مایک کانن بروکس کیست؟ فعال محیط زیست برجسته
مایک کانن بروکس، میلیاردر استرالیایی و همبنیانگذار اتلسین، از یک دانشجوی ساده با بدهی کارت اعتباری ۱۰ هزار دلاری به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تکنولوژی و انرژی سبز جهان تبدیل شد. او با خلق محصولاتی مانند جیرا و سرمایهگذاری در پروژههای انرژی پاک، مرز میان نوآوری، تجارت و کنشگری محیط زیستی را بازتعریف کرده است.

مقدمه
چگونه ممکن است دو دانشجوی جوان که تنها سرمایهشان یک کارت اعتباری با بدهی ۱۰ هزار دلاری بود، بتوانند *امپراتوری عظیم نرمافزاری* را بنا کنند که امروز ارزش آن به دهها میلیارد دلار میرسد؟ داستان مایک کانن بروکس تنها روایت یک موفقیت تجاری در دنیای صفر و یک نیست؛ بلکه حکایت فردی است که قوانین بازی را در سیلیکونولی و فراتر از آن تغییر داد. او کسی است که در توییتر با ایلان ماسک شرطبندی میکند تا مشکل برق یک ایالت را در ۱۰۰ روز حل کند و در کمال ناباوری پیروز میشود. مایک کانن بروکس، میلیاردر استرالیایی و همبنیانگذار شرکت افسانهای اتلسین، نماد نسل جدیدی از کارآفرینان است که مرز میان تکنولوژی، سرمایهگذاری و کنشگری محیط زیستی را از میان برداشتهاند. در این مقاله جامع، ما قصد نداریم صرفاً به اعداد و ارقام خشک بپردازیم. هدف ما **کالبدشکافی** ذهنیت و استراتژیهای فردی است که بدون داشتن حتی یک نفر در تیم فروش، توانست نرمافزارهایی بسازد که امروزه ناسا، تسلا و توییتر بدون آنها قادر به فعالیت نیستند. او که زمانی به عنوان میلیاردر تصادفی شناخته میشد، امروز به عنوان یکی از جدیترین حامیان انرژیهای تجدیدپذیر در جهان، در حال مبارزه با بزرگان سوخت فسیلی است. شناخت مایک کانن بروکس، شناخت مسیر آینده تکنولوژی و تاثیر آن بر سیاره زمین است. در ادامه، لایه به لایه زندگی شخصی، حرفهای و دیدگاههای جسورانه او را بررسی خواهیم کرد تا پاسخی کامل به سوال مایک کانن بروکس کیست؟ بدهیم و ببینیم چگونه یک برنامهنویس ساده به یکی از قدرتمندترین چهرههای استرالیا و جهان تبدیل شد.
*سازمان نرمافزاری بینظیر*/**بررسی**
*سازمان نرمافزاری بینظیر*/**بررسی**
زندگینامه مایک کانن بروکس

مایک کانن بروکس در نوامبر سال ۱۹۷۹ در ایالات متحده آمریکا متولد شد، اما هویت و رشد او کاملاً با فرهنگ استرالیا گره خورده است. پدر او، مایکل کانن بروکس، یکی از مدیران ارشد بانکی در سطح جهانی بود که در بانکهایی نظیر سیتیبانک فعالیت میکرد. همین شغل پدر باعث شد تا مایک در دوران کودکی سفرهای زیادی را تجربه کند و با دیدگاهی جهانی پرورش یابد. با این حال، خانواده او در نهایت در سیدنی استرالیا ساکن شدند. این پیشزمینه خانوادگی و آشنایی پدر با دنیای مالی و مدیریت، ناخودآگاه بذرهای تفکر استراتژیک و درک بازارهای مالی را در ذهن مایک کاشت، هرچند که او مسیر متفاوتی از بانکداری سنتی را برای خود برگزید. محیط خانه آنها ترکیبی از انضباط کاری و تشویق به یادگیری بود که پایههای موفقیتهای آتی او را بنا نهاد.
دوران تحصیل و نقطه عطف دانشگاه نیوساوت ولز
مایک برای تحصیلات دانشگاهی خود وارد دانشگاه نیوساوت ولز (UNSW) در استرالیا شد و در رشته سیستمهای اطلاعاتی (Information Systems) مشغول به تحصیل گردید. این دانشگاه دقیقاً همان نقطهای بود که سرنوشت او را برای همیشه تغییر داد. او در قالب برنامه بورس تحصیلی کوپ (Co-op Scholarship) پذیرفته شده بود که دانشجویان نخبه را با دنیای صنعت مرتبط میکرد. مایک دانشجوئی باهوش اما با روحیهای سرکش بود که علاقهای به پیمودن مسیرهای معمول کارمندی نداشت. در همین کلاسها و راهروهای دانشگاه بود که او با پسری آرامتر اما به همان اندازه بلندپرواز به نام اسکات فارکوهار آشنا شد. این دوستی ساده دانشجویی، بعدها به یکی از پایدارترین و موفقترین شراکتهای تجاری در تاریخ تکنولوژی تبدیل شد.
شکلگیری ذهنیت کارآفرینی در جوانی
در سالهای پایانی دانشگاه، در حالی که اکثر همکلاسیهای مایک به دنبال استخدام در شرکتهای بزرگ فناوری یا موسسات مالی معتبر بودند، او و اسکات دغدغههای متفاوتی داشتند. آنها ایمیلی برای همکلاسیهای خود فرستادند و پرسیدند که چه کسی تمایل به راهاندازی یک استارتاپ دارد، اما پاسخ چندانی دریافت نکردند. مایک در آن دوران متوجه شد که نمیخواهد در ساختار خشک اداری کار کند و ترجیح میدهد رئیس خودش باشد، حتی اگر این کار به معنای درآمد کمتر در ابتدای راه باشد. او با اینکه پیشنهادهای کاری با حقوق بالا داشت، تصمیم گرفت ریسک کند. این تصمیمگیری جسورانه در سنین پایین، نشاندهنده اعتماد به نفس بالا و توانایی او در دیدن افقهای دورتر بود، ویژگیهایی که بعدها در مدیریت بحرانهای اتلسین و سرمایهگذاریهای ریسکپذیرش به وضوح دیده شد.
پیشینه و مسیر حرفهای مایک کانن بروکس
در سال ۲۰۰۲، مایک کانن بروکس و اسکات فارکوهار بلافاصله پس از فارغالتحصیلی، شرکت اتلسین (Atlassian) را در سیدنی تأسیس کردند. داستان آنها فاقد سرمایهگذاران فرشته یا بودجههای میلیون دلاری بود که در سیلیکون ولی مرسوم است. آنها تنها با ۱۰ هزار دلار بدهی کارت اعتباری شروع کردند. هدف اولیه آنها بسیار ساده بود. کسب درآمدی معادل حقوق سالانه ۴۸ هزار دلار که شرکتهای بزرگ به فارغالتحصیلان پیشنهاد میدادند. آنها ابتدا روی پشتیبانی نرمافزاری شخص ثالث تمرکز کردند اما خیلی زود متوجه شدند که برای مقیاسپذیری نیاز به محصول خودشان دارند. این درک زودهنگام باعث شد تا آنها به سمت توسعه نرمافزاری برای مدیریت پروژههای چابک حرکت کنند، تصمیمی که منجر به خلق جیرا (Jira) شد.
انقلاب در مدل فروش نرمافزار
یکی از مهمترین بخشهای مسیر حرفهای مایک کانن بروکس، اصرار او بر یک استراتژی غیرمعمول بود: «محصول باید خودش را بفروشد». در حالی که رقبای آنها میلیونها دلار صرف تیمهای فروش تهاجمی و بازاریابی میکردند، مایک و اسکات تصمیم گرفتند تیم فروش مستقیم نداشته باشند. آنها قیمتها را در وبسایت بهصورت شفاف درج کردند و نسخههای آزمایشی رایگان ارائه دادند. این استراتژی که در آن زمان دیوانگی تلقی میشد، باعث شد تا آنها بتوانند بودجه خود را تماماً صرف تحقیق و توسعه (R&D) کنند تا محصولی بیرقیب بسازند. این مدل که امروزه به عنوان «Product-Led Growth» شناخته میشود، در آن زمان توسط مایک رهبری و پیادهسازی شد و توانست اتلسین را به شرکتی با حاشیه سود بسیار بالا تبدیل کند.
ورود تاریخی به بورس نزدک
مسیر حرفهای مایک کانن بروکس با عرضه اولیه سهام (IPO) اتلسین در سال ۲۰۱۵ به اوج جدیدی رسید. این شرکت در بازار بورس نزدک (NASDAQ) آمریکا لیست شد و ارزش آن در همان روز اول به میلیاردها دلار رسید. این اتفاق نه تنها برای مایک و اسکات، بلکه برای کل اکوسیستم تکنولوژی استرالیا یک پیروزی بزرگ بود. مایک توانسته بود ثابت کند که میتوان یک شرکت نرمافزاری کلاس جهانی را خارج از آمریکا و در استرالیا ساخت و مدیریت کرد. در این دوران، مایک نقش خود را به عنوان مدیرعامل مشترک (Co-CEO) تثبیت کرد، مدلی که در دنیای تجارت بسیار نادر است اما او و فارکوهار با تقسیم وظایف دقیق و اعتماد متقابل، آن را به بهترین شکل اجرا کردند.
گذار از مدیر اجرایی به رهبر استراتژیک
در سالهای اخیر، مسیر حرفهای مایک دچار تحولات جدیدی شده است. اگرچه او همچنان در اتلسین نقش کلیدی دارد، اما تمرکز خود را از مدیریت خرد روزانه به سمت استراتژیهای کلان و سرمایهگذاریهای بیرونی معطوف کرده است. او درک کرد که برای تاثیرگذاری بیشتر بر جهان، تنها کدنویسی و مدیریت نرمافزار کافی نیست. او شروع به استفاده از سرمایه و نفوذ خود برای تغییر سیاستهای انرژی و تکنولوژی در سطح ملی و بینالمللی کرد. این مرحله از زندگی حرفهای او نشاندهنده بلوغ یک کارآفرین است که از خلق ثروت به سمت خلق ارزش پایدار و میراثسازی حرکت میکند.
دستاوردها و پروژههای برجسته مایک کانن بروکس

بزرگترین دستاورد مایک کانن بروکس بدون شک نرمافزار جیرا (Jira) است. این ابزار که ابتدا برای ردیابی باگهای نرمافزاری طراحی شده بود، تحت هدایت او به ابزاری جامع برای مدیریت پروژه در تمامی صنایع تبدیل شد. موفقیت جیرا تنها در فروش آن نبود، بلکه در ایجاد یک استاندارد جهانی بود. امروز کمتر تیم توسعه نرمافزاری در جهان وجود دارد که با جیرا کار نکرده باشد. علاوه بر جیرا، مایک بر توسعه کانفلوئنس (Confluence) نیز نظارت داشت که ابزاری برای همکاری و مستندسازی تیمی است. ترکیب این دو محصول، *ستون فقرات* بسیاری از سازمانهای مدرن را تشکیل داد و وابستگی شرکتها به اکوسیستم اتلسین را تضمین کرد.
اکتسابهای هوشمندانه: ترلو و فراتر از آن
یکی از مهارتهای برجسته مایک، شناسایی فرصتهای طلایی برای خرید شرکتهای دیگر بود. در سال ۲۰۱۷، او رهبری پروسه خرید ترلو (Trello) به مبلغ ۴۲۵ میلیون دلار را بر عهده داشت. ترلو ابزاری محبوب برای مدیریت بصری کارها بود که پایگاه کاربری عظیمی داشت. با این خرید، مایک توانست طیف مشتریان اتلسین را از تیمهای فنی به تیمهای بازاریابی، منابع انسانی و حتی کاربران خانگی گسترش دهد. این استراتژی خرید و ادغام (M&A) تحت نظارت مایک ادامه یافت و شامل خریدهای دیگری مانند «Opsgenie و Loom» شد که هر کدام قطعهای از پازل بزرگ اتلسین برای تسلط بر بازار همکاری تیمی بودند.
تأسیس گروک ونچرز (Grok Ventures)
جدا از اتلسین، یکی دیگر از پروژههای برجسته مایک کانن بروکس، تأسیس شرکت سرمایهگذاری خصوصیاش به نام «گروک ونچرز» است. نام این شرکت از رمان علمی تخیلی «غریبهای در سرزمین غربت» گرفته شده و به معنای درک عمیق و شهودی یک موضوع است. مایک از طریق این شرکت، سرمایهگذاریهای سنگینی در استارتاپهای تکنولوژی، فینتک و بهویژه تکنولوژیهای اقلیمی (Climate Tech) انجام داده است. گروک ونچرز بازوی اجرایی مایک برای تحقق رویاهایش در خارج از اتلسین است و تاکنون در دهها شرکت نوآور که پتانسیل تغییر جهان را دارند، سرمایهگذاری کرده است.
پروژه سان کیبل (Sun Cable) و رویای انرژی پاک
شاید جاهطلبانهترین پروژه مایک کانن بروکس تا به امروز، پروژه سان کیبل باشد. هدف این پروژه ساخت بزرگترین مزرعه خورشیدی جهان در شمال استرالیا و انتقال برق تولیدی آن از طریق طولانیترین کابل زیردریایی جهان به سنگاپور است. مایک نه تنها سرمایهگذار اصلی این پروژه است، بلکه به عنوان رئیس هیئت مدیره، هدایت استراتژیک آن را نیز بر عهده دارد. با وجود چالشهای مدیریتی و اختلاف نظر با سایر شرکا که منجر به خرید کامل سهام توسط مایک شد، او مصمم است که استرالیا را به ابرقدرت صادرات انرژی تجدیدپذیر تبدیل کند. این پروژه نشاندهنده گذار کامل او از یک قدرت نرمافزاری به یک قدرت انرژی سبز است.
*اساس*
*اساس*
رویدادهای شخصی و حواشی زندگی مایک کانن بروکس
مایک کانن بروکس در سال ۲۰۱۰ با آنی تاد (Annie Todd)، طراح مد و فعال اجتماعی، ازدواج کرد. آنها صاحب چهار فرزند شدند و سالها به عنوان یکی از زوجهای قدرتمند و خیر استرالیا شناخته میشدند. زندگی آنها همواره زیر ذرهبین رسانهها بود، اما آنها سعی میکردند حریم خصوصی فرزندانشان را حفظ کنند. با این حال، در سال ۲۰۲۳ خبری شوکهکننده منتشر شد مبنی بر اینکه مایک و آنی پس از ۱۲ سال زندگی مشترک از هم جدا شدهاند. این خبر بازتاب گستردهای در رسانههای استرالیا داشت، زیرا آنها نه تنها شریک زندگی، بلکه در بسیاری از فعالیتهای خیریه و سرمایهگذاریها نیز شریک بودند. مدیریت این بحران شخصی در کنار مسئولیتهای سنگین کاری، چالشی بزرگ برای مایک بود.
خرید خانه فیرواتر و رکوردشکنی املاک
در سال ۲۰۱۸، مایک کانن بروکس با خرید عمارت تاریخی فیرواتر (Fairwater) در سیدنی به قیمت ۱۰۰ میلیون دلار استرالیا، تیتر اول روزنامهها شد. این خرید رکورد گرانترین خانه مسکونی در تاریخ استرالیا را شکست. این عمارت عظیم که متعلق به خانواده فیرفکس بود، نمادی از انتقال قدرت از رسانههای سنتی به ابرشرکتهای تکنولوژی جدید محسوب میشد. خرید این خانه نه تنها نشاندهنده ثروت افسانهای مایک بود، بلکه علاقه او به حفظ میراث معماری و داشتن فضایی بزرگ برای خانوادهاش را نشان میداد. او همچنین املاک دیگری در مناطق مختلف خریداری کرده که نشان از علاقه او به سرمایهگذاری در املاک لوکس دارد.
شرطبندی توییتری با ایلان ماسک
یکی از مشهورترین حواشی زندگی مایک، تعامل او با ایلان ماسک در توییتر بود. زمانی که ایالت استرالیای جنوبی با بحران قطع برق مواجه بود، یکی از مدیران تسلا ادعا کرد که میتواند مشکل را با باتریهای عظیم حل کند. مایک در توییتر از ایلان ماسک پرسید که آیا این ادعا جدی است؟ ماسک پاسخ داد: «تسلا سیستم را نصب میکند و در ۱۰۰ روز تحویل میدهد، وگرنه رایگان خواهد بود». مایک این چالش را پذیرفت و با لابیگری و تأمین مالی، راه را برای ورود تسلا هموار کرد. این پروژه با موفقیت انجام شد و نه تنها مشکل برق را حل کرد، بلکه مایک را به عنوان چهرهای که میتواند با استفاده از تکنولوژی مشکلات ملی را حل کند، مشهور ساخت.
کنشگری سیاسی و انتقاد از دولت
مایک برخلاف بسیاری از میلیاردرها که سعی میکنند از سیاست دوری کنند، همواره با صراحت لهجه از سیاستهای دولت استرالیا در زمینه تغییرات اقلیمی انتقاد کرده است. او بارها نخستوزیران استرالیا را به دلیل عدم توجه کافی به انرژیهای تجدیدپذیر و حمایت از سوختهای فسیلی به چالش کشیده است. او حتی کمپینهایی را برای آگاهیرسانی عمومی راهاندازی کرده و با خرید سهام شرکتهای انرژی سنتی، سعی کرده از درون بر سیاستهای آنها تاثیر بگذارد. این فعالیتها باعث شده که او مخالفان سرسختی در میان سیاستمداران محافظهکار و لابیهای ذغالسنگ داشته باشد، اما در میان نسل جوان و حامیان محیط زیست محبوبیت زیادی کسب کرده است.
دیدگاهها و برنامههای آینده مایک کانن بروکس

دیدگاه اصلی مایک کانن بروکس برای آینده حول محور کربنزدایی میچرخد. او معتقد است که تغییرات اقلیمی بزرگترین تهدید برای بشریت و همزمان بزرگترین فرصت اقتصادی قرن است. برنامه او این است که نشان دهد سرمایهگذاری در انرژی سبز نه تنها اخلاقی است، بلکه سودآورتر از سوختهای فسیلی است. او متعهد شده است که تا سال ۲۰۳۰ تمام عملیات شرکتهای تحت مدیریتش را به سمت انرژی ۱۰۰ درصد پاک ببرد. او آیندهای را ترسیم میکند که در آن استرالیا نه به عنوان معدن ذغالسنگ جهان، بلکه به عنوان صادرکننده انرژی خورشیدی و هیدروژن سبز شناخته شود.
تلاش برای تصاحب و تغییر AGL Energy
یکی از جسورانهترین برنامههای مایک، تلاش برای خرید شرکت «AGL Energy»، بزرگترین تولیدکننده برق و بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانهای در استرالیا بود. هدف او از این خرید، کسب سود نبود، بلکه میخواست نیروگاههای ذغالسنگ این شرکت را زودتر از موعد تعطیل کند و آنها را با منابع تجدیدپذیر جایگزین نماید. اگرچه پیشنهاد خرید اولیه او رد شد، اما مایک با خرید درصد قابل توجهی از سهام این شرکت، توانست در هیئت مدیره نفوذ کرده و مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره را مجبور به استعفا کند. این حرکت نشاندهنده استراتژی آینده کنشگری سهامدارانه برای اجبار شرکتها به تغییر مسیر به سمت پایداری اوست.
تکنولوژی به عنوان ابزار توانمندسازی
مایک کانن بروکس معتقد است که آینده تکنولوژی باید در خدمت توانمندسازی تیمها و انسانها باشد، نه جایگزینی آنها. در حالی که بحثهای زیادی پیرامون هوش مصنوعی و جایگزینی انسان وجود دارد، دیدگاه مایک این است که ابزارهای آینده باید همکاری بین انسان و ماشین را *تسهیل* کنند. او بر روی استارتاپهایی سرمایهگذاری میکند که بهرهوری انسانی را افزایش میدهند. برنامه او برای اتلسین، ادغام هوش مصنوعی در تار و پود نرمافزارهاست تا کارهای تکراری حذف شده و انسانها بتوانند بر روی خلاقیت و حل مسائل پیچیده تمرکز کنند.
حمایت از اکوسیستم استارتاپی استرالیا
مایک همواره دغدغه رشد صنعت تکنولوژی در کشورش را داشته است. او برنامه دارد تا با حمایت مالی و منتورینگ، نسل بعدی کارآفرینان استرالیایی را پرورش دهد تا مجبور به مهاجرت به سیلیکون ولی نباشند. او معتقد است که استرالیا پتانسیل تبدیل شدن به قطب تکنولوژی نیمکره جنوبی را دارد. دیدگاه او این است که موفقیت اتلسین نباید یک استثنا باشد، بلکه باید به یک قاعده تبدیل شود. او از طریق لابیگری برای اصلاح قوانین ویزای نخبگان و معافیتهای مالیاتی برای تحقیق و توسعه، میکوشد زیرساختهای لازم برای این آینده را فراهم کند.
*آسان*
*آسان*
سرمایه گذاریها و داراییهای مالی مایک کانن بروکس
مایک کانن بروکس به طور مداوم در صدر فهرست ثروتمندترین افراد استرالیا قرار دارد. ثروت او که عمدتاً ناشی از سهام او در شرکت اتلسین است، نوسانات بازار بورس را تجربه میکند اما همچنان در محدوده چند ده میلیارد دلار باقی مانده است. طبق گزارشهای فوربس و بلومبرگ، دارایی خالص او بسته به قیمت سهام TEAM (نماد اتلسین در بورس) متغیر است، اما او همواره در بین ۳ نفر اول ثروتمندان استرالیا جای دارد. نکته مهم درباره ثروت او این است که بخش عمدهای از آن نقد نیست و در قالب سهام شرکتهایی است که او برای بلندمدت نگه داشته است.
پورتفوی متنوع گروک ونچرز
سبد سرمایهگذاری مایک از طریق گروک ونچرز بسیار متنوع و هوشمندانه چیده شده است. او در حوزههای مختلفی سرمایهگذاری کرده است؛ شرکتهای انرژی مانند Sun Cable (انرژی خورشیدی) و Brighte (تامین مالی انرژی خانگی)، سرمایهگذاری فینتک در بانکهای دیجیتال و پلتفرمهای پرداخت نوین و استارتاپهای کشاورزی مدرن که روی گوشتهای گیاهی و روشهای کشاورزی پایدار کار میکنند (مانند AgriWebb)، سرمایهگذاری حمل و نقل در ایستگاههای شارژ خودروهای برقی و تکنولوژیهای حمل و نقل پاک و این تنوع نشان میدهد که او ریسک سرمایهگذاری خود را پخش کرده و تنها به دنیای نرمافزار متکی نیست.
مالکیت ورزشی: یوتا جاز
علاوه بر تکنولوژی و انرژی، مایک کانن بروکس وارد دنیای ورزش حرفهای نیز شده است. او مالکیت اقلیتی از تیم بسکتبال یوتا جاز (Utah Jazz) در لیگ NBA آمریکا را خریداری کرده است. این سرمایهگذاری نه تنها جنبه مالی دارد، بلکه شبکه ارتباطی او را در ایالات متحده گسترش داده و پرستیژ بینالمللی او را به عنوان یک میلیاردر جهانی افزایش داده است. حضور در NBA به او دسترسی به محافل قدرتمند تجاری و رسانهای آمریکا را میدهد که برای پیشبرد اهداف دیگرش نیز مفید است.
املاک و مستغلات
علاوه بر خانه فیرواتر، مایک کانن بروکس مجموعهای از املاک ارزشمند را در اختیار دارد. او چندین ملک تفریحی در سواحل استرالیا و مزارع کشاورزی بزرگ را خریداری کرده است. رویکرد او در خرید مزارع نیز جالب است؛ او تلاش میکند تا با پیادهسازی روشهای کشاورزی احیاکننده (Regenerative Agriculture) در این زمینها، ثابت کند که میتوان از زمین درآمد داشت و همزمان کیفیت خاک را بهبود بخشید و کربن را جذب کرد. بنابراین، حتی داراییهای ملکی او نیز در خدمت ایدئولوژی زیستمحیطی او قرار دارند.
نتیجه گیری
مایک کانن بروکس شخصیتی چندوجهی است که نمیتوان او را در یک تعریف ساده گنجاند. او از یک سو نابغهای در دنیای نرمافزار است که با خلق اتلسین و محصولاتی چون جیرا، نحوه کار تیمهای سراسر جهان را دگرگون کرد و از سوی دیگر، یک فعال محیط زیست رادیکال است که با سرمایه شخصی به جنگ تغییرات اقلیمی رفته است. داستان زندگی او، از اتاق خوابگاه دانشگاه تا تالارهای بورس نزدک و نیروگاههای خورشیدی، الگویی از جسارت، نوآوری و مسئولیتپذیری اجتماعی است. او ثابت کرد که برای موفقیت در دنیای تکنولوژی نیاز به حضور فیزیکی در سیلیکون ولی نیست و میتوان با تکیه بر کیفیت محصول و مدلهای تجاری هوشمند، بازارهای جهانی را تسخیر کرد. مهمتر از ثروت افسانهایاش، میراث مایک کانن بروکس در تلاشهای او برای ساختن سیارهای سبزتر نهفته است. او نشان داد که سرمایه میتواند ابزاری برای تغییر مثبت باشد و میلیاردر بودن تنها به معنای انباشت ثروت نیست، بلکه مسئولیتی برای حل بزرگترین چالشهای بشریت است. چه او را یک مدیر موفق بدانیم و چه یک ماجراجوی جسور، مایک کانن بروکس نامی است که تاریخ تکنولوژی و انرژی سبز هرگز آن را فراموش نخواهد کرد.

دیدگاه و نظرات خود را بنویسید
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید.