با سابقه طولانی، درخواست مدارک کتبی برای اثبات مالکیت فکری (به ویژه برای آثار دارای برند) و استفاده از سیستمهای داخلی تشخیص کپی خودکار است. عدم انجام این کار، اعتبار پلتفرم را به خطر انداخته و آن را در معرض دعاوی حقوقی از سوی هنرمندان قرار میدهد. برخی پلتفرمها با اعمال این سختگیریها نشان دادهاند که احراز هویت NFT امکانپذیر است، اما نیاز به تعهد به ریسک و هزینه بالاتر دارد.
تدوین قوانین فراگیر برای مالکیت دیجیتال و بلاکچین
بازار NFT با سرعتی بسیار بیشتر از فرآیند تدوین قوانین حرکت کرده است. این شکاف قانونی، به کلاهبرداران اجازه میدهد تا در یک فضای خاکستری و بدون عواقب جدی فعالیت کنند. اگرچه ماهیت غیرمتمرکز بلاکچین فلسفه اصلی این فضا است، اما برای حفاظت از مصرفکننده و حقوق هنرمندان، نیاز به یک چارچوب قانونی بینالمللی وجود دارد. سازمانهای جهانی مانند WIPO (سازمان جهانی مالکیت فکری) در حال بررسی چگونگی انطباق معاهدات کپیرایت موجود (مانند معاهده برن) با فناوری بلاکچین و NFT هستند. تدوین قوانینی که به صراحت، استانداردهای ثبت کپیرایت NFT را مشخص کند، سازوکار پیگرد قانونی سارقان هنری دیجیتال را آسان میکند و پلتفرمها را ملزم به اجرای حقالامتیاز NFT سازد، یک ضرورت فوری است. بدون این قوانین فراگیر، چالشهای مالکیت NFT همچنان در تضاد با وعدههای اصلی این تکنولوژی باقی خواهد ماند.
نقش جامعه و آموزش در مقابله با کلاهبرداریهای NFT
بزرگترین خط دفاعی در برابر کلاهبرداری NFT و سرقت هویت، خود جامعه کاربران است. افزایش آگاهی عمومی درباره نحوه تشخیص NFT اصلی از تقلبی، درک صحیح از تفاوت بین مالکیت توکن و مالکیت کپیرایت، و اجتناب از پروژههایی که وعدههای غیرواقعی میدهند (مانند پدیده راگ پول)، میتواند آسیبپذیری کاربران را به شدت کاهش دهد. هنرمندان باید تشویق شوند تا از ابزارهای موجود برای اثبات اصالت آثار خود استفاده کنند (مانند امضای رمزنگاری شده خارج از زنجیره، یا اتصال واضح به پروفایلهای هنری قدیمی). همچنین، خریداران باید پیش از هر خریدی، از ابزارهای بررسی سابقه NFT برای ردیابی تاریخچه مالکیت و خالق اصلی استفاده کنند. در یک جهان غیرمتمرکز، مسئولیت فردی و آموزش، نقشی کلیدی در کنار راهحلهای فنی و حقوقی ایفا میکند و به بلوغ و اعتمادسازی در بازار NFT کمک قابل توجهی خواهد کرد.
نتیجهگیری
بازار NFT یک تحول ساختاری را در جهان هنر دیجیتال آغاز کرده است. این فناوری ظرفیت بینظیری برای توانمندسازی هنرمندان مستقل و ایجاد سازوکارهای شفاف برای حقوق خالق ایجاد کرده است، اما همچنان با یک تضاد بنیادی روبروست: فناوری بلاکچین شفافیت تراکنشها را تضمین میکند، اما در تضمین هویت واقعی خالق و مرزهای مالکیت معنوی ناکام مانده است. چالشهای احراز هویت هنرمندان به دلیل سهولت جعل هویت، سرقت هنری در مقیاس وسیع و فقدان چارچوبهای حقوقی یکپارچه، همچنان به عنوان بزرگترین مانع در مسیر اعتماد به NFT و توسعه پایدار بازار NFT باقی ماندهاند. با این حال، راهحلهای نوظهور از جمله هویت غیرمتمرکز (DID)، پیشرفت در ابزارهای خودکار تشخیص کپیرایت، و تلاش برای استانداردسازی قراردادهای هوشمند، نویدبخش آیندهای معتبرتر هستند. بلوغ این جهان، نه تنها به نوآوریهای فنی در حوزه احراز اصالت NFT بستگی دارد، بلکه نیازمند دخالت قاطعانه پلتفرمهای NFT برای اجرای فرآیندهای سختگیرانه احراز هویت و همچنین تدوین قوانین جهانی توسط نهادهای قانونگذار است. مالکیت دیجیتال در جهان بلاکچین زمانی به یک واقعیت قابل دفاع تبدیل میشود که تکنولوژی، قانون و مسئولیتپذیری جمعی، همگام و همسو با یکدیگر برای دفاع از حقوق مالکیت فکری خالقان آثار عمل کنند. برای عبور از این دوران پرابهام، نیاز است که تمرکز از صرفاً «معامله» به «اعتماد و هویت» شیفت پیدا کند.